«ونک در آیینه زمان» بازخوانی تاریخچه روستاشهری در دامنه کوه دالان

اصفهان- ایرنا- «ونک در آیینه زمان» عنوان کتابی است که به مرور تاریخ و شرح زندگی اهالی این منطقه سخت کوش و ساکن خطه‌ کوهستانی سمیرم پرداخته است.

پیشگفتار کتاب بیش از هر گفتار و نوشتاری به معرفی نویسنده کتاب «بهمن حیدری» که اهل ونک از توابع شهرستان سمیرم اما ساکن شهرضاست اشاره دارد که می نویسد: مشکل‌ترین بخش کتاب فامیل‌های ونک بوده چرا که مردم این دیار به درخت فامیلی یعنی همان شجره نامه خود بسیار حساس هستند و حدود ۹۰ درصد آنها با یکدیگر نسبت فامیلی دارند.

مولف برای گردآوری مطالب این مجموعه تاریخی و محلی، سفرهایی به شهرها و روستاهای مختلف از جمله گچساران و چرام از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، ده حیدری شهرکرد، فریدن و منطقه ونک تهران داشته است.

ونک روستایی شهر شده از توابع بخش مرکزی سمیرم استان اصفهان در میانه کوه های مرتفع دالانکوه در ۱۹۰ کیلومتری جنوب غرب اصفهان و در ۳۳ کیلومتری غرب سمیرم است که به ظاهر مناطق مشابهی به همین نام یا اجتماع دیگری از شاخه‌های فامیلی همین خطه در استان‌های دیگر همچون فریدن، تهران و شمیران، چناررود فریدن و بندر ونک در چابهار وجود دارد.

این شهر واقع شده در بن بست کوه های مرتفع حدود ۹۰۰ سال قدمت دارد، مساحت آن ۵۰۰ کیلومتر مربع است و از گردنه نُخودان تا کوه سرخ از شرق به غرب با شیبی به نسبت تند بین ارتفاعات محصور شده است.

از رود و چشمه تا افعی و گورکن

رودها و رودخانه‌ها، چشمه ها و قنات ها، اِشکفت‌ها و گریزگاه‌ها و مزارع و باغ‌های زیادی در این منطقه کوهستانی و چشم نواز در تکاپوی هستی جریان دارند که در اینجا تنها یکی دو نمونه آن همچون مزارع و ارتفاعات زیبای اِسفراهان،  جسور و تنگده و چشمه و آبشار ناز و رودخانه شمس‌آباد را از نظر و نوشتار می‌گذرانیم و عبور می‌کنیم.

نویسنده در صفحاتی از کتاب ضمن نام بردن از گیاهان دارویی خاص این منطقه و خاصیت آنها جدولی از گیاهان، برگرفته از کتاب گیاهان دارویی دکتر «مرتضی صفایی» را ضمیمه کرده است.

علاوه بر این به وجود گیاهان صنعتی مانند بردج، رُناس، کنده خیش، پنبه، کتیرا و گوَن و جانورانی همچون خرس، افعی، پازن، پلنگ، سمور، گورکن، گرگ و گراز نیز در این مجموعه اشاره شده است.

اقتصاد ونک بر پایه دامداری، کشاورزی و هنرهای دستی است اما برخی از گیاهان و جانوران بومی منطقه استفاده‌هایی کرده‌اند و می‌کنند.

مهاجرت به سایر شهرها

حدود ۱۰ هزار هکتار زمین های دیم و آبی و ۳۰ هزار عرصه مرتعی در این محدوده این دهستان بزرگ وجود دارد اما مهاجرت بویژه در ۱۵ سال اخیر از ونک به شهرضا و اصفهان و سایر شهرها، خلوت شدن این روستاشهر را به دنبال داشته است.

خلوت شدنی که البته در تابستان و ییلاق و تعطیلات پایان هفته به شلوغی می‌گراید اما در شش ماهه دوم سال دیگر بار رنگ و بوی سکوت و سکون به خود می‌گیرد.

اولین تراکتور نیز در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به ونک وارد می‌شود تا کشاورزی آسان تر شود و گاو و گاو آهن ها نیز به تاریخ ملحق شوند.

مشکلات موجود کشاورزی در این خطه در صفحه ۵۷ کتاب آمده است. مواردی مانند خرده مالکی، بی برنامگی برای بهره بردن از آب دو رودخانه شمس‌آباد و گندمان و نبود تعاونی کشاورزی برای خرید محصولات و نجات بومیان از دست واسطه ها و دلالی‌ها.

فرش و قالی بافی در ونک رایج بوده بطوری که حدود ۴۰۰ تا ۴۵۰ کارگاه خانگی در این شهر فعالیت داشته و مشاغل دیگری مانند مسگری، رنگرزی، نجاری، سوزن دوزی و جوشکاری در کنار کشاورزی و دامداری رونق داشته‌اند.

سلمانی چند شغله!

نکته جالب توجه اینکه کشیدن دندان های پوسیده، ختنه فرزندان پسر و برخی کارهای بهداشتی دیگر بر عهده سلمانی محل بوده که گاهی جراحی هم انجام می داده است!

بعد از خواندن ابیاتی نغز درباره چشمه های ناز و اندوقون، اشاره به تخریب و از بین رفتن سه اثر کهن شامل دو مسجدو یک حمام که بیش از ۳۰۰ سال قدمت داشته اند قابل تامل می نماید.

فصل دوم کتاب به زندگی معنوی ونکی ها پرداخته وتحقیق نویسنده نشان از ورود اولین خانواده بنام «احمد غریبی» از بویراحمد به این منطقه به دلیل ناامنی حکایت می کند.

زبان اهالی ونک فارسی با لهجه ای بختیاری است که تعدادی از واژگان ترکی قشقایی هم بدان وارد شده اند.

در این بخش چند واژه و مترادف های آنها را مرور می‌کنیم.

اُشنون: آشنایان/ اَنِک: مسخره/ بالنده: پرنده/ بنگشت: گنجشگ/ بلی: بلوط/ بوَر: ببر/ پَسینعلی: عصرانه/ پولکی: پُل کوچک/ تیک: پیشانی/ چش: چشمه

چندی از ضرب المثل ها:

به در او جَفت نی خواره: بذار جلوی کوزه آبش را بخور؛ بی ارزش است

برّه دو مادره: همیشه گرسنه

اگر خر نخوام خونه میرزا هم نمیرم: اگر مسی مزدی نخواهد زحمتی هم متحمل نمی شود

خین که نکردِمه: گناه بزرگی انجام نداده ام

سال تیره، کُوَره: سال سختی است. تمام شدنی هم نیست و شکممان بزرگتر شده است!

سُرمه به چشش کردم: مطلب را به او رساند

نه گله اَفتو، نه کیشه مرغون: به کسی که زندگی مرفه ندارد ولی ادعایش را می کند

نام های قدیمی زنان و مردان:

بلور، پری جان، چمن گل، دختر بس، سمن گل، سنگین جان، صاحب جان، گل صنم، کوچک جان، ماه پسند، ماه زاده، نبات، هزار گل و همه گل

اسمی خان، امامقلی، برات، بک میرزا، جهانفر، جمعه، دریاقلی، دیدارقلی، صحنعلی، قیطاس، سیاف، مرکز، مستعلی، واحد، دوراب، جوزعلی و ذوراب

زندگی اجتماعی عنوان آخرین فصل کتاب است که بعد از اشاره به بازهای محلی که برخی اختصاصی پسران و برخی مختص دختران است آداب و رسوم عروسی و ازواج را برشمرده و نوشته است:

از ناف برون دختران برای پسران سه چهارساله و ینکه عقد عموزاده ها را در آسمان ها بسه اند که بگذریم بقیه موارد این شکلی بوده که دختر و پسر در مراسم عروسی بویژه دستمال بازی و همچنین رفت و آمدهای بین چشمه و خانه، وقتی دختر برای آوردن آب می‌رفته پسران را می‌دیده و همسر آینده اش را انتخاب می‌کرده است.

سلمانی محل در مراسمی در منزل داماد حاضر می شده و او را اصلاح و آرایش می کرده و می خوانده است:

سر تراشون سرتراشون، سرتراشونش کنید/ دایی زاده عموزاده؛ جون و قربونش کنید

زنان نیز اشعاری در عروسی ها می‌خوانند:

شازده دوماد، شازده دوماد این قدر آبی نپوش/ رخت آبی نِه در آر و رخت دومادی بپوش

کاکا جونیم گفت زن و ... گفتیم به چشم/ چشم تو با هل و میخک اسب بیار جهاز بکش

پرده بندون پرده بندون، پردمون سی و سه رنگ/ داغ فرزندت نبینی پردشه قشنگ ببند

حنا بندون، حنا بندون حنامون نارسِ/ چار کلام دشتی بخونم تا حنامون برسِ

عروس هم بعد از رفتن به خانه بخت، یکسالی طول می کشیده تا به خانه پدرش برود.

در صفحه ۱۹۵ کتاب داستانی از نادرشاه افشار و پیرمردی از ونک که به پادشاه شربت تعارف ی کند منتشر شده که گویا شاه ایران در تعقیت افغان ها هنگام گذر از حوالی روستای ونک به پیرمردی عامل به نام کربلایی خسرو بر می خورد و او با شربت از نادرشاه پذیرایی می کند  شاه سلسله افشاریه هم چند مزرعه منطقه را به پیرمرد پیشکش می‌کند.

ونک از تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۷ به شهر ارتقا می یابد و کریم الله رضایی بعنوان اولین شهردار تا حدود ۱۳ سال سکان اداره این شهر جدید را بر عهده می‌گیرد.

آیت الله سید محمدشریف تقوی ونکی، سید آقا بابا، سید محمد علی عاقد و شیخ محمدتقی شریعتی از بزرگان این خطه بوده اند.

ونک وادی سرداران و شهیدان جان بر کف است و با وجود جمعیت روستایی و اندکش حدود ۱۰۰ شهید تقدیم نظام و انقلاب اسلامی کرده که نام شهدا و عملیات های آنها در پایان کتاب گنجانده شده است.

ورق هایی از کتاب به شجره نامه های خاندان‌های این شهر اختصاص دارد.

جمع‌آوری این مجموعه به ظاهر ۴ سالی به طول انجامیده و نحوه نوشتارها عموماً عامی و محلی است.

«کتاب ونک در آیینه زمان» با نمونه خوانی مریم همت، در ۲۹۶ صفحه از سوی نشر نقش مانا چاپ شده است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =