درباره مهرداد بهار | اسطوره‌شناسی که ایران باستان را خوب می‌شناخت

تهران- ایرنا- مهرداد بهار محقق تاریخ و پژوهنده ایران دوستی بود که در راه پژوهش، حقیقت‌جو و کمال‌طلب بود. او به عنوان اسطوره‌شناسی که ایران باستان را خوب می‌شناخت، فرضیات علمی بسیاری درباره سرچشمه‌های اساطیر ایران بیان کرد که همواره راهگشای پژوهش‌های مهمی بوده‌است و به همین اعتبار نقشی تأثیرگذار در عرصه پژوهش‌های تاریخی داشت.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ پژوهش‌های اسطوره‌شناسی در ایران با نام او گره می‌خورد؛ فردی که سرتاسر عمر خود را به مطالعه در زمینه فرهنگ، ‌اساطیر و آیین‌های ایرانی اختصاص داد و بنیانگذار طرح‌های علمی ارزشمندی در این زمینه بود؛ مهرداد بهار پژوهشگری که ایرج افشار درباره او می گوید: من از نبشته‌های ژرف، استوار و تازه بنیاد او در زمینه فرهنگ و زبان ایران هماره بهره‌وری داشته‌ام. او فرزند شایسته پادشاه شعر معاصر فارسی (ملک‌الشعرای بهار) بود که دماوندوار در راه دامنه‌وری تحقیقات ایران باستان پای افشرده است و بی گمان حق سترگ و تحسین برانگیزی بر ما دارد. مهرداد هم فروتن بود و هم دانشمندی تمام.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت این اسطوره‌شناس ایرانی به بررسی زندگی و پژوهش های او پرداخته است.

تولد و خانواده

مهرداد بهار فرزند ملک الشعرا بهار در ۱۰ مهر ۱۳۰۸ خورشیدی دیده به جهان گشود. پدرش ملک الشعرا از شاعران مشروطه خواه و مبارز بود که سابقه نمایندگی مجلس شورای ملی را نیز در کارنامه خود داشت و مادرش سودابه صفدری شاهزاده خانمی قاجاری از خانواده دولتشاه کرمانشاه و از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود. چنان که خودش درباره پدرش می گوید: از جمله گرفتاری های ناراحت کننده برای او، برخورد بر سر مسایل مادی زندگی میان وی و مادر ما بود. هر ۲ مردمی، خوب و علاقه مند به خانواده بودند ولی جهانِ مادرِ ما در مسایل خانواده و فرزندان خلاصه می شد و جهانِ پدر، پهنه ای عظیم بود، انباشته از تلاطم های سیاسی و اجتماعی و نتایج مادی آن ها؛ زندان، تبعید و فقر، اموری که خانه ما را از شادی لازم محروم داشته بود. مادر نمی توانست بار سنگین خانواده را در این دریای مظلم به ساحلی برساند، پدر هم قادر به نوکری و ایجاد درآمد نبود. حتی هنگامی هم که از سیاست دست کشید، درآمدی مناسب وضع زندگی خود پیدا نکرد. او چند بار سعی کرد تا به کاری آزاد دست زند. یک بار مؤسسه ای بنیاد نهاد تا به خرید و فروش کتاب بپردازد اما به زودی سرمایه را از کف داد و زیان بزرگی را متحمل شد. یک بار هم سعی کرد دیوان اشعارش را به سرمایه خود چاپ کند و از آن راه سودی به دست آورد، شهربانی رضاشاه اوراق چاپ شده را توقیف کرد و مخارج سنگین چاپ بر عهده پدر ماند. او دیگر هرگز به کار آزاد اقدام نکرد. دعوای با زن قابل تحمل تر از دعوا با طلبکاران بود!

هنگامی که مهرداد چهار ساله بود، پدرش به وسیله عوامل رضاشاه به اصفهان تبعید شد و زندگیشان دشوارتر گذشت چراکه هیچ درآمدی نداشتند. دورانی که به گفته خود او، پدر دیگر آن ملک الشعراء میدان سیاست و مجلس شورا نبود. او از آسمان فرود آمده بود و از جمله برای من که در آن هنگام کودکی چهار ساله بودم، قصه می گفت. کاری که از او عجیب بود. هر چند این قصه ها که درباره دیوی به نام سیاه خان ستم گر بود، هیچ نشاطی، شوری و شوقی در من برنمی انگیخت. او می خواست تا در پرده، به نام سیاه خان، رضاشاه را در چشم من چون عفریتی جلوه دهد و نمی دانست که من در تلخی آن ایام به فرشته ای نیاز داشتم تا اینکه پس از مدتی دوران تبعید تمام شد اما به قول مهرداد بهار تم اصلی زندگی ما دعوای مادر و پدر بر سر امور مالی باقی ماند که باقی ماند.

تحصیل و زندان بعد از کودتای ۲۸ مرداد

مهرداد بهار تحصیلات ابتدایی را در مدرسه جمشید جم و دوران متوسطه را در دبیرستان‌های فیروز بهرام و البرز گذراند. او در مورد دبیرستان خود می گوید: به یاد دارم که در کلاس چهارم دبیرستان تجدیدی شده بودم. این زمان پدرم وزیر معارف بود. شکایت به او بردم و گمان می کردم با سفارشی کارم درست خواهد شد. پدر بازرسی به دبیرستان فرستاد. پس از گزارش بازرس که به زیان من بود، نه تنها سفارشی به عمل نیامد بلکه پدر پوستی از کله من تنبل کند تا دیگر از این غلط ها نکنم. ما هرگز عادت نکردیم تا از موقعیتی سوء استفاده کنیم به ما این امکان داده نمی شد.

بهار در سال تحصیلی ۱۳۲۸-۱۳۲۹ خورشیدی در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما در سال دوّم در جریان جنبش ملی شدن نفت از دانشگاه اخراج و به اتهام اغتشاش دستگیر شد و سه ماه در زندان ماند. در همان زمان یعنی ۱۳۳۰ خورشیدی پدر خود ملک الشعرا را نیز از دست داد و بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی به مانند بسیاری از شخصیت های فرهنگی، ادبی و سیاسی به زندان افتاد و تا بهار ۱۳۳۴ خورشیدی در زندان های قصر، فلک الافلاک و قزل قلعه زندانی بود و در همان سال دوباره به دانشگاه تهران راه یافت و در ۱۳۳۶ خورشیدی مدرک لیسانس گرفت.

تحصیل در انگلیس

بهار سپس در ۱۳۳۷ خورشیدی برای ادامه تحصیل در حوزه ایرانشناسی به لندن رفت و در پاییز ۱۳۳۸ خورشیدی در مدرسه زبان های شرقی و آفریقایی، گروه مطالعات ایرانی دانشگاه لندن نزد استادانی همچون ولتر هنینگ، مری بویس و هارولد بیلی به مطالعه و پژوهش پرداخت. در همین زمان بهار در جنبش‌های دانشجویی ایران و انتشار نشریه‌های فرهنگی - دانشجویی همکاری داشت و یکی از اعضای هیات دبیران کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۰ خورشیدی و عضو هیات تحریریه مجله پژوهشی چاپ لندن و مدتی هم سردبیر آن بود و با نشریاتی همچون نامه پارسی همکاری می کرد.

بهار ۶ سال در انگلیس ماند و در رشته زبان های شرقی و آفریقایی فوق لیسانس گرفت ۲ سال نیز روی رساله دکتری خود با عنوان آفرینش در اساطیر ایران تحقیق کرد اما رساله خود را به اتمام نرساند و به ایران بازگشت.

بازگشت به ایران و استاد حق التدریسی دانشگاه تهران

وی پس از بازگشت به ایران از رساله دکتری خود در دانشگاه تهران دفاع کرد و در آنجا به صورت حق التدریسی به تدریس پرداخت اما ساواک(سازمان اطلاعات و امنیت کشور) هرگز با استخدام او در دانشگاه موافقت نکرد و به ناچار در بانک مرکزی با عنوان دبیر هیات عامل بانک استخدام شد و در گوشه کتابخانه بانک مرکزی میزی به او دادند که آن جا می نشست و کارهای تحقیقاتی اش را انجام می داد و همزمان هم در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد.

فعالیت در فرهنگستان زبان ایران

 در همین زمان پرویز ناتل خانلری، بنیاد فرهنگ ایران را تاسیس کرد و مهرداد بهار هم به صورت انتقالی به آنجا رفت. او به زبان های اوستایی و پارسی باستان تسلط داشت و در ۱۳۵۱- ۱۳۵۲ خورشیدی در فرهنگستان زبان ایران موفق به تاسیس پژوهشکده زبان‌های ایرانی میانه و باستان گروه زبان پارسی میانه شد که در آنجا طی هفت سال متون پهلوی بسیاری به یاری او انتشار یافت. در کنار فرهنگستان زبان ایران در فرهنگستان ادب و هنر ایران نیز گروه اساطیر را با هدف تدوین دانشنامه اساطیر ایران تشکیل داد.

آثار و پژوهش‌ها

کتاب واژه‌نامه گزیده زادسپرم از متون فارسی میانه و تالیف زادسپرم پسر گشن جم از علمای دین زرتشتی در قرن سوم قمری است. آفرینش، تاریخ دین، ترکیب انسان و حوادث پایان جهان و رستاخیز موضوعات این کتاب را تشکیل می‌دهند.

کتاب پژوهش در اساطیر ایران را باید نخستین اثر پژوهشی در زمینه اساطیر ایرانی در جامعه علمی ایران دانست که شامل ترجمه چند متن فارسی میانه و یادداشت‌های آنهاست.

کتاب بندهش، فرنبغ دادگی را انتشارات توس در ۱۳۶۹ خورشیدی به چاپ رساند. این کتاب، ترجمه‌ متن فارسی میانه‌ بندهش است. بهار این ترجمه را برپایه بررسی مقابله‌ای سه دستنویس ایرانی موسوم به TD۱، TD۲ و DH انجام داد و بنابر گفته‌ خودش، این اثر محصول بیش از ۲۰ سال کار پیوسته‌ وی بر روی این متن کهن و متکی بر ترجمه‌ انکلساریا، یادداشت‌های بیلی و ترجمه‌ کوتاه هنینگ و نیز بخش‌هایی از بندهش است.

کتاب ادیان آسیایی در ۱۳۷۵ خورشیدی و به وسیله انتشارات چشمه به چاپ رسید؛ کتابی که از سه گفتار با عناوین دین در ایران باستان، ادیان هندی و ادیان آسیایی در روم پیش از مسیحیت تشکیل شده است، بخش نخست به ادیان و آیین‌های ایران پیش از اسلام: زرتشتی، گنوسی، مانوی، مزدکی و مسیحی اختصاص دارد. در بخش دوم ادیان، آیین‌ها، اساطیر و خدایان هندی بررسی شده‌اند و بخش سوم به بررسی ادیان روم باستان پیش از مسیحیت پرداخته شده است.
از اسطوره تا تاریخ کتاب دیگری از مهرداد بهار، مشتمل بر ۲۶ گفتار و در سه بخش تدوین شده است. بخش نخست دربردارنده‌ مقالات، بخش دوم سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و در بخش سوم نقد دیدگاه‌های بهار آورده است.

کتاب جستاری در فرهنگ ایران مجموعه‌ای از مقالات و گفت‌وگوها درباره فرهنگ ایران در اعصار کهن است که طی ۳۰ سال کوشش مهرداد بهار، فراهم آمد و منتشر شد. درباره اساطیر ایران، کنگ دژ و سیاوش، سخنی چند درباره شاهنامه، از اسطوره تا حماسه، ورزش باستانی ایران و ریشه‌های تاریخی آن، ریشه‌های نخستین، اسطوره؛ بیان فلسفی با استدلال تمثیلی، نوروز، زمان مقدس، نوروز جشنی آریایی نیست، درباره جشن سده، دیدگاه‌های تازه درباره مزدک، شعری چند به گویش همدانی از باباطاهر، زندگی محمدتقی بهار و قیام ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان از جمله بخش‌های مختلف این کتاب است.

تخت جمشید کتابی است که بهار به همراه نصرالله کسرائیان آن را تالیف کرد که یکی از آخرین آثار پژوهشی او نیز محسوب می شود. بهار در این کتاب به بیان دیدگاه‌های خود درباره تمدن‌های پیش از هخامنشیان و نیز معرفی و بررسی بنای تاریخی و ماندگار تخت جمشید پرداخته است.

نخستین فردی که در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد

این اسطوره شناس در سال های پایانی عمر خود از بیماری سرطان خون رنج می برد تا اینکه سرانجام در ۲۲ آبان ۱۳۷۳ خورشیدی چشم از جهان فروبست. خانواده اش قصد داشتند ،او را در جوار آرامگاه پدرش در ظهیر الدوله دفن کنند اما غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران به علت متروکه شدن ظهیرالدوله از خانواده بهار تقاضای فرصتی کوتاه کرد تا آرامگاهی مناسب او بیابد تا اینکه ۲۴ ساعت پیکر بهار در سردخانه ماند و سرانجام به دستور کرباسچی قطعه هنرمندان که در آن زمان خالی بود، آماده شد و بهار نخستین فردی است که در این قطعه به خاک سپرده شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =