۲۶ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۱۱
کد خبرنگار: 1429
کد خبر: 83521922
۰ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

سفر عشق به نیابت عاشقان کربلا

ایلام- ایرنا - زیر لب زمزمه‌ای به گوش می رسد «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم"» احمد صدایش را بلند می‌کند و محمد را صدا می‌زند، برادر آماده‌ای...بله، فقط کفش هایم را بگیر می‌خواهم پا برهنه روی مین برم... و هنوز طنین آن زمزمه در گوش است و حرکت ادامه دارد...

به گزارش ایرنا، روزگار جبهه و جنگ هنوز زیاد دور نشده با اختلاف سی و اندی سال هنوز هم هستند همرزمانی که خاطرات آن روزگار را راویند و شور و هیجان بچه ها را قبل از عملیات و عشق و ارادت آنان به اهل بیت و مشتاقی برای زیارت کربلا را برای ما بازگو کنند.

شهدای هشت سال دفاع مقدس، خیل مشتاقان و عاشقانی بودند که همه لحظات سخت نبرد با دشمن را به عشق آزادی کربلا و رسیدن به ضریح شش گوشه با دشمن جنگیدند، آنها جوانان پر شور و نشاطی بودند که لحظات سخت و طاقت فرسای تشنگی را به یاد تشنگی امام حسین (ع) و یاران با وفایش تاب آورند، همان هایی که خود را آماده کردند جسم بی سرشان به خانه باز گردد، همان هایی که شور و هیجان رسیدن به ضریح شش گوشه همه آمال‌شان بود حتی گرفتاری و اسارت در چنگال دشمن هم نتوانست آنها را رسیدن به هدف شان مایوس کند.

شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم که عاشقانه به دفاع از حرم بی بی زینب (س) پرداختند همه عاشقانی بودند که پروانه وجودشان گردا گرد شمع اهل بیت (ع) سوخت و جانشان را نذر دفاع از حریم اهل بیت کردند.

یکی از همرزمان شهدا عکس دوست صمیمی اش فرهاد را بر سینه زده و اکنون پای در مسیر عاشقی کربلا نهاده و روانه کنگره بزرگ اربعین است تا به نیابت از دوست سفر کرده اش این زیارت را به سرانجام برساند.

حاج محسن که به همراه پسر و دختر بزرگش همگام با سیل جمعیت زائر کربلا روانه مرز مهران شده از هدف سفرش می گوید: امسال ششمین سالی است که به همراه دوستم محمد برای حضور در مراسم اربعین عازم کربلای معلا هستیم.

محمد، عاشق امام حسین(ع) است و بد جور قلبش گرفتار ضریح شش گوشه، هر روز صبح و آخر شب زیارت عاشورا می‌خواند و سلام های آخر را به صدای بلند می‌گوید و ئقتی به مرز مهران می‌رسیدم بلندتر می‌گفت چون معتقد بود اینجا کوتاهترین مسیر تا کربلاست پس حتما صدام به ارباب می‌رسه.

حاج محسن از دیگر دوست شهیدش احمد می گوید و ارادت خاص ایشان به حضرت عباس و اینکه میگفت: اگر پام به کربلا نرسه اما روزی میاد که هزاران نفر عاشق از این معبر روانه کربلا بشن و من همچون نسیم همراه زائران می‌شوم.

اشک در چشمان حاج محسن حلقه زده بود، ادامه داد: من به زیارت می‌روم اما نیت اصلیام نایب زیاره بودن از طرف دوستان شهیدم است زیرا آنها با وجود آن همه عاشقی نتوانستند این روزها را ببینند.

یکی دیگر از زائرین امام حسین(ع) در جواب سوالم که علت حضورش را جویا می‌شوم، می‌گوید: من ۶ سال اسیر بودم و در زندان‌های عراق بدترین شکنجه ها را دیدم و آن روز که برای شناسایی به خط زده بودیم و گرفتار عراقی ها شدم همه طول مسیر تا زندان را شکنجه شدم تنها اقتدا کردن به حضرت زینب (ع) کمکم کرد تا بتوانم آن همه مشقت را تحمل کنم و اکنون چند سال است برای عرض ارادتم به بی بی زینب(س) پا در این مسیر میگذارم.

رسول کرم پور اظهار داشت: چند نفر از دوستام در زندان عراق شهید شدند، البته این قبل از زمانی بود که عراقی ها ما را به زیارت ببرند چون در زمان اسارت در عراق یکبار ما را به زیارت بردند، مردمی که آنجا بودند همه با سنگ و تخم مرغ و میوه گندیده به سمت ما پرتاب می کردند و با وجود همه حقارت هایی که دیدیم اما لذت زیارت چیز دیگری بود.

وی افزود: اکنون ورق برگشته و مردم عراق میزبانی شایسته برای زائران ایرانی امام حسین(ع) هستند و هر بار که وارد صحن حرم می شوم حضور دوستان شهیدم در کنارم را به خوبی احساس می کنم و مطمئنم که آنها زائر همیشگی این بارگاه هستند چون عشق و ارادتشان به امام حسین(ع) ناب و خالص بود.

کرم پور اضافه کرد: عشق و علاقه به اهل بیت در وجود همه ما نهادینه شده و با ما با عرض ارادت به این خاندان بزرگ شده و نمی توانیم از آن دست برداریم البته دلم میخواهد امسال نایب زیاره همه شهدای دفاع مقدس و شهدای مظلوم زندان‌های عراق باشم و به یاد آنها هر قدم رسیدن به حرم را گام بردارم.

وی با بیان اینکه شهدا زنده اند و همه ما مدیون آنها هستیم. شهدا جوانان آرزو به دل کربلا بودند که رسیدن به حرم مولا بالاترین آرزویشان بود،  گفت: خدا را شاکرم که این روزها را درک میکنیم و به یاد آن عزیزان سفر کرده پا در این مسیر و وادی عشق گذاشته ایم.

در میان موج جمعیت هستند کسانی که به یاد شهدای سفر کرده خود اکنون نایب زیاره شده و پا در راه این معرکه عاشقی گذاشته‌اند.

خواهر شهید اکبر غفورزاده می گوید، امسال به نیابت از طرف برادر شهیدم به این سفر آمدم و امیدوارم ثواب این زیارت نصیب این شهید والامقام هم بشود.

مریم غفورزاده اظهار داشت: خوشحالم که امروز به برکت خون شهدا همراه شمار زیادی از ملت مسلمان ایران و عراق به پابوس آقا میروم و در هر قدم با آرامش و امنیت می توانم خودم را به بین الحرمین برسانم.

وی در حالیکه بغض کرده و اشک چشمانش را خیس کرده بود، افزود: شب گذشته قبل از سفر در خواب دیدم که اکبر دری را باز کرد تا من بیایم، گویی منتظرم بود،  مطمئنم او از این سفر من آگاه است و در کربلا منتظرم است و اکنون با شور و اشتیاق زیادی می‌خواهم هر چه سریعتر به کربلا برسم.

غفورزاده ادامه داد: مسیر منتهی به کربلا مملو از عاشقان حسینی (ع) است و این شور و جذبه عشق تنها مدیون خون شهدا و همه عاشقان امام حسین (ع) است.

هنوز هم جای جای مناطق مرزی بوی یاس و شهادت می‌دهد،  اینجا شور و شعف و عاشقی و دلدادگی در همه نقاطش موج می زند، در بین زوار، در بین موکب ها و خدمتگزاران، در بین نیروهای نظامی و انتظامی در بین کادر درمانی و بهداشتی، نیروهای فوریت پزشکی و هلال احمر، در بین همه مسئولان و مردم همه با شور و اشتیاق آمدهاند تا به ندای امام حسین(ع) لبیک بگویند.
آمده اند تا به همه جهان بگویند که این شور و شعور به برکت خون به ناحق ریخته فرزندان فاطمه(س) است که این چنین عالم را فرا گرفته و این سیل خروشان دریای عشق مهر و محبت همه مسلمانان به آقا و مولایشان است.
خون شهید همیشه در جوش و خروش است و حتی اگر نباشد باز هستند کسانی که برای زنده نگه داشتن این خون و حفظ آن راه این راهروان سلوک عشق را ادامه دهند.

شهرستان مرزی مهران در جنوب غربی ایلام با داشتن مرز بین‌المللی از معابر اصلی و مهم تردد خودروهای شخصی، کامیون های حامل کالاهای صادراتی و خودروهای حامل زائران عتبات عالیات است.

پیش‌بینی می‌شود در ایام اربعین امسال ۷۰ درصد از مجموع زائران مرز مهران را برای بازگشت به میهن انتخاب کنند، هم اکنون در کنار خروج زائران به کشور عراق، موج بازگشت زائران نیز از مرز مهران آغاز شده است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =