ابعادی جدید از پرونده‌ای قدیمی

تهران-ایرنا- انتشار عمومی فیلم «دام نامریی» که به دستور ساواک و برای ترمیم چهره این سازمان، ساخته شده بود، نشان می‌دهد که ساواک از این پرونده، برای ارعاب بیشتر مردم انقلابی و حمله تبلیغاتی به ارتش، بهره گرفته بود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، پرونده جاسوسی و سپس دستگیری «سرلشگر احمد مقربی» از فرماندهان ارتش در دوران رژیم پهلوی، همواره به عنوان یکی از مهمترین پرونده‌های ضد جاسوسی در ایران و در دوران پیش از انقلاب، مطرح بوده است. با این حال نحوه کشف جاسوسی مقربی و دستگیری وی، از موضوعاتی بود که تا سال‌ها پنهان باقی ماند و سازمان جاسوسی شوروری سابق یا همان «کا.گ.ب»، مدت‌ها در پی آن بود که دریابد مقربی چگونه شناسایی و دستگیر شده است. حال با انتشار یک فیلم سینمایی قدیمی، به نظر می‌رسد ابعاد جدیدی از این پرونده مشخص شده باشد.

جاسوسی در قلب ارتش

«احمد مقربی» که متولد سال ۱۳۰۰ بود، در دوران جوانی، همزمان با فعالیت در ارتش به عنوان یک افسر جزء با یکی از عناصر مهم اطلاعاتی شوروی در ارتش ایران، یعنی «محمود نیو» آشنا شد. نیو که شرکتی با عنوان «آب یاب» تاسیس کرده بود، از این شرکت به عنوان پوششی برای عملیات جاسوسی خود در ایران استفاده می‌کرد. نیو به عنوان یک افسر اخراجی ارتش، تلاش داشت تا سایر افسران را به سمت خود جذب کرده و با تطمیع آنان، از این افسران به عنوان جاسوسان دولت شوروری استفاده کند. احمد مقربی نیز یکی از همین افسران بود که به دام نیو گرفتار شد.

پس از افشای فعالیت‌های جاسوسی نیو، نیروهای اطلاعاتی تلاش کردند تا وی را دستگیر کنند؛ اما نیو گریخت و برای همیشه ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از وی بدست نیامد. هنوز هم مشخص نیست سرنوشت وی چه شده است؛ اما احتمال قوی آن است که وی پس از فرار به خدمت سرویس‌های اطلاعاتی شوروی درآمده و در این سرویس‌ها فعالیت داشته است.

احمد مقربی نیز که به گروه نیو نزدیک شده بود، در سال ۱۳۳۳ و پس از حمله نیروهای نظامی به دفتر نیو، برای مدتی به ظن همکاری با وی دستگیر؛ اما مدتی پس از نبود مدارک محکم، آزاد و دوباره در ارتش مشغول به کار شد. پس ورود مجدد مقربی به ارتش، وی تا درجات بالای نظامی پیش رفت و به سمت جانشین رکن دوم ستاد بزرگ ارتشتاران درآمد؛ اما در سال ۱۳۵۶ و در پی افشای فعالیت‌های جاسوسی مقربی، «ساواک» اقدام به بازداشت وی کرد. مقربی پس از مدت کوتاهی، در سال ۱۳۵۶، به جرم جاسوسی برای شوروی، محکوم و در دی ماه همان سال اعدام شد.

«دام نامریی» و جدال ساواک و اداره دوم

در طی سال‌های گذشته، موسسه‌ی «مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» بخشی از اسناد مربوط به پرونده‌ی مقربی را به صورت عمومی منتشر کرده است. براساس این اسناد مشخص است که حداقل سه سازمان مختلف درگیر پرونده مقربی بوده‌اند: سازمان اطلاعات و امنیت کشور یا همان «ساواک» که مدعی بود توانسته است جاسوسی مقربی را کشف کند؛ «اداره دوم اطلاعات و ضد اطلاعات ستاد بزرگ ارتشتاران» به عنوان سازمان امنیتی که تا پیش از تشکیل ساواک، مسوول اصلی مقابله با جاسوسان بوده است؛ و همچنین سازمان جاسوسی آمریکا یا همان سیا.

بر طبق این اسناد، به نظر می‌رسد که مقربی توسط ساواک دستگیر می‌شود و همراه با او، دو جاسوس کا.گ.ب نیز به دام می‌افتند، اما با توجه به این که دو جاسوس شوروی، رسما دیپلمات محسوب می‌شدند، پس از مدتی آزاد و به دولت شوروی تحویل داده شدند. از مقربی و جاسوسان شوروی، وسایلی همچون دستگاه‌های ضبط و پخش صدا و سایر دستگاه‌های جاسوسی، کشف شد. بر طبق اسناد منتشر شده، مقربی تلاش می‌کند تا نشان دهد که اطلاعات خاصی را به دولت شوروی نداده است، که تا جای ممکن متهم به خیانت نشود. اما مدارک انکار ناپذیری که از وی وجود داشت، دست آخر باعث شد تا وی محکوم به اعدام گردد. در نهایت مشخص شد که مقربی بیش از هر چیز، به ارایه اطلاعاتی از سیستم‌های دفاعی و نظامی ایران و همچنین تجهیزات خریداری شده از کشورهای غربی پرداخته است. اطلاعاتی که افشای آن‌ها در آن زمان و در دوران اوج جنگ سرد، برای دول غربی، هزینه‌ای سنگین به همراه داشت.

پرونده احمد مقربی، مهمترین پرونده جاسوسی، در دوران رژیم پهلوی است.

از یکسو نیروهای ساواک مقری را بازداشت کرده بودند و از سوی دیگر وی کارمند ارتش بود. در نتیجه بازجویانی از هر دو اداره به بازپرسی از مقربی پرداخت. همچنین نیروهای سازمان سیا نیز برای چند جلسه و با هماهنگی دولت ایران، از وی بازجویی کردند تا اطلاعاتی را در مورد ماموران کا.گ.ب بدست آورند. با وجود اعدام مقربی و بسته شدن این پرونده، این معما که مقربی چگونه لو رفت و دستگیر شد، همچنان ناگشوده باقی ماند.

 این مسئله تا جایی برای نیروهای کا.گ.ب اهمیت داشت که آنان پس از انقلاب و در سال ۱۳۵۸ تلاش داشتند با کمک یکی از اعضای سازمان منافقین، به اطلاعات مربوط به این پرونده دست یابند،اما زمانی که «محمدرضا سعادتی» عضو منافقین، قصد داشت تا اطلاعات این پرونده را در اختیار مسوولان سفارت شوروی قرار دهد، به دست نیروهای کمیته انقلاب اسلامی، بازداشت شد.

مقربی چگونه لو رفت؟

مقربی برای برقراری ارتباط با جاسوسان شوروی، دستگاه ضبط صوتی را در اختیار داشت که می‌توانست نواری را که بر روی آن صدایش را ضبط کرده بود،  برای فاصله‌ای حدود ۵۰۰ متر، ارسال نماید. از همین رو ماموران شوروی با حضور در یک ماشین پلاک سیاسی و در روزهای مشخص، در اطراف خانه مقربی گشت زده و پیام ارسالی از سوی وی را دریافت می‌کردند. در شب دستگیری مقربی، نیروهای ساواک با ایجاد یک تصادف ساختگی، ماشین ماموران کا.گ.ب را متوقف کرده و اقدام به بازداشت آنان، همزمان با بازداشت مقربی می‌کنند.

۵ فرضیه کلی برای عامل مقربی قابل تصور است. فرضیه اول که همواره از سوی ساواک طرح می‌شد، آن بود که یکی از ماموران ساواک، به صورت اتفاقی و در تاریکی شب، مقربی را می‌بیند که در حال برقراری ارتباط با یک ماشین پلاک سیاسی است. بدین ترتیب مامور ساواک به وی ظنین شده و با تعقیب مقربی، وی تحت نظر قرار گرفته و سپس جاسوسی وی افشا می‌شود.

احمد مقربی، پس از دستگیری

فرضیه دوم آن است که نیروهای ساواک، از مدت‌ها قبل جاسوسان شوروی را در نظر داشته‌اند و زمانی که توانسته‌اند رفت و آمدهای مشکوک آنان را با مقربی رصد کنند، وی لو می‌رود. این فرضیه با اشکالی اساسی مواجه است: ماموران کا.گ.ب، کمترین ارتباط ممکن را با مقربی داشته‌اند و بعید است که نیروهای ورزیده این سازمان، اجازه بدهند تا نیروهای ساواک، آن‌ها را تعقیب و جاسوس آنان را شناسایی کنند.

فرضیه سوم آن است که نیروهای اطلاعاتی و به ویژه اطلاعات ارتش به مقربی مشکوک می‌شوند. سپس از آنجایی که مقربی خود سرلشگر ارتش بوده است، تصمیم گرفته می‌شود تا ساواک به تعقیب و مراقبت از مقربی بپردازد و در نهایت با بررسی رفتارهای وی، به این نتیجه می‌رسند که مقربی جاسوس است.

فرضیه چهارم که به نظر فرضیه‌ای قوی است، آن است که جاسوسان سازمان‌های بین‌المللی نظیر سیا یا «ام.آی.۶» انگلیس دریافته‌اند که در ارتش ایران، جاسوسی وجود دارد و با اطلاع رسانی به ساواک، توانسته‌اند مقربی را به دام بیاندازند. فرضیه پنجم نیز آن است که یکی از نزدیکان مقربی، رفتارها و اقدامات مشکوک وی را به ساواک اطلاع داده باشد و در نتیجه مقربی به دام افتاده است. در بین این فرضیه‌ها، فرضیه‌ی اول بسیار بعید است و فرضیه دوم نیز با توجه به مهارت نیروهای کا.گ.ب تا حدی دور از ذهن. با این حال، هنوز نیز معلوم نیست که واقعا مقربی چگونه به دام افتاده است.

دروغ‌های تبلیغاتی ساواک

هرچند جزئیات پرونده‌ی مقربی بسیار محرمانه تلقی می‌شد؛ اما اکنون مشخص شده است که سازمان ساواک، تصمیم گرفته بود تا برای اهداف تبلیغاتی، فیلمی سینمایی مستندگونه‌ای از این پرونده بسازد و با پخش آن برای مقامات سیاسی آن زمان، نشان دهد که تا چه اندازه قدرت امنیتی دارد. پس از آن که این فیلم ساخته شد، ساواک آماده می‌شد تا از این فیلم بهره‌برداری‌های سیاسی خود را به انجام برساند که با وقوع انقلابی اسلامی ایران، فیلم «دام نامریی» به دست فراموشی سپرده شد و هرگز نیز پخش نشد. اکنون و با انتشار این فیلم در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، می‌توان بار دیگر به پرونده مقربی بازگشت و دریافت که واقعیت امر چه بوده است.

سازندگان فیلم، در تلاشند تا بر فرضیه بسیار بعید اول تاکید کنند. بر طبق تصاویر این فیلم، یک مامور ساواک، به صورتی کاملاً اتفاقی، مقربی را در حال گفتگو با ماموران کا.گ.ب می‌بیند و مقربی بدین ترتیب لو می‌رود؛ اما فارغ از این امر، هدف ساواک از ساخت این فیلم، چیز دیگری بوده است. در طول فیلم می‌بینیم که ساواک در سال ۱۳۵۷ که در اوج فشارهای ناشی از نزدیکی زمان انقلاب اسلامی ایران است، در تلاش است تا به بازسازی چهره خود، در عین تلاش برای نشان دادن خشونت خود، بپردازد.در این فیلم صحنه‌هایی به نمایش در می‌آید تا نشان داده شود ساواک در همه جا ناظر افراد و حرکات آنان است و ماموران ساواک در لباس سرایدار، کفاش، بلیط فروش، روزنامه فروش یا شهروند عادی، در تلاش هستند تا مراقب تحرکات مخالفان رژیم شاه باشند. همچنین در صحنه‌هایی تاکید می‌شود که تمامی شهروندان در تلاشند تا با ساواک کمال همکاری را داشته باشند.

یکی از اهداف اصلی ساخت این فیلم تبلیغاتی، حمله به ارتش و تحقیر آن از سوی ساواک است.

 یکی دیگر از اهداف ساواک در ساخت این فیلم نیز رقابت با ارتش است. در این فیلم ادعا می‌شود که مقربی با همسران برخی از فرماندهان نظامی رده بالا، ارتباط نامشروع دارد، نیروهای ارتش ناتوان و ضعیف هستند و به اصطلاح ساواک «شاه دوست» نیستند. همچنین، بارها تاکید می‌شود که جاسوسان شوروی در تمامی اجزای ارتش نفوذ کرده‌اند و حتی این جاسوسان بوده‌اند که باعث ارتقای درجه مقربی شده‌اند.

سازندگان فیلم که تحت سفارش ساواک، دست به ساخت آن زده‌بودند و به حتم تمامی جزئیات را با هماهنگی کارشناسان آن اداره طراحی کرده‌بودند، ابایی نداشتند از آن که نشان دهند ماموران ساواک از اعتقادات قلبی و مذهبی مردم برای انجام اقدامات خود استفاده کنند. همچنین، تصویر ترسیم شده از ماموران ساواک، تصویری خشن، جدی، بی‌رحمانه است. حتی در سکانسی از فیلم که ترسیم‌گر ساعات حضور مقربی در سلول‌های بازداشتگاه ساواک است، صدای فریاد سایر زندانیان به گوش می‌رسد تا مخاطبان مطمئن شوند، ساواک برای رسیدن به اهداف خود، حاضر به شکنجه مخالفان نیز هست و بدین ترتیب دست از مخالفت با ساواک بردارند.

پازلی دیگر، از یک پرونده خاص

ساواک با ساخت این فیلم تلاش دارد تا چهره‌ی انقلابیون مسلمان را مخدوش کند. از همین رو مقربی را فردی مسلمان و اهل نماز و روزه نشان می‌دهد تا تاکید کند که افراد مذهبی، خطری برای رژیم سلطنتی هستند و دست در دست رژیم شوروی دارند. در عین حال مقربی ضمن آن که فردی مذهبی نمایش داده می‌شود، ساواک تلاش می‌کند تا رفتارهای غیراخلاقی مقربی را برجسته کند و بدین وسیله در تخریب چهره انقلابیون مسلمان بکوشد.

با این حال فیلمی که ساواک از پرونده‌ی مقربی ساخته است، با برخی از واقعیت‌های پرونده همخوانی ندارد. در فیلم اینطور نشان داده می‌شود که مقربی پس از دستگیری، بلافاصله تمام اطلاعات را به ساواک لو می‌دهد، اما بر طبق محتویات پرونده، مشخص است که مقربی نه تنها در برابر ماموران ساواک مقاومت کرده که حتی تا جای ممکن تلاش می‌کند تا اتهامات وارده را از خود دور کرده، و سعی می‌کند تا نشان دهد از بسیاری از واقعیت‌های این پرونده، بی‌اطلاع بوده است.

در نهایت باید گفت فیلم «دام نامریی» واقعیت‌هایی را از این پرونده عیان می‌کند. اگر این روایت درست باشد، در می‌یابیم نه تنها ساواک سازمان توانمندی نبوده است، که حتی سال‌ها طول می‌کشد تا به یکی از مشهورترین و توانمندترین جاسوسان شوروی دست پیدا کند؛ جاسوسی که بنابر اعتراف فیلم، بارها با جاسوسان کا.گ.ب در اماکن مختلف و حتی سفارت شوروی قرار ملاقات می‌گذاشته و ده‌ها وسیله جاسوسی از این سازمان دریافت کرده بود.

همچنین این فیلم مشخص می‌کند علیرغم تمامی تلاش‌های سازمان ساواک، رژیم شوروری، به عنوان دشمن خارجی اصلی دولت پهلوی، تا چه اندازه در ارتش ایران نفوذ داشته است، تا جایی که حتی مقربی، جاسوس آن رژیم، به بولتن‌های محرمانه شخص محمدرضا پهلوی نیز دسترسی داشته است. نفوذی که تنها با وقوع انقلاب اسلامی و پاکسازی گسترده ارتش و دستگیری سایر جاسوسان رده بالای شوروی، برای همیشه به اتمام رسید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =