"سروقامتان جاودانه" روایت رشادت‌های فرماندهان اصفهانی دفاع مقدس

اصفهان- ایرنا- «سروقامتان جاودانه» عنوان کتابی است که به زندگی، فعالیت و خصوصیات اخلاقی و مدیریتی فرماندهان و مدیران شهید آموزش سپاه استان اصفهان اختصاص دارد.

«سعید عاکف» نویسنده کتاب تلاش‌ها و زندگی ۱۰ شهید فرمانده و سرآمد واحد آموزش سپاه را به رشته تحریر در آورده است.

فرماندهی کل قوا در ابتدای کتاب می‌فرمایند: «آموزش یکی از برترین ارزش‌هاست، مشروط بر اینکه در خدمت کمال انسان باشد.»

در صفحه سخنی با شما، درباره جایگاه و شأن بالای آموزش، نقش مربیان، مدیران و فرماندهان بعنوان گنجینه گرانمایه نیروهای نظامی و سپاه چند خطی نوشته اند. مصاحبه با نزدیکان و همرزمان، زندگی‌نامه، ویژگی های اخلاقی، مدیریتی و نحوه شهادت برای هر ۱۰ نفر شهید واحد آموزش به تفکیک در کتاب آمده است.

۱-  اکبر آقابابایی

اولین شهید کتاب در سال ۱۳۴۱ در اصفهان متولد می‌شود. در کودکی و نوجوانی در حرفه سنگ‌بُری فعالیت دارد و با شکل‌گیری سپاه وارد پادگان ۱۵ خرداد واحد تاکتیک و سلاح می شود و مربیگری می‌کند.

حضور در غرب کشور و پاکسازی منطقه از ضد انقلاب و همچنین ۶ عملیات دوران جنگ، فرماندهی کل عملیات ناحیه شمال غرب و کردستان، حضور فعال در ۳۵ عملیات پاکسازی از جمله فعالیت های شهید آقابابایی است.

 وی از سال ۶۰ تا ۶۸ فرمانده تیپ الغدیر سپاه یزد می‌شود و سال ۶۸ جانشینی لشکر ۱۴ امام حسین(ع) را بر عهده می‌گیرد و بعدها در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسوول عملیات سپاه قدس انتخاب می شود. در لبنان و بوسنی هرزگوین و حتی افغانستان حضور می‌یابد اما در این سال های آخر که افتخار جانبازی ۷۰ درصد را به دوش می‌کشد در سحرگاه چهارم شهریور ماه سال ۱۳۷۵ به فیض عظیم شهادت نایل می‌آید.

مدیریت در بحران‌های سخت، داشتن روح بزرگ و توجه به معیشت نیروها از ویژگی های این شهید والا مقام عنوان شده است.

۲- رضا آقا باباگُلی

فرزند حاج محمد در سال ۱۳۴۸ در اصفهان متولد می‌شود و بعدها که جوان است و شور انقلابی دارد در ابتدا وارد جهاد سازندگی آن روزها می شود. او در حالی که به دلیل صافی کف پا از سربازی معاف شده سال ۵۸ در سپاه استخدام می شود و بلافاصله به کردستان می‌رود.

شهید آقاباباگلی مُتبحر در آموزش است و مدتی در پادگان غدیر اصفهان می ماند و سپس مسوولیت واحد تحقیقات نظامی را عهده دار می شود. بعد از آن در سال ۱۳۶۲ هم بعنوان مسوول واحد آموزش های تخصصی قرارگاه کربلا کارش را ادامه می‌دهد.

این شهید در عملیات‌های فتح یک وکربلای ۴و۵ می رزمد اما در اول بهمن ماه سرد سال ۶۵ در عملیات کربلای ۵ به آسمان ها پر می‌کشد.

بها دادن به نیروها، ایجاد انگیزه در افراد، پیش قدم شدن در کارها، ایثار و از خودگذشتگی، اهمیت دادن به بیت المال و تربیت تک تیرانداز، تدوین جزوه آموزش تک تیزانداز از مهمترین کارها و خصوصیات شهید آقاباباگلی است.

در فرازی از وصیت این شهید می خوانیم:«امروز روز عمل و روز وارد شدن به میدان است. بدون هیچ شک و شبهه ای باید دید که امام از امت چه می خواهد و بدون تفسیر به آن جامه عمل پوشاند...»

۳-  جلال افشار

آیت الله بهاءالدینی جلال را فردی متذکر می داند و اطرافیان لقب «ذاکر قریب البُکا» به او داده اند.

سال ۱۳۳۵ در محله دردشت اصفهان به دنیا می آید و در نوجوانی در مسجد گلدسته فعالیت های زیادی دارد و حتی «عباس دافعیان» از همرزمان شهید می گوید: ساواکی ها دورادور جلال را زیر نظر داشتند چرا که وی در مراسم های جشن ولادت و شام شهادت اهل بیت بسیار فعال است و جنب و جوش دارد.

جلال افشار در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل و طلبگی به قم می رود و از محضر آیت الله قدوسی، مدیر مدرسه حقانی آن سال ها بهره ها می برد. وی در سال ۱۳۵۸ بعد از ورود رسمی به سپاه، به پادگان ۱۵ خرداد می رود و واحد سیاسی، عقیدتی سپاه و تربیت مربی را راه اندازی می کند و بعد از مدتی تربیت و آموزش نیروها را برعهده می گیرد.

مرحوم پرورش درباره اش می گوید: «او اسماً جلال بود و پیوسته در حال کمال...»

شهید افشار ظهر بیست و دومین روز از ماه مبارک رمضان(۲۴ تیرماه ۶۱) در عملیاتی با نام رمضان بر اثر انفجار گلوله توپ با اصابت ترکش به پهلو، مظلومانه اما جاودانه شهید می شود.

۴- عباس کِردآبادی

ولادت شهید در سال ۱۳۴۴ در محله کردآباد شهر اصفهان اتفاق می افتد. دوره سربازی را در شیراز می گذراند و بیشتر از ۶۰ بار با چتر از هواپیما می پرد. بعد از پیروزی انقلاب همزمان در تربیت ملعم و چتربازی ارتش پذیرفته می شود اما به سپاه و تیپ ۱۴ امام حسین(ع) که کمی بعد به لشکر ارتقا می یابد، می رود.

 او درکار جدی و در دوستی با محبت و مهربان است. این شهید نیز در سحرگاهان تاریک و روشن آذرماه سال ۱۳۶۰ بر اثر اصابت ترکش توپ به پهلو همچون مادر امامان معصوم حضرت زهرا(س) به شهادت می رسد.

۵- علی میرمُجربیان(سیّد شهدای آموزش)

نخستین رژه هماهنگ نیروهای مسلح توسط شهید میرمجربیان سازماندهی می شود. شهیدی که در سال ۴۱ در اصفهان متولد شده و بعدها در دبیرستان خوارزمی درس می خواند اما برای بهره مندی از دروس حوزوی و انقلابی به مدرسه ذوالفقار منتقل می شود.

اوایل جنگ تحمیلی وارد ایلام می شود و علیه بنی صدر و خیانت های وی مدارکی جمع و جور می کند تا به محضر علمای قم ببرد.

نویسنده معتقد است: آن بزرگوار را اگر «سیّد شهدای آموزش» بنامیم اغراق نکرده ایم. اول آنکه بنای آموزش را به شکلی اساسی و بنیادین در سپاه پی ریزی کرد و دوم اینکه بدون هیچ امکاناتی و تنها با سرمایه توکل بر خدا اقدام به راه اندازی دوره های تخصصی مانند آموزش توپخانه کرد.

این مرد میدان رزم، یازدهم آبان ماه سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول شناسایی و یادداشت برداری صحنه های عملیات بود بر اثر اصابت راکت های هلی کوپتر بعثی ها به فیض بی همانند شهادت دست می یابد.

۶- محمد وجدانی(شاگرد بهلول)

«شیخ بهلول» استاد این شهید بوده به حدی که در غم هجران و شهادت وی شعری سوزناک می سراید و برای شهید در مجالس سوگواری و نوحه سرایی می کند.

محمد وجدانی در دوره راهنمایی نجّاری، جوشکاری و تراشکاری بلد بوده و رفیق شش دانگ شهید میرمجربیان است. در دوران انقلاب فعال و پرتلا است و بعد از آن نیز نقش موثری در راه اندازی آموزشکده رزمی سپاه پادگان امام علی(ع) دارد.

بامداد یازدهم آبان ماه سال ۱۳۶۱ غسل شهادت می کند و ظهرگاهان همان روز، راکت های هلی کوپتر دشمن پی در پی فرود می آیند و او را به سرمنزل جاودانه مقصود می رسانند.

دفترچه خاطرات شهید حکایت از تلاش و تحقیق های وی در راه اندازی و شکوفایی واحد آموزش و هچنین پادگاه شهید آیت اله صدوقی، تا آخرین ثانیه های زندگی دارد.

۷- محمد یوسف پور

روستای ناغان زا توابع شهرکرد در سال ۱۳۳۹ شاهد تولد فرزندی از تبار خوبان است که در سال ۱۳۵۳ برای درس و تحصیل به اصفهان عزیمت می کند.

قبل از انقلاب، ساواکی ها برادرش را دستگیر می کنند و همین باعث می شود او برای تلاش انقلابی مصمم تر شود. محمد در کلاس درس شهید بهشتی در تهران حضور می یافته و در هنرستان نیز برای برپایی نماز جماعت همت می کند و گاهی پیش نماز هم می شود. زبان انگلیسی هم بلد است است و گاهی زبان هم به بقیه یاد می دهد.

سال ۱۳۵۶ عضو گروه مهدویون می شود و فعالیت های انقلابی چشمگیر و جسورانه ای در این دوره دارد و حتی شخصی به نام «دهقان» معاون ساواک اصفهان را به درک واصل می کند.

دو سال از وارد شدنش به سپاه اسلام می گذرد و سرانجام در دوم خرداد ماه سال ۶۱ در جریان آزادسازی خرمشهر قهرمان به شهادت می رد.

۸- سیداحمد حجازی(پایه گذار نیروی دریایی)

سال ۱۳۳۴ متولد شده و در ۱۰ سالگی قرآن و احکام شرعی را بلد بوده و به بقیه هم می آموزد. ورود وی به سیاست در سال ۱۳۴۸ اتفاق افتاده و در پخش سخنرانی ها و اعلامیه های امام فعال بوده است.

در دوران سیاه پهلوی ۲ مرحله دستگیر می شود و در بیدادگاه سفاکان آن رژیم تا سر حد مرگ شکنجه می شود اما مومن زیرک است و اعتراف نمی کند.

مراقبت ها و آزارهای ساواک باعث می شود مدت ها به لبنان و سوریه سفر کند. بعدها در پادگان ۱۵ خردا اصفهان بعنوان اولین مربی تخریب کارش را آغاز می کند. در نبرد افغانستان نیز از طریق سازمان نصر به یاری مسلمانان آن ولایت می شتابد. مسوول تدارکات و عضو فرماندهی منطقه ۶ کشور می شود و سنگ بنای نیروی دریایی سپاه را می گذارد.

یک ماه قبل از شهادت به پابوس امام رضا(ع) می رود و شهادت می طلبد تا اینکه بالاخره در پنجمین روز از بهمن ماه سرد و سوزان سال ۶۰ در حال خنثی کردن مین های دشمن به ملکوت اعلی عروج می کند.

افزایش بُرد آر پی جی ۷ ، تولید مواد منفجره و پنبه باروتی از ابتکارات شهید حجازی است.

۹- حبیب الله خلیفه سلطانی

سال ۱۳۲۷ در اصفهان به دنیا می آید و در سال ۱۳۴۷ با معدل بالا در دانشگاه صنعتی تهران قبول می شود. سال ۱۳۵۱ به اصفهان بر می گردد و در ذوب آهن مشغول کار می شود اما چون فضای کارخانه مذهبی و مناسب نیست و او جلوی این رفتارها می ایستد پس از مدتی اخراجش می کنند.

به بیت المال حساس است حتی در حد یک نوشتن یک نقطه با خودکاری از اموال مسلمین.

۲ بار در بین سال های ۵۰ تا ۵۹ توسط ساواک دستگیر می شود و در مجموع ۴ سال از عمرش را در زندان های طاغوت می گذراند. همسرس که از شاگردان بانوامین است در موفقیت های شهید تاثیر زیادی دارد. او که مدتی هم فرماندهی سپاه مرکزی استان کرمانشاه را بر عهده داشته به همراه همسرش، حین بازگشت از ماموریت با اتوبوس مسافربری بر اثر تصادف فوت می کنند. گویا تصادف عمدی بوده و راننده اتوبوس فردی معاند بوده است.

۱۰-حمید رضا رفیعی

شهید رفیعی علاوه بر گرایش‌های مذهبی و انقلابی کاراته کای ماهری هم بوده است و در همان سال پیروزی انقلاب وارد سپاه اسلام می شود. در پادگان های ۱۵ خرداد و غدیر اصفهان مشغول آموزش نیروهاست.

حمیدرضا رفیعی در حمله صدام به حلبچه شیمیایی می شود و با وجود تاول های دردناک جسمی تا لحظه شهادت ذکر یاحسین بر لب دارد تا اینکه بعد از ۲۰ روز تحمل دردهای شدید هفدهم فروردین ماه سال ۱۳۶۷ به آسمان ها پر می‌کشد.

مرحوم «احمد فضایلی» معاون پژوهشی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  و فرمانده سابق دانشگاه امام حسین(ع) بود، که نام وی در این کتاب نیست اما از برترین‌های آموزش سپاه بود.

وی در سال ۱۳۳۳ در سمیرم متولد شده، کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه تهران در رشته مدیریت آموزشی و دکتری را از دانشگاه سیدنی استرالیا در همان رشته دریافت کرده بود.

سردار سلامی درباره وی گفته بود: سردار فضائلی تبیین‌کننده نقشه راه سپاه در حوزه آموزش بود.

آن مرحوم شامگاه ۲۹ دی ماه سال گذشته در ۶۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

کتاب سروقامتان جاودانه ویژه استان اصفهان در ۲ جلد و ۲۶۰ صفحه توسط انتشارات پالیزان و معاون آموزش و نیروی انسانی ستاد مشتر سپاه چند نوبت چاپ شده است.

۷۱۴۷/۶۰۲۶/

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =