۲۶ آبان ۱۳۹۸،‏ ۱۰:۰۹
کد خبرنگار: 3035
کد خبر: 83542948
۱ نفر

برچسب‌ها

فرار دانشگاه از خانواده‌های کم‌درآمد

تهران- ایرنا- شاخص هزینه‌های آموزش هم‌اکنون ۱۰ درصد کل هزینه زندگی مردم را به خود اختصاص می‌دهد و این درحالیست که بیش از ۹ درصد خانواده‌های ایرانی برای تحصیل فرزندان‌شان باید وسایل زندگی را بفروشند، چرا که از محل درآمدهای عادی خود نمی‌توانند خرج تحصیل را بدهند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، نتایج کنکور سراسری در سال‌های اخیر بحث‌های زیادی را در زمینه عدالت آموزشی به همراه داشته است، تا جایی‌که به گفته «رضوان حکیم‌زاده» معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، در صورت ادامه روند کنونی طی چند سال آینده بخش‌های زیادی از جامعه به ویژه طبقات متوسط از ورود به رشته‌های خوب دانشگاهی محروم خواهند ماند که این امر بدین معناست که بخش زیادی از دانش‌آموزان از فرصت برابر در بهره‌گیری از امکانات آموزشی برخوردار نیستند. ورود کنکور به عرصه تجارت در ایران که امروزه به عنوان یکی از تجارت‌های پرسود در کشور به حساب می‌آید، نکته‌ای است که می‌توان از آن به عنوان یکی از فعالیت‌های مهم در طبقاتی کردن دانشگاه یاد کرد.

کلاس‌های کنکور، رواج نابرابری آموزشی

بنابر گزارش‌های رسانه‌ای هم اکنون یک کلاس کنکور از ابتدا تا انتها، یعنی تا زمان برگزاری کنکور از یک تا صد میلیون تومان هزینه دارد که این امر با توجه به میانگین درآمدی دهک‌های پایین درآمدی، لاجرم بخش عظیمی از افراد را از ورود به دانشگاه به شکلی محسوس محروم می‌کند. بنابر پژوهش دفتر مطالعات وزارت رفاه در سال ۱۳۹۶ که با یک نمونه ۷هزار نفری از دانشجویان دو دانشگاه شهید بهشتی و علامه طباطبایی انجام گرفت، حدود ۶۳ درصد از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی و ۶۱ درصد از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی از سه دهک پردرآمد کشور بودند، در حالی که سهم سه دهک پایین جامعه از این دو دانشگاه چیزی نزدیک به ۱۱ درصد برآورد شده است.

این آمار گرچه بسیار با اهمیت جلوه می‌کند، اما مهمتر از آن حضور افراد از سه دهک بالای جامعه در بازار کار است که بنابر همین گزارش بیش از ۴۰ درصد این دانشجویان در سال اول فارغ‌التحصیلی وارد بازار کار می‌شوند که این سهم در قیاس با دو دهک کم درآمد جامعه معادل صفر درصد و برای دهک سوم نیز برابر با ۲ درصد است که این شکاف به شکل بسیار بیشتری در میزان درآمد شاغلان دهک‌های بالا به پایین ادامه می‌یابد. مضاف بر این و مطابق با گزارش درگاه ملی آمار ایران، درآمد متوسط ماهیانه یک خانواده شهری در سال ۱۳۹۷ تقریباً برابر با 3 میلیون و 624 هزار تومان و هزینه متوسط ماهیانه همین خانواده نیز تقریباً برابر با 3 میلیون و 277 هزار تومان است که این میزان در قیاس با میانگین درآمد ماهیانه یک خانواده روستایی که حدوداً برابر با 1میلیون 942 هزار و میانگین هزینه‌های ماهیانه 1 میلیون و 787 هزار تومانی آن‌ها بسیار تامل برانگیز است. این آمار و ارقام با توجه به هزینه‌های کلاس‌های کنکور در کمترین حالت آن -یعنی ۱۰ میلیون تومان- حاکی از آن است که یک خانواده متوسط شهری برای یکسال هزینه کلاس کنکور فرزند خود علاوه بر هزینه‌های معمول در ماه بایستی مبلغ ۸۳۴ هزار تومان بابت آن‌ها بپردازد. به تعبیری می‌توان گفت که یک خانواده شهری پس از کسر هزینه‌های معمول رقمی نزدیک به ۳۴۷ هزار تومان و یک خانواده روستایی ۱۵۵ هزار تومان پس انداز دارد که باید برای جبران هزینه‌های کلاس کنکور منابع درآمدی دیگری را جستجو کند در غیر اینصورت بایستی فرزند وی از تحصیل در دانشگاه و یک رشته خوب به هوش و توانمندی ذاتی خود تکیه کند و گرنه از گردونه تحصیل بازخواهد ماند.

کنکور و تمایز طبقاتی

یکی از ابعاد مهم در جامعه مدرن، نوع «مصرف» است که به تعبیر بسیاری از جامعه‌شناسان و متفکران اجتماعی نظیر «بوردیو» و «ژان بودریار» این پدیده دیگر وسیله‌ای برای ارضا نیازهای بشری نیست بلکه وسیله‌ای برای تمایز و نمایاندن نمادها، ایده‌ها و ارزش‌هاست. «مصرف» غالباً توسط رسانه‌ها و از طریق آگهی‌های تجاری در مخاطب ایجاد نیاز کرده و سپس با استفاده از همان شیوه، راه حل ارضای نیازهای ساختگی را به آنها یاد می‌دهند. این بینش متاسفانه در بخش عمده‌ای از جهان امروز حاکم شده و  آثار و پیامدهایی را به دنبال داشته است که می‌توان علت تمامی آن‌ها را در جدایی این نظام با اخلاق دانست. از این دیدگاه می‌توان گفت که شرکت در کلاس‌های کنکور نیز هم اکنون بنابه هر دلیلی بخشی از یک زندگی روزمره و مصرفی شده که سوای مزایایینظیر برخورداری از امکانات تحصیل در یک رشته تراز بالا و یک دانشگاه درجه یک، موجب تمایز  طبقاتی هم می‌شود، چرا که دیگر به مانند گذشته رقابت در کنکور و کلاس‌های آمادگی آن که به نوعی تداعی کننده هوش کم و جبران آن از طریق هزینه‌های سنگین مالی بود، امروزه برخورداری از کلاس‌های آمادگی کنکور جنبه پرستیژ اجتماعی یافته و موفقیت در آن جایگاه متمایزی به فرد و خانواه وی می‌بخشد تا جایی که خانواده‌ها برای فراهم آوردن هزینه‌های کلاس کنکور دست به هر اقدامی می‌زنند.   

به عنوان مثال محمدرضا واعظ‌مهدوی، معاون سابق سازمان برنامه و بودجه طی اظهاراتی اعلام کرده بود که: «شاخص هزینه‌های کمرشکن آموزش هم اکنون ۱۰ درصد کل هزینه زندگی را به خود اختصاص می‌دهد. این درحالیست که بیش از ۹ درصد خانواده‌های ایرانی برای تحصیل فرزندان‌شان باید وسایل زندگی را بفروشند، چرا که از محل درآمدهای عادی خود نمی‌توانند خرج تحصیل را بدهند. لذا باید دولت به این شاخص توجه کند». نتیجه بررسی‌های ۱۰ ساله از رتبه‌های برتر کنکور(رتبه ۱ تا ۱۰) در سه گروه آموزشی ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی، نشان می‌دهد که بیش از ۹۹ درصد این افراد از کلاس‌های آمادگی کنکور استفاده کرده‌اند، این در حالیست که به دلیل هزینه سنگین چنین کلاس‌هایی، بخش عمده‌ای از دانش‌آموزان از ورود به رشته‌های تراز بالای دانشگاهی محروم مانده‌اند.

البته بایستی در نظر داشت که هیچ کشوری بدون توسعه نظام آموزشی(آموزش و پرورش و آموزش عالی) امکان رشد و توسعه پایدار را ندارد و لذا تحصیل علم و پیشرفت جزء لاینفک دنیای مدرن محسوب شده و از این دیدگاه می‌توان کنکور را بخشی اجتناب‌ناپذیر از فرایند توسعه آموزش در کشور دانست، اما نکته مهم برابری و وجود عدالت برای همه افراد در برخورداری از فرصت‌های آموزشی است. به اذعان بسیاری از کارشناسان و مسوولین، هم اکنون بوی بی‌عدالتی و نابرابری آموزشی چندی است که فضای ایران را در برگرفته است. هرچند ورود به دانشگاه و تحصیلات بسیار مهم و اساسی است، ولیکن باید در نظر داشت تنها راه ممکن برای دستیابی به توسعه و رفاه نیست! نمونه‌های بسیار زیادی از افراد موثر در زمینه‌های علمی و اقتصادی در جهان حضور دارند که تحصیلات دانشگاهی را رها کرده و از مسیر مورد نظر خود بدان پرداخته‌اند.  افرادی نظیر «استیو جابز»، موسس شرکت «اپل» و یا «بیل گیتس» موسس شرکت «مایکروسافت» هر دو از جمله افرادی بودند که دانشگاه را رها کرده و از قالب آن خارج شدند تا به هدف اصلی خود بپردازند. استیو جابز کلاس‌های دانشگاه را رها کرده و به شرکت در کلاس‌های خلاقیت در دانشگاه روی آورد که در این زمینه دانشگاه به سمت ایفای نقش اصلی خود یعنی «مسوولیت اجتماعی» پرداخته بود.

تقویت زمینه‌های «مسوولیت‌های اجتماعی دانشگاه» نظیر باز کردن درب دانشگاه بر روی عموم و تعلیم افراد غیر دانشگاهی در این محیط یکی از راه‌های کمرنگ کردن نقش کنکور در زندگی جمعی و رفع نابرابری آموزشی است که توجه جدی مسوولان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و آموزش و پرورش به این مهم را می‌طلبد.  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =