مرزهای حریم خصوصی در رسانه ها مشخص نیست

تهران-ایرنا- کارشناسان با حضور در میزگرد تخصصی ایرنا، به این نکته اشاره کردند که هنوز قانون مشخصی برای تعیین مرزهای حریم خصوصی در رسانه‌ها وجود ندارد و رسانه‌ها در مواجهه با حریم خصوصی اشخاص، باید اصول اخلاقی و حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را رعایت کنند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، میزگرد «حریم خصوصی در رسانه‌های ایران»  با حضور سه تن از اساتید برجسته حوزه حقوق و رسانه، «کامبیز نوروزی»، «علی اکبر قاضی زاده»، «حسن نمکدوست تهرانی» در ایرنا برگزار شد. در این میزگرد، ضمن بررسی برخی پرونده‌های قضایی ماه‌های اخیر و نحوه بازتاب آن در رسانه‌ها درباره مرزهای حریم خصوصی و نقش رسانه‌ها در شکستن حریم خصوصی افراد یا صیانت از آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته که مشروح آن در ادامه ذکر می‌شود.

مرز حریم خصوصی در رسانه، کجا است؟

پژوهشگر ایرنا: در ماه‌های اخیر درباره دو پرونده بسیار مهم در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بحث‌های گسترده‌ای مطرح شده که برخی از این بحث‌ها می‌توانند به عنوان نمونه‌هایی از نقض حریم خصوصی مطرح شوند. پرسش اصلی این بحث آن است که آیا مرزهای حریم خصوصی در رسانه‌های ما، مرزهایی دقیق و واقعی هستند یا آن که رسانه‌های ما وضعیت خوبی را در حفظ حریم خصوصی ندارند و باید به آن به عنوان نمونه‌هایی از نقض حریم خصوصی نگاه کرد.  مرز حریم خصوصی و حریم عمومی در رسانه‌ها کجا است. در کدام مرز است که رسانه باید به خود نهیب بزند که در حال نقض حریم خصوصی است و حق ندارد در مورد این موضوع صحبت کند و کجا رسانه‌ حق دارد در مورد یک موضوع صحبت کند و اطمینان خاطر داشته باشد که در حال نقض حریم خصوصی نیست؟

کامبیز نوروزی: سوال یک سوال گسترده است. نمی‌توانیم بحث را از پایه شروع کنیم؛ اما ناگزیریم تعریفی پایه از حریم خصوصی بدهیم. باید گفت که در مجموع حریم خصوصی به بخشی از زندگی افراد گفته می‌شود که یک فرد متعارف در وضعیت متعارف تمایل ندارد دیگران از آن بخش مطلع شوند. منظور از فرد متعارف، یک فرد عادی جامعه است. به صورت طبیعی در این تعریف، فردی که نگاهی وسواس گونه به مسائل خود دارد یا فردی که خلافکار است، نمی‌تواند یک فرد متعارف تلقی شود. منظور از وضعیت متعارف هم وضعیت عرفی متعارف است. بطور مثال اغلب افراد در عرف دوست ندارند که دیگران بدانند درآمد آن‌ها چقدر است. هرچند که میزان درآمد افراد ممکن است اهمیت یا خطری برای فرد نداشته باشد؛ اما سخن گفتن در مورد میزان درآمد افراد، در عرف پسندیده نیست. این تعریف استثنایی دارد. استثنای آن هم در تعریف بنده، اینگونه تعریف می‌شود: کسانی که به صورت رسمی یا غیررسمی و با انتخاب مستقیم یا غیرمستقیم مردم به منزلت‌های بالایی اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی رسیده‌اند، حریم خصوصی کوچک تری نسبت به سایر اعضای جامعه دارند. منظور از انتخاب مستقیم، افرادی هستند که در انتخابات مختلف، توسط مردم، برگزیده می‌شوند. منتخبین مستقیم، کسانی هستند که توسط افراد انتخاب شده به صورت مستقیم، در سطوح بالا منصوب می‌شوند. انتخاب رسمی نیز همان انتخاباتی است که ما در آن شرکت می‌کنیم و انتخاب غیررسمی، انتخابی است که در فرایند عرف انجام می‌شود؛ مثلا اینکه یک ورزشکار یا هنرمند در جامعه مطرح می‌شود.

کامبیز نورورزی: در مجموع حریم خصوصی به بخشی از زندگی افراد گفته می‌شود که یک فرد متعارف در وضعیت متعارف تمایل ندارد دیگران از آن بخش مطلع شوند

پژوهشگر ایرنا: منظور شما از انتخاب شدگان غیررسمی، همان «سلبریتی‌ها» هستند؟

کامبیز نوروزی: بله! همان افرادی که به آن‌ها سلبریتی گفته می‌شود. البته واژه سلبریتی یک واژه تجاری شده است که بنده تمایلی ندارم از این واژه در زبان فارسی استفاده کنم. این افراد با یک انتخاب غیررسمی مردم به منزلتی رسیده‌اند. این منزلت‌ها برای هر دو گروه، امکانات ویژه‌ای ایجاد کرده است. به قول معروف: «هرکسی طاووس خواهد، جور هندوستان کشد». این منزلت در یک رابطه و با مبادله‌ای عمومی انجام می‌شود و همین امر موجب می‌گردد که جامعه این حق را داشته باشد تا آنان را ببیند. در نتیجه افراد عادی، بنا به حقی که بر چهره دارند؛ چهره آنان حریم خصوصی است؛ بدین معنا که کسی نمی‌تواند چهره آنان را منتشر کند. اما افراد مشهور حق بر چهره محدودتری دارند. بنابراین اگر دیده شد که یک سلبریتی در خیابان راه می‌رود یا غذایی می‌خورد، می‌توان تصویر او را گرفت و منتشر کرد؛ اما در مورد افراد عادی چنین حقی وجود ندارد. شما اجازه ندارید بدون اجازه فرد، از او تصویربرداری کرده یا تصویر وی را منتشر کنید.

این تعریف اجمالی، یک تعریف پایه، اما قابل بحث است. رسانه زمانی که وارد عمل می‌شود، باید این تعریف را در نظر بگیرد. رسانه با تعریف حق بر چهره، نمی‌تواند تصویر افراد عادی را بدون اجازه منتشر کند؛ حتی اگر چهره، چهره خوبی باشد. تصور نکنید که منظور تنها چهره در وضعیت نامناسب و زشت است. ممکن است تصویر چهره، زیبا هم باشد. در مورد مطالب نوشتاری هم وضعیت به همین ترتیب است. رسانه نمی‌تواند وارد حریم خصوصی افراد شود؛ مگر با رعایت یکسری نکات. رسانه می‌تواند ترفندهایی را به کار ببرد که فرد مذکور، قابل شناسایی نباشد، چه در نوشتار و چه در عکس. این یک تعریف و معیار کلی است.

کامبیز نوروزی و حسن نمکدوست تهرانی

تمایل مردم، مجوز نقض حریم خصوصی نیست

پژوهشگر ایرنا: این بحث مطرح شد که اگر فرد چهره‌ای شناخته شده یا سیاسی باشد، قوانین در مورد وی متفاوت هستند. در طی ماه‌های گذشته ما پرونده‌ای جنایی در ارتباط با یک چهره سیاسی داشتیم. حال سوال اینجا است که در مورد چهره سیاسی تا کجا می‌توان وارد حریم خصوصی وی شد؟ در مورد اطرافیان یک فرد سیاسی چطور؟ بطور مثال در مورد پرونده آقای «محمدعلی نجفی» و قتل خانم «میترا استاد»، جنجال‌های بسیاری ایجاد شد. در مورد نقض حریم خصوصی در این پرونده، از چه زاویه‌ای می‌توان وارد شد.

حسن نمکدوست تهرانی: آنچه که بنده درباره آن سخن می‌گویم، گزارشی است از یک بحث و نظر قطعی خود بنده نیست. این گزارش عبارت از بحثی است که در میان روزنامه‌نگاران، سال‌ها است که مطرح است و همکاران می‌کوشند تا جوانب این مسئله را مورد بررسی قرار دهند و هنوز اجماع نهایی در مورد آن رخ نداده است. بر همین اساس این بحث، بحث خوبی است. مجموعه استدلال‌هایی مطرح می‌شود درباره اینکه افرادی که در مناصب مدیریتی بالا یا چهره‌هایی شاخص یا همان سلبریتی هستند، چه وضعیتی دارند و حریم خصوصی آن‌ها چه وضعیتی دارد؟ یکی از استدلال‌های معمول این است که حریم خصوصی فرد مشهور، محدودتر است. رویکرد آقای نوروزی نیز همین است؛ اما چون بنده می‌خواهم گزارش دهم، باید بگویم که این بحث، سویه‌های دیگری هم دارد. عده‌ای از همکاران ما معتقدند که این استدلال قوی نیست. آنان این پرسش را مطرح می‌کنند که افراد چگونه مشهور می‌شوند؟ منظور ما بدنامی نیست. مثلا فرض کنید یک فوتبالیست بخاطر بازی خوب خود مشهور می‌شود. یک بازیگر بخاطر ایفای نقش خوب، مشهور می‌شود. یک دانشمند نیز بخاطر کاری بزرگی که کرده است، مشهور می‌شود. همه این آدم‌ها تلاش کرده‌اند تا به سطحی بالاتر نایل شوند. حال زمانی که فردی آنقدر تلاش می‌کند تا موفق شود و جامعه موفقیت او را به رسمیت می‌شناسد، آیا بایستی پاداش بگیرد یا تنبیه شود؟ بطور مثال آقای «علی دایی» بهترین گلزن جهان هستند و برای رسیدن به این جایگاه تلاش بسیار و زحمت فراوان کشیده‌اند. کار ایشان، یک کار عادی نبوده است. خانم «فاطمه معتمد آریا» یک بازیگر هستند و سال‌ها برای رسیدن به جایگاه خود تلاش کرده‌اند. نقض حریم خصوصی این افراد برای آن‌ها، نوعی تنبیه است. بنابراین استدلال شهرت نمی‌تواند مقوم بحث حریم خصوصی باشد. البته بنده فقط گزارش می‌کنم و هرکدام از ما می‌تواند بگوید به کدام سویه نزدیک‌تر است.

گفته می‌شود که مردم اگر دوست داشته باشند بدانند، پس می‌توان حریم خصوصی را محدودتر کرد. گویی «تمایل مردم»، اکسیری است که می‌تواند قلمرو حریم خصصی مردم را کوچکتر کند. سویه دیگر بحث این است که مردم در بسیاری از مواقع توقعات نامعقول دارند. برخی از مردم رفتارهایی دارند که اخلاقی نیست. نمونه ساده آن «غیبت کردن» است. البته بنده نوعی هم مثل یکی از مردم، همین کار را انجام می‌دهم. آیا این که من دوست داشته باشم غیبت کنم، غیبت کردن را توجیه می‌کند و می‌شود این کار را کرد؟ یا این بحث که اگر کسی مسوولیتی برعهده گرفت، دامنه حریم خصوصی وی محدودتر می‌شود. برخی معتقدند که باید دید نسبت مسوولیت فرد، با کنش وی چیست. ممکن است من وزیر باشم و لباس نامناسبی بپوشم. این ربطی به مردم ندارد. من باید در موضع وزیر، کار خود را به خوبی انجام دهم. اینکه بنده‌ی وزیر با بچه‌های خود چطور بازی یا در حریم خصوصی خود چطور رفتار می‌کنم، سرگرمی من چیست و غیره، چه ارتباطی به مردم دارد؟ این موارد در حیطه زندگی شخصی من است.

حسن نمکدوست تهرانی: در بحث پرونده آقای «محمدعلی نجفی»... حریم خصوصی در موارد متعددی نقض شد و اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری مثل اصول «بی‌طرفی»، «توازن» و «انصاف»  مورد چالش جدی قرار گرفت.

در کنار این بحث‌ها، بحث‌های دیگری نیز درباره محدوده حریم خصوصی مسوولان مطرح می‌شود. فرض کنید یک نفر در آستانه انتخابات خود را نامزد می‌کند و شعاری می‌دهد در مورد «رفتار خوب با خانواده». می‌گوید اگر شما به بنده به عنوان نماینده رای بدهید، کارهایی خواهم کرد که زنان در موقعیت بهتری قرار گیرند؛ اما بعد معلوم می‌شود من آدمی هستم که رفتار بدی با زنان دارم. آن وقت قصه چیست؟ در پاسخ باید گفت که در این صورت ماجرا فرق می‌کند؛ زیرا در اینجا یک مسوول منتخب، با این عنوان از مردم رای گرفته است؛ اما معلوم می‌شود که روش دیگری دارد. می‌خواهم بگویم این بحث‌ها، بحث‌هایی است که در جامعه ما باید مطرح شود و موضوع مشخصی در میان بحث طرح شود تا بتوان به صورت موردی در مورد آن قضاوت کرد. در کنار این بحث، ما اصول حرفه‌ای به عنوان اصول روزنامه نگاری داریم. گاهی استدلال می‌شود که «همه‌ی مردم این فیلم را نشان می‌دهند»، «همه‌ی مردم این مطلب را توئیت کرده‌اند»، «همه‌ی مردم دوست دارند این صحنه را ببینند» یا «خود افراد تصویر را منتشر می‌کنند». بحث این است که برای ما روزنامه‌نگاران، زمین و زمان هم این کار را موجه نمی‌کند. ما حرفه‌ای هستیم. در بحث پرونده آقای نجفی، مجموعه‌ای از عوامل دخالت کرد. بخشی از آن بحث حریم خصوصی بود که در موارد متعددی نقض شد، بخشی از آن زیرپا گذاشتن اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری مثل اصول «بی‌طرفی»، «توازن» و «انصاف» بود که مورد چالش جدی قرار گرفت، که از اتفاق، برخی روزنامه‌نگاران این اصل را زیرپا گذاشتند.

رونامه‌نگاری حرفه‌ای، مبتنی بر اخلاق حرفه‌ای است

پژوهشگر ایرنا: آقایان نمکدوست و نوروزی یک دو راهی را ترسیم کردند و انشقاقی را در بحث حریم خصوصی نشان دادند. دوراهی این بود که آیا می‌توان بخاطر مشهور بودن افراد وارد حریم خصوصی آنان شد یا خیر. در اینجا بحث دیگر، بحث اخلاق روزنامه‌نگاری است. از نگاه اخلاق روزنامه‌نگاری، یک روزنامه‌نگار باید با چه زاویه‌ای وارد این بخش شود؟

علی اکبر قاضی زاده:  بگذارید در ابتدا توضیح کوتاهی بدهم. وقتی صحبت از اخلاق روزنامه‌نگاری می‌شود، منظور آن چیزی نیست که در عرف یا شرع به عنوان اخلاق روزنامه‌نگاری تعبیر می‌شود؛ همچون احترام به بزرگتر یا غیبت نکردن. این اخلاقیاتی است که به اشخاص نمره می‌دهد. در مورد اخلاق روزنامه‌نگاری، معنای مورد نظر ما «Ethics» است. Ethics با «Morality» متفاوت است. منظور از Morality، نحوه رفتار یا کردار ما است. اینجا بحث بر سر معیارهای حرفه‌ای است. مثلا حقوقدان باید اسرار موکل خود را حفظ کند. پزشکان نیز اصول اخلاقی خاص خود را دارند. در مورد روزنامه‌نگاران نیز قاعده به همین ترتیب است.

نکته دوم آن است که در نهاد آدم‌ها دو نوع غریزه پنهان وجود دارد. همه ما دوست داریم دیده شویم. یکی از جلوه‌های بزرگ نهانی ما این است که دوست داریم دیده شویم، شناخته شویم و معروف شویم. البته میزان این غریزه در افراد مختلف، شدت و ضعف دارد. بسیاری هم هستند که این اخلاق را به کلی ندارند. صنعت لوازم آرایش یکی از پردرآمدترین و قوی‌ترین صنایع در دنیا است. در ایران نیز همینطور است. صنعت مُد و لباس نیز همین طور است. 

 میل دیگری نیز در افراد وجود دارد به نام «دیده نشدن». ما حریم خود را دوست داریم. دوست نداریم کسی سر از کارهای ما در درون خانواده ما، دربیاورد یا محتویات جیب ما را بداند. دوست نداریم دیگران بدانند که چقدر درآمد داریم یا چقدر خرج می‌کنیم. معنای حریم، همین است. اما بنده می‌خواهم نکته‌ای را روشن کنم. در کشورهایی مثل کشور ما، که عقیده و دین، صدای قوی‌تری و تسلط بیشتری دارند، ورود به حریم خصوصی بسیار محدود است. اینکه حریم خصوصی در پرونده‌های طرح شده نقض شده است و این که اخیراً نقض حریم خصوصی در حال افزایش است، مورد قبول بنده است. به نظر بنده این فضای مجازی است که این امکان را مهیا کرده است. منتها ما جزو جوامعی نیستیم که در خطر ورود رسانه‌ها به حریم خصوصی باشیم به حدی که غربی‌ها در خطر آن هستند.

علی اکبر قاضی زاده: گسترش فناوری‌های مربوط به فضای مجازی، امکان بیشتری برای نقض حریم خصوصی افراد فراهم کرده است.شاید یک دلیل آن، این است که نوع کار رسانه‌ای در غرب وابسته به بازار است و منطبق بر اینکه مردم چه می‌خواهند. مردم دوست دارند به زندگی افراد مشهور و معروف‌، سرک بکشند، تصویر یا صدایی از آنان بشنوند و رسانه‌ها به سمت آن حرکت می‌کنند که این میل را در مردم برطرف کنند. در کشور ما، خوشبختانه هنوز ورود به حریم خصوصی اشخاص، به خصوص مشاهیر، هنوز آنقدر رایج نشده است. بنده بیشتر خواهشم این است دوستان این را روشن کنند که قانون ما در این مورد چه می‌گوید؟ بنده تا جایی که می‌دانم در قانون مطبوعات ما بحث ورود به حریم خصوصی مطرح نشده است.

کامبیز نوروزی: بله! اصلا مطرح نشده است.

علی اکبر قاضی زاده: مواردی همچون «تصرف عدوانی» در قانون مطرح شده است؛ اما به زحمت می‌توان، آن قوانین را به این بحث ارتباط داد. بنابراین می‌خواهم عرض کنم که ما هنوز آنقدر به این مسئله مبتلا نیستیم و به نظر بنده می‌آید چیزی که باید اکنون برای آن کار عاجلی کرد، فضای مجازی است. در آن فضا است که دایره نظارت محدود، دایره انتشار آن نامحدود است و ابزار جلوگیری هم چندان فراهم نیست.

قانون و حریم خصوصی

پژوهشگر ایرنا: آقای نوروزی، آقای قاضی زاده بحث خوبی را مطرح کردند. به نظر می‌رسد قانون مشخصی درباره حریم خصوصی، مطرح نشده است و مواردی همچون «افترا» یا «تشویش اذهان عمومی» در ارتباط با بحث نقض حریم خصوصی مورد استناد قضات قرار می‌گیرد. دو مسئله در اینجا قابل طرح است. مسئله اول آن است که چرا تاکنون قانونی برای حل این مسئله وضع نشده است؟ مسئله دوم نیز آن است که خیلی از افرادی که حریم خصوصی آن‌ها در رسانه‌ها می‌شکند، شاید تمایلی به شکایت نداشته باشند تا ماجرا بدتر نشود. آیا مدعی العموم می‌تواند در اینجا وارد شود و به دفاع از هتک حریم شده‌ها برخیزد؟

کامبیز نورورزی: همانطور که آقای قاضی‌زاده مطرح کردند و بنده هم عرض کردم؛ در مورد حریم خصوصی قانونی نداریم و بگذارید چیزی را عرض کنم که شاید برای شما تعجب آور باشد: خدا را شکر که قانون نداریم. تجربه سیاسی، حقوقی و اجتماعی ما نشان می‌دهد که در مفاهیم مهم مرتبط با حقوق اساسی ملت، هرکجا ساختار حکومتی وارد قانون‌گذاری شده است، اولا موضوع را نفهمیده است و خیلی قانون را خام دستانه طرح کرده است و ثانیاً در حیطه قانون‌گذاری، آنجا که به فکر قانون گذاری بوده است، بیشتر با هدف بسط نفوذ خود و حفظ خود بوده است. به همین دلیل می‌گویم که چه بهتر قانون نداریم. در این تفکر که بیش از یک قرن در ایران غلبه دارد، افراد می‌گویند که قانون می‌تواند موجب آزادی باشد. بنده می‌خواهم بگویم در تجربه ایران، برعکس است. وقتی ساختار سیاسی هنوز دموکراتیک نشده است، از کوزه همان برون تراود که در او است و این خود باعث اختلال کارکردی در نهادهای اجتماعی می‌شود. از طرف دیگر یکی از اثرات قانون‌گذاری تمامیت خواه، بستن عرف است. عرفی که در دل مردم و جامعه تولید می‌شود. قانون‌گذاری تمامیت خواه که صدسال از ان گذشته است، جایی برای تنفس عرف باقی نمی‌گذارد.

 بحث حریم خصوصی، امروزه تقریباً حدود ده الی پانزده سال است که مطرح شده است. نه قانونی برای آن وجود دارد و نه وزیر یا نماینده مجلسی در ارتباط با آن سخنی گفته است. این بحثی است که همگام با توسعه فضای رسانه‌ای در ایران در حال طرح است. این اتفاق خوب و درخشانی است. هیچ الزام بیرونی هم برای آن وجود ندارد. خدا مرحوم «بهمن جلالی» را بیامرزد. یک دوره آموزشی در اهواز بود و بنده و ایشان در کنار کارون گفتگو می‌کردیم. ایشان بانی شدند و بنده در انجمن عکاسان، کارگاهی را برگزار کردم. تمام عکاسان درجه یک آن زمان که امروز همه خبره‌های کار هستند، در آنجا حضور یافتند. این بحث در فرایند تجربه، در حال پیشرفت است و بحث‌های آن نیز به خوبی شکل گرفته است. آقای قاضی زاده به خوبی نکاتی را مطرح کردند. رسانه‌های رسمی ما امروز به این نکته توجه می‌کنند. درست است که در جاهایی خطا اتفاق می‌افتد؛ اما منشاء آن فضای مجازی است که در حال تحمیل کردن خود است. امروز فضای قدرت در ایران اگر روزنامه‌ای عکسی از فردی صاحب نفوذ منتشر کند، با روزنامه برخورد سختی کند. اما در مورد فرد عادی دولت مداخله نمی‌کند، مگر آنکه که کسی شکایت کند. با این حال اگر ما مطبوعات خود را ورق بزنیم، مشاهده می‌کنیم در جریان تجربه و همین گفتگوهای روزنامه‌نگاران و محققین آن، این تبادل عرفی در حال روشن کردن فضا است.

کامبیز نورورزی: شبه‌رسانه‌های فعال در فضای مجازی؛ عاملین اصلی ورود به حریم خصوصی هستند.

مشکل جدی ما اکنون فضای مجازی است. اغتشاش عظیم فضای مجازی با هیچ قانونی حل نمی‌شود. وضعیت ما در دنیا مشابه ندارد. شبه رسانه‌هایی که رایج شده‌اند، به نوعی بطور مرضی و نادرست، در حال پیدا کردن کارکرد رسانه‌ای هستند.  هر شخص آماتوری می‌تواند در فضای مجازی تولید محتوا کند. برخی ممکن است افراد بدی هم نباشند، اما کار رسانه‌ای را بلد نیستند. گروهی هم هستند که با هدف معین در حال فعالیت هستند و فعالیت‌هایی همچون باجگیری را انجام می‌دهند. «باج نیوز» امروز یک بخش مهم در فضای مجازی است.

این فضا چرا ایجاد شده است؟ چون فضای حرفه‌ای و رسمی رسانه‌ای دچار اختلال کارکردی شده است. زمانی که داروخانه‌های شما نمی‌توانند از یک مجرای رسمی، حرفه‌ای و معتبر، دارویی مورد نیاز را در اختیار شما قرار دهند؛ شما به ناچار به سراغ «ناصر خسرو» می‌روید. فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی از یکسو بر روزنامه‌ها وارد می شود. همچنین ضعف مفرط صدا و سیما، میدان را برای فضای مجازی بازکرده است. اینجا است که ما می‌بینیم بسیاری از چیزها دچار اختلال کارکردی می‌شود. ورود به حریم خصوصی نیز عمدتا در رسانه‌های رسمی رخ نمی‌دهد. بیشتر شبه رسانه‌های غیررسمی که فضای رسانه‌ای کشور را قرق کرده‌اند، عامل این اتفاق هستند.

ادامه دارد...

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =