سه دلیل برای اشاعه «مدیریت توئیتری»

تهران- ایرنا- «مدیریت توئیتری» اصطلاحی ناظر بر حضور پررنگ و تکاپوی تعدادی از مدیران و مسوولان در شبکه‌های اجتماعی است و دیدگاه‌های مختلفی در مورد دلایل شکل‌گیری و پیامدهای آن مطرح می شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، اوایل هفته جاری بود که اظهارات «احمدرضا درویش» کارگردان فیلم «رستاخیز» در حاشیه مراسم مربوط به یکی از برنامه‌های تولیدی معاونت برون مرزی صداوسیما مورد توجه قرار گرفت.

درویش با انتقاد از عملکرد مدیران فرهنگی در زمینه رفع موانع اکران رستاخیز که به صورت غیرقانونی انتشار یافته، اعلام کرد که دیگر برای ساخت فیلم از وزارت ارشاد مجوز نخواهد گرفت.

وی در بخشی دیگر از سخنانش گفت که فکر می‌کنم فرهنگ برای سیستم حکومتی ما خیلی مهم نیست و مدیریت توئیتری بر کشور ما حاکم شده است.

صرف نظر از کش و قوس هایی که درویش و فیلمش طی سال های گذشته با آن مواجه شدند و ماهیت فرهنگی و سینمایی اظهارات اخیر این کارگردان، اشاره وی به مفهوم مدیریت توئیتری قابل تامل به نظر می رسد.

شناخته ترین چهره طرفدار مدیریت توئیتری در سطح بین المللی بی تردید «دونالد ترامپ» است که پیش از راهیابی به کاخ سفید تاکنون از شبکه اجتماعی توئیتر برای تبلیغات و سیاست ورزی بهره جسته است.

حمایت بخش غالب و سنتی جامعه رسانه ای آمریکا از رقبای سیاسی ترامپ سبب شد تا وی به شکلی موثر از مزیت های شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک و توئیتر برای دستیابی به اهدافش استفاده کند.

ترامپ پس از دستیابی به ریاست جمهوری هم طیف گسترده ای از اهداف و سیاست هایش را از طریق توئیتر اعلان و پیگیری کرده و حتی کوشیده به انجام رساند.

برخی از ناظران بخش مهمی از فرایند مذاکرات آمریکا و کره شمالی را ناشی از موفقیت دیپلماسی توئیتری ترامپ می دانند که البته در مورد ایران هرگز به نتیجه مورد نظر رئیس جمهوری آمریکا نیانجامید.

ترامپ در توئیتر جنگ تجاری با چین، اتحادیه اروپا و دیگر شرکای اقتصادی آمریکا را پیش می برد، کشورهای عربی و اروپایی را به پرداخت هزینه های امنیت فرامی‌خواند، رقبای داخلی را هدف حملاتش قرار می دهد و وزرا و مشاورانش را عزل و نصب می کند.

سوای ترامپ که شاخص مدیریت توئیتری در سطح جهانی شناخته می شود، استفاده از شبکه های اجتماعی از سوی دولتمردان سایر کشورها از جمله ایران نیز بارها موضوع بحث و نظرهای مختلفی قرار داشته است.

یکی از نکات اصلی به ذات حضور طیفی از مسوولان در شبکه های اجتماعی به خصوص شبکه هایی برمی گردد که فیلتر شده اند و به عبارت بهتر استفاده از آن ها از سوی برخی نهادهای قانونی مجاز شمرده نمی شود.

در این باره گروهی می گویند حضور چهره ای چون «محمدجواد ظریف» در توئیتر و استفاده گسترده وزیر امور خارجه از مزیت های این شبکه اجتماعی در راستای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی بوده و ضرورت آن اظهر من الشمس به چشم می آید.

از سوی دیگر ظهور و بروز پردامنه و پرتکرار چهره ای چون وزیر ارتباطات در شبکه های اجتماعی و فضای سایبری لازمه حوزه فعالیت و مدیریت وی شمرده شده و به همین ترتیب مفاهیمی چون اطلاع رسانی، تعامل، پاسخگویی و ... در ارتباط با حضور گسترده طیفی از مسوولان و دولتمردان در انواع شبکه های اجتماعی مطرح می شود.

با این حال، بارها انتقاداتی جدی نیز متوجه مدیریت توئیتری شده است. بهمن ماه سال ۹۶ بود که به رغم اعلام سازمان هواشناسی و انتظار برای آمادگی مسوولان شهری، بارش برفی سنگین پایتخت را غافلگیر کرد. پس از بارش برف تردد در بسیاری از معابر پایتخت منجمد شد و بسیاری در بزرگراه ها و نیز آزادراه قم- تهران ساعت ها گرفتار شدند.

پیغام توئیتری «محمدعلی نجفی» شهردار وقت تهران با این مضمون که جوانان و دانش آموزان دبیرستانی با تکاندن شاخه های درخت به ماموران شهرداری کمک کنند، در شرایط پرانتقاد از وضعیت خدمات رسانی شهری، نمودی از چالش های مدیریت از راهِ دور و مجازی به چشم آمد؛ انتقاداتی که در اواخر آذرماه همان سال و پس از وقوع زلزله در حوالی تهران هم متوجه نجفی شده و پرسش های بسیاری را برانگیخته بود.

با نگاهی به وضعیت حضور بسیاری از چهره های مطرح سیاسی و مسوولان در شبکه های اجتماعی مجاز و غیرمجاز از اینستاگرام تا توئیتر و نیز واکنش ها به این حضور، می توان ابعاد و زوایای مختلفی از مدیریت توئیتری و نظرهای مثبت و منفی در این باره را شاهد بود. اما آنچه درباره دلایل اشاعه مدیریت توئیتری مطرح می شود قابل جمع بندی در سه محور است؛

۱- از دید بسیاری از منتقدان، مدیریت توئیتری برخلاف آنچه موافقان می گویند ارتباطی معکوس با عنصر پاسخگویی دارد. به این معنا که مسوولان برخلاف حضور در جلسات پرسش و پاسخ و نشست های رسانه ای با ماهیت دیالوگی ترجیح می دهند از مونولوگ پیام های توئیتری بهره جویند.

از نگاهی منتقدانه، این به معنای گریز از مواجهه مستقیم با مطالبات موجود است. برخی هم گفت وشنودهای مجازی را بدیلی کم اثر و البته کم هزینه برای مباحث داغ و جدی می دانند که می بایست در صحنه هایی چون مناظرات تلویزیونی، نشست های مطبوعاتی، میزگردهای رسانه ای، جلسات حزبی و ... شکل می گرفت و به شفافیت فضای سیاست و مدیریت می انجامید.

۲- مدیریت توئیتری مطلوب طیفی از مدیران است که به دلایل مختلف با مشغله گسترده ای دست به گریبانند. برخی می گویند سپری شدن بخش مهمی از اوقات ترامپ در زمین های گلف مانع از حضور فیزیکی وی در اماکن سیاسی شده و همین موضوع باعث شده تا وی بکوشد از طریق مدیریت توئیتری این نقصان را جبران کند. البته این وضعیت فقط در مورد رئیس جمهوری جنجالی آمریکا مطرح نیست.

یکی از مزیت های مدیریت توئیتری، صدور فرامین یا عزل و نصب های مجازی با توجه به محذورات موجود یا رودربایستی های متعارف است که گاه به خاطر دوری از پذیرش مسوولیت اقدام و گریز از رودررویی با تبعات آن صورت می گیرد. گاهی هم دیده شده برخی در فضای سایبری استعفا داده و از مسوولیت خود کناره گیری می کنند که نمونه اخیر آن کناره گیری «فرهاد مجیدی» از سرمربی گری تیم ملی فوتبال امید بود.

۳- گروهی می گویند مدیریت توئیتری تا حد زیادی با نیاز سیاسیون به بیشتر دیده شدن یا دیده شدنِ اقدامات مثبت و قابل بهره برداری تبلیغاتی ارتباط می یابد. گاهی حتی برخی مدیران پای پست های اینستاگرامی سلبریتی ها اظهارنظر کرده و توجه مخاطبان را به خود جلب کرده اند.

این فضا بشدت مهیای قربانی شدن عملگرایی پیش پای عوام گرایی بوده و از دید منتقدان مفهومی چون مدیریت توئیتری را با آفتی چون ریاکاری سیاسی پیوند می زند.

با این حال و به رغم این انتقادات نمی توان منکر مزیت و جاذبه های حضور پردامنه و گسترده چهره ها و مدیران در شبکه های اجتماعی شد و این وضعیت را باید عارضه ای ناگزیر بر پیکر جوامع سیاسی در سراسر جهان به شمار آورد.     

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =