درباره محمد عبده | گفتمان‌ساز وحدت و اتحاد اسلامی

تهران- ایرنا- شیخ محمد عبده از جمله شخصیت‌های تاثیرگذار در جهان اسلام شناخته می‌شود که نقش بسزایی در تقریب مذاهب اسلامی و دعوت مردم به وحدت و همدلی ایفا کرده‌است. او با تکیه بر خردورزی به‌ اصلاح‌ جامعه و احیای تفکر دینی همت گماشت و حیات تازه‌ای به جامعه اسلامی بخشید.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، همگرایی و وحدت میان امت اسلامی موضوعی است که باید به عنوان یک ضرورت به آن نگریست و در جهت تحقق آن تلاش کرد. بی شک یکی از راه‌های تقویت آن معرفی عالمان و پیشگامانی است که در اصلاح امت اسلامی کوشش های فراوانی کرده‌اند. در این میان از جمله افرادی که نقش بسزایی در تقریب مذاهب اسلامی و دعوت مردم به وحدت ایفا کرده و بر این باور بوده اند که تعالیم اسلام در هر دوره و زمانی پاسخگوی نیازهای نوظهور است، می توان به محمد عبده اشاره کرد. بدون تردید وی یکی از برجسته ترین مُفسران اصلاح‌گرا به شمار می آید که همواره تلاش داشت تا با روش عقلی به تبیین مسایل کلامی، ‌اجتماعی و تربیتی بپردازد. پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت هفته وحدت در این جُستار سعی دارد تا اندیشه های محمد عبده مُفسر خِردگرا را در ارتباط با ضرورت وحدت در جهان اسلام بازخوانی کند.

شکل‌گیری نهضت فراگیر اصلاح اجتماعی

با نگاهی به تاریخ جریان روشنفکری در میان کشورهای اسلامی به ویژه مصر با جریان اصلاح‌گرایانه در آموزه‌های دینی مواجه می‌شویم. سازگاری جهان‌بینی قرآن کریم با یافته‌های علم جدید، ایجاد نظام مناسب سیاسی و اجتماعی بر مبنای آموزه‌های قرآن به منظور رهایی از حاکمیت طولانی غرب بر جوامع اسلامی ‌از جمله مواردی به شمار می روند که سبب شد جریان اصلاح گرایانه به وجود آید. نخستین گام موثر در شکل‌گیری نهضت فراگیر اصلاح اجتماعی در مصر از طرف سیدجمال‌الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده برداشته شد. این نهضت افزون بر مبارزه با استعمار با شعار بازگشت به قرآن کریم و احیای تفکر دینی جان تازه ای به جوامع اسلامی بخشید و به ایجاد گرایش اجتماعی-عقلی در تفسیر منجر شد. محمد عبده در یکی از دهکده های مصر چشم به جهان گشود. او از ۱۰ سالگی به فراگیری قرآن کریم پرداخت و در همان کودکی حافظ قرآن شد. عبده برای فراگیری تعالیم معارف اسلامی در مقطعی به مرکز جامع احمدی و به الازهر رفت. شیخ درویش، شیخ حسن الطویل و سیدجمال الدین اسدآبادی از جمله استادان محمد عبده به شمار می روند که در رشد و تربیت او تاثیر بسزایی داشتند. عبده افزون بر آموزگاری به کارهای سیاسی نیز می پرداخت و به همین خاطر وارد حزب وطنی مصر شد. او مدتی نیز سردبیری روزنامه وقایع مصریه را برعهده گرفت و همچنین در انتشار روزنامه عروه‌الوثقی با سیدجمال نیز همکاری می کرد. محمد عبده با تغییر و تحولی که در بدنه سیاسی و اجتماعی جامعه مصر ایجاد شد، زندگی خویش را به اصلاح فکر دینی، سازمان های دینی و فعالیت های خیریه وقف کرد.

تفسیر المنار، رساله‌التوحید، شرح نهج‌البلاغه، حاشیه بر شرح دوانی بر «العقائد العضدیه» دروس من القرآن، الواردات، کلمات الامام و مقتبس السیاسه، رساله الرد علی الدهریین، الاسلام الرد علی منتغدیه، اصلاح المحاکم الشرعیه و الاسلام و النصرانیه بین العلم و المدنیه از جمله آثار برجای مانده از شیخ محمد عبده محسوب می شوند.

محمد عبده در نگارش شرح نهج البلاغه می گوید: سخن امام علی بن ابی‌طالب پس از قرآن و احادیث رسول خدا(ص) شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و جامع‌ترین سخنان است. همچنین می‌گوید: من به هنگام مطالعه این کتاب، گاه خود را در جهانی می ‌یافتم که ارواح بلند معانی با زیور عبارت های پرفروغ آن را آباد ساخته است و عقل نورانی از عالم الوهیت جدا گشته است و به روح انسانی اتصال یافته، او را از لابه‌لای پرده‌های طبیعت بیرون آورده و تا سراپرده ملکوت اعلی بالا برده است و تا شهودگاه فروغ فروزنده آفرینش رسانده است. وی در این کتاب به توضیح رویدادهای تاریخی می پردازد و در همین جا بی‌طرفی عبده نسبت به مسایل شیعه، اهل‌سنت و اندیشه وحدت اسلامی آشکار می شود.

عقل در باور شیخ عبده

محمد عبده معتقد بود که عقل ابزاری کارآمد و قابل اعتماد برای فهم آموزه های قرآنی محسوب می شود. در تفسیرالمنار این مقوله بسیار مشهود است. به طوری که عبده در این‌باره می گوید:‌ تفسیر المنار جولانگاه عقل است و عقل۲ نقش عمده در اصلاح و احیای اندیشه های دینی ایفا می کند. نخست به کمک آن می توان به بخش بزرگی از معارف دینی دست یافت و متون دین را به وسیله آن تفسیر کرد و سپس زمینه حضور و جاودانگی دین را جامعه و متن زندگی مسلمان فراهم آورد. برخی عبده را فیلسوف و متکلمی زبردست معرفی می‌کنند، عده ای او را به افراط در تأویل های دور از ذهن متهم می کنند و گروهی نیز وی را تنها اصلاح گرای پایبند به عقلانیت می دانند. عبده مانند بیشتر متفکران مسلمان به کارآمدی عقل نظری در شناخت و تبیین معارف دین به ویژه مسایل توحیدی باور دارد و از آن بهره می گیرد.

عبده اعتقاد داشت که مسلمانان غرق در انحطاط و عقب ماندگی هستند و باید به دنبال راهی برای احیای دنیای اسلام باشند. به اعتقاد او زمینه‌های داخلی جامعه اسلامی علت‌، استعمار و استبدادی بود که گریبان مسلمانان را گرفته است. عبده مشکل اصلی را در معرفت دینی موجود می‌دید. به نظر او معرفت دینی موجود، تقلیدی، غیرعقلانی و ناکارآمد است. بنابراین پروژه اصلی او در حوزه اصلاح اندیشه دینی بود. او معتقد بود برای احیا، ابتدا اهالی مذاهب باید از تقلید رها شوند و اجتهاد را در دستور کار خود قرار دهند و بعد از آن برای فهم صحیح دین باید مستقیم به قرآن و سنت رجوع کنند و از قرائت فقها، متکلمان و فلاسفه پیشین از قرآن و سنت تقلید نکنند. اقتدار مذاهب چهارگانه باید شکسته شود و فهم دین باید ورای این ساختارهای رسمی صورت پذیرد و در نهایت اینکه رجوع مستقیم به قرآن و سنت باید با برداشتی عقلی از این نصوص صورت پذیرد. مبارزه با خرافات پرچم حقی بود که عبده و پیش از او سیدجمال‌الدین اسدآبادی  آن را برافراشته بود. او یکی از دلایل انحطاط مسلمانان را خرافاتی می‌دانست که در طول تاریخ بر اسلام تحمیل شده است.

اندیشه‌های اصلاحی شیخ محمدعبده

محمد عبده اصلاحات را در سه زمینه شروع کرد. نخستین قدم دانشگاه الازهر مصر بود که با تغییر امکانات رفاهی و برنامه های درسی، فصل نوینی را در جهت پیشرفت علمی آغاز کرد. به‌ نظر عبده روش تدریس در الازهر چنان ضایع بود که نه تنها موجب‌ ترقی‌ علمی‌ دانشجویان نمی‌شد، بـلکه سـبب تـیرگی اندیشه و آلودگی ذهنی آنها نـیز مـی‌شد. عـبده در پاسخ یکی‌ از علمای‌ الازهر که به او گفت: تو خود در الازهر تعلیم‌ دیده‌ای و دانش‌ و کمالاتت‌ نتیجه تحصیل در الازهر است، بیان کرد: اگر مـن بـهره‌ای از دانـش صحیح داشته باشم، چنانکه می‌گویی آن‌ را تحصیل نکردم مـگر اینکه پس از ۱۰ سال درنگ نمودم تا مغز خود را از آلودگی هایی که در الازهر به‌ آن‌ رسیده پاک کنم‌ ولی تاکنون ذهنم به‌ آن حد از پاکیزگی که می‌خواهم نرسیده است. 

آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی درباره نقش شیخ محمد عبده در نشر تفکر وحدت اسلامی، پس از سیدجمال می گوید:‌ تلاش های شیخ محمد عبده برای رونق بخشیدن به دانشگاه الازهر بسیار حایز اهمیت است و او بود که الازهر را به شکل مؤسسات نوین آموزشی درآورد. الازهر در دوران شیخ محمد عبده رنگ دانشگاه به خود گرفت. ادامه دهنده راه سیدجمال الدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده بود و پس از شیخ محمد عبده، شاگردانش این مسئولیت را برعهده گرفتند که یکی از آن شاگردان، شیخ عبدالمجید سلیم بود که استاد شیخ محمود شلتوت هم هست.

گام دوم اصلاح در اوقاف بود و مرحله آخر اصلاح در دادگاه های شرعی بود. همچنین عبده بعد از آنکه مفتی مصر شد با فتواهای خود دیدگاه و نظرات بسیاری از مردم را نسبت به اسلام و مسایل پیرامون آن تغییر داد و اینگونه سبب شد تا مردم از عقاید نادرست قدیمی خود دست بکشند. عبده که درصدد بود، افزون بر اصلاح برنامه مراکز آموزشی، افکار توده‌ مردم‌ را نیز اصلاح کند و مناسب ترین راه یعنی روش تفسیر قرآن را انتخاب کرد. او خود را به پیروی از تفسیر مفسر و رأی‌ خاصی مقید نمی‌کرد بلکه‌ در هر آیـه بـه اجتهاد شخصی سخن‌ می‌گفت و نـظر مـفسر را که بـا آیات قرآن مناسب تر می‌دید، بر می‌گزید و به‌ نقد و اصلاح‌ اندیشه‌های آنان می‌پرداخت. بدین‌ ترتیب عبده به عنوان مفتی اعظم و صاحب سبک در تفسیر با اجتهاد در مـسایل فقهی و ارایه نظریات نو در زمینه تفسیر، اصلاحات اجتماعی وسیعی در زمـینه‌های مـختلف در مصر بـه وجـود آورد.

شیخ عبده بزرگترین راه مقابله به جریان غرب زدگی و تحجر را در احیای فکر دینی و بازگشت به سرچشمه های شریعت اسلامی می دانست. او با پیروی از اندیشه های سیدجمال توانست راسخان واقعی در علم را شناسایی کند. عبده معتقد بود که با ۲ اصل مصلحت و تلفیق می توان مذاهب مختلف را در حل مسایل اجتماعی همسو کرد. او نسبت به تمامی مذاهب اسلامی و همچنین نسبت به ادیان یهود و مسیحیت نیز با تساهل رفتار می کرد.

شیخ عبده همواره در سخنان خود می گفت: تنها آرزویم وحدت و اتحاد ملت مسلمان و یگانگی ملت مصر است. گرچه این آرزوها چندان با هم قرابت نداشتند اما او سعی کرد که هرگز از جدایی میان سیاست و دیانت صحبت نکند و اعتقادی هم به آن نداشت. عبده معتقد بود، حکومتی که بر اساس مشورت مردم پیش رود و حکام آن از شریعت اسلامی به دادگری بپردازند از بهترین حکومت ها به شمار می روند.

وحدت دنیای اسلام و اندیشه محمد عبده

شرح نهج البلاغه عبده گامی مؤثر در جهت وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی بود. در همه جای این کتاب می‌توان ارادت قلبی وافر شیخ عبده را به حضرت علی(ع) یافت. عبده که مانند سید جمال در پی وحدت دنیای اسلام بود و با تعصب های فرقه ای میانه خوشی نداشت، وقتی به قول خودش که نهج البلاغه را کشف کرد، درصدد شرح و نشر آن برآمد و در حاشیه و پاورقی همه آن کتاب حتی به خطبه هایی که علیه خلفا بود، درنگ نکرد همچنان که از ستایش بلیغ و بی مانند سخنان علی(ع) خودداری نکرد. شیخ محمد عبده همچون سید جمال الدین اسدآبادی همواره به وحدت دنیای اسلام می‌اندیشید و با تعصبات فرقه‌ای ارتباطی نداشت. همنشینی و سازگاری او با پیروان مذاهب دیگر به ویژه دوستان شیعی و ایرانی سید جمال‌الدین بهترین نشانه اعتقاد او به همگرایی و اتحاد مذهبی است. عبده در کتاب الاسلام و النصرانیه تمامی نظرات خود را درباره مساله تلفیق فقه مذاهب اسلامی بیان کرده و با طرح اصل تلفیق و فقه مقارن از مذاهب اسلامی و حتی فراتر از آنها با اجتهاد آزاد خود گرایشات تقریبی خود را بروز داده است. شیخ محمد عبده به شدت با اختلافات و نزاع های فرقه‌ای غیرمنطقی و زیانبار مخالفت می‌کرد.

شهید مطهری درباره شیخ محمد عبده می گوید: عبده با سید جمال در ۲ جهت اختلاف نظر دارد؛ یکی این که سید انقلابی فکر می‌کرد و عبده طرفدار اصلاح تدریجی بود. دیگر این که سید مبارزه با استبداد و استعمار را در رأس برنامه‌های خود قرار داده بود و معتقد بود باید اول ریشه‌های این ام‌الفساد را کَند و دور انداخت. ولی عبده، لااقل در اواخر عمر و بعد از جدا شدن از سید در پاریس و بازگشت به مصر، معتقد بود که آموزش و پرورش و تربیت دینی جامعه بر تعلیم و هر حرکت سیاسی تقدم دارد.

عبده اعتقاد داشت که تعلیم و تربیت بر تمامی اصول مقدم تر است و همه چیز بر پایه آن باید برنامه ریزی شود. وی همواره در سخنانش می گفت که روح خود و زندگی معنوی خود را مدیون سیدجمال الدین اسدآبادی است. او در رویارویی با غرب نیز عقیده داشت که باید به اسلام راستین بازگشت که اگر چنین شود، تمامی مشکلات جامعه اسلامی حل خواهد شد. او دارای تعصب فرقه‌ای نبود و عقیده داشت، مذاهب اسلامی و حتی فراتر از آن ادیان الهی باید با یکدیگر متحد شده و با هم همکاری نزدیکی داشته باشند. به همین خاطر هنگامی که در بیروت به سر می‌برد، کانونی را در آن شهر به نام جمعیه التقریب بین الادیان و المذاهب ایجاد کرد که عده زیادی از علما و ادبا در آن شرکت می‌کردند و مسیحیان نیز به این مجالس می‌آمدند. او در این کانون درباره وحدت ادیان الهی سخن می‌گفت. چاپ مقالاتی با عناوین مسیحیت و پیروان آن دو، وحدت اسلامی و دعوت مردم ایران برای اتحاد با افغان ها از جمله کارهایی به شمار می روند که محمد عبده در زمینه وحدت جهان اسلام انجام داد.

عبده جهان اسلام را در زمان خویش فاقد زمینه و صلاحیت لازم برای پذیرش دموکراسی و نهادهای آن تلقی می کرد. او معتقد بود مسایلی همچون تشکیل پارلمان، احزاب و غیره به شرایط و زمینه هایی نیاز داشتند که هنوز پدید نیامده بودند. او در مقاله ای که با عنوان خطاء العقلاء نگاشت، داعیان قانون اساسی و پارلمان را خردمندان خطاکار دانست. شیخ محمد عبده در رویارویی با غرب عقیده داشت که باید به اسلام راستین بازگشت که اگر چنین شود، تمامی مشکلات جامعه  اسلامی حل خواهد شد. وفاداری محمد عبده به گرایش اصلاح‏ طلبی، موجب شد که حرکت احیای دینی به ۲ شاخه تقسیم شود: گروهی به شیوه سیدجمال وفادار ماندند و انقلاب عظیم را خواستار بودند و گروه دیگر از شیوه و مسلک عبده پیروی کردند و خواهان اصلاح درونی و حرکت گام به گام بودند. محمد عبده در سخنی می گوید: اتحاد، میوه درختی است که تنه ها، شاخه ها و برگ های مختلفی دارد و ریشه آن همان اخلاق فاضله است و بر مسلمانان فرض است که خود را به تربیت حقیقی اسلامی بیارایند تا از ثمر آن استفاده کنند.

منابع

۱- امین، احمد، پیشگامان مسلمان تجدیدگرایی در عصر جدید، ترجمه حسن یوسفی ­اشکوری، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶ش.

۲- جلیلی، مهدی، جایگاه تعلیم و تربیت در اندیشه و عملکرد شیخ محمد عبده، مصباح، سال دوازدهم، شماره ۴۹.

۳- حسینی­ طباطبایی، مصطفی، شیخ محمد عبده مصلح بزرگ مصر، تهران، انتشارات قلم، ۱۳۶۲ش.

۴- حقیقت، سید صادق، اندیشه­ های کلامی- سیاسی عبده، فصلنامه نامه مفید، شماره۲۲، ۱۳۷۹ش.

۵- خرمشاهی، بهاء­الدین، قرآن­ پژوهی، تهران، نشر ناهید، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.

۶- عبده، محمّد، مقدمه شرح نهج البلاغه، قم، نشر المکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۵ش.

۷- عمّاره، محمّد، الاعمال الکاملة للامام الشیخ محمّد عبده، بیروت، المؤسسة العربیه، ۱۹۸۰م.

۸- مطهری، مرتضی، نهضت های اسلامی در صد سال اخیر، قم، صدرا، ۱۳۷۴ش.

۹- همو، سیری در نهج­­ البلاغه، تهران، صدرا، چاپ پانزدهم، ۱۳۷۸ش.

۱۰- موثقی، سید احمد، جنبش های اسلامی معاصر، تهران، سمت، ۱۳۷۷ش.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =