زنان به «آزادی» رسیدند

تهران- ایرنا- دختران و زنان برای نخستین بار بعد از نزدیک به چهار دهه در دیدار تیم ملی فوتبال ایران و کامبوج وارد ورزشگاه ‌آزادی شدند تا مرد و زن در کنار یکدیگر یکصدا هورا بکشند؛ تشویق کنند و شعار پیروزی سر دهند.

گروه اطلاع رسانی ایرنا در راستای ایفای رسالت آگاهی بخشی به انعکاس برجسته ترین گزارش های روزنامه های مختلف با عناوینی چون «زنان به «آزادی» رسیدند، «زنان» برنده آزادی، ارزیابی نتیجه نظارت استصوابی، رد پالرمو؟، بوی مافیای آموزش به مشام می رسد، خروج از معاهده سعدآباد اشتباه بزرگ دولت نهم بود، خروج از رکود در ۲۰۲۰، شائبه انتقام و حقی که «گزینشی» داده می‌شود!» پرداخته است، در ادامه به بازتاب گزیده ای از این مطالب می پردازیم:

زنان به «آزادی» رسیدند

روزنامه «ابتکار» در مطلبی با درج عنوان «زنان به «آزادی» رسیدند» نوشت: تیم ملی ایران روز پنجشنبه در دومین دیدارش در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ و مقدماتی جام ملت‌ها موفق شد با نتیجه ۱۴ بر صفر کامبوج را شکست بدهد اما اتفاق ویژه این دیدار حضور دختران و زنان برای اولین بار بعد از نزدیک به چهار دهه در یک دیدار رسمی بود؛ اتفاقی که با نظارت و تاکید فیفا صورت گرفت. ساعتی بعد از این دیدار، جانی اینفانتینو، رئیس فیفا که در مراسم بهترین‌های سال فیفا هم درمورد این اتفاق صحبت کرده بود، بیانیه منتشر کرد. در این بیانیه آمده است: «برای اولین بار در ۴۰ سال اخیر، چند هزار زن اجازه پیدا کردند تا برای تماشای یک دیدار فوتبال مردانه در ایران وارد ورزشگاه شوند. این قدم رو به جلوی بسیار مثبتی است؛ قدمی که فیفا و به ویژه دختران و زنان ایرانی، مشتاقانه منتظر آن بودند. اشتیاق، لذت و شوری که آنها نشان دادند، فوق‌العاده بود و ما را بیش از پیش برای ادامه راهی که آغاز کردیم، تشویق کرد. تاریخ به ما یاد داده که چنین پیشرفت‌هایی در مراحل مختلف به دست می‌آید و این تنها آغاز مسیر ما است.

«زنان» برنده آزادی

روزنامه «ایران» در مطلبی با عنوان ««زنان» برنده آزادی» می نویسد: هنوز سه ساعتی به شروع بازی ایران و کامبوج زمان باقی مانده بود، برای خیلی از زنانی که ورزشگاه آزادی را ندیده بودند هر دقیقه‌اش حس و حال عجیب و غریبی داشت. خیلی‌هایشان از صبح خیلی زود آمده و بیشترشان سه یا چهار ساعت مانده به بازی خودشان را به ورزشگاه آزادی رسانده بودند تا خیال‌شان راحت شود که می‌توانند روی سکوها بنشینند، ببینند و فریاد بزنند. این بار اما قرار بود یک «نشدنی» بزرگ تبدیل به «شدن» شود. برای همین خیلی از زنها حتی آنهایی که علاقه‌ای به فوتبال نداشتند و اسم بیشتر بازیکنان را بلد نبودند، بلیت به دست در کنار در شرقی ورزشگاه ایستاده بودند. برخی‌هایشان با لباس قرمز آمده بودند و برخی‌های دیگر با لباس آبی، اما بیشترشان کلاه تیم ملی به سر داشتند. هدف همه‌شان اما یک چیز بود، رفتن به «آزادی».چند ساعت قبل از شروع بازی تشویق تماشاگران از همان در شرقی شروع شد آنها یکصدا تیم ملی را صدا می‌زدند، برخی می‌گفتند: «شجاعی تیمت رو بردار و بیار». برخی‌های دیگر اما یکصدا فریاد می‌زدند: «ایران چیکارش می‌کنه...» برای آنها اصلاً مهم نبود که اینجا تازه اولین قدم برای ورود به ورزشگاه است وآنها هنوز راه طولانی برای رسیدن به سکوها دارند. در اینجا سن و سال هیچ اهمیتی نداشت از پیر و جوان همه آمده بودند تا تیم ملی کشورشان را تشویق کنند. برای سن و سال دارها آزادی یک نوستالژی قدیمی بود برای جوانترها اما یک تجربه جدید.

ارزیابی نتیجه نظارت استصوابی
روزنامه «شرق» در مطلبی با عنوان «ارزیابی نتیجه نظارت استصوابی» در گفت و گو با مرتضی مبلغ فعال سیاسی اصلاح طلب آورد: در شرایط کنونی وظیفه ملی و بزرگ همه دولتمردان  و دستگاه‌های حاکمیتی این است که با همه توان و نیرو وارد صحنه شوند و امید و سرزندگی را به جامعه بازگردانند. اجرای برخی از برنامه‌ها و سیاست‌های امیدبخش نیز می‌تواند در بازگرداندن سرمایه‌های اجتماعی و ترغیب مردم به‌رفتن پای صندوق‌های رأی مؤثر باشد. به عبارتی با یک تغییر جزئی نمی‌توان انتظار آشتی بخش‌هایی از جامعه با صندوق‌های رأی را داشت. به ‌طور قطع تعدیل نظارت استصوابی و اجازه حضور به همه نیروهای توانمند در صحنه یکی از عوامل اثرگذار برای جلب اعتماد عمومی و حضور آنها در انتخابات خواهد بود؛ بااین‌همه به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه دولت باید به‌ویژه در زمینه کسب‌وکار، رونق و تولید و معیشت مردم گام‌های جدی و اساسی بردارد تا مردم اطمینان حاصل کنند که تغییرات سازنده‌ای در پیش‌رو است. باید از همه مهم‌تر در بخش سیاست خارجه، تعامل‌ها سازنده و امیدبخش باشد و شرایطی در کشور فراهم شود تا وضعیت جامعه در زمینه‌های مختلف بهبود پیدا کند. همچنین باید درباره مسائل اجتماعی و سبک زندگی مردم بازنگری صورت گیرد و جامعه باید در مسائل سیاست داخلی نیز شاهد گشایش‌هایی باشد.

رد پالرمو؟

روزنامه «اعتماد» در گزارشی با عنوان «رد پالرمو؟» نوشت: شاید آن روز که مخالفان سنگ‌فرش سبز آن ساختمان هرمی شکل میدان بهارستان را با تومارهای امضا شده در نماز جمعه و راهپیمایی‌های سیاسی به رنگ سفید تبدیل، یکی پس از دیگری در جایگاه ناطقان مجلس شورای اسلامی حاضر و «وااسلاما» ‌گویان، علی لاریجانی و اعضای فراکسیون امید را به زیر پا گذاشتن دین و قانون متهم می‌کردند، کسی فکرش را هم نمی‌کرد یک سال بعد، در حالی آخرین روزها و ماه‌های حضور خود در پارلمان ایران را بگذرانند که هنوز تکلیف آن لوایح پردردسر و پرجنجال مشخص نشده باشد. شاید آنان که آن تجمع خودجوشِ از پیش اعلام شده در خبرگزاری‌های متبوع جناح راست را بی‌نگرانی از برخوردهای احتمالی، مقابل مجلس سامان دادند هم گمان نمی‌کردند که تعیین تکلیف این دو لایحه در عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری ایران به معضلی چشمگیر تبدیل شود. همه آن جنجال‌ها و فریادها و خبرها و مصاحبه‌های تند و تیز بازهم مانع پارلمان نشد و لوایح الحاق دولت جمهوری اسلامی به کنوانسیون‌های بین‌المللی مقابله با تامین مالی تروریسم و مقابله با جرایم سازمان‌یافته فراملی در مجلس تصویب شد و شورای نگهبان هر دو را رد کرد ولی، اولی را با استناد به مغایرت‌های شرعی و قانون اساسی و دومی را با اتکا به ایرادات هیات عالی نظارت مجمع تشخیص. حالا اما از آن زمان، روزها گذشته و مهلت ایران در FATF هم به اتمام رسیده است؛ ولی نکته قابل‌توجه آن است که مجمع تشخیص مصلحت نظام هم به صورت غیررسمی پالرمو را رد کرده تا اوضاع ایران در گروه ویژه اقدام مالی پیچیده‌تر از گذشته شود.

بوی مافیای آموزش به مشام می رسد

روزنامه «همدلی» در مطلبی با عنوان «بوی مافیای آموزش به مشام می رسد» می نویسد: تعدادی از نمایندگان مجلس با خط و نشان کشیدن برای تدریس زبان انگلیسی در مدارس به دنبال آن هستند قانونی تصویب کنند که زبان انگلیسی از دروس مدارس حذف شود. این نمایندگان که تعدادشان به ۵۷ نفر می‌رسد طرح یک فوریتی رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور را به هیات‌رئیسه مجلس ارسال کردند تا بلکه بتوانند از آموزش این زبان در مدارس جلوگیری کنند. بر اساس این طرح قرار است آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی اختیاری و از محیط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌های آزاد سپرده شود. در این میان هزینه آموزش یادگیری زبان انگلیسی نیز به عهده دانش‌آموز خواهد بود. کارشناسان تعلیم و تربیت این طرح را غیر کارشناسی می‌دانند و معتقدند در طرح نمایندگان برای حذف آموزش زبان انگلیسی در مدارس که موجب خصوصی سازی آن می شود، بوی مافیا به مشام می‌رسد و این طرح بازی در زمین مافیای آموزش است که می‌خواهد آموزش را از سیطره دولت خارج و به بخش خصوصی بکشاند و با ناکارآمد جلوه دادن آموزش و پرورش خصوصاً در امر آموزش زبان انگلیسی برای خود مافیایی مشابه مافیای کنکور درست کند. استدلال نمایندگانی که لایحه حذف آموزش زبان انگلیسی در مدارس را امضاء کردند، در نوع خود جالب و قابل توجه است. آنها می‌گویند تمام دانش‌آموزانی که اکنون موظف به گذراندن درس زبان انگلیسی هستند، علاقه به تحصیل در دانشگاه ندارند، بنابراین اجبار در زبان انگلیسی می‌تواند در ضعف تحصیل این گروه از دانش‌آموزان تاثیرگذار باشد.

خروج از معاهده سعدآباد اشتباه بزرگ دولت نهم بود
روزنامه «آرمان ملی» در مطلبی با عنوان «خروج از معاهده سعدآباد اشتباه بزرگ دولت نهم بود» در گفت و گو با سعید پورفرهادی کارشناس مسائل سیاسی آورد: مطابق توافقنامه «سعدآباد» بین ایران و سه کشور اروپایی، تعلیق تزریق گاز در سانتریفیوژهای نطنز در راستای راستی‌آزمایی و اثبات صلح‌آمیزبودن فعالیت هسته‌ای ایران صورت گرفته بود که پس از اتمام بازرسی‌های آژانس، ادامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای برای ایران را محتمل می‌نمود. بدون آنکه ضرورتی داشته باشد که اقتصاد کشورمان را بیش از یک دهه زیر شدیدترین تحریم‌های اقتصادی قرار دهیم و ده‌هامیلیارد ‌دلار که می‌توانست صرف محرومیت‌زدایی و شکوفایی اقتصادی کشور گردد از دست بدهیم. لذا، خروج از معاهده سعدآباد اشتباه بزرگی بود که بدون آنکه ضرورتی داشته باشد صورت گرفت. اشتباه دوم آن بود که قبل از برقراری تحریم‌های مجدد، زمانی که ترامپ به‌دنبال یک توافق فراگیر بود، شاید بهتر بود به جای اتخاذ موضع تدافعی، از آن استقبال می‌کردیم، چراکه در بسیاری حوزه‌های دیگر، ما با آمریکا دارای مشکلات عدیده‌ای بودیم و چه بهتر که همه را یک‌جا حل و فصل می‌کردیم که در آن صورت ضمن آنکه تحریمی در کار نبود، می‌توانستیم با حفظ دستاوردهای برجام بدون آنکه آسیبی ببینیم، امتیازات خوبی را نیز در طی مذاکره به دست آوریم، یا حداقل گذر زمان مثل حالا به ضررمان نبود. باید بگویم در شرایط کنونی، موضع عدم مذاکره با آمریکا به موضع مذاکره به شرط بازگشت به شرایط قبل از خروج ترامپ از برجام تقلیل یافته است. اگر قرار بود درچنین شرایطی مذاکره کنیم خب، چه حجتی وجود داشت که آن زمان اینکار را نکنیم و اکنون این موضع‌گیری‌های جدید را داشته باشیم. با توجه به این وضعیت خروج از شرایط فعلی نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است و برای اثبات آن می‌توان ده‌ها برهان و دلیل آورد.

خروج از رکود در ۲۰۲۰

روزنامه «دنیای اقتصاد» در مطلبی با عنوان «خروج از رکود در ۲۰۲۰» نوشت: بانک جهانی پیش‌بینی کرد اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۰ میلادی از رکود خارج شود. براساس ارزیابی‌های این نهاد اگرچه در پایان سال ۲۰۱۹ اقتصاد ایران رشد منفی تجربه خواهد کرد و در مجموع سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بیش از ۱۰ درصد حجم خود را از دست می‌دهد، اما می‌تواند اولین رشد مثبت خود پس از تحریم‌های اخیر را در سال آینده میلادی تجربه کند. پیش‌بینی بانک جهانی بر مبنای فروش و صادرات ۵۰۰ هزار بشکه نفت در روز بنا شده است و انتظار می‌رود در سال آینده میلادی(۲۰۲۰)، اقتصاد ایران به میزان ۰.۱ درصد منبسط شود. همچنین تخمین کارشناسان بانک جهانی نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۱ می‌تواند یک درصد رشد مثبت را در پیش داشته باشد که به معنای خروج کامل از رکود است. با وجود این، همچنان تورم در سطوح بالای ۲۰ درصد باقی خواهد ماند. البته بانک جهانی معتقد است که کاهش ارزش ریال در سال‌های آتی، افزایش رقابت پذیری صادرات کالاها و خدمات ایرانی را در منطقه می‌تواند به دنبال داشته باشد. از طرف دیگر مسائلی همچون تحریم بیشتر بر حجم تجارت و مبادلات مالی فعلی، می‌تواند به‌عنوان ریسک در مسیر اقتصاد ایران وجود داشته باشند. توصیه این بانک برای انعطاف بیشتر در برابر شوک‌های خارجی، ایجاد تنوع در اقتصاد با تمرکز بر بخش غیرنفتی و درآمدهای دولتی است.

شائبه انتقام
روزنامه «جهان صنعت» در گزارشی با عنوان «شائبه انتقام» می نویسد: حمله به نفتکش‌ها این بار دامان ایران را گرفت. نفتکشی که متعلق به شرکت ملی نفت ایران بود اما در ۶۰ مایلی بندر جده عربستان سعودی دچار انفجار در بخش بدنه شد. در خصوص مقصرین این حمله حرف و حدیث زیاد است اما آنچه مهم است وقوع تنش در منطقه بعد از چند روز آرامش است که البته می‌تواند زمینه درگیری‌های بیشتر و حتی جنگ را فراهم کند. این بار کسانی که که دنبال تنش در منطقه هستند به جای متهم کردن ایران در خرابکاری‌های منطقه، تهران را مورد هدف قرار دادند تا با این رفتار نشان دهند که هنوز گزینه‌هایی برای اقدام تلافی‌جویانه علیه مقامات ایران وجود دارد البته که خرابکاری‌های منطقه، حمله به تاسیسات نفتی عربستان و نفتکش‌های خلیج‌فارس از اقدامات حوثی‌ها بود اما به خاطر حمایت ایران از این گروه، انگشت اتهام به سمت تهران رفت. اکنون برخی منابع می‌گویند که حمله به نفتکش ایرانی توسط یک قایق توپدار اسراییلی انجام گرفته که ساعت ۲۳ جمعه از پایگاه دریایی اسراییل در جزیره دهلک اریتره خارج شده و در ساعت ۲:۴۵ در ۳۴ کیلومتری جنوب‌شرقی بندر سودان مشاهده شده است.
 

حقی که «گزینشی» داده می‌شود!

روزنامه «توسعه ایرانی» در مطلبی با عنوان «حقی که «گزینشی» داده می‌شود!» آورد: در سال اخیر مسئله «تجمع» تبدیل به چالشی برای دولت و حاکمیت شده است. این درحالی است که براساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است.» به نظر می‌رسد اصل ۲۷ قانون اساسی بیش از هر اصل دیگری قربانی تفسیر و استانداردهای دوگانه‌ای شده که یک جا، اخذ مجوز برای راهپیمایی را محدودکننده آزادی نمی‌داند و جایی دیگر تعیین مکان برای تجمع را محدودکننده این حق می‌خواند. ۱۶مهر شماری از کسانی که خود را «امت حزب‌الله» و «ستاد مردمی آمران به معروف و ناهیان از منکر» خوانده بودند، در پی فراخوان روزهای گذشته، روبه‌روی مجلس تجمع اعتراضی بدون مجوز درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها برگزار کردند.

درست همان روز شماری از کارگران هفت‌تپه که ماه‌هاست حقوق دریافت نکرده‌اند، برای رساندن صدای‌شان به مجلس، به سوی تهران راه افتادند. اما در خرم‌آباد دستگیر شدند. تجمع مقابل مجلس بدون اخذ مجوز از مراجع قانونی و به صورت غیرقانونی برگزار شد و به‌رغم پخش گسترده تراکت‌ها و تبلیغات در فضای شهری، تعداد محدودی را در برگرفت. لازم است که دولت با پافشاری بر این مصوبه در جهت استیفای این حق و گسترش آزادی‌های اجتماعی گامی استوار بردارد. حتی نه فقط دولت بلکه تمام دستگاه‌هایی که به نحوی مجری قانون اساسی هستند باید درجهت تحقق این حق بدیهی که سال‌هاست از مردم گرفته شده، تلاش کنند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =