۲۲ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۴۷
کد خبرنگار: 2527
کد خبر: 83515703
۰ نفر

برچسب‌ها

چالشی برای بینش کتابخوان‌ها

تهران- ایرنا- افزایش اعطای مجوز چاپ کتاب در سال‌های اخیر به باور شماری از نویسندگان و اهالی نشر، تنها به رشد کمّی منجر شده است؛ اتفاقی که آرام آرام می‌تواند بینش و سلیقه خوانندگان کتاب را با تاثیراتی نامطلوب مواجه سازد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، در سال های اخیر افزایش شمار مجوزهای نشر کتاب منجر به رشد کمی کتاب شده است؛ کتاب هایی که به گفته برخی دست اندرکاران حوزه نشر، بسیاری از آنها از محتوا و کیفیت چندانی برخوردار نیستند. از این رو، می توان گفت ارتقای کمی حوزه نشر در چند سال گذشته لزوما به معنای ارتقای کیفی این حوزه نیست. بسیاری نیز افزایش شمار کتاب های بی محتوا را در نتیجه تلاش ناشران برای دست یابی به سودمالی بیشتر می دانند؛ ناشرانی که هر کتاب نازل و هر ترجمه غیر تخصصی را برای رسیدن به اهداف مالی منتشر می کنند و در بسیاری از موارد برای انتشار این کتاب ها مبالغی قابل توجه را از نویسندگان آنها دریافت می کنند.

رشد کتاب‌های سطحی در حوزه های کودک و بزرگسال؟

صنعت نشر کشور در سال‌های اخیر به ‌دنبال مشکلات اقتصادی درگیر رخدادهای مختلفی شده که بسیاری از دست ‌اندرکاران این حوزه را با چالش روبه رو کرده است. گفته می شود برخی ناشران برای غلبه بر چالش های اقتصادی و برخی نیز با هدف سودآوری بیشتر به انتشار کتاب های سطحی روی آورده اند.

در این زمینه، «شهلا لاهیجی» مدیر انتشارات «روشنگران» و «مطالعات زنان» سی ام شهریور ماه امسال، در سخنانی به رسانه ها گفته است «امروزه کتاب، مظلوم‌ترین و بیچاره‌ترین عنصر فرهنگی کشور ماست؛ به‌طوری‌که خواننده نمی‌خواهدش و ناشر ترجیح می‌دهد کارهای بی‌دردسر چاپ کند. اقتصاد نشر با آن‌چنان شدتی روبه سقوط است که نمی‌دانم اگر وضع به همین روال ادامه پیدا کند، چند ناشر دیگر به‌کل از کار نشر منصرف می‌شوند. به همین دلیل در موقعیتی اسثتنایی قرارگرفته‌ایم؛ بنابراین نمی‌ توانیم بگوییم که چه چیزی ناشر را به ابتذال می‌کشد.»

وی در خصوص مهمترین عوامل به ابتذال کشیده شدن برخی آثار ناشران می افزاید «به طور کلی، مهم ‌ترین عاملی که الان می ‌توانیم درباره آن صحبت کنیم، وضعیت اقتصادی، خواننده محدود و با درک و سواد متوسط است که ناشر را مجبور می ‌کند به کتاب‌هایی که به ارتقای فرهنگ و دانش مردم کمک می‌کند، نپردازند و دنبال کتاب‌هایی مانند - چه‌کسی پنیر مرا خورد- و - قورباغه را قورت بده- برود. حتی خود ما هم یکی دو کتاب از همین دست کتاب‌ها داریم که خوانندگانی دارد و من برای حفظ آرمانی که نشر را به آن دلیل شروع کردم –می‌خواستم آنچه تولید می‌کنم در ارتقای فرهنگ و شاید برای قشری که در جستجو هستند، مفید باشد- این کتاب‌ها را چاپ کردم تا بتوانم در هزینه‌ و درآمد تعادلی ایجاد کنم. متاسفانه روند تولید و انتشار کتاب‌هایی که ناشر را بی‌ دردسر به سود مالی می‌رساند، افزایش یافته است.»

لاهیجی در پاسخ به این سوال که آیا نمی ‌توان از تشکل‌ ها و اتحادیه‌ های مربوط به نشر انتظار داشت تا در این زمینه ورود کنند و مانع از انتشار کتاب ‌های نازل شوند، اظهار می دارد «ما اتحادیه داریم، اما اتحادیه به خود اجازه نمی‌دهد در این امور؛ یعنی در محتوا دخالت کند. ارشاد هم فقط در ممیزی دخالت می‌کند؛ یعنی به هیچ ‌وجه کاری به این ندارد که آیا جمله درست نوشته شده و افعال در جایگاه درست‌اند یا خیر. زمانی در دوره یکی از مدیرکل‌های اداره کتاب، شورایی از ناشران تشکیل شده بود و در این شورا هر تصمیمی که اداره کتاب می‌گرفت بررسی می‌شد.آن فرد، معتقد بود، بسیاری از کارها باید به دست ناشران اتفاق بیافتد، بنابراین شورا را از ناشرهای مستقل تشکیل داده و بسیاری از کارهایی که می‌خواست انجام شود به دست شورا سپرده بود. مثلا خرید کتاب در همان شورا مطرح می‌شد و اگر کسی درباره موضوعی مشکلی داشت همانجا مطرح می‌کرد. همچنین نمایشگاه کتاب دست خود ناشران بود. این شورا سه سال برقرار بود اما باب طبع متولیان فرهنگی قرار نگرفت و روند را تغییر و به انجام کارها بدون مشورت با ناشران ادامه دادند.»

چاپ کتاب های بی محتوا در حوزه نشرِ کتاب های دینی و قرآنی نیز انتقاد گروهی از ناشران این حوزه را برانگیخته است. «حسن تفکری» مدیر انتشارات «کاتبان وحی» مهرماه پارسال در همین ارتباط گفته است «جولان کتاب‌ های تکراری و بی‌ محتوا در نشر دینی و قرآنی نبض بازار کتاب‌های دینی و قرآنی را در دست گرفته است.»

وی افزوده «برخی کتاب ‌ها مانند مفاتیح الجنان، کتب ادعیه، حلیةالمتقین و .... عمومی بوده و هر ناشری می‌تواند آن را به چاپ برساند. یک سری از کتاب‌ها نیز از سوی ناشرانی چاپ می‌شود که چندان محتوای عمقی نداشته و در برخی موارد با انتشارات آن‌ها مطالب غیرمعتبر رواج می ‌یابد، مانند درمان یک بیماری با یک دعا. نظارت چندانی هم بر چنین کتاب ‌هایی نمی ‌شود، البته ناشرانی نیز به صورت قاچاق این دست کتب را چاپ می‌کنند. یک سری از ناشران بر این موج سوارند که مردم چه می‌ خواهند و از ناآگاهی عده‌ ای، سوء استفاده کرده و کتاب ‌های سطحی و بی ‌محتوای خود را ارائه می‌ کنند که در این صورت ذائقه مخاطبان تنزل می‌ یابد. از این رو برای چاپ چنین کتاب‌هایی نیز چندان ابتکاری صورت نگرفته است و همان کتاب‌هایی که ۳۰ سال پیش چاپ می ‌شدند، اکنون نیز به همان شکل چاپ می‌شوند.»

در این میان، وضعیت نشر و تولید کتاب کودک و نوجوان نیز چندان بهتر از حوزه نشر بزرگسالان نیست. این در حالی است که حوزه نشر کودکان باید از ملاحظات و حساسیت ‌های بیشتری برخوردار باشد. در شرایطی که سهم قابل توجهی ازعناوین منتشر شده در بازار نشر به حوزه کودک و نوجوان اختصاص دارد، اما کارشناسان بر این باورند که عوامل مختلفی از جمله انتشار کتاب ‌های سطحی در این حوزه خطر بزرگی است که باید جدی گرفته شود.

در این زمینه «نادر قدیانی» مدیر انتشارات «قدیانی»، با بیان اینکه دهه گذشته با شرایطی که در کشور حاکم بود، بسیاری از ناشران نسل جوان و ناشران حرفه ‌ای دیگر به تولید و چاپ کتاب ‌های کودک روی آوردند، عنوان می‌ کند: «با ورود نسل جدید به جمع ناشران کودک و نوجوان؛ تعداد عناوین کتاب‌های این حوزه به شکل محسوسی رشد پیدا کرد ولی این افزایش آمار نگرانی‌های جدی را به همراه دارد. انتشار و تولید کتاب‌های سطحی و رونویسی شده، رشد بسیار زیادی داشته است و همین موضوع ما را نگران می‌کند که کتاب‌های خوب و مفید لابلای کتاب‌های سطحی گم شوند و خانواده‌ها نتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند.»

وی در گفت گو با رسانه ها تاکید می کند «خانواده‌ها باید در انتخاب کتاب مناسب برای فرزندانشان دقت کنند. توجه به نام نویسنده و شاعر، تصویرگر و ناشر از جمله پارامترهایی است که والدین زمان خریداری کتاب باید آن را در نظر بگیرند تا اثر خوب و مناسبی را در اختیار کودکانشان قرار دهند.»

انتشار ترجمه های مخدوش، بازار نشر را به ابتذال می کشاند

یکی دیگر از معضلات کنونی حوزه نشر که کیفیت آثار منتشر شده در این حوزه را پایین آورده است، ترجمه های نه چندان حرفه ای و درست در این حوزه است.

ترجمه یکی از حساس ترین و کلیدی ترین فعالیت ها در حوزه نشر کتاب است و این امکان را برای مخاطبان فراهم می آورد تا از دریچه کتاب با فرهنگ و ادبیات جهانی آشنا شوند. در این میان کیفیت ترجمه همواره باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا هر گونه خلل در ترجمه متون خارجی نه تنها از دلنشینی متن برای خواننده می کاهد، بلکه ممکن است درک آن مطلب را برای مخاطب دشوار سازد و حتی در مواردی اطلاعات اشتباه به خواننده منتقل کند.

از این منظر، داشتن نگاه حرفه ای و تخصصی یکی از اولویت های کار ترجمه است و وظیفه مترجمان و ناشران است که همواره ترجمه های درستی را ارایه دهند. این روزها بسیاری از مترجمان خبره، از غیر تخصصی و دم دستی شدن برخی ترجمه ها گلایه دارند و بیش و پیش از مترجمان، ناشران را در ایجاد این شرایط مقصر می دانند. به باور آنان برخی ناشران در مسیر رقابت با یکدیگر و برای بالا بردن آمار نشر کتاب های خود هر گونه ترجمه ای را می پذیرند و هر کتابی را چاپ می کنند. آنان همچنین برای کاستن از هزینه های شان و پرداخت دستمزد اندک برای ترجمه کتاب ها، به مترجمان غیر متخصص روی می آورند. این همه دست به دست هم داده اند و بر بدنه ترجمه در ایران آسیب هایی را وارد ساخته اند.

«مهدی غبرایی» مترجم، دی ماه ۹۷ در گفت وگویی، با اشاره به آمار رسمی ارایه شده در خصوص افزایش شمار کتاب های ترجمه شده در سال های اخیر، گفته است: «متاسفانه چندان نمی ‌توان به این آمار اتکا کرد. اغلب این ترجمه‌ ها و شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد این ترجمه‌ ها، ترجمه‌ هایی ناقص و ابتر است که نه با اصل کتاب مطابقت دارد و نه با معیارهای زبان فارسی. به همین دلیل بازار آشفته‌ ای فراهم شده. بنابراین با احتساب این موضوع نمی‌ توان بر این کمیت تاکید داشت.»

«کاوه میرعباسی» مترجم آثاری چون «زنده‌ام که روایت کنم» و «خاطره دلبرکان غمگین من،» نوشته «گابریل گارسیا مارکز»، «نادیا» نوشته «آندره برتون» و «۱۹۸۴» نوشته «جرج اورول» نیز مردادماه امسال در گفت وگویی، ترجمه های مخدوش را نتیجه عملکرد ناشران پول دوست دانست و گفت: «ترجمه‌هایِ ضعیف و اشتباه باعث شده مردم فارسی را اشتباه بخوانند و بشنوند و برخی ناشران سودجو بدون توجه به این آسیب، برای سود بیشتر از مترجمان ضعیف استفاده می‌کنند.»

وی می افزاید: «یکی از آسیب ‌شناسی‌های بازار نشر ما این است که یک‌ سری از ناشران که تقریبا تازه کار هستند، صرفا به دلیل دغدغه‌های مالی و عمدتا در حوزه ترجمه فعالیت می‌کنند. دلیل چاپ ترجمه ‌های مبتدل، عمدتا ناشرانی هستند که خیلی سریع، به‌ شکل انبوه، در نهایت شلختگی و با ترجمه خیلی بد کتاب چاپ می‌کنند. مترجمانی که با زبان مبدا و مقصد آشنایی ابتدایی ندارند، از ویراستار و سرویراستار استفاده نمی‌کنند، ترجمه‌های مخدوشی ارائه می‌ دهند که ذائقه خواننده را پایین می‌ آورند؛ تا جایی که افراد به خواندن فارسیِ غلط، عادت می‌ کنند.»

افزایش کتاب های بی محتوا در نتیجه ورود «سلبریتی ها» به حوزه نویسندگی

 در آشفته بازار چاپ کتاب های بی محتوا و کم مایه آنچه وضعیت را بدتر می کند و تاکنون انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است، چاپ کتاب از سوی برخی چهره های شناخته شده یا به اصطلاح سلبریتی است؛ موضوعی که متاسفانه با تبلیغات گسترده ای از سوی ناشران در فضای مجازی همراه می شود و مخاطبان زیادی را برای کتاب های اغلب کم محتوا یا بی محتوای سلبریتی ها فراهم می کند. این اتفاق گاهی از سوی نشرهای به اصطلاح معتبر و شناخته شده صورت می گیرد؛ نشرهایی که اگر یک نویسنده ناشناخته برای چاپ کتابش به آنها مراجعه کند، بدون در نظر گرفتن خوب و بد محتوای اثر او، آن نویسنده را با هزار و یک چالش و مانع روبرو می کنند.

در این باره، «مهدی رضایی» نویسنده، محقق و مدرس حوزه ادبیات داستانی در گفت وگویی رسانه ای بیان داشت: نوشتن کتاب توسط سلبریتی‌ها فقط برای ناشران آن ‌ها مفید است؛ زیرا تعداد نسخه‌های بیشتری از کتاب را در مدت زمان کوتاه به فروش می ‌رسانند و سلبریتی‌ ها اصلا به این مسئله فکر نمی‌ کنند که تا چه اندازه به ضررشان تمام می‌ شود. در این میان هم ناشرانی سودجو که به فکر منفعت خود هستند، شخص سلبریتی را وادار به انتشار کتاب می‌کنند؛ بنابراین این گونه آثار در ادبیات ما شاخص نمی ‌شود و مخاطبی که این کتاب‌ ها را می‌خواند قطعا به شخصی دیگر پیشنهاد نمی‌ دهد و همین موجی از نارضایتی عمومی را در پی دارد و اثری منفی خلق خواهد کرد.

در همین ارتباط روزنامه «فرهیختگان» در گزارشی که مهرماه ۹۷ منتشر کرد، از پرداخت مبالغ هنگفت از سوی ناشران به سلبریتی ها برای نوشتن کتاب خبر داد؛ مبالغ ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیونی! چرا که چاپ کتاب یک سلبریتی می تواند در کوتاه مدت سود کلانی را به جیب ناشران سرازیر کند و مخاطبان زیادی را _البته از نوع مخاطبان عام و نه خاص_ به خرید کتاب نوشته شده توسط یک سلبریتی ترغیب کند.

همه این معضلات، موجب شده که در سال های اخیر با وجود افزایش کمی کتاب های انتشار یافته، شاهد ارتقای کیفی ملموس آثار چاپ شده از سوی ناشران نباشیم. اگر چه چالش های اقتصادی موجود در حوزه نشر، از جمله گرانی کاغذ و دیگر الزامات مورد نیاز نشر کتاب که این روزها گریبان ناشران را گرفته است در ایجاد این شرایط بی تاثیر نبوده، اما دست کم از ناشران شناخته شده و اسم و رسم دار این انتظار نمی رود که سابقه حرفه ای خود را قربانی منافع مالی کنند و با انتشار کتاب های سطحی ذائقه مخاطبان را تنزل دهند و آگاهی آنان را پایین آورند. با توجه به گستردگی معضل انتشار کتاب های سطحی و کم ارزش از سوی ناشران؛ چه ناشران تازه وارد و چه ناشران قدیمی، به نظر می رسد مسوولان و متولیان حوزه نشر باید بیش از پیش به محتوای کتاب هایی که مجوز انتشارشان را می دهند توجه نشان دهند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =