استحاله «ساده‌زیستی» در عرصه سیاسی

تهران- ایرنا- سرایت فرهنگ تجمل‌گرایی به گروه‌ها و جریانات سیاسی و سوء‌استفاده از این مفهوم، «ساده‌زیستی» را از آرمان و هنجاری انقلابی بعضا به شعاری تبلیغاتی با مصارف انتخاباتی تبدیل‌کرده است. این در حالی است که احیای اعتماد عمومی در جامعه نیازمند عملیاتی‌سازی ارزش‌هایی از این دست است که تحقق عدالت اجتماعی را ممکن می سازد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، گسترش فرهنگ تجمل گرایی در سطوح مختلف جامعه، ساده زیستی را که به عنوان هدف و ارزشی بنیادین در میان مردم و سیاستمداران در سال های نخست انقلاب شناخته و دنبال می شد، به گزاره ای رنگ باخته در جامعه امروزی بدل کرده است. این روزها صفحات رسانه و فضای مجازی پر از خبرها و تصاویری از زندگی لوکس و فساد اقتصادی افرادی است که گاه چهره های منتسب به جریانات سیاسی و بعضا آقازاده های ویژه خواران را هم شامل می شود. توصیه های مکرر بنیانگذار جمهوری اسلامی به مسوولان در ارتباط با ساده زیستی، گویا نیاز به یادآوری دوباره دارد.

تجمل گرایی مفهومی تک بعدی با مصادیقی محدود نیست. نمودها و بروزهای این پدیده بسیارند و هر یک به نوعی آرامش جامعه و اعتماد مرم به نظام را هدف قرار می دهند. این پدیده را می توان با مقوله های دیگری چون فساد، رانت، تبعیض، ویژه خواری، راحت طلبی، حقوق های ناعادلانه، فقر و ... متناظر و هم پیوند دانست؛ مسایلی که این روزها به دغدغه اصلی مردم و جامعه تبدیل شده است.

اگرچه نمی توان هیچ جریانی را به طور کامل از درگیر شدن در دام تجمل گرایی مبرا دانست، ولی اصولگرایان خود را از ساده زیست می دانند و اتهام تجمل گرایی را متوجه رقیبان خود می کنند؛ گویی گزاره مبنایی «ساده زیستی» به ابزاری برای رقابت های سیاسی تبدیل شده و از آن جز پوسته ای توخالی باقی نمانده است.

اصولگرایان، تجمل گرایی را به اصلاح طلبان نسبت می دهند

اصولگرایان در ریشه یابی تجمل در جامعه، انگشت اتهام خود را به سوی اصلاح طلبان و مشخصا حزب «کارگزاران سازندگی» نشانه می گیرند. «سید مصطفی میرسلیم» فعال سیاسی اصولگرا مدعی است که «شکل‌گیری تجمل در دوره هاشمی منشأ مفاسد در دوره‌های بعد بود.»

اصولگرایان با نقد سیاست های اقتصادی توسعه گرا که از سوی آیت الله «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس دولت سازندگی و سپس «سیدمحمد خاتمی» رییس دولت اصلاحات پیگیری شد، خود را پیش قراول مبارزه با تجمل گرایی معرفی می کنند.

«احمد توکلی» فعال سیاسی اصولگرا که در سال ۷۲ در جریان رقابت های ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با شعار «عقلانیت و عدالت» در برابر هاشمی رقابت کرد و با انتقاد از آنچه  «سیاست تعدیل اقتصادی»، «بی‌عدالتی اقتصادی و اجتماعی»، «امتیازطلبی و تجمل‌گرایی کارگزاران دولت»، «رفاه طلبی» و ... می خواند، وارد گود رقابت ها شد، امروز هم جناح خود را پرچمدار مبارزه با اشرافیت می داند.

به گفته توکلی «خاتمی در حوزه اقتصادی، ادامه‌دهنده مسیر آقای هاشمی بود و هیچ کار جدیدی در حوزه اقتصادی نکرد، الا اینکه تلاش کرد لیبرال سرمایه‌داری را ایرانیزه کند. من با این دیدگاه از زاویه عدالت اجتماعی، مخالفت کردم، اشکال آن‌ها این نبود که چرا به توسعه و رشد اقتصادی اهمیت می‌دهند، اشکال آن‌ها به بی‌اعتنایی یا توجه کم به مقوله عدالت اجتماعی و تأکید تنها بر رشد اقتصادی بازمی‌گشت.»

توکلی در گفت و گویی رسانه ای ادامه داد: ما هم با رشد اقتصادی موافق هستیم و نمی‌خواهیم توزیع فقر کنیم؛ ولی من توزیع فقر را بهتر از این‌طور تولید ثروتی می‌دانم که نابرابری‌های افسارگسیخته ایجاد می‌کند. چون علاوه بر فقر نسبی و فقر مطلق، فقر احساسی هم هست؛ فقر احساسی برای حکومت‌ها خطرناک‌تر هم هست. انتقاد من به آقای هاشمی نیز به این موضوع برمی‌گشت.

اصولگرایان حتی پا را فراتر گذاشته و خود را در نگاه مبرا از تجمل گرایی و فساد می دانند. سال گذشته بود که «سیدحسین نقوی‌حسینی» نماینده اصولگرای مجلس مدعی شد: مردم به اصولگرایان اعتماد دارند و علیرغم اینکه رانت خواری، تجمل گرایی و فساد مالی اصولگرا و اصلاح طلب نمی شناسد، اما در مجموع مردم اصولگرایان را مبری تر از این قبیل فسادها می دانند.

این در حالی است که اظهارات چندی پیش یک مسوول اصولگرا در مورد متعارف بودن لکسوس سواری و حقوق بالای کارمندان در سازمان تحت امرش، با ادعاهای ساده زیستی های اصولگرایانه همخوانی ندارد. اتهامات اخیر اقتصادی به دو نماینده مجلس، تخلفات اقتصادی معاون شهردار اصولگرای تهران، تخلفات اقتصادی معاون اول رییس جمهوری پیشین و ... نمونه هایی از این دست کم نیستند که ادعای پاک دست بودن اصولگرایان در نگاه مردم را تا حدی زیر سوال می برد.

مساله این نیست که خوی و مصداق تجمل گرایی در میان کدام یک از جریان های سیاسی بیشتر و بارزتر است، مساله این است که امروز جامعه سیاسی ایران گرفتار چنین مسایلی شده است. به عنوان نمونه، نمایش زندگی تجملی و راحت طلبی آقازاده ها در فضای مجازی نه راست سیاسی می شناسد و نه چپ؛ معضلی جدی که تیشه به ریشه اعتماد عمومی می زند.

جالب آن که برخی جریان های سیاسی به جای مساله شناسی تجمل گرایی و تلاش برای احیای ارزش ساده زیستی، به دنبال بهره برداری سیاسی از این مساله هستند.

اصولگرایان در پس زمینه دوگانه سازی و استفاده از تعابیری چون «انقلابی» و «غیر انقلابی»، القای این ایده را در دستور کار دارند که ما «ساده زیست» هستیم و پایبند به ارزش های بنیادین انقلاب، ولی دیگران نه.

«حمیدرضا حاجی بابایی» رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس در تعریف «انقلابی بودن» می گوید: انقلابی یعنی فردی که صادقانه برای مردم و در میان مردم و برای آنها کار می‌کند. انقلابی یعنی فردی که به سمت اشرافی‌گری نمی‌رود و طبقه‌اش را از مردم جدا نمی‌کند. مردم به دنبال افرادی هستند که در تلاشند آرمان‌های انقلاب محقق شود.

و در مورد سرنوشت انتخابات ۹۸ هم پیش بینی می کند که «به نظر من در سال ۹۸ مردم به کارآمدی، سلامت و صداقت و انقلابی بودن رای می‌دهند.»

«حسن غفوری فرد» دیگر فعال سیاسی اصولگرا هم می گوید: یکی از مهمترین مشکلاتی که در آستانه دهه پنجم گریبان انقلاب اسلامی را گرفته، رفاه طلبی، اشرافی گری و تجمل گرایی است. اینها واقعا مشکل هر انقلابی است؛ حتی به دین هم کاری نداریم. کسی که می خواهد انقلابی بماند حتما باید زندگی ساده و فعالی داشته باشد. با اشرافی گری، تجمل گرایی و زندگی رفاهی، فساد طوری می شود که همه از آن می نالند.

شیوع تجمل گرایی در عرصه سیاسی را امروز نمی توان به گروه و جریان سیاسی خاصی نسبت داد. از دید برخی ناظران، امروز تجمل گرایی در برخی نهادهای اصلی کشور هم رسوخ کرده است. چندی پیش بود که «سیدمحمدجواد ابطحی» نماینده خمینی‌شهر و عضو فراکسیون ولایی مجلس در گفت‌وگویی رسانه ای از رسوخ تجمل‌گرایی به مجلس هم انتقاد کرد.

به گفته ابطحی، برای مثال مردم می‌بینند در مجلس اول صبحانه و ناهار نمایندگان چگونه بوده و حالا به چه شکل است. بنابراین اگر به تمامی مسائل نگاه کنیم می‌بینیم که از آن چه امام گفتند و مردم می‌خواهند، بسیار فاصله گرفته‌ایم. مجلس بروکراسی پیچیده‌ای دارد و انتصاب‌ها بر اساس رفاقت‌ها و استخدام‌ها هم بر اساس رانت‌ها است.

اصلاح طلبان به فکر تحقق عدالت اجتماعی

در برابر، اصلاح طلبان با علم به فراگیری این معضل در کل جامعه، به موضوع تجمل گرایی از زاویه ای بازتر می نگرند و از تقلیل آن به مساله ای انتخاباتی و موضوع دعوای جناحی می پرهیزند. این گروه با شناسایی مطالبه گسترده جامعه امروزی مبنی بر مقابله با فساد، در مورد لزوم بازنگری گفتمانی خود بر محور «عدالت خواهی» و «فسادستیزی» به جمع بندی رسیده اند.

به گفته «آذر منصوری» دبیر شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، در سال‌های اخیر و با توجه به مطالبات شهروندان و تحولات اجتماعی، گفتمان اصلاح‌طلبی جدید نیاز دارد تا به وجه «تبعیض‌گریزی» و «فسادستیزی» بیشتر توجه کند و این مولفه‌ها در این گفتمان نو پررنگ‌تر و با جدیت بیشتر از گذشته دنبال شود.

به گفته منصوری، این گفتمان نو نیاز دارد که علاوه بر آن دو محور «عدالت‌محوری» و «فسادستیزی»، به تقویت سامانه‌های نظارتی و دموکراتیک نیز توجه داشته باشد. چه‌بسا وقتی صحبت از رای شهروندان و تقویت سامانه‌های نظارتی و دموکراتیک در کشور می‌شود، این اهداف در دل خود به شفافیت، گردش آزادانه اطلاعات، پاسخگویی و پرسشگری نیز توجه دارند که موانعی هستند در مسیر شکل‌گیری فساد در ساختار حقیقی و حقوقی قدرت نقش دارند.

در این میان مدعیان جریان سوم سیاسی از شعارهای به ظاهرعدالت خواهانه و پرچم به اصطلاح تحول خواهانه برای برد انتخاباتی خود در فضای سیاسی کشور بهره می برند. این روزها مبارزه با فساد و گام برداشتن در مسیر تحقق عدالت اجتماعی یکی از اصلی ترین مطالبات عمومی است.

در شرایطی که وضعیت معیشتی قشرهای ضعیف و حتی متوسط جامعه در تنگنا قرار دارد، آنچه بیش از این فشارها مردم را آزار می دهد، نمایش تجمل و زندگی اشرافی و فساد برخی مسوولان بی تعهدی است که نه تنها چهره جریان سیاسی متبوع خود، بلکه چهره نظام را هم خدشه دار می کنند.

در این میان جریان های سیاسی باید با علم به پیامدهای منفی بهره برداری سیاسی از معضلی چون تجمل گرایی، دست به دست هم دهند و با تاسی از گفتمان عدالت خواهانه بنیانگذار جمهوری اسلامی و نیز رهبری، فرهنگ و ساختارهای ایجاد کننده ساده زیستی را در جامعه و در میان جریان های سیاسی مستقر کنند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =