درباره عملکرد دوگانه شورای امنیت در جنگ تحمیلی

تهران- ایرنا- شورای امنیت سازمان ملل در طول جنگ تحمیلی چندین قطعنامه صادر کرد که در آنها عملکردی سیاسی و دوگانه در قبال تجاوز رژیم بعث به ایران داشت و در تمام مدت داوری ناعادلانه یی از خود به نمایش گذاشت اما در نهایت ایران با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ حسن نیت خود را به جهانیان نشان داد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ توطئه و دشمنی آمریکا و حامیانش علیه انقلاب اسلامی ایران از شیوه های مختلفی صورت گرفت. تهدید به استفاده از نیروی نظامی و قهرآمیز، عملیات پنهان در چارچوب اقدامات ستیزه جویانه، تحریم اقتصادی، صادر کردن بیانیه و قطعنامه از جمله آنها به شمار می رود. نخستین باری که دولت آمریکا بر ضد ایران تحریم ها را شروع کرد یکم خرداد ۱۳۵۹خورشیدی بود. بدین ترتیب از این زمان تحریم های اقتصادی و قطعنامه ها بر ضد حکومت نوپا و انقلابی ایران به طور رسمی اعمال شد و از آن تاریخ تا امروز این بیانیه ها و قطعنامه ها علیه ایران ادامه دارد.

پژوهشگر گروه اطلاع ایرنا به مناسبت سالروز صدور نخستین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به بررسی اجمالی قطعنامه های دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق پرداخته است.

سابقه قطعنامه ها علیه ایران

از آغاز جنگ هشت ساله رژیم بعث علیه ایران، تا زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از طرف ایران یعنی ۲۷ تیر ۱۳۶۷خورشیدی، شورای امنیت سازمان ملل متحد در مجموع ۹ قطعنامه ناعادلانه علیه ایران صادر کرد و علاوه بر آن بیش از ۱۸ بیانیه هم در ارتباط با جنگ تحمیلی اعلام شد که بیشتر این قطعنامه ها در شرایطی صادر می شد که نیروهای ایران به سمت مواضع دشمن پیشروی می کردند. این در حالی بود که وقتی رژیم بعث حمله توپخانه یی علیه ایران انجام می دادند و نیروهای غیر نظامی را به شهادت می رساندند، هیچ قطعنامه ای صادر نمی شد. بنابراین نکته حائز اهمیت در ارتباط با قطعنامه‌های شورای امنیت در دوران جنگ تحمیلی این است که به نظر می‌رسد، شورا به ملاحظه‌کاری و نه شدت عمل علیه تجاوز رژیم بعث پرداخته است.

بنابراین باید گفت شورای امنیت عملکردی سیاسی و دوگانه در قبال تجاوز رژیم بعث به ایران داشت و عملکردش ناعادلانه بود به گونه ای که بیشتر این قطعنامه ها  هیچ سودی برای ایران نداشته است. همچنین شورای امنیت این جنگ را به عنوان وضعیت میان ایران و عراق بررسی می کرد در واقع آنها با آوردن واژهِ وضعیت، این جنگ را تهاجم و تجاوز به شمار نمی آوردند. در ادامه به بررسی چگونگی صادر کردن این قطعنامه ها در جنگ تحمیلی می پردازیم.

قطعنامه۴۷۹

یک هفته پس از آغاز تهاجم رژیم بعث به ایران یعنی در ۶ مهر ۱۳۵۹ خورشیدی، نخستین قطعنامه شورای امنیت صادر شد. مضمون این قطعنامه توصیه به آتش بس ۲ طرفه است. اما این شورا در این قطعنامه جنگ تحمیلی را تنها وضعیت توصیف می کند و از آن به عنوان نقض صلح یاد نمی کند، این قطعنامه اشاره یی به نقض تمامیت ارضی ایران و محکومیت تجاوز رژیم بعث ندارد و پیشنهاد خاصی را برای آتش بس ارایه نمی دهد و حتی از نیروهای متجاوز نمی خواهد که سرزمین های اشغالی را ترک کنند. این قطعنامه تنها از ایران و عراق می خواهد که از کاربرد زور خودداری کنند. در واقع مفهوم دیگر این قطعنامه آن است که نیروهای بعثی در مناطق اشغالی باقی بمانند و جمهوری اسلامی ایران از حمله به نیروهای متجاوز برای باز پس گرفتن مناطق اشغالی خودداری ورزد، پس از صدور قطعنامه ۴۷۹، شورای امنیت به مدت ۲۲ ماه سکوت می کند و این دقیقاً همان ایامی است که نیروهای اشغالگر به پیشروی ادامه داده و مشغول تحکیم مواضع در مناطق تحت اشغال بودند. بنابراین نخستین نمونه از بی عدالتی و ناعادلانه بودن این قطعنامه ها از همان ابتدا در قطعنامه ۴۷۹ دیده شد زیرا در این  قطعنامه به نقض صلح، وقوع تجاوز و نقض تمامیت ارضی ایران اشاره نشده بود، این توصیه به برقراری آتش بس یا بازگشت به مرزهای بین المللی اشاره نمی کند بلکه خودداری از توسل بیشتر به زور را از۲طرف خواسته بود در واقع این قطعنامه آگاهانه از تجاوز و حمله رژیم بعث به مرزهای ایران و تحمیل جنگ و وضعیت اسفبار مردم جنوب غرب کشور که نتیجه حمله متجاوزان به اهداف غیر نظامی و افراد غیر مسلح بود، چشم پوشید.

قطعنامه ۵۱۴

دومین قطعنامه شورای امنیت در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ خورشیدی صادر شد. این در حالی بود که شورای امنیت در هنگام اشغال خرمشهر و تا پایان اشغال، هیچ قطعنامه ای در جلوگیری از قتل و تجاوز به شهروندان ایرانی و خروج نیروها از سرزمین های اشغالی ایران صادر نکرد تا اینکه ایرانیان موفق به آزادی خرمشهر شدند. در این زمان بود که قطعنامه ای را صادر کردند. در مقدمه این قطعنامه، شورا نگرانی خود را از طولانی شدن درگیری میان ۲ کشور و کشته شدن انسان های بی گناه، آسیب رسیدن به امکان و تاسیسات و در خطر بودن صلح و امنیت جهانی ابراز کرد و از ۲ طرف جنگ خواست به مرزهای بین المللی خود عقب نشینی کنند. بنابراین همانطور که در بالا گفته شد، قطعنامه ها بیشتر زمانی صادر می شد که نیروهای ایرانی در مواضع دشمن پیشروی می کردند زیرا شورای امنیت پس از نخستین قطعنامه خود در حالی که رژیم بعث در صدد تحکیم مواضع بدست آمده بود، برای مدتی طولانی ۲۱ ماه و ۱۵روز سکوت کرد اما درپی انجام عملیات های ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس، که به شکست حصر آبادان، آزاد سازی بستان، آزادسازی مناطق وسیعی از غرب شوش و دزفول و بالاخره آزادسازی خرمشهر انجامید، بار دیگر بر آن شد تا سکوت خود را بشکند، بنابراین برپایه پیشنهاد اردن قطعنامه ۵۱۴ را به تصویب رساند.

قطعنامه ۵۲۲

شورای امنیت قطعنامه سوم موسوم به قطعنامه ۵۲۲ را در ۱۲ مهر ۱۳۶۱ خورشیدی یعنی در زمانی که پیروزی های ایرانی ها زیاد شده بود و احتمال سقوط رژیم بعث وجود داشت در کمتر از سه ماه پس از قطعنامه دوم صادر کرد. در این قطعنامه شورای امنیت ۲ طرف را به آتش بس فوری و عقب نشینی به مرزهای بین المللی فرا خواند. هر چند کاملاً واضح بود که این قطعنامه برای بازدارندگی موفقیت های آتی ایران صادر شده بود.

قطعنامه ۵۴۰

قطعنامه چهارم با نام ۵۴۰ در ۹ آبان ۱۳۶۲ خورشیدی صادر شد، این قطعنامه مانند قطعنامه های قبل در پی پیروزی ایران در جبهه های جنگ صادر شد. بنابراین هر چند آنها این قطعنامه را بعد از اعزام گروه حقیقت یاب سازمان ملل برای بررسی آثار حملات توپخانه یی رژیم بعث به مناطق مسکونی ایران و تهیه گزارش مستند و ارائه آن به شورای امنیت سازمان ملل صادر کردند اما نکته تازه ای نداشت و تکرار قطعنامه های قبل بود.

قطعنامه ۵۶۲

قطعنامه پنجم در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۳خورشیدی در شرایطی صادر شد که جنگ کشتی ها در خلیج فارس به طور آشکار آغاز شده بود و ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرده بود. بنابراین با توجه به جدیت ایران به بستن تنگه هرمز در صورت پایان نیافتن جنگ کشتی ها، قطعنامه ۵۶۲ صادر شد که در آن حفظ آزادی کشتیرانی و محکومیت حمله به کشتی های تجاری مورد تاکید قرار گرفت.

قطعنامه ۵۸۲

از مهر ۱۳۶۳خورشیدی تا مهر ۱۳۶۴ خورشیدی سال فروکشی موقت آتش جنگ و آغاز اقدامات سیاسی از طرف ایران برای پایان جنگ بوده است. اقدامات سیاسی ایران در این سال چندان نتیجه بخش نبود. شورای امنیت هم در این دوران هیچ قطعنامه یی در حمایت از اقدامات ایران برای توقف جنگ صادر نکرد تا اینکه در ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ خورشیدی نیروهای ایران پس از ناامیدی از تلاش های دیپلماتیک برای توقف جنگ دست به اجرای عملیات والفجر ۸ زدند که در آن موفق به فتح فاو و اسارت شمار زیادی از نیروهای بعثی شدند. پس از موفقیت نیروهای ایرانی قطعنامه ششم موسوم به ۵۸۲ از طرف شورای امنیت صادر شد که در آن طرفین، توصیه به آتش بس فوری و عقب نشینی به مرزهای بین المللی شدند.

قطعنامه ۵۸۸

قطعنامه هفتم با نام ۵۸۸ در ۱۶ مهر ۱۳۶۵ از طرف شورای امنیت در حالی صادر شد که در اواخر ۱۳۶۴ و اوایل ۱۳۶۵ خورشیدی عملیات والفجر۹ و کربلای یک از طرف ایران اجرا شد و استراتژی دفاع متحرک صدام به شکست انجامیده بود. بنابراین کشورهای حامی رژیم بعث به حمایت از آن پرداختند و شورای امنیت این قطعنامه را صادر کرد.

قطعنامه ۵۹۸

در اواخر ۱۳۶۵ خورشیدی و اوایل ۱۳۶۶خورشیدی چند عملیات کوچک و بزرگ اتفاق افتاد، برای نمونه در عملیات کربلای پنج شدیدترین درگیری های طول جنگ در پشت دروازه های شهر بصره و تهدید بصره به وسیله ایران به وقوع پیوست. در این دوران موازنه قدرت به نفع ایران بود از این رو از اسفند ۱۳۶۵ تلاشی جهانی برای تهیه و تنظیم قطعنامه هشتم شورای امنیت موسوم به ۵۹۸ آغاز شد و در پایان تیر ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت رسید. در این قطعنامه تصمیم به پایان دادن به منازعه ایران و عراق گرفته شد. باید گفت این تنها قطعنامه یی بود که می توانست حداقل خواسته های ایران را تامین کند و نسبت به دیگر قطعنامه های صادر شده سازمان ملل منطقی تر بود. این قطعنامه  در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از طرف ایران پذیرفته شد و در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ به اتفاق آرا به تصویب نهایی رسید.

در قطعنامه ۵۹۸ از طرفین درگیر درخواست شده بود که: «فوراً در جنگ آتش بس اعلام کرده و آن را رعایت نمایند، نیروهای مسلح خود را تا پشت مرزهای شناخته شده بین المللی به عقب بکشند و اسرای جنگی را آزاد کنند.»

در ابتدا دولت ایران به دلیل بعضی ضعف ها و نقایص قطعنامه از آن انتقاد و دلایل خود را ارائه کرد و بر این اساس قطعنامه ۵۹۸ به مدت یک سال به صورت معلق، نه رد و نه قبول ماند. در این شرایط، جنگ در زمین، هوا و دریا ادامه داشت. کشتی های جنگی که برای اسکورت کشتی های تجاری به خلیج فارس اعزام می شدند، به جنگ کشیده شدند. در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ ناو جنگی امریکایی وینسنس، به طور عمدی هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را در جریان یک پرواز عادی بر فراز خلیج فارس مورد هدف قرار داد. که در این جنایت ۲۹۰ مسافر شامل ده ها زن و کودک به شهادت رسیدند.

بنابراین ایران بعد از این واقعه در ۲۷ تیر ۱۳۶۷خورشیدی رسماً به دکوئه یار، دبیرکل سازمان ملل متحد اطلاع داد که قطعنامه ۵۹۸ را به منظور جلوگیری از کشتار و برقراری عدالت و استقرار صلح در منطقه و جهان می پذیرد.

امام خمینی(ره) دلایل پذیرش قطعنامه را این چنین بیان کرد: قبول قطعنامه حقیقتاً مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم ... با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند که اگر نبود انگیزه یی که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم...

همچنین حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس وقت مجلس و سخنگوی شورای عالی دفاع  یک روز پس از پذیرش قطعنامه درباره زمینه های اتخاذ این سیاست از طرف ایران گفت: حمله به هواپیمای مسافربری ایران و شهادت ۲۹۰ سرنشین بی گناه، به هیچ وجه ادعای اشتباه در مورد آن پذیرفته نیست و از نظر ما یک اخطار تلقی شد. همچنین قساوت فوق العاده صدام در داخل عراق که هزاران روستا و صدها هزار تن از مردم را با بمباران شیمیایی قتل عام می کند، از دیگر دلایل آن است که نشان می دهد، به او اجازه داده اند هر جنایتی را مرتکب شود. مجموعه این شرایط و ادله دیگری که فعلاً ذکر نمی شود، ما را به این نتیجه می رساند که مصلحت انقلاب و ملت های ایران و عراق و منطقه این است که قطعنامه مذکور پذیرفته شود.

باید گفت تقریباً تمامی قطعنامه های شورای امنیت محدودیت هایی برای ایران در پی داشته و بیشتر این قطعنامه ها کاملاً بر مبنای منافع رژیم بعث و اعضای تاثیر گذار شورای امنیت بوده اند. برخورد دوگانه سازمان ملل در جنگ تحمیلی نشان داد که سازمان ملل عملکرد قابل قبول و بی طرفانه ای نداشته است. البته در قطعنامه‌های پایانی شورای امنیت؛ یعنی قطعنامه‌های ۵۴۰، ۵۸۲ و ۵۹۸، پیشرفت‌های اندکی در تغییر موضع شورا روی داد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =