حسین دهلوی جواهر گرانبهایی بود که به‌ارزانی از کف رفت
از چپ؛ علی رهبری و مرحوم استاد دهلوی در اتریش در زمان ضبط اپرای مانی و مانا

تهران- ایرنا- علی رهبری، موسیقیدان بین‌المللی و رهبر پیشین ارکستر سمفونیک تهران، از شاگردان مرحوم دهلوی معتقد است قدر این استاد بزرگ به‌خوبی دانسته نشد و ایران یکی از ارزشمندترین مردان موسیقی خود را به ارزان‌ترین قیمت از دست داد.

هفت روز از درگذشت یکی از برجسته ترین موسیقیدانان ایران و یکی از موفق ترین مدیران عرصه موسیقی ایران استاد حسین دهلوی گذشت. به همین مناسبت خبرنگار موسیقی ایرنا با علی رهبری، رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران، بروکسل، زاگرب و مالاگا و چهره شناخته‌شده بین المللی موسیقی و از شاگردان پیشین مرحوم دهلوی گفت‌ وگو کرده است.

ایرنا:‌ شما و استاد دهلوی دوستی دیرین و نزدیکی داشتید. همه انتظار داشتند به این مناسبت پیامی بدهید، چرا ندادید؟

رهبری: از نخستین ساعات انتشار خبر درگذشت استاد دهلوی قصد داشتم در باره این مرد بزرگ یادداشتی بنویسم. اما دیدم جنازه دهلوی در حال مصادره به نفع افرادی سودجوست و بهتر دیدم در تنهایی و اندوه خودم به خاطراتمان فکر کنم. اما اصرار شما مرا وادار کرد دوباره روی این موضوع فکر کنم و نهایتا تصمیم گرفتم به جای یادداشت در آستانه هفتمین روز درگذشت استاد دهلوی، با شما گفت‌وگو کنم. درباره دهلوی بسیاری حرف‌ها گفته نشده. شاید این وظیفه ایست که روزگار بر دوش من گذاشته است.

ادای دین به استادم را وظیفه می‌دانم

ایرنا: دوستی شما با استاد دهلوی به چه شکل و تا چه حد بود؟

رهبری: رابطه من با مرحوم دهلوی رابطه ای عمیق و حتی به نوعی پدر-فرزندی بود. تقریبا همیشه با هم در ارتباط بودیم تا اینکه پیشرفت بیماری آلزایمر ایشان این رشته ناگسستنی را به مرور قطع کرد. اما من همیشه از طریق همسرشان جویای احوالشان بودم. درگذشت حسین دهلوی روزهای سختی را به لحاظ روحی برای من ایجاد کرده اما آنچه قدری از این بار غم می‌کاهد مرور خاطراتی تکرارنشدنی و بعضا منحصر به فرد است.

ایرنا: قدری از این خاطرات بگویید.

رهبری: سه سال قبل همسر استاد دهلوی در تماس تلفنی به من گفتند استاد به واسطه بیماری آلزایمر خیلی از اسامی را فراموش کردند. اما نام تو را به یاد دارند. امروز نه تنها به این موضوع افتخار می‌کنم که با یادآوری محبت مرحوم دهلوی نسبت به خودم قدری از غم وجودم کاسته می‌شود. بدون گزافه باید بگویم کسی به اندازه من چه در زمان هنرستان و چه بعد از آن با استاد دهلوی نزدیک نبود. در تمام این مدت ما درددل‌های زیادی با هم کردیم اما از بیست سال قبل در تماس تلفنی متوجه شدم چقدر از شرایط ناراضی هستند. حسین دهلوی بزرگ در آن سال‌ها از اینکه امکان ضبط و اجرای اپرای مانی و مانا را در ایران نداشت بسیار دلگیر و ناراحت بود. خوشحالم این امکان را در اتریش برایشان فراهم کردم.

آرزویی که دور از وطن برآورده شد

ایرنا: ماجرای ضبط این اثر در اتریش چیست؟

رهبری: دهلوی رفته و من پدری دلسوز را از دست دادم. سال‌ها قبل و در آن روزهای سخت بی مهری به این ابر مرد موسیقی ایران در روزهایی که امکان ضبط اپرای مانی و مانا را برایش فراهم نمی‌کردند به اتریش دعوتشان کردم و اپرای مانی و مانا را ضبط کردیم و امروز به واسطه اینکه توانستم این مرد بزرگ را خوشحال کنم قدری بر اندوه خویش مسلط می‌شوم. در حال مرور خاطرات روزهای زیبا و پرخاطره ای هستم که با استاد دهلوی و پسرشان و احمد پژمان، آهنگساز مطرح ایرانی، در وین سپری کردیم و هر روز به استودیو می‌رفتیم و با ارکستر سمفنیک اسلواکی قطعه دهلوی را ضبط کردیم. خوشحالم در آن زمان این فرصت را یافتم که از او در حد توانم قدردانی کنم. در همان روزها دهلوی را به ارکستر اسلواکی معرفی کردم و گفتم او معلم من بود.

ایرنا: مرحوم دهلوی شاگردان دیگری هم داشتند که امروزه از مفاخر موسیقی ایران هستند.

رهبری: حقیقت هم همین است. امثال من، حسین علیزاده، دایوش طلایی و داریوش دولت شاهی هرگز به موفقیت‌های امروز نمی‌رسیدیم اگر دهلوی نبود. از دست دادن انسان های بزرگی مانند دهلوی واقعا دردناک است با مرگ او، ایران یکی از ارزشمندترین اساتید خود را به ارزان‌ترین قیمت از دست داد.

دهلوی جای خیلی‌ها را تنگ کرده بود

ایرنا: دلیل این همه بی‌مهری به دهلوی را چه می‌دانید؟

رهبری: سال‌ها قبل عده ای با مهارت کامل دهلوی را فراری دادند. او را کنار گذاشتند که در جریان موسیقی نباشد. آنها خوب می‌دانستند اگر دهلوی باشد فهرست بسیاری اساتید و پیشکسوتان امروز هم شکل دیگری می‌گرفت و جایی برای آنها وجود نمی‌داشت. دهلوی جای بسیاری از آدم‌های کوچک را تنگ کرده بود. آنها خوب فهمیده بودند دهلوی که با مدیریتش بر هنرستان موسیقی دوران طلایی این هنرستان را رقم زد به‌زودی خواهد توانست هنرمندانی را تربیت کند که این افراد در میانشان جایی نداشته باشند. سرانجام او رفت و آسوده شد؛ اما دلگیر و دلشکسته رفت در حالی که بسیاری تیرهای بی‌مهری را به قلب مهربان دهلوی پرتاب کردند.

ایرنا: این حالت یاس و سرخوردگی از چه زمانی در مرحوم دهلوی شدت یافت؟

رهبری: از سال‌ ها قبل او فقط از ناامیدی حرف می‌زد. امیدوار بود مسئولان وقت امکان ضبط اپرای مانی و مانا را فراهم کنند. اما این اتفاق نیافتاد و دهلوی را در ناامیدی بیشتری فرو برد. در حقیقت تاریخ هم بی‌مهری هایی که به دهلوی شد را از خاطر نخواهد برد. او همیشه و همه جا، در اتریش و در ایران همیشه گله‌مند بود که چرا نمی‌تواند در ایران اپرای مانی و مانا را ضبط کند؟ برای خود من هم سوال است که به راستی چرا این قطعه سال‌های سال اجرا نشد؟

ایرنا: اینهمه یاس و دلشکستگی فقط برای اجرا نشدن یک اپرا کمی عجیب نیست؟

رهبری: فقط موضوع اپرا نبود. دهلوی از یک نفر هم بسیار دلگیر  بود. او دلشکسته بود از شخصی که او را بزرگ کرد و به ثمر نشاند. الفبای موسیقی را یادش داد؛ اما او نمکدان شکست. همیشه هم می‌گفت او را هرگز نخواهد بخشید.

رسم ناپسند نابغه‌کشی

ایرنا: شما ۱۵ سال قبل پس از ۳۰ سال به ایران بازگشتید. استاد دهلوی در آن دوران چه می‌کرد؟

رهبری: در کمال تاسف و ناباوری دیدم دهلوی برای امرار معاش از این موسسه و آموزشگاه به این موسسه و آموزشگاه دیگر می‌رود. او استاد بزرگ موسیقی ایران بود و چنین رفتاری با او واقعا مایه شرمساری بود. در همان دوره بسیاری افراد با رانت ها و ارتباطات درامدهای گرافی داشتند اما جایگاه  شایسته حسین دهلوی را از او دریغ کردند. دهلوی مرد بزرگ و از خود گذشته ای بود، ولی جانشینان کوچکش، فقط برای منافع خود و دوستانشان کار کردند. اگر دهلوی ها به فعالیت خود و در جایگاه شایسته خود فعالیت می‌کردند وضعیت موسیقی بهتر از امروز بود. البته این بی‌توجهی ها به دهلوی محدود نشده است. هوشنگ استوار نمونه دیگری از این بی مهری هاست. هوشنگ استوار یک هنرمند درجه یک بود. اما نام او هم به مرور از اذهان پاک شد. در زمان مرگ استوار حتی کسی او را به یاد نداشت. گویا باید در غفلت، استوارها و دهلوی ها را باید از دست بدهیم. گویا باید پذیرفت ما اسطوره سوزی و نابغه کشی را خوب آموخته ایم.دهلوی نبود من از شهرری به وین نمی‌رسیدم

دهلوی نبود، از شهرری به وین نمی‌رسیدم

ایرنا: شما بارها خود را مدیون مرحوم دهلوی دانستید. سرچشمه اینهمه احساس دِین از کجا است؟

رهبری: دهلوی برای من فقط یک دوست نبود. من در موسیقی و در زندگی حرفه ای هرچه دارم از او دارم. او بود که مرا از شهر ری به وین و برلین و تورنتو آورد. دهلوی بود که راه یک جوان اهل شهرری را به بزرگترین محافل موسیقی دنیا باز کرد و باعث شد این جوان موفق به کسب مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر شود.

دهلوی رفت و یادش همیشه گرامی خواهد بود. اما مهم‌تر از گرامیداشت یاد دهلوی بعد از مرگش، قدردانی ما از تنها باقی مانده ابرمردهای موسیقی ایران است. فراموش نکنیم بعد از دهلوی تنها احمد پژمان از مثلث اساتید بزرگ برایمان مانده است.

ایرنا: مثلث؟ نفر سوم کیست؟

رهبری: از ۴۰ سال قبل که آثار ایرانیان را در نورنبرگ آلمان ضبط می‌کردم همیشه معتقد بودم احمد پژمان و هوشنگ استوار و حسین دهلوی سه ابرمرد موسیقی ایران هستند. استوار و دهلوی رفتند. تا دیر نشده قدر احمد پژمان را بدانید. این سه خود را همرنگ جماعت نکردند. احترام خود را خود حفظ کردند و  مستقل ماندند.

حسین دهلوی از نوآوران در موسیقی ایرانی چه در خلق آثاری ماندگار و نوآور در موسیقی سنتی ایرانی، چه در پیوند اپرا قصه‌های ایرانی و چه در تربیت شاگردانی برجسته در موسیقی معاصر ایران کارنامه‌ای درخشان داشت. تدوین متد تمبک به وسیله او و جمعی دیگر از جمله حسین تهرانی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف برای بهبود جایگاه تمبک در موسیقی ایرانی و آسان‌سازی آموزش این ساز، توجه به ساخت سنتور کروماتیک برای جبران مشکل کوک این ساز برای استفاده در ارکستر از جمله این مواردند.
خالق تصنیف اپرای مانا و مانی، در زمینه موسیقی فیلم هم فعالیت و البته بیشتر برای فیلم‌های مستند، نقش مشاور و انتخاب‌کننده موسیقی را بر عهده داشته و در تیتراژ فیلم‌ها، از او به نام مستعار «فریبا» یاد شده‌است. دهلوی برای چند فیلم مستند از ابراهیم گلستان مانند یک آتش (چشم‌اندازها)، موج و مرجان و خارا و گنجینه‌های گوهر و همچنین فیلم هفده روز به اعدام اثر هوشنگ کاووسی موسیقی نوشته‌ است.
حسین دهلوی علاوه بر ساخت و تنظیم آثار متعدد و رهبری ارکستر آثار مکتوب و مرجع مهمی در زمینه موسیقی به رشته تحریر درآورد. پیوند شعر و موسیقی آوازی از بارزترین آثار اوست که حاصل بیش از ۴۰ سال تجربه وی در تلفیق موسیقی با شعر است. 
آخرین کوشش دهلوی در زمینه کارهای جمعی موسیقی ملی، پایه‌گذاری ارکستر مضرابی است که با همکاری ۶۶ نفر از نوازندگان سازهای مضرابی ایرانی تشکیل شد و در سال ۱۳۷۲ روی صحنه رفت.
این اسطوره موسیقی ایران صبح سه‌شنبه (۲۳ مهر ۱۳۹۸) پس از مدت‌ها بیماری و ابتلا به آلزایمر در سن ۹۲ سالگی آخرین نت موسیقی زندگی پرافتخار خود را نواخت. 

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =