۳۰ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۴۶
کد خبرنگار: 3035
کد خبر: 83517271
۰ نفر

برچسب‌ها

آسایش دو گیتی

امیرحسین غلامزاده نطنزی
آسایش دو گیتی

تهران- ایرنا- علیرغم اینکه در فرهنگ و اعتقادهای دینی ما بر بردباری و مدارا با دیگران بسیار تأکید شده است، آمارهای موجود، بنابر دلایلی از کاهش مدارا در جامعه و بالا بودن میزان نابردباری حکایت دارد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، هرچند بردباری یا تحمل اجتماعی یکی از مفاهیم کلیدی و مهم در حوزه علوم اجتماعی است، اما فرهنگ و ادبیات گذشته‌ی ما سر شار است از اشعار و ضرب المثل‌هایی که ما را به مدارا توصیه می‌کنند؛برای مثال این بیت از «حافظ»: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.

امروزه ضرورت ترویج فرهنگ مدارا، با گسترش پدیده شهرنشینی و مدرنیته جایگاه ویژه‌ای در این حوزه یافته است. کلانشهرهای ایران، به خصوص تهران هر روز شاهد تردد خیل عظیمی از جمعیت  است که در سطح شهر رفت و آمد داشته و مراودات زیادی با یکدیگر دارند که این امر، بی تردید وضع قوانین و مقرارت برای نظارت و کنترل بر مناسبات اجتماعی را بدیهی می‌کند. اما علیرغم کنترل و تصویب قوانین و ضمانت‌های اجرایی آن، همچنان خشونت‌های کلامی و فیزیکی بسیاری از شهروندان در سطح شهر گزارش می‌شود که در حوزه‌های مختلف قابل مشاهده است.

آمارها چه می گویند؟

بنابر آخرین گزارش منتشر شده از سوی سازمان پزشکی قانونی کشور، میزان پرونده‌های نزاع از سال ۹۲ تا سال ۹۷ با یک افت و خیز قابل توجهی در تهران روبرو بوده است. به عنوان مثال در سال ۹۲ تعداد ۱۰۶۹۵۰ پرونده نزاع در این سازمان ثبت شده که این روند در سال ۹۶ با  افت تقریباً ۱۳هزار نفری به ۹۳۲۹۵ مورد می‌رسد. این مقدار در سال ۱۳۹۷ مجدداً افزایش پیدا کرده و به ۱۰۱۲۸۱ مورد می‌رسد. همچنین،مطابق با آمار سازمان پزشکی قانونی شهر تهران در ۵ ماهه نخست سال ۹۸ تعداد ۴۶۲۱۰ پرونده نزاع داشته است.

لازم به ذکر است که در همه‌ی این سال‌ها استان‌های خراسان جنوبی و ایلام کمترین تعداد پرونده نزاع داشته‌اند.  بعلاوه، آمارها نشان می‌دهد که تعداد پرونده‌های نزاع مربوط به مردان دو برابر پرونده‌های مربوط به زنان است.

مشکلات اقتصادی و تغییر در ارزش‌ها

ارزش‌ها یکی از مهمترین متغیرها در نوع روابط و مناسبات اجتماعی است. به گفته اینگلهارت، متناسب با شرایط اقتصادی جامعه نوع ارزشها -که سرمنشأ رفتارهای جمعی است- نیز دستخوش تغییر می‌شود. بر این اساس جوامعی که همچنان درگیر تامین نیازهای اولیه و روزمره، نظیر خوراک، پوشاک، مسکن و ... است، دارای ارزش‌های مادی است و تا زمانی که شرایط مناسب برای بهبود شرایط اقتصادی جهت تامین نیازهای اولیه فراهم نباشد، امکان سر برآوردن نیازهای فرامادی مانند حقوق شهروندی، احترام و محبت متقابل و مدارا با یکدیگر و ... وجود ندارد. از اینرو جامعه دچار یک تلاش مضاعف برای مرتفع کردن نیازهای اولیه بوده و مسائلی نظیر مدارا و صبر و تحمل یکدیگر از گردونه اولویت‌ها خارج می‌شود.

بر اساس نظر کارشناسان اقتصادی و اجتماعی، به تناسب فشارهای اقتصادی، میزان درگیری و نزاع بین اعضای جامعه هم بیشتر می‌شود که این موضوع با توجه به نظریه رونالد اینگلهارت، جامعه شناس معاصر مبنی بر رقابت برای مرتفع کردن نیازهای اساسی در شرایط بحران اقتصادی، می‌تواند قابل تبیین باشد. بر اساس نظر وی مناسبات اجتماعی تا حدود زیادی وابسته به مناسبات اقتصادی است. بدین ترتیب می‌توان گفت تعداد ۴۶۲۱۰پرونده نزاع تنها در ۵ ماهه نخست سال ۹۸  به میزان زیادی برگرفته از مناسبات اقتصادی است که افراد را برای تامین نیازهای اولیه و اساسی تحت فشار قرار داده است.  

درواقع، بر اثر فشارهای اقتصادی حاکم در جامعه، که  بخش قابل توجهی از آن ناشی از تحمیل تحریم‌های ظالمانه بر کشور است، تقاضا برای تامین مایحتاج اولیه در کشور پدیدار شده و بر این مبنا تامین نیازهای مادی در اولویت قرار گرفته و تلاش‌های بسیاری از افراد به آن معطوف شده است. با این روند هزینه‌های زندگی در کلانشهرها، بخصوص تهران به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. این امر به نوبه خود مشاغل دوم و سوم برای افراد را اجتناب‌ناپذیر کرده و حضور جمع کثیری از افراد در ساعت‌های ابتدایی و انتهایی روز در مترو و سایر وسایل نقلیه عمومی نمونه‌ای از آن است. خستگی مفرط، استرس ناشی از کار و دغدغه تامین مایحتاج تا انت‌های هر ماه، از جمله مواردی است که افراد را به یک بمب ساعتی  تبدیل کرده و هر آن آماده تخلیه فشارهای عصبی و روحی خود در طول روز  هستند. در چنین شرایطی تاب و تحمل و میزان بردباری جامعه در اثر ایجاد رقابت برای دسترسی به منابع اولیه، کاهش یافته و بروز هرگونه پرخاش و خشونت را امکانپذیر می‌کند.

افزایش مهاجرت به کلانشهرها

هرچند، سایه فشار اقتصادی بر کلانشهرها سنگینی بیشتری دارد، اما این به معنای عدم حضور آن در سایر شهرها و روستاهای کشور نیست. بدون شک، بحران اقتصادی زمینه بروز بیکاری را در پی دارد و از اینرو جمعیت کثیری را برای یافتن شغل و درآمد بیشتر به سمت شهرهای بزرگ هدایت می‌کند. بنابر گزارش مرکز آمار، تا قبل از سال ۹۵ میزان مهاجرت به کلانشهرها روند صعودی داشت که مهمترین دلیل مهاجران دسترسی به منابع و امکانات است. برای مثال، تهران به شهری بدل شده که از سراسر ایران مهاجران را به خود پذیرفته و علیرغم موج جدید مهاجرت منفی از این شهر، همچنان جمع زیادی در این شهر حضور دارند که با شرایط روز جامعه آشنایی نداشته، و یه فضای اجتماعی و حریم خصوصی فرد اهمیت زیادی نمی‌دهند. بعلاوه، از آنجایی که  تحت تاثیر فرهنگ بومی  اعتماد اجتماعی زیادی به سایرین داشته‌اندضررهای قابل توجهی را تجربه کرده و حس نوعدوستی خود را از دست داده‌اند.

بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی که رفتار را محصول یادگیری‌های پیشین و متاثر از تقویت‌های گذشته می‌داند، فرد در هر موقعیتی، رفتارهای معینی را می‌آموزد که بر اثر تکرار ممکن است به صورت عادت در آید. بنابراین،  وقتی شخص، دوباره در آن موقعیت قرار بگیرد سعی خواهد کرد همان رفتار عادت شده را تکرار کند. با این رویکرد زمانی‌که فرد رفتار نوعدوستانه را یاد نگرفته باشد، نمی‌تواند بر اساس حس نوعدوستی و انسان دوستی که لازمه آن داشتن بردباری و تحمل سایرین است، عمل کند، لذا رفتارهایی خشونت‌آمیز و کم صبرانه به میزان زیادی نمودی از این فضا است.

تعدد روابط، سردرگمی مناسبات

بر مبنای نظر «زیمل» جامعه‌شناس آلمانی زمانی که دو فرد رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند، کنش‌های متقابل بر مبنای روابط دو جانبه انجام می‌شود و به محض این که عنصر سومی به روابط بین فردی ورود پیدا کند این روابط از حالت دو جانبه خارج و مناسبات اجتماعی بین آن‌ها متحول می‌شود. بر این اساس، در جامعه کنونی که پول در نتیجه فشارهای اقتصادی به عنوان یک عنصر واسط در مناسبات اجتماعی وارد شده است، می‌تواند تاثیرهای گسترده‌ای بر وضعیت جمعی بگذارد. 

زیمل معتقد بود تاثیرهایی که بزرگی جمعیت و وسعت جامعه بر زندگی شهری به جای می‌گذارد، با درنظر داشتن تاثیرات اقتصاد پولی بسیار مهم جلوه می‌کند. چرا که این مناسبات پولی جدایی و بیگانگی انسان‌ها را در کلان‌شهر ایجاد کرده و از بین رفتن احساس تعلق و خشن شدن فرهنگ را موجب می‌شود. در چنین شرایطی حالت بی تفاوتی و دلزدگی در یک فرهنگ تک بعدی گسترش می‌یابد.

بدین ترتیب می‌توان گفت، در نتیجه‌ی مهاجرت‌های گسترده به شهر تهران و سایر کلانشهرهای کشور، امروزه با جامعه‌ی بسیار متنوعی همراه هستیم که  در آن مردمانش از ارزش‌ها و باورهای سنتی خود که مروج اعتماد، همزیستی مسالمت آمیز و نوعدوستی است فاصله گرفته و در اثر مقتضیات زندگی شهری و به ویژه تحت فشارهای اقتصادی سطح مدارای اجتماعی شان پایین آمده است.   بخشی از این کاهش مدارا نیز به عدم درونی شدن ارزش‌های مدرن و آشنایی و پایبندی به حقوق شهروندی ناشی می‌شود. بنابراین، دلایلی از این دست  زمینه بازتولید خشونت و رفتار پرخاشجویانه در جامعه ایجاد شده و هر نوع احساس همدلی و مدارا با دیگری را از گردونه خارج می‌نماید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =