۲۴ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۳:۲۵
کد خبرنگار: 1353
کد خبر: 83519658
۰ نفر

برچسب‌ها

ارث و قدرت مردانه

تهران- ایرنا- در نظام‌های طایفه‌ای مبتنی بر کشاورزی، زنان گاه از ارث محروم می‌شدند تا زمین در اختیار خانواده باقی بماند. اما چرا فرهنگ ارث‌بخشی اجباری در زندگی کنونی شهری نیز بعضا رواج دارد؟ چرا زنان ارث خود را می‌بخشند؟

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، شیوه تقسیم ارث در هر جامعه‌ای نشانگر ساختار قدرت در خانواده و موقعیت هر یک از افراد است. ارثِ بیشتر نه تنها با تامین منبع مالی به استقلال و قدرت فرد کمک می‌کند بلکه به صورت نمادین، جایگاه و منزلت او را نیز بالا می‌برد. از همین رو است که فعالان حقوق زنان طی سه دهه گذشته برای تغییر قانون ارث در راستای  برابری زن و مرد تلاش می‌کنند. اما در بسیاری از نقاط ایران همین قانون نابرابرِ موجود نیز به نفع مردان اجرا نمی‌شود.

طبق برخی بررسی و پژوهش های صورت گرفته، در بخش‌هایی از ایران، بنابر عرف و سنت از زنان انتظار می‌رود که ارث خود را به برادرانشان ببخشند و از همان ارث نابرابر نیز محروم ‌شوند. این پدیده که آن را «ارث‌بخشی اجباری» می‌نامند به ویژه در مناطقی که فرهنگ جامعه متاثر از نظام ایلی و طایفه‌ای است، رواج دارد.

در این مناطق ارث ـ به ویژه زمین کشاورزی ـ متعلق به برادر فرض می‌شود و اگر خواهری مطالبه ارث کند به خاطر «چشم داشتن به مال برادر» با فشار اجتماعی و طرد شدن از طرف خانواده و طایفه مواجه می‌شود. علی‌رغم اینکه قانون و شرع در این مورد صراحت دارد، اما این نظام فرهنگی به قدری مسلط است که بسیاری از زنان نیز به آن همراهی می‌کنند. اما این به معنای رضایت زنان نیست. بلکه نظام پیچیده طایفه‌ای، اقتصادی و ارزشی این فرهنگ را پشتیبانی می‌کند و اجازه تغییر به زنان نمی‌دهد.

در مورد ریشه این نابرابری نمی‌توان نظر قطعی صادر کرد، اما به نظر می‌رسد با اقتصاد کشاورزی و پدرمکانی در ارتباط باشد. این سنت بیشتر متعلق به جوامع کشاورزی است که معیشت خانواده از طریق زمین تامین می‌شود. از طرفی این جوامع پدرمکان هستند. به این معنی که پس از ازدواج دختر از خانواده خودش جدا شده و خانواده جدید در کنار خانواده پسر سکنی می‌گزینند. اگر پس از فوت والدین زمین بین همه فرزندان تقسیم شود، زمینی که به دخترها تعلق گرفته از دسترس خانواده خارج می‌شود در حالی که زمین متعلق به پسرها، ـ به دلیل زندگی در خانواده گسترده ـ در اختیار خانواده فرض می‌شود. در این شرایط قابل انتظار است که نظام اجتماعی برای صیانت از اموال خانواده دخترها را از ارث به ویژه زمین محروم کند، تا از تکه تکه شدن زمین جلوگیری به عمل آید. در غیر این صورت طی چند نسل خانواده با فقر مواجه خواهد شد.

البته امروزه پدرمکانی بسیار کمرنگ شده و جای آن را نومکانی گرفته است. همچنین بیشتر این طایفه‌ها به شهر مهاجرت کردند و زمین جایگاه خود را به عنوان منبع اصلی درآمد از دست داده‌است. آن‌هایی هم که هنوز در روستاها مشغول کشاورزی هستند نه به صورت خانواده گسترده، بلکه در خانواده‌های هسته‌ای مجزا زندگی می‌کنند. اما فرهنگ ارث‌بخشی همچنان به قوت خود باقی است، بدون آنکه کارکرد پیشین را داشته باشد. چرا با چنان مقاومتی در تغییر مواجه هستیم؟ چرا علی رغم تحولات اجتماعی و سیاسیِ طوفانی دو سده اخیر، در این بخش تغییر زیادی رخ نداده‌است؟

«یارمحمد قاسمی» دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه ایلام ریشه این مقاومت را در مردسالاری می‌داند. وی معتقد است «ارث در جامعه بشری یک پدیده برساختی و محصول یک امر تاریخی است و همیشه با قدرت پیوند دارد. از حدود یک هزار سال پیش جامعه ایلی ما بر اساس یک گفتمان مردانه و ارزش‌های مردسالارانه شکل گرفته. نظام مردسالار بر اساس منافع خودش قانون گذاری و هنجارگذاری کرده، سنت‌ها را ایجاد کرده و گفتمان خاص متناسب با خودش را بر زنان اعمال کرده. وقتی مرد قانون‌گذار و هنجارگذار است، می‌تواند همه چیز را به نفع خودش سامان دهد، زنان به حاشیه می‌روند و مردها در متن قرار می‌گیرند. قضیه ارث هم به همین شکل است.»

«اردشیر بهرامی» پژوهشگر علوم اجتماعی از دانشگاه لرستان نیز همین نظر را دنبال می‌کند. وی می گوید «در جامعه سنتی مالکیت یک نهاد مردسالارانه است. این نهاد قدرت و ساختار سنتی خانواده، حق مالکیت را به پدر و به برادرها می‌دهد.  هر چند از نظر شرع و مذهب حق ارث زنان کاملا مشخص و واضح است. ولی در این فرهنگ با توجه به شرایط سنتی خانواده در اجرای مذهب انعطاف وجود دارد.» «زارا امجدیان» فعال حقوق زنان نیز تحلیل مشابهی دارد. از نظر او  موضوع اصلی حق مالکیت بر منابع مالی است. «این فرهنگ که مبتنی بر نظام مردسالاری است در طی صدها سال شکل گرفته، در این سنت زن‌ها جنس دوم هستند. کنترل و حق تصمیم‌گیری بر منابع مالی ندارد. مثلا در شمال تمام کار کشاورزی توسط زنان انجام می‌شود، تمام کار برنج کاری زنانه ‌است. اما زن‌ها مالک زمین نیستند یا قدرت تصمیم‌گیری بر زمین ندارند.»

کارکرد اجتماعی و اقتصادی بخشیدن ارث دود شده و به هوا رفته و آنچه که بی هیچ پوششی نمایان شده روابط قدرت درون خانواده است. مالکیت مردان بر ارث نه تنها از دسترسی زنان به منابع مالی جلوگیری می‌کند، بلکه به صورت نمادین جایگاه فرادست و قدرتمند مردان را به نمایش گذاشته تثبیت می‌کند. 

در این شرایط از حاکمان شرع انتظار می‌رود نسبت به اجرایی نشدن سیستماتیک احکام شرعی واکنش نشان دهند و  حساسیت بیشتری نسبت به ظلمی که گاه بر زنان می‌رود نشان دهند. همچین وظیفه روشنفکران، روزنامه‌نگاران و نهاد دولت است که در این موضوع مداخله جدیدتری داشته‌باشند و با فرهنگ‌سازی برای تغییر چنین خُرده وضعیتی بکوشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =