۱۴ آبان ۱۳۹۸،‏ ۱۹:۱۶
کد خبرنگار: 2493
کد خبر: 83544032
۰ نفر

برچسب‌ها

ادبیات ایران گرفتار بوق و کرنای جایزه نوبل نشود

محسن حاجی زین‌العابدینی I عضو هیئت علمی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی
ادبیات ایران گرفتار بوق و کرنای جایزه نوبل نشود

ادبیات ما و به تبع آن دنیای نشر، به نوعی موقعیت‌طلبی دچار است که منتظر است تا کسی برود روی سکو و با اعتبار نوبل و سر و صدای جهانی آن، آثار افراد را منتشر کرده و او را ادیب شایسته ترجمه و نام‌آوری معرفی کند.

... سال ۲۰۱۲، که اسم آقای گوان موئه (معروف به مو یان) چینی به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات اعلام شد، با خودم گفتم بروم و حتما آثار این جناب را بخرم و مطالعه کنم. آخر زشت نیست که کسی برنده نوبل ادبیات جهان باشد و چیزی از او نخوانده باشیم؟

با این پیش فرض که وقتی کسی برنده نوبل ادبیات می‌شود، حتما فرد شناخته شده‌ای برای اهالی ادبیات از یک سو و صنعت نشر از سوی دیگر هست، روانه کتابفروشی‌های خیابان انقلاب شدم. از چند کتابفروشی سراغ آثارش را گرفتم. همه با تعجب اسمش را می شنیدند و چون اسم غریبی هم داشت به سختی دوباره و چندباره تلفظ می‌کردند و بعد از کمی سر خاراندن با پاسخ‌های جالبی مرا از سر خودشان وا می‌کردند.

برخی از جواب‌هایشان اینها بود: از نویسنده‌های تازه کار چیزی نداریم، نویسنده جدیدی است و در بازار چیزی از او نیست، اسمش را نشنیده‌ام، این دیگر چه نویسنده‌ای است و... جوابهایی از این دست.

در این بین، با کتابفروشی کهنسال، این گفتگو در گرفت و وقتی پرسید که چه کاره است و گفتم برنده نوبل ادبیات امسال (۲۰۱۲ = ۱۳۹۱) است، نشست و گفت: معمولا نویسندگانی که نوبل می‌گیرند تازه بعد از اینکه جایزه گرفتند و خبر جایزه‌شان در دنیا پخش شد، مترجمین و ناشران می‌روند سراغ کتاب‌هایشان و شروع می کنند به ترجمه آثارشان.

این اتفاق برایم تعجب برانگیز بود، چرا که یکی از نکته‌های مهم جایزه نوبل که معمولا روی آن تاکید می‌شود این است که به خاطر یک عمر فعالیت متنوع و اثرگذار ادبی و هنری این جایزه به شخصی تعلق گرفته است و ممکن است اثری شاخص از او نام برده شود اما استمرار و اثرگذاری آثار است که چنین مقام مهمی را در سطح جهان نصیب ادیبی می‌کند.

وصیت جناب "آلفرد نوبل" هم مبتنی بر این نکته مهم است که جایزه نوبل به کسانی داده شود که اثرگذاری جهانی داشته‌اند و خدمت و اثر هم در طول زمان معنی و مفهوم می‌یابد و یک شبه و با جشن و سروری که تقریبا پایان راه است به دست نمی‌آید. چرا که اگر تحلیل وضعیت سنی برندگان جایزه نوبل را نگاه کنیم اغلب بالای ۵۰ سال سن دارند و بسیاری از آنها برای آثار گذشته خود جایزه می‌گیرند و بعد از دریافت جایزه هم ممکن است دیگر اثری را منتشر نکنند. مثل همین جناب مو یانِ برنده سال ۲۰۱۲ که تا ۵ سال بعد از دریافت جایزه نوبل دیگر اثری را قلمی نکرد.

برنده جایزه نوبل مثل قهرمان کوهنوردی می‌ماند که وقتی قله را فتح می‌کند و پرچم افتخار بر فراز آن به اهتزاز در می‌آورد، دیگر آن بالا کاری ندارد و باید برگردد. بررسی آثار آقای مویان هم نشان می‌دهد که قبل از نوبل گرفتن و معروف شدن در سال ۱۳۹۱ اثری از وی در کتابشناسی ملی ایران ثبت نشده بود و حدود ۷ کتابی که از او نشر یافته همه بعد از این تاریخ هستند.

امسال یعنی سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) هم که بعد از وقفه یکساله در اعطای جایزه نوبل ادبیات (سال ۲۰۱۸ این جایزه داده نشد) اسم اولگا توکارچوک (لهستانی) و پیتر هانکه (اتریشی) به عنوان برندگان جایزه نوبل ادبیات اعلام شد، دوباره به این فکر افتادم که ببینم چه آثاری از این دو به زبان فارسی منتشر شده و اساسا چقدر شناخته شده هستند. نام پیتر هانکه از دهه ۱۳۷۰ شمسی در پایگاه‌های کتابشناسی آمده و آثاری از او منتشر شده است. اما از خانم اولگا توکارچوک فقط یک کتاب ترجمه شده وجود دارد که سال ۱۳۹۸ منتشر شده است.

این تجربه مختصر، پیام مهم و نه چندان خوشایندی را می‌رساند. اینکه ادبیات ما و به تبع آن دنیای نشر، به نوعی موقعیت‌طلبی دچار است که منتظر است تا کسی برود روی سکو و با اعتبار نوبل و سر و صدای جهانی آن، آثار افراد را منتشر کرده و او را ادیب شایسته ترجمه و نام‌آوری معرفی کند.

حال آنکه، ادبیات به تعبیر بارگاس یوسا برای تلطیف روح بشر و رساندن پیامی از درد یا درک حیات می‌یابد. اینگونه انقطاع با رسالت و پیامی که ادبیات در سطح جهان دارد، نوعی مدزدگی خواندن را در پی دارد که آدم را یاد جهان سلبریتی‌های مد و فشن می‌اندازد که همه منتظرند تا چیزی معرفی شود و به تقلید از دیگران، به سوی آن هجوم بیاورند.

نکته قابل تامل دیگر این است که بلافاصله بعد از اعلام جایزه نوبل سیل ترجمه‌های مرغوب و نامرغوب از نویسنده‌ای که تا چند ماه پیش حتی اسمش هم در یک پایگاه کتابشناختی فارسی نیامده بود، روانه بازار می‌شود.

اگر ادبیات ما بخواهد شادابی و پویایی خودش را حفظ کند، باید رگه‌های خلاقیت ادبی و اثربخشی ادبیات فاخرانه را نه به مدد بوق و کرنای جایزه نوبل، که مطالعه ریشه‌دار و دائمی شناخته و علاقه‌مندان فارسی زبان ارائه کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =