غیاثی: نجات مجتبی را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم

تهران- ایرنا- «تیمور غیاثی» یک دونده آتش نشان است او درباره بهترین خاطره‌اش از شرکت در عملیات نجات گفت: نجات مجتبی 11 ساله از درون شعله‌های آتش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.

بی‌شک کسانی که کار در آتش‌نشانی آن هم به عنوان آتش‌نشان را انتخاب می‌کنند، دل شیر دارند، آنان جان خود را برای نجات جان و مال مردم و همچنین محیط‌زیستی که در آن زندگی می‌کنیم به خطر می‌اندازند از این رو  اگر بگوییم آتش نشانان جان برکفان خود خواسته‌اند بیراه نگفته‌ایم.

درهمین شروع مطلب پیشنهاد می‌کنم چنانچه روزی تصمیم گرفتید با یک آتش‌نشان همزاد پنداری کرده و به دشواری‌های این کار پی ببرید فیلم «نردبان 49 » اثر «جی راسل» را حتما ببینید. در این اقتباس سینمایی از مقوله آتش نشانی و فعالیت در این شغل مخاطره انگیز «جان تراولتا» و «واکین فینیکس» به خوبی نقش‌آفرینی و به طرز قابل باوری مرارت‌های این شغل را به نمایش گذاشته‌اند اما آنان با این نمایش زیبا تنها بخشی از  مشقت‌های این فعالیت پرخطر را به تصویر کشیده و در معرض دید مخاطبان قرار دادند.

اما این بار سلبریتی‌ها داستان مهار آتش را برایمان روایت نمی‌کنند و این «تیمور غیاثی» دونده آتش نشان است که اطفای حریق را برایمان گزارش می‌کند.

شهرت غیاثی پیشتر از آتش‌نشانی به زمان دوندگی و کسب عناوین مختلف او در دو و میدانی باز می‌گردد نه آتش‌نشان بودنش. او بارها پرچم مقدس کشورمان را در مسابقات مختلف به اهتزار درآورده و برایمان افتخارآفرینی کرده است اما او خدمت‌رسانی به مردم در زمان فعالیت 23 ساله در آتش‌نشانی را نیز مهم می‌داند و به آن دوران نیز همانند کسب عناوین متعدد قهرمانی می‌بالد.

در زیر گفت و گوی خبرنگار ایرنا با این پیشکسوت دوومیدانی و همچنین آتش‌نشان سابق را می‌خوانید. 

آقای غیاثی چه اتفاقی افتاد که به فکر کارکردن در آتش‌نشانی افتادید؟

برای ورزش کردن به باشگاه آتش‌نشانی می‌رفتم و کم کم با آتش نشانان رفاقتم بیشتر شد و پس از یک سال با کمک رییس وقت سازمان آتش نشانی که همزمان رییس اداره ورزش شهرداری بود این شغل به من پیشنهاد و مشغول به فعالیت در این سازمان شدم.

به همین راحتی و آسانی این اتفاق افتاد؟

بله. البته در سال اول کارمند بلیتی (عنوانی که آن زمان به کارکنان قراردادی شرکت‌ها و سازمان‌ها اطلاق می‌شد) بودم و پس از یک سال کار خود را به طور رسمی در سازمان آتش نشانی آغاز کردم.

دریافتی شما در ماه چقدر بود؟

هنگامی که کارمند بلیتی بودم حقوق ماهیانه ام 150 تومان بود. کارم را که به صورت رسمی آغاز کردم دریافتی‌ام به 450 تومان افزایش یافت.

با این حقوق دخل و خرجتان با هم جور در می‌آمد؟

بله البته که اضافه هم می‌آوردیم. آن زمان خانه‌ای  را به میزان 100 تک تومانی بدون پول پیش اجاره کرده و زندگی خوبی داشتم.

چند سال داشتید که در آتش نشانی استخدام شدید؟

17 سالم بود که با کار در آتش‌نشانی آشنا شدم و در 18 سالگی به طور رسمی فعالیتم را به عنوان آتش‌نشان آغاز کردم.

چه موضوعاتی در شروع کار برایتان جذابیت داشت؟

با توجه به اینکه این کار را در جوانی آغاز کردم در ابتدا دوست داشتم هر روز اتفاقی بیفتاد و با شوق و ذوق فراوان به محل اعزام شده  و به عنوان نفر اول در امر اطفای حریق به همشهریان کمک کنم.

بعدها هم با این دیدگاه به کار ادامه دادید؟

نه خیر، در ادامه که بیشتر از گذشته درگیر این کار شدم و هنگام آتش‌سوزی درد مردم را از نزدیک مشاهده کرده و ناراحتی آنان را دیدم دعا می‌کردم اتفاقی برای کسی نیفتاد.

در آن زمان در تیم ملی دوومیدانی هم بودید؟

بله در تیم ملی دو و میدانی بودم و ورزش را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کردم از آنجا که ملی‌پوش بودم در سازمان آتش‌نشانی نیز اقبال داشته و به من احترام زیادی می‌گذاشتند. اتفاقا در بازی‌های آسیایی 1970 بانکوک که طلا گرفتم و هنگام بازگشت رییس و همکارانم در آتش‌نشانی با اعزام 35 جیپ به فرودگاه از من استقبال و مرا شگفت زده کردند تازه این ابتدای مراسم بود سپس به  محل کارم در میدان حسن‌آباد رفتیم برایم طاق نصرتی برپا کرده و طی مراسمی از من قدردانی کردند.

پس در ایستگاه آتش‌نشانی حسن‌آباد فعالیت می‌کردید؟

بله در آن زمان (سال 1342 خورشیدی) سه ایستگاه آتش نشانی میدان‌حسن آباد، ایستگاه  400 دستگاه در سه راه شکوفه و ایستگاه آتش نشانی در دزاشیب در تهران فعال بود که در ایستگاه اصلی در میدان حسن‌آباد به کار آتش نشانی مشغول بودم.

با این سه ایستگاه تمامی شهر تهران را پوشش می‌دادید؟

بله با همین سه ایستگاه آتش‌سوزی‌ها در تهران را تحت حمایت خود داشتیم. البته جمعیت تهران آن زمان زیاد نبود و شهر نیز محدوده خاصی داشت. متاسفانه شهر تهران از تمامی جهات گسترش پیدا کرده و حد و مرز مشخصی ندارد. از طرف دیگر ساخت و سازها در مرکز شهر بسیار زیاد و تعداد ساختمان‌های بلند در این شهر بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد روز به روز در حال افزایش و طبیعی است با سه ایستگاه حتی نمی‌توان 2 تا 3 محل را  در پوشش خدمات ایمنی قرار داد.

می‌دانید امروز چند ایستگاه آتش‌نشانی در شهر تهران مستقر است؟

آخرین اطلاعی که دارم در سطح شهر تهران بیش از 143 ایستگاه آتش‌نشانی آماده خدمت‌رسانی به همشهریان تهرانی است.

(مهدی داوری مدیرعامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران هفتم مهرماه سال 1398 اعلام کرد: در حال حاضر در شهر تهران ۱۳۱ ایستگاه داریم که تعداد این ایستگاه ها باید به ۱۴۵ عدد برسد)

آیا با این تعداد ایستگاه می‌توان اتفاق‌های غیر قابل پیش‌بینی در شهر تهران را مدیریت کرد؟

خوشبختانه امکانات سازمان آتش‌نشانی کارآمدتر و به روزتر از قبل شده است و چنانچه مدیریت درستی باشد می‌توان به شهروندان در بروز حوادث کمک کرد.

البته همچنان در بعضی از قسمت‌ها مشکل داریم، شخصا امیدوارم هرچه سریع‌تر با اضافه شدن ناوگان خدمت‌رسانی هوایی و  امکانات سخت‌افزاری بیشتر به سازمان آتش‌نشانی شهرداری تهران خدمت‌رسانی در کوتاه‌ترین زمان انجام شود تا جان و مال مردم کمتر در معرض خطر قرار گیرد.

هنوز هم با سازمان آتش‌نشانی شهرداری ارتباط دارید؟

بله ارتباط دارم و در مراسم مختلف این سازمان همانند تجلیل از بازنشستگان، شرکت در همایش و یا آموزش کارکنان با این سازمان همکاری می‌کنم و به این رابطه همچنان افتخار می‌کنم.

از سایر ورزشکارانی که در این سازمان فعالیت می‌کردند اطلاعی در دست دارید؟

استاد «مهدی بنی اسدی»، «غلامرضا کریمی»، « اسحاق غفاری» یکی از سه دونده‌ای که در ایران بالای 5 متر پریده از کسانی هستند که در استخدام سازمان آتش‌نشانی بودند.

«محمود نامجو» وزنه‌برداری و «عبدالله مجتبوی» از کشتی‌گیران قهرمان نیز از کارکنان شهرداری تهران و سازمان آتش‌نشانی بودند. در حال حاضر نیز قهرمانان بنام زیادی در این سازمان فعالیت می‌کنند.

حتی قهرمانان ورزشکار شهید نیز داریم «مجید روستا» دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال که در زمان کمک‌رسانی و اطفای حریق به شهادت رسید از شهدای ورزشکار در این سازمان است.

بیشترین محلی که برای کمک به آنجا اعزام می شدید کجا بود؟

با توجه به نزدیکی ایستگاه حسن‌آباد به بازار تهران بیشتر اعزام ها به این منطقه بود. متاسفانه در آن زمان و به دلیل رعایت نشدن اصول ایمنی و استفاده نادرست از وسایل قابل اشتعال به طور میانگین بین 2 تا 3 اعزام به این منطقه داشتیم.

حداقل ماهی یک‌بار نیز برای خاموش کردن آتش‌سوزی در دستگاه‌های اجرایی، وزارتخانه‌ها، کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی به محل وقوع حادثه اعزام می‌شدیم و در رتبه آخر امدادرسانی به منازل قرار داشت.

کار شما در عملیات اطفای حریق چه بود؟

در شروع کار پای رکاب بودم. هنگام رسیدن به محل، لوله را به شیر آتش‌نشانی وصل و با اضافه کردن شلنگ‌ها به سرعت وارد محل وقوع حادثه شده و آتش را خاموش می‌کردم و مدت‌ها به آن اشتغال داشتم  و بعدها در کارهای دیگر و مدیریت در امر اطفای حریق کار کردم.

 قشنگ‌ترین خاطره‌ای که از اطفای حریق دارید چیست؟

نجات جان مجتبی، پسر 11 ساله‌ای که در آتش گرفتار شده بود قشنگ‌ترین خاطره‌ام در امر خدمت‌رسانی به مردم در این سازمان است.

جزییات بیشتری از آن حادثه را می‌گویید؟

حتما از آنجا که نجات این پسر اتفاق مهمی در زندگیم بود، تمامی جزییات را مو به مو به خاطر سپرده و  آن را همیشه به یاد دارم.

 در ایستگاه بودیم که اطلاع دادند در قلمستان میدان گمرک، کوچه خاک‌نگار مقدم خانه‌ای آتش گرفته و پسری در میان شعله‌های آتش گرفتار شده است که به سرعت به محل اعزام شدیم. به خوبی به یاد دارم هنگامی که به محل رسیدیم اهالی خانه، پدر، مادر، خواهر و برادر کوچکتر مجتبی مرتب به سر و صورت خود می‌زدند و نگران جان فرزند دلبندشان بوده و از ما خواهش می‌کردند به یاری فرزندشان بشتابیم. از آنان خواستیم آرامش خود را حفظ و بگذارند کارمان را هرچه زودتر شروع کنیم.

درهمین حال به همراهم که در حمل شلنگ کمک می‌کرد گفتم می‌خواهم برای کمک به این پسر به زیرزمین بروم. البته که منتظر جواب نشده به سرعت وارد محل شده مجتبی را درآغوش گرفته و او را به سلامت و به سرعت از محل حادثه خارج کردم.

از دیگر اتفاقات مهمی که در سازمان آتش نشانی رخ داد ازدواج آب و آتش بود.

ازدواج آب و آتش؟ درست شنیدم؟

بله در آن زمان با همسرم «نصرت کرد بچه»  قهرمان پرش ارتفاع ایران، والیبالیست تیم ملی و کسی که در سایر رشته‌های ورزشی نیز به ورزش اشتغال داشت آشنا شده و با هم ازدواج کردیم که خودم این ازدواج را ازدواج آب و آتش نامیدم.

درباره همسرم باید بگویم او با مرحوم «ناصر حجازی» دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال و باشگاه استقلال هم دانشگاهی بود و از او به عنوان تک ستاره ورزش بانوان ایران نام می‌بردند.

به عنوان آخرین سئوال چه چیزی را دوست دارید عنوان کنید؟

فقط می‌خواهم بگویم آتش‌نشانی از شغل‌های بسیار دوست داشتنی در تمام دنیا است البته در ایران هم اینطور است.

تمامی مردم به کسانی که به عنوان آتش‌نشان فعالیت می‌کنند احترام می‌گذارند. من از اینکه افتخار بازنشستگی در این شغل را دارم افتخار می‌کنم و امیدوارم کسانی که جرات و شجاعت لازم را دارند به این شغل وارد شده و در زمان لازم به یاری همشهریان خود بشتابند.

آتش‌نشان یعنی جان برکف بودن و خود را برای یاری‌رسانی به هم‌نوع به خطر انداختن و می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و بگویم همه باید آتش نشانان را الگوی خود در زندگی قرار دهیم.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =