درباره آرتور رمبو | مظهر و پیشوای مکتب سمبولیسم

تهران- ایرنا- آرتور رمبو مظهر و پیشوای نهضت جدید شعر فرانسه یعنی مکتب سمبولیسم محسوب می شود؛ شاعری که بسیاری از ستایشگران دنیای مدرن او را می‌ستایند و از او به عنوان یکی از بنیان گذاران شعر دنیای نو یاد می‌کنند.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ سده ۱۹ میلادی برای اروپاییان، دورانی برزخ‌گونه و پر از انقلاب و جنگ بود اما در این دوران پر آشوب شخصیت‌هایی پرآوازه مانند بودلر، نیچه، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، رمبو و ...  نیز ظهور کردند. در این میان فرانسه به عنوان مهد اندیشه های روشنفکری وضعیتی بهتر از دیگر کشورها داشت و به همین دلیل چهره های مشهوری در عرصه ادبیات ظهور کردند اما معتبرترین نویسندگان فرانسه تحت نظر پلیس مخفی قرار داشته‌اند تا آنجا که برپایه سندی که برونو فولینی، کارمند پارلمان فرانسه، پیدا کرده بود و آنها را در یک مجموعه گردآوری و چاپ کرده است، نشان از قضاوت‌های باورنکردنی پلیس سده ۱۹ فرانسه درباره غول‌های ادبیات آن دوران در این کشور مانند ویکتور هوگو، آرتور رمبو و پل ورلن دارد. در همین ارتباط پلیس در این اسناد، ویکتور هوگو را یک فرد بسیار خسیس و پول جمع‌کن، آرتور رمبو را یک هیولا و پل ورلن را یک آدم پست معرفی کرده است و حتی گزارش های پلیس درباره ویکتور هوگو خالق رمان مشهور بینوایان سه جعبه بزرگ و حجیم را پر کرده بود.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز تولد ژان نیکولا آرتور رمبو به بررسی زندگی و آثار وی پرداخته است.

ژان نیکولا آرتور رمبو در ۲۰ اکتبر ۱۸۵۴ در شارل ویلِ فرانسه دیده به جهان گشود. وی در ۱۸۶۲ میلادی در آموزشگاه روسا شروع به تحصیل کرد و در ۱۶ سالگی توانست با خلق زیباترین اشعار منثور در میان شاعران سده ۱۹ جایگاهی ویژه به دست آورد به گونه ای که از او در کنار شاعران دیگری مانند پل ورلن به عنوان شاعران مهم سبک سمبولیسم یاد می‌شود. در حقیقت رومبو بهترین اشعارش را در ۱۹تا ۲۵ سالگی سرود. در ۱۸۶۹میلادی شعرهایی که به لاتین سروده بود، منتشر شد و برای او جایزه‌ای نیز به ارمغان آورد.

بسیاری از نویسندگان، او را شاعرِ سمبولیستِ فرانسوی در سده ۱۹ و او را پدرِ شعرِ نو اروپا می دانند و می گویند رومبو همان تاثیری را در شعر معاصر فرانسه داشت که نیما یوشیج در شعر فارسی در ایران بر جای گذاشت.

اشعار و زندگی رمبو الهام بخش بسیاری از نویسندگان، موسیقی دانان و هنرمندان بزرگ سده ۲۰ بوده‌ است. پابلو پیکاسو، دیلن تامس، آنری کارتیه برسون، آلن گینزبرگ، جک کرواک، ولادیمیر ناباکوف، باب دیلن، پتی اسمیت، هنری میلر، جیم موریسون و ریچی ادواردز از جمله این هنرمندان هستند.

وی بعد از مدت کوتاهی ادبیات را برایِ همیشه ترک کرد اما توانست تاثیر بسیار زیادی بر هنرمندان پس از خود بر جای بگذارد و بعد از کنار گذاشتن شاعری به اروپا و دوردست‌تر آفریقا و سپس به خاورمیانه و حبشه سفر می‌کند و بیش از ۱۰سال از عمر کوتاه خود را در حبشه گذراند. در همین دوران به انگلیس، آلمان، بلژیک، هلند، ایتالیا، اتریش، سوئد، اندونزی، قبرس، مصر و یمن سفر می کند.

فصلی در دوزخ

یکی از مهم ترین آثار رمبو، کتاب شعر او معروف به فصلی در دوزخ است، وی این شعر را در ۱۹ سالگی و در ۱۸۷۳میلادی سرود، در ابتدا او آن را در تیراژی محدود در بلژیک به چاپ رساند. باید گفت این تنها مجموعه اثر رمبو بود که به وسیله خود وی به چاپ رسید. از این اثر به عنوان یکی از نخستین شعرهای آزاد نام برده می‌شود.

رمبو در آثارش بارها از مرگ نام برده است. وی در فصلی در دوزخ دردناک‌ترین لحظه‌های عمر خود را می نویسد. در واقع این کتاب گزارشی از رنج کشیدن‌هایی است که او را تا مرزهای جنون هدایت کرده و به سمت دروازه‌های مرگ کشیده است.

چاپ و اشاعه فصلی در دوزخ تأثیر مهمی در رشد و گسترش سوررئالیسم برجای گذاشت. این کتاب به ۹ بخش جداگانه تقسیم می شود که گاهی از نظر حجم متفاوت نیز است. این کتاب نثری بیشتر بریده بریده و فشرده دارد. معصومیت و گناهکاری، جذبۀ حواس و روح، استیلا و انقیاد، عصیان و کیفر، وصول به هستی و حقیقت در پرتو یک لحظه از درون مایه های اصلی فصلی در دوزخ به شمار می رود. همچنین از بخش های این مجموعه می توان به نژادپرست، شب دوزخ، هذیان ها، کیمیای سخن، ناممکن، صاعقه، بامداد و وداع اشاره کرد.

تا کنون مقدمه های بسیاری به زبان انگلیسی به وسیله نویسندگان و شاعران بر ترجمه انگلیسی فصلی در دوزخ نوشته شده است از معروف ترین آن ها می توان به مقدمه هنری میلر اشاره کرد. همچنین از مهم ترین تفسیرها بر این کتاب می توان تفسیر پل کلودل را نام برد.

با توجه به اهمیت فصلی در دوزخ در ۱۹۷۱میلادی فیلمی درام به کارگردانی نلو ریسی با محتوای این کتاب ساخته شد از بازیگران آن می توان به ژان کلود برایلی، ترنس استامپ و جاشوآ سینکلیر اشاره کرد.

در ادامه بخشی از منظومه فصلی در دوزخ که در واقع نوعی زندگی‌نامه رمبو است، می آوریم:

کاش پیوندی با ناکجا آبادی از تاریخ فرانسه می‌داشتم
اما خیر هیچ پیوندی ندارم
بر من مسلم است که همواره از مردم پست نژاد بوده‌ام
من معنی عصیان را نمی‌فهمم
نژاد من هرگز جز برای غارت برنخاسته است
چون گله گرگی که در پی دیدن حیوانی نیمه جان می‌رود …

 شتاب کن/آیازندگی دیگری هست؟ /محال است درعین بی نیازی خفت
ثروت همواره ازآنِ همگان بوده است
تنهاعشق الهی کلیدهای دانش راعطامی کند
می بینم که اکنون طبیعت تنها نمایشی ازنیکی هاست
خداحافظ اوهام/آرمان ها/خطاها...

زورق مست

از مشهورترین اشعار آرتور رمبو، زورق مست است. رمبو این شعر ۱۰۰ خطی را در تابستان ۱۸۷۱میلادی زمانی که ۱۷ سال داشت، تصنیف کرد و در نامه‌ای برای پل ورلن فرستاد. وی زورقی را که طبیعتاً باید در رودخانه تردد کند در اقیانوس رها می‌کند تا عمق محرومیت را در زندگی دوره خود بازتاب دهد. یکی از اشعار شعر زورق مست این است: آن دم که سرازیر شدم از رودهای بی خیال/ دریافتم که دریانوردان دیگر راهبرم نیستند/ چرا که سرخپوستان پرهیاهو آماج تیرشان کردند/ و برهنه بر تیرک های رنگین میخکوبشان کردند.

در حقیقت موضوع این کتاب، شعر فرانسه است که در ایران به وسیله محمد رضا پارسایار و در انتشارات نگاه معاصر چاپ شد. این مجموعه، دربردارنده زندگی نامه، اشعار و گفته های آرتور رومبو است. اشعار و گفته های رومبو در قالب متن ۲ زبانه فارسی و فرانسه به چاپ رسید. همچنین باید گفت: شعرِ زورقِ مست و کتابِ فصلی در جهنم رومبو از مهم ترین نمونه هایِ شعرِ مدرنِ اروپا محسوب می شوند.

اشراقها

بعد از کتاب فصلی در برزخ، رمبو اشعاری منثور بدون قافیه و با ضرب‌آهنگ‌های متحد به نام اشراقها را سرود، بی‌آن‌که درصدد باشد، آن را به چاپ برساند یا از سرنوشت آن اطلاعی حاصل کند. هر چند شاعر بعد از اشراق ها سرودن شعر را برای همیشه کنار می‌گذارد. اما این اثر مورد توجه بسیاری از شاعران جهان قرار گرفت و ترجمه های متعددی از آن به عمل آمد. در ایران این اثر به وسیله بیژن الهی ترجمه و در نشر بیدگل منتشر شد. الهی بر این کتاب مقدمه‌ای درباره زندگی و آثار رمبو و همچنین چگونگی انجام این ترجمه‌ها نوشته است.

در حقیقت اشراق‌ها، اوراق مصور آرتور رمبو بود. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: من موقتاً ماندگار این پایتخت بزرگم و نه چندان گله‌مند؛ این مدینه، که چه امروزین فرض می‌شود، چون از هر سلیقه آشنایی در اثاثه و در ظاهر خانه‌ها اجتناب شده‌ است، همچنان که در نقشه شهر این‌جا اثری از آثار عهد بوق نمی‌یابید، اخلاقیات و زبان به ساده‌تر صورتی فروکاسته‌اند.

صدایی از آینده

صدایی از آینده اثر آرتور رمبو که به وسیله محمد فلاح نیا ترجمه شد و در انتشارات نگیما در ۱۳۸۹ خورشیدی به چاپ رسید. در این کتاب زندگی نامه، تعدادی از شعر ها، نامه ها و عکس هایِ آرتور رمبو آورده شده است. فلاح نیا این اثر را از زبان انگلیسی ترجمه و با نسخه هایِ فرانسوی مقایسه کرده است. کتاب از نثرِ روان و راحتی برخوردار است.

خوب کردی رفتی آرتور

خوب کردی رفتی آرتور رمبو، زندگی‌نامه و گزیده‌ای از شعرهای این شاعر نوگرای فرانسوی به همراه تحلیل است. همچنین مجموعه‌ای از نامه‌های او در این کتاب گردآمده است. در واقع این کتاب به شخصیت افسانه‌ای شعر رمبو می‌پردازد. در ایران سمیرا رشیدپور آن را به فارسی ترجمه کرده است و در انتشارات روزبهان در ۱۳۹۳ خورشیدی به چاپ رسید.

مهرجویی و سفر به سرزمین رمبو

داریوش مهرجویی در ۱۹۸۳میلادی فیلمی به نام سفر به سرزمین آرتور رمبو را ساخت که در واقع برپایه زندگی آرتور رمبو ساخته و در فستیوال لندن ۱۹۸۴ نمایش داده شد. همچنین این فیلم مستند داستانی با بازیگری نیکولاس جولی، متیو جولی و نیکول سران از کانال سه تلویزیون فرانسه پخش شد. مهرجویی در این فیلم بیشتر به زادگاه رمبو، جایی که در آن به سر می‌برد و لحظات آخر عمرش را سپری می کند و به آن حواشی و اتفاقاتی که پیرامون زندگی او بوده، پرداخته‌ است.

سرانجام

سرنوشت زندگی رمبو در ۳۷ سالگی آرام‌آرام رنگ تلخی به خود می‌گیرد تا در نهایت به دلیل وجود تومور سرطانی دکترها پای راستش را قطع می‌کنند و چند ماه بعد در ۱۰ نوامبر ۱۸۹۱ در کنار خواهرش ایزابل چشم از این دنیا فرومی‌بندد.

رنه شار درباره مرگ او گفته است: خوب کردی رفتی، آرتور رمبو! ما چند تَن هستیم که خوشبختی ممکن با تو را بی‌دلیل باور داریم.

آرتور رمبو در شعری باعنوان دموکراسی می سراید:

به چشم‌اندازِ پلشت، برازنده است پرچم
و نعره‌هایمان صدای طبل‌ها را خفه می‌کند.
در قلب شهرها، پلیدترین فحشا را تقویت خواهیم کرد.
و قتل‌عام می‌کنیم شورش‌های منظم را.
به سوی سرزمین‌های خیس‌خورده و فلفل‌زده*،
در خدمتِ هیولاهای استثمارِ نظامی و صنعتی.
بدرود اینجا، پیش به‌سوی هرکجا که شد!
ما سربازانِ حُسن‌نیَت‌ایم، فلسفه‌ توحش، از آنِ ماست
جاهلانِ راهِ علم و مُحیلانِ رفاه.
انفجار برای دنیای پرجنب و جوش.
این است رژه‌ حقیقی.
به‌پیش! حرکت!

این شاعر همچنین شعری با عنوان کلاغ‌ها دارد که در آن آمده است:

خدایا وقتی که دشت سرد است
و در روستاهای درمانده،
در طبیعت بی‌گل،
صدای ناقوسِ نماز، خاموش.
کلاغ‌های گرانقدرِ دل‌انگیز را فرمان بده
که از آسمان فرود آیند.

قشونِ غریبِ بادِ سرد
با فریادهای سهمگین
به لانه‌هایتان هجوم می‌آورد.
شما!
بر فراز رودهای بلندِ زرد
در جاده‌های کهنِ آهکی
روی گودال‌ها، روی حفره‌ها
پراکنده شوید و باز، گردِ هم‌آیید.

بر فراز دشت فرانسه
آن جا که مردگانِ پریروز خفته‌اند،
گردِ خود بچرخید
مگر زمستان نیست؟
در دسته‌های بی‌شمار بچرخید،
تا هر رهگذر بی‌اندیشد باز.

تکلیف را تو به یاد آور!
ای پرنده‌ سیاه محزون.

اما سرورِ آسمان ها!
تو که از بلندترین شاخه‌های بلوط، بالاتری!
ای دکلِ گمشده در شب مسحور!
در قعر جنگل‌های درهم تنیده
در علفزار،
آن جا که از شکستِ بی فرجام، گریزی نیست،
ماندگان را از چکاوک‌های ماه مه، بی‌نصیب نگذار!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =