بررسی جایگاه رژیم درمانی در بیماران و صلح پایدار

تهران- ایرنا- «رژیم درمانی در بیماران»، «آن پنجاه و پنج نفر»، «هم اندیشی علم دینی» و «صلح پایدار براساس التزام به کتاب و حکمت» از مهمترین نشست هایی بود که هفته گذشته در کشور برگزار شد.

در گزارش زیر گزیده ای از مهمترین نشست های پژوهشی از بازه زمانی ۲۷ مهر تا سوم آبان ۱۳۹۸ خورشیدی آمده است.

رژیم درمانی در بیماران

نشست تخصصی رژیم درمانی در بیماران در باغ گیاه شناسی هتل بلوط برگزار شد. فرزاد شیدفر متخصص تغذیه گفت: دیابت به عنوان یک بیماری وسیع الطیف سبب ایجاد اختلال در برخی از بافت های بدن می شود که به جهت عدم تولید انسولین در بدن اتفاق می افتد. افزایش گلوکز خون، دفع ادرار و تشنگی مکرر از اصلی ترین علائم این بیماری محسوب می شود.
دیابت نوع اول و دوم در سن ابتلاء، شیوع و همچنین شمار بیماران با یکدیگر متفاوت و دیابت نوع دوم به طور عمده در سنین بالا اتفاق می افتد.
چاقی و اختلالات ارثی از جمله آثار و تبعات این بیماری محسوب می شود که رژیم درمانی و سلامت الگوی تغذیه نقش موثری در پیشگیری از آن ایفاء می کند. کنترل میزان کربوهیدرات را به عنوان مهم‌ترین عامل در جلوگیری و بهبود بیماری دیابت است که آماده سازی بدنی و سن بیمار نیز بر بهبود تاثیرگذار است.
تشویق به منظور استفاده از غلات نیز بر کنترل دیابت اثرگذار و سبب تناسب اندام می‌شود. کاهش وزن سبب بهبود مقاومت انسولین و این مهم بر بهبود بیماری دیابت اثرگذار است.
بهره‌برداری از محصولات لبنی کم‌چرب خطر ابتلاء به بیماری دیابت را نزدیک به ١٠ درصد کاهش می‌دهد. استفاده از هر یک از این مواد غذایی به ویژه افزودنی ها باید با مشورت کارشناسان و متخصصان تغذیه انجام پذیرد.
علیرضا استقامتی عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان داشت: جمعیت زنان مبتلاء به دیابت در کشور ٢ برابر مردان برآورد شده است اما یکی از مهم ترین دلایل این امر مراجعه بیشتر زنان به مراکز درمانی است.
در سال های اخیر استفاده از مواد دخانی به ویژه سیگار گسترش و این امر ابتلاء به بیماری های قلبی و عروقی، کلیوی، دیابت و... را نیز افزایش داده است.
استفاده از این مواد دخانی در میان زنان کمتر از مردان برآورد شده است اما ابتلاء به برخی از بیماری‌ها نظیر دیابت که در اثر استفاده از سیگار تقویت می شود در میان زنان بیشتر به چشم می‌خورد.
کشور به منظور کنترل مصرف دخانیات و برخی از بیماری ها نیازمند یک برنامه‌ریزی جامع است. بسیاری از بیماران دیابتی و... به منظور عدم گسترش بیماری باید استفاده از مواد دخانی را کنار گذارند و برای ارتقاء سلامت از روش های علمی و عملی مراکز بهداشتی و درمانی بهره گیرند.

فاطمه السادات امیری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کشور اظهار داشت: بیماری دیابت که در حقیقت به عدم تولید مکفی انسولین در بدن آدمی اشاره می کند، سبب تحلیل برخی از بافت ها نظیر بافت عضلانی می شود.
سال های پیشین محدودیت شدید کربوهیدرات جهت کنترل قند خون به منظور بهبود این بیماری مطرح می شد اما این راهکار در دراز مدت موثر واقع نمی‌شود و به طور کل نیازمند یک برنامه غذایی سالم است.
هدف اصلی در درمان بیماری دیابت کنترل فشار خون، قند و چربی است و محدودیت های غذایی به مانند گذشته توصیه نمی شود.
اضطراب و نگرانی، سلامت تغذیه و همچنین استفاده موثر از انسولین با توجه به تنظیم زمانی به طور حتم برای بیماران دیابتی جهت ارتقاء سلامت سودبخش است.

آن پنجاه و پنج نفر

نشست نقد و بررسی کتاب آن پنجاه و پنج نفر در سرای کتاب مؤسسه خانه کتاب برگزار شد. سید محمدکاظم بجنوردی رئیس مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی عنوان کرد: این کتاب پیشنهاد اسماعیل شمس مسئول بخش کردشناسی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی است. شمس مطالعات گسترده‌ای در زمینه حزب ملل کرده است. با توجه به اینکه من هم‌اکنون فرهنگی هستم، نه سیاسی چندان مایل نبودم درباره گذشته کنکاش کنم چون با وضعیت فعلی من وفق نمی‌کند. انگیزه اصلی من از ۱۳۴۱ خورشیدی حزب ملل اسلامی را تأسیس کردیم. انگیزه اصلی آن عدالت‌خواهی بود.
در بازجوئی‌هایی که در محاکم نظامی انجام شد (در آن زمان دادگاه سیاسیون در دادگاه نظامی انجام می‌شد) از من پرسیدند چه انگیزه‌ای داشتی و من گفتم اعتقاد به قرآن و دیدن محرومیت طبقه پایین جامعه. ما در آن زمان خط مشی مبارزه مسلحانه را انتخاب کردیم و در ایران این خط مشی هنوز تعریف نشده بود اما در دنیا و ته‌مانده آن در دوران استعمار بود. این مبارزه در آن زمان و در آفریقا و جنگ‌های رهایی بخش مشاهده می‌شد. در شرایطی که اوج جنگ سرد بر دنیا حاکم بود تمام نهضت‌های رهایی‌بخش حمایت می‌شدند.
 زمانی که ما تشکیل حزب را آغاز کردیم ۹ سال و زمانی که من دستگیر شدم ۱۲ سال از کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می‌گذشت و هنوز حرارت آتش حزب رستاخیز ملی احساس می‌شد و ملت ما نفرتی که از این کودتا داشت را حس می‌کرد و برای ما مسئله امپریالیسم آمریکا مطرح و این الفبای مبارزه ما در آن زمان بود. آن دوران، دوران آرمان‌خواهی در کل جهان بود و جوان‌های انقلابی دنبال مبارزه مسلحانه بودند و ما در ایران اولین گروه بودیم که این کار را کردیم.
 ما به این نسخه رسیدیم که باید با رژیم خفقان برخورد نظامی داشته باشیم. منظور ما ترور نبود. منظور ما جنگی مسلحانه برای سرنگونی نظام و برقراری نظام جدید بود. البته مانند برخی گروه‌های چپ عمل نکردیم که مبارزه چریکی شهری باشد یا مانند مائوئیسم‌ها که نسخه‌ای که مائو حرکت کرده بود حرکت کردند. ما جنگ‌های مسلحانه را مطالعه کردیم و به این نسخه رسیدیم که برای مبارزه مسلحانه لازم نیست نسخه معینی داشته باشیم و این موضوع به شرایط ما و قدرت آتش ما بستگی دارد.
غلامرضا ظریفیان استاد تاریخ دانشگاه تهران توضیح داد: برای من مطالعه کتاب از چند جهت اهمیت داشت. ما اگر از نسل آن‌ها نبودیم اما نسل بعد محسوب می‌شدیم. ما عمرمان با این انقلاب پیوند خورده و این کار هم که بخشی از هویت گذشته ماست و با هر نگاهی که کنیم این هویت از ما گرفته نخواهد شد. این کار بخشی از کار عالمانه است که با استفاده از منبع اسناد می‌خواهیم به آن اکتفا کنیم.
من معلم تاریخم و علاقه‌مند به تاریخ معاصر و این کتاب از این لحاظ برای ما اهمیت پیدا می‌کند که ابزار ما سند است. در این اثر مجموعه‌ای از مدارک یکجا جمع شده است و برای من یک معلم تاریخم به دانشجویانم پیشنهاد می‌کنم به سراغ این کتاب بروند.
به هر حال اسلام‌گرایی در ایران در دوره معاصر مجادله‌آمیز است. از زمان مشروطه به این طرف با اسلام حوزوی روبرو بوده‌ایم. حزب ملل اسلامی دسته‌بندی ویژه‌ای در رادیکالیسم ایران تعریف کرد. رادیکالیسم در آن زمان در بخشی از آمریکای لاتین و خاور میانه وجود داشته است حزب ملل اسلامی تشابهات زیادی با آن داشته و آن را ایرانیزه کرده است.
این کتاب نیازمند جلدهای دوم و سوم است چون بدون تاریخ شفاهی برای نسل‌های بعد بدفهمی خواهد داشت. باید با تاریخ شفاهی حرفه‌ای و فنی این اثر را تکمیل کرد. اگر این بخش اضافه نشود کار ناقص است. این سندها برای نسل بعد می‌ماند. باید به جوانان توضیح داده شود که با درک آن زمان سراغ تاریخ اسلام رفته‌ایم. آنچه مسلم است این کتاب در جرگه تاریخ سیاسی مطرح خواهد بود.
خسرو تهرانی مؤسس اداره اطلاعات نخست وزیری در سال ۱۳۵۹ خورشیدی یادآور شد: در تاریخ‌نویسی ما سه گونه روش داریم یک تاریخ‌نویسی خودنوشت است و منابع آن درجه اول نیست مانند تاریخ شفاهی‌ها. دیگر پروژی تاریخ‌سازی است. دیگری تاریخ‌نگاری از جنس همین کتاب است که با استفاده از اسناد است و امیدوارم هیچ تاریخ‌نگاری به دسته دوم منحرف نشود.
در مقاله دارآباد تا دارآباد من مطرح کرده‌ام، زمانی که جامعه با فضای بسته‌ای روبرو است این چنین مبارزه مسلحانه آغاز می‌شود. حزب ملل نگاه جهان‌شمول گشتالتی را پیش می‌گیرد که نمی‌تواند با ایران عصر پهلوی انطباق کامل داشته باشد و نگاه مسلحانه از کوه دارآباد را وا نهادند و به زمین برگشتند و تلاش فرهنگی پیشه خود کردند و این تغییر جهات برکات بسیاری را نصیب علم و فرهنگ کرد.

صلح پایدار براساس التزام به کتاب و حکمت

نشست علمی صلح پایدار براساس التزام به کتاب و حکمت در خبرگزاری ایکنا برگزار شد. محمدکاظم شاکر قرآن‌پژوه و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: یک وقت برای من سؤال شد که چرا قرآن ۱۰ بار کلمه کتاب را با حکمت آورده است. این سؤالی بود که دنبالش رفتم و در ادامه توضیح می‌دهم که این بحث چه ارتباطی به موضوع صلح دارد.

امروز یاد آیه ۶۱ سوره انفال افتادم که می‌فرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا؛ و اگر به صلح گراییدند تو [نیز] بدان گرای». این آیه بعد از آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» آمده است؛ یعنی در عین حال که باید قوی باشید و اقتدار داشته باشید، بلافاصله می‌فرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا». این آیه راجع به کفار است. در این آیه استعاره به کار رفته است. جناح یعنی بال، بال برای پرنده است. پرندگان بال‌های خود را می‌گشایند و بچه‌هایشان را زیر بال و پر خودشان قرار می‌دهند. بال گشودن نشانه مهربانی است. بال پرنده جای آرامش است، نه جای تنش و درگیری. ببینید زبان قرآن چقدر قشنگ است.

خداوند در این آیه می‌فرماید که اگر کفار بال گشودند شما هم بال بگشایید و در آغوش هم بروید. اینجا قرآن نگفته است که اگر کفار بال گشودند تحقیق کنید که راست می‌گویند یا خیر. البته آیه بعد می‌گوید ممکن است آن‌ها بخواهند شما را فریب بدهند: «وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ». معنای این آیات این است که صلح ارزش آن را دارد که شما به سمت آن بروید و اگر کفار نیرنگ زدند خداوند هوای شما را دارد. ما صاحب چنین فرهنگی هستیم که در عین اقتدار، می‌گوید اگر دشمن می‌خواهد صلح کند به سمت صلح بروید.

حالا وارد بحث خودم می‌شوم که بحث کتاب و حکمت چه رابطه‌ای با صلح دارد. همه دریافته‌اند که انسان‌ها متفاوت هستند. تفاوت هم اختلاف به وجود می‌آورد. اینکه انسان‌ها متفاوت هستند ۲ نتیجه دارد. نخست اینکه این تفاوت باعث می‌شود زندگی اجتماعی شکل بگیرد. من یک استعدادی دارم، شما یک استعداد دیگری دارید، لذا به هم نیاز پیدا می‌کنیم. مثلاً مرد نیاز به زن دارد، زن هم نیاز به مرد دارد. پس یکی از پیامدهای این تفاوت این است که زندگی اجتماعی را رونق می‌بخشد. دومین پیامد این تفاوت این است که موجب بروز اختلاف می‌شود. اگر اجتماعات درست هدایت نشود به سمت اختلاف می‌رود. مثلاً دختر و پسر با هم ازدواج می‌کنند اما در گذر زمان با هم اختلافاتی پیدا می‌کنند.

ما به هم نیاز داریم پس به سمت هم می‌رویم اما این تفاوت یک لبه دیگر هم دارد و آن لبه، اختلاف است. بنابراین طبیعتاً تفاوت، اختلاف به وجود می‌آورد. حالا باید چه کار کنیم؟ سه راه وجود دارد: یک راه، نزاع و ستیزه است. این راه خلاف آن اصل اولیه است که انسان برای آن آفریده شده است. دومین راه جدایی است. این هم نقض غرض می شود. سومین راه، تنها راهی است که می‌توانیم از مسئله طبیعی اختلاف، راه به مقصد ببریم. راه سوم، تن دادن به قانون عدل است. پس راه حل اختلاف، نه نزاع و نه جدایی محسوب می شود بلکه راهش تن دادن به قانون است. این قانون در اصطلاح قرآن نامش کتاب است. یکی از کاربردهای قرآن از کلمه کتاب قانون است.

در اصطلاح قرآن گاهی به نماز، کتاب گفته شده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا». گاهی به نامه اعمال انسان‌ها کتاب گفته شده است. یکی از معانی دیگر آن قانون است. آیه ۲۱۳ سوره بقره می‌فرماید: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً». هر اجتماعی در ابتدا امت واحد است، ولی بعداً اختلاف به وجود می‌آید. وقتی اختلاف به وجود آمد، باید قانونی وجود داشته باشد تا اختلافات حل شود. ادامه آیه می‌فرماید: «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ». آیه ۱۹ سوره یونس هم می‌فرماید: «وَمَا کَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا؛ مردم جز یک امت نبودند پس اختلاف پیدا کردند». کتاب در این آیه به معنای قانون است. چرا؟ چون آیه می‌فرماید: «لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ». این کارکرد قانون است که در اختلافات فصل‌الخطاب می‌شود. پس یکی از معانی مصطلح کتاب در قرآن، قانون عدل و قانون حق است.

وی ادامه داد: در آیه ۱۰۵ سوره نسا ‌می‌خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللَّهُ وَلَا تَکُنْ لِلْخَائِنِینَ خَصِیمًا؛ ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش». معنای آیه این است که خداوند راه را به توی پیامبر(ص) نشان می‌دهد تا میان مردم داوری کنی. به این نکته توجه داشته باشید که کتاب منهای انسان فهیم معنا ندارد؛ لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: قرآن کتاب صامت است و باید رجالی باشند تا بر اساس این کتاب رأی صادر کنند. برخی مفسران گفته‌اند پس قرآن باید با حدیث تفسیر شود. این حرف اشتباه است. حضرت علی(ع) نفرمودند که ما باید قرآن را تفسیر کنیم، بلکه فرمودند همراه قرآن باید یک انسان زنده وجود داشته باشد تا آن را معنا کند.

آیا این کتاب به تنهایی کافی است؟ به نظر قرآن خیر. قانون عدل برای جامعه لازم است اما کافی نیست. چرا؟ چون قرآن ۱۰ بار در کنار کتاب یک زوجی قرار داده است به نام «الحکمه». هیچ وقت کتاب کافی نیست و باید در کنار آن یک مغز فهیم وجود داشته باشد.

حکمت چیست؟ برخی می‌گویند حکمت یعنی دانش. برخی می‌گویند حکمت یعنی سنت و حدیث. حکمت در لغت یعنی منع. ماده حکمت دلالت بر جلوگیری کردن دارد. الحکمه یعنی نوع خاصی از منع. راغب اصفهانی می‌گویند حکمت منعی است که در جهت اصلاح باشد و از فساد جلوگیری کند. اصلاً فلسفه حکومت منع است. اگر منع حکومت در جهل اصلاح باشد، حاکمان حکیم هستند. سوره اسرا آیه ۱۹ تا ۳۸ را مطالعه بفرمایید. اکثر آیات بیانگر نهی هستند. بعد در پایان می‌فرماید: «ذَلِکَ مِمَّا أَوْحَی إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ؛ این [سفارش‌ها] از حکمت‌هایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است». پس این نهی‌هایی که در آیات آمده است حکمت هستند.

پس در کنار قانون باید حکمت باشد؛ چون ممکن است همین قانون همه جا دفع فساد نکند. قانون الهی در وضع همراه با حکمت است اما هرچه در وضعش همراه با حکمت است لزوماً در اجرا هم همراه حکمت نیست.

هم اندیشی علم دینی

هشتمین هم‌اندیشی از سلسله هم‌اندیشی‌های علم دینی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه‌طباطبایی برگزار شد. رضا داوری‌اردکانی استاد دانشگاه تهران گفت: هم من و هم شما به تمدن نوین اسلامی فکر می‌کنیم. من قبل از انقلاب هم به آن فکر می‌کردم و همین یکی از وجوه مشترک من با فعالان عرصه علم دینی است اما اختلاف ما این است که شما آن را بسیار نزدیک و بلکه محصَّل می‌دانید اما من آن را بسیار دور می‌بینم. هرچند به علم به‌معنای تطابق با واقع قائل نیستم، انسان واقع‌گرایی هستم و شما در این مسیر، واقعیت‌ها را نمی‌بینید؛ البته این واقعیت‌ها برابر با جمهوری اسلامی نیست. برای مثال، آیا آموزش‌وپرورش، بانک، اقتصاد و دزدی‌ها و غارت‌ها برای تمدن اسلامی و جمهوری اسلامی است؟ این مشکلات در برابر همه اهداف مقدس جمهوری اسلامی قرار دارد. این‌طور نیست که قبلا از جمهوری اسلامی دفاع می‌کردم و اکنون نمی‌کنم.
مسئله من از ۳۰ سالگی و بلکه زودتر، وضع تفکر در ایران بوده است. به وضع علم، فرهنگ، نظم اداری، راسیونالیته که وبر به آن پرداخته است، مدیریت و مسائل جامعه فکر کنید و بسنجید در چه وضعی است. اگر جامعه اسلامی ساختید، آن‌گاه علم اسلامی دارید و این مسئله نمی‌تواند برعکس باشد.

 با فارابی، ابن‌سینا و ملاصدرا نمی‌توانید مسائل این زمان را حل کنید که همگی مسائل غربی است. الان همه‌چیز غربی و متجدد است و باید دید چگونه می‌توان با آن مواجهه کرد. از بانک، فضای مجازی، مدرسه، دانشگاه مدرن و پست‌مدرن و... و. نمی‌توانیم صرف‌نظر کنیم و آن‌ها را می‌پذیریم اما آیا مثلا فضای مجازی را ما استفاده می‌کنیم یا اینکه او از ما استفاده می‌کند؟ ما دلمان خوش است که این وسیله‌ای است که ما آن را در راه مقصودمان به‌کار می‌بریم درحالی‌که تکنیک و قانون آن دارد دنیا را اداره می‌کند. امروز تکنیک و قانون تکنیک همه دنیا را اداره می‌کند.
عالم جدید پوششی است بر دین و نمی‌خواهد شما به حقیقت دین برسید. جهان جدید، جهان سکولار است و این جهان نمود خدایی بشر و قدرت بشر است. این ادعای انا الحقی از ابتدای قرن پانزدهم سابقه دارد. شما می‌گویید با سکولاریسم مخالف و در استدلال‌های آن خدشه کرده‌اید اما باید توجه کنید سکولاریسم یک وجود است و قانون جهان امروز، سکولاریسم است پس این مخالفت بحث منطقی نیست.

جبر تاریخی حرف بی‌ربطی است؛ زیرا جبر مربوط به اراده‌هاست؛ یعنی تحکم خلاف میل. در جامعه و تاریخ جبر نداریم بلکه موجَبیت تاریخی است که درنتیجه سلسله عللی، معلول به‌دنبال می‌آید. دراین‌صورت، این سوال مطرح است که تکلیف آزادی چه می‌شود و انبیا، فیلسوفان و بقیه چه کرده‌اند؟ ما در مراتبی که هستیم، زندگی‌های متفاوتی داریم. ما گاهی تابع محض زمان هستیم اما این چرخ زمان تغییر می‌کند و این آدم‌ها هستند که آن را تغییر می‌دهند. بشر تاریخ دارد چون فکر، حافظه و اراده دارد. تاریخ مال بشر است؛ اما بشر هرطورکه بخواهد، نمی‌تواند جهان را بسازد. طرحی در تاریخ هست که حدود امکانات را معین می‌کند و در این حدود، امکانات تغییرات ممکن است. آن‌هایی آزادترند که به این حدود امکانات توجه می‌کنند؛ مثل متفکران یا سیاست‌مداران متفکر.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

سرخط اخبار پژوهش