۲۱ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۲۷
کد خبرنگار: 773
کد خبر: 83515491
۵ نفر

برچسب‌ها

تنگنای استراتژیک ایالات متحده آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران

تهران- ایرنا- دوران پرتلاطم جهان امروز با فراز و فرودهای دشواری روبه ­رو است. مناسبات بین ­المللی از تعریف سنتی خارج شده ­اند، ادبیات سیاسی بازتعریف می­ شود، بازیگران متخاصم و متعارض گاه در یک ائتلاف بهم می­پیوندند و بازیگران متحد گاه از ائتلاف خارج می­ شوند.

 در این میان رفتار ایالات متحده آمریکا به عنوان یک قدرت برتر متفاوت خواهد بود. واشنگتن از معاهدات بین­ المللی خارج می ­شود، با هم پیمانان سنتی خود تنش ­زایی می­ کند، رفتار اقتصاد کینزی خود بنانهاده را نقض می­کند، رفتار دولت ترامپ بسیار شتابزده و سراسیمه به نظر می­رسد. گفتارها و رفتارها بطور مداوم در حال تغییرند انگار حاکمیت آمریکا در تلاش برای انجام کاری متفاوت خواهد بود.

ایالات متحده با ملغمه ­ای از تبلیغ دموکراسی، پروپاگاندا، اقتصاد و تجارت آزاد و سلطه­ ی نظامی نفوذ خود را تقویت می­ کند. کنش­ ها و واکنش­ های سیاست ­های جدید دولت ترامپ در برخورد با دوستان و دشمنان از هیچ پایداری بهره ندارد. رفتار ترامپ در مسئله سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک توسط ج. ا. ایران گفتار متناقض را نشان می­دهد. [1] رفتار ایالات متحده در شرایط کنونی برای مواجهه با ج. ا. ایران چیزی جز «فشار حداکثری» نیست که از طرف یک ابرقدرت اعمال می­ شود. چهار دهه تلاش برای تغییر رفتار ج. ا. ایران در عمل موثر واقع نگردیده است. کاربست و اعمال قدرت جهت فشار علی ­رغم نزاع ­های سیاسی داخلی، مشکلات اقتصادی پیش رو تغییر مورد نیاز آمریکا در ج. ا. ایران را در پی نداشته است.

فشار بیش از اندازه و تلاش برای به انزوا کشاندن ج. ا. ایران هر چند تا اندازه­ ای اعمال گردید لکن هدف مطلوب برای آمریکا نبوده است. با توجه به جمیع تحولات و رفتارهای برخورد با ج. ا. ایران، به دلیل ظرفیت­ های مختلف در همه ابعاد سرزمینی، اقتصاد انرژی، فرهنگی، قدرت نرم، سیاسی و حتی نظامی ـ راهبردی ایالات متحده نتوانست موجب دستیابی به هدف مطلوب علیه ج. ا. ایران گردد. با نگاهی به رفتار گذشته در شرایط فعلی به این نتیجه خواهیم رسید که تنگنای استراتژیک تنها مفهومی خواهد بود که ایالات متحده در برخورد با ج. ا. ایران در آن وضعیت گرفتار شده است.

تنگنای استراتژیک در واقع به شرایطی اطلاق می ­شود که بازیگر کنشگر اصلی علی ­رغم برخورداری از وضعیت مطلوب تاثیرگذاری سخت و نرم برای تغییر رفتار رقیب به دلایلی همانند بازدارندگی حداقلی بازیگر رقیب، عوامل تاثیرگذار بر رفتار خارج از قدرت بازیگر و یا عدم توازن در بهره­ مندی از منافع اقدام کننده توان انجام رفتار مناسب برای تامین منافع و یا تحمیل اراده به بازیگر رقیب را نخواهد داشت. آمریکا در وضعیت فعلی در مقابل ج. ا.ا یران در شرایط تنگنای استراتژیک قرار گرفته است زیرا مولفه ­های قدرت­ ساز آمریکا مشتمل بر قدرت اقتصادی، سیاسی، رسانه­ ای، نظامی و حتی فرهنگی شدیدا از جنگ بین دو کشور متاثر خواهد بود.

عدم مطلوب بودن شرایط برای مقابله با گسترش نفوذ و تحت فشار قرار دادن ج. ا. ایران ایالات متحده را با شرایط ناهمواری روبرو ساخته است به نظر می­ رسد برخی شاخص­ های ذیل در وضعیت تنگنای رفتاری آمریکا با ج. ا. ایران قابل تامل باشد:

1-  خروج ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک نه تنها مورد موافقت صریح هیچ کشوری در سطح بین­ المللی قرار نگرفت (اعلام رسمی) حتی در بین سیاستمداران داخلی آمریکا در حال حاضر به نوعی احساس پشیمانی وجود دارد. [2]

2-    توان نظامی آمریکا برای حمله به ج. ا. ایران بسیار ناایمن، نامطمئن و حوادث پس از شروع جنگ و تعیین احتمالات آن پیش بینی نشده است. در واقع ترس از پایان نامشخص جنگ آمریکا را بر سر دو راهی بن بست قرار می­ دهد. از یک منظر تلاش آمریکا حتی بنا به اظهارات صریح ترامپ آنچنان که راهبرد نظامی آمریکا در نبردهای گذشته و عمدتا در آینده نیز خواهد بود جنگ محدود و حمله سریع در کمترین زمان ممکن خواهد بود. از چالش برانگیزترین صحنه برخورد نظامی با ج. ا. ایران به درازا کشیدن نبرد و گسترش دامنه آن خواهد بود چیزی که مطلقا مورد پذیرش تحلیل­ گران نظامی و سیاسی دولت آمریکا نخواهد بود.

3-    حتی دکترین «حمله هسته­ ای محدود» که بنا به اظهارات مقامات روسی مطرح شده است حداقل در شرایط فعلی ممکن نیست زیرا نه افکار عمومی آمریکا و جهان موافق آن هستند و نه آمریکا ریسک بزرگ جنگ هسته­ ای هر چند محدود را خواهد پذیرفت.

4-    بن­ بست های استراتژیک ممکن است قدرت­ های بزرگ را به جنگ وادار نمایند. احتمال اقدام نظامی هر چند محدود از این حیث وجود دارد زیرا اولا زمانی که استفاده از ابزار سیاست نتواند بن بست­ های استراتژیک را حل نماید قدرت­های بزرگ به ابزار قدرت نظامی روی خواهند آورد. دوما بنا به اظهارات صاحب نظران و اندیشکده ­های غربی و به عبارتی شروع عصر پساآمریکایی که نشانه­های افول اقتدار جهانی آمریکا در ابعاد مختلف را نمایان ساخته است ایالات متحده برای برون رفت از وضع موجود و جلوگیری از فروپاشی اقتدار خود، احتمال اقدام نظامی افزایش می­ یابد هر چند اقدامات متفاوت نظامی یا راهبردی می ­تواند از طرف آمریکا انجام پذیرد.

در واقع هم به دلیل جلوگیری از افول قدرت آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی، هم به دلیل نشان دادن برخورداری از قدرت چانه ­زنی مطلوب و تاثیرگذار در محیط بین ­الملل در مقابلِ قدرت­های رقیب و هم به دلیل برون رفت از تنگنای موجود در مقابله با ج. ا. ایران استفاده از راهبرد قدرت نظامی می­ تواند در زمره برنامه اقدامی ایالات متحده علیه ج. ا. ایران باشد. در واقع ترس آمریکا از مواجهه نظامی با ج. ا. ایران از دست دادن قدرتمندی خود در نظام بین­ الملل می­ باشد زیرا به نظر می­ رسد با وقوع یک درگیری نظامی بین طرفین تمامی شاخص­ های فروپاشی ابرقدرتی آمریکا همانند ورود به یک درگیری بسیار پرهزینه و طولانی شدن جنگ، حوادث پیش بینی نشده، ورود دیگر بازیگران قدرتمند منطقه ­ای و بین­ المللی رخ خواهد داد چیزی که آمریکا از آن گریزان است.

5-    یکی از شاخص ­های تاثیرگذار در خصوص اقدام مطلوب آمریکا علیه ج. ا. ایران «اجماع سازی جهانی» است. آمریکا با انجام اقدامات تحریک ­آمیز سعی در به واکنش واداشتن ج. ا. ایران برای انجام اقدامات تحریک آمیز و تهاجمی دارد تا به اهداف خود دست یابد. انجام اقدامات تهاجمی از سوی ج. ا. ایران اجماع­ سازی جهانی علیه این کشور را برای آمریکا راحت­ تر می ­سازد. (کم شدن تعهدات برجامی از طرف ج. ا. ایران که مبنای حقوقی و سیاسی لازم را نیز خواهد داشت کشورهای عضو برجام را به واکنش منفی مبنی بر عدم انجام تعهدات توسط ج. ا. ایران واداشته است. به عنوان مثال نماینده روسیه در نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی اظهار داشت خط مشی واشنگتن برای فشار اقتصادی بر تهران به بازرسی­ ها در ایران آسیب می­رساند.)

6-     ظرفیت گسترده ج. ا. ایران در مواجهه با تهدیدات آمریکا بسیار بالاست؛ وسعت سرزمینی ج. ا. ایران قابل تسخیر و تهاجم زمینی نیست آنچنان که ترامپ بنا به اظهارات کارشناسان نظامی خود جنگ با ج. ا. ایران را بدون حضور نیروهای نظامی در سرزمین ج. ا. ایران می­ داند. [3] عمق راهبردی ج. ا. ایران امروزه از مرزهای رژیم صهیونیستی نیز فراتر رفته است. حضور در عراق، سوریه، یمن، بحرین و منطقه غرب آسیا قدرت چانه زنی ج. ا. ایران در تمامی تصمیم ­گیری های منطقه ­ای را به شدت افزایش داده است. قابلیت ­های موشکی ج. ا. ایران یکی از بازدارنده­ ترین توان دفاعی ـ تهاجمی محسوب می­ شود. مقابله با تهدیدات موشکی در عمل بطور کامل ناممکن می­ باشد بدین ترتیب تهدیدات موشکی یکی از اصلی­ ترین عنصر بازدارنده در مقابل اقدامات تهاجمی ایالات متحده می­ باشد به شکلی که تحلیل­گران نظامی تهدید موجود را صراحتا پذیرفته­ اند. جنگ نامتقارن، قدرت نرم، دیپلماسی هوشمند،  از دیگر ظرفیت ­های ج. ا. ایران در مقابله با تهدیدات می­ باشد.

7-    تمامی سناریوهای احتمالی تهدید علیه ج. ا. ایران نظیر افزایش فشار اقتصادی، بستن خلیج فارس، حملات دقیق و حساب شده، بمباران و تهاجم تمار عیار، اقدام به هر کدام از سناریوهای مذکور هزینه بسیار بالائی بر اقتصاد جهان تحمیل خواهد نمود به عنوان نمونه در سناریو تهاجم تمار عیار هزینه تحمیل شده بر اقتصاد جهان تقریبا 1.7 تریلیون دلار آمریکا برآورد شده است [4] که موجب بی ­ثباتی اقتصادی در منطقه، آمریکا و جهان خواهد شد. بنابراین ایالات متحده به عنوان یکی از قدرت­های اقتصادی بین­ المللی بطور مستقیم متحمل هزینه­ های بسیار سرسام­ آوری خواهد شد این مسئله بر اقدام احتمالی تهاجم علیه ج. ا. ایران ماهیتا تاثیر خواهد گذاشت.

والرشتاین در خصوص فروپاشی آمریکا معقتد است پس از جنگ ویتنام که هزینه بسیار زیادی به آمریکا تحمیل کرد، فروپاشی شوروی که توجیه هژمونی ایالات متحده را پایان بخشید و حادثه یازده سپتامبر که آمریکا را وارد فضای جنگی نامطلوب ساخت. در چهار جنگ ویتنام، کره، خلیج فارس و افغانستان در عمل به نتیجه­ ی مهمی دست نیافت. [5] افول هژمونی آمریکا در سیطره­ ی رفتار نامناسب راهبردی خود و پیشرفت اقتصادی، سیاسی، راهبردی رقبا قرار گرفته است. تنگنای استراتژیک بوجود آمده به همراه شاخص ­های تعیین سقوط قدرتمندی آمریکا در کنار تنش ایجادی با ج. ا. ایران که رقبا را در انتظار اقدام منفعلانه و یا غیر منتظره ایالات متحده قرار داده است  مسیر تصمیم­ گیری در کاخ سفید را به شدت ناهموار ساخته و ضعف­ های پنهان شده در رفتارها و سیاست­ های راهبردی اشتباه در دهه­ های اخیر آمریکا را نمایان ساخته است.

 بنابراین به نظر می ­رسد در حال حاضر ایالات متحده در حوزه رفتار با ج. ا. ایران به جای تصمیم ­گیری بر مبنای راهبردهای اساسی بلند مدت در پی کنترل آسیب در کوتاه مدت خواهد بود. از طرفی اعمال قدرت علیه ج. ا. ایران برای ایالات متحده به حل مسئله­ ای هدفمند نخواهد انجامید. تمامی رفتارهای استراتژیک پایه ­ای دولت ترامپ که اشتباه دانسته می ­شود در کنار کاربست استفاده از زور می­ تواند پایانی بر رفتارهای تهاجمی باشد. وسواس استفاده از قدرت زمانی که در بن­بست راهبردی در تقابل با یک قدرت منطقه ­ای و تهدید کننده اقتصاد جهانی قرار گیرد و زیربنای اقتصاد آزاد را در معرض فروپاشی قرار دهد انتخاب گزینه مطلوب امری بسیار پیچیده و چه بسا متاثر از رفتار احساسی بازیگران می­ تواند باشد.

[1] . ترامپ از یک طرف سرنگونی پهپاد آمریکایی را «اشتباه بزرگ» برای ج. ا. ایران دانست و از طرفی دیگر به دلیل عدم سرنگونی دیگر هواپیمای p-8 آمریکایی با 35 سرنشین که در کنار گلوبال هاوک پرواز می کرد از ج. ا. ایران تشکر نمود.

[2] . در نخستین مناظره انتخابات 2020 حزب دموکرات آمریکا از بین ده نفر نه نفر موافق بازگشت به برجام بوده­اند. (به گزارش عصر جدید به نقل از وب سایت روزنامه "وال استریت ژورنال" َآمریکا، 06 تیرماه 1398، قابل مشاهده در:

https://www.asriran.com/fa/news/675603/

[3] . «در صورتی که ایالات متحده به ج. ا. ایران حمله کند نیروی زمینی ارتش ایالات متحده وارد خاک ج. ا. ایران نمی شوند و سربازها پا بر زمین نخواهند گذاشت. ترامپ در گفتگو با شبکه خبری فاکس نیوز، 05/04/1398. »

[4] . انجمن دانشمندان آمریکایی (FAS) در 16 نوامبر 2012 به برسی برخی سناریوهای محتمل آمریکا در خصوص ج. ا. ایران پرداخته است.

[5] . Immanuel Wallerstein, The decline of american power: the U.S in a chaotic word, Ne press, july 2003.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =