درباره مارتین هایدگر | پیدایش جریان‌های فلسفی وامدار اندیشه‌های هایدگر

تهران- ایرنا- مارتین هایدگر از مهم‌ترین اندیشه‌ورزان و فلاسفه معاصر به حساب می‌آید که در پیدایش و تولد جریان های مهم فلسفی نقش اساسی داشت. از نظر این اندیشمند آلمانی، رسالت اصلی انسان، حقیقت‌جویی و احیای ارزش‌های انسانی چون حس همدردی و برادری است. نحوه نگاه هایدگر به موضوعات کهن و جدید سبب گرایش فلاسفه ایرانی به او شد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، شکی نیست که در میان مجموعه علوم بشری، فلسفه از جایگاهی خاص و ویژه برخوردار است و به خاطر همین ویژگی، قدمت آن به بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ سال پیش باز می‌گردد. باید اذعان کرد که یونان مهد اصلی فلسفه بوده و اساسا نیروهای فکری بشر نیز در آنجا بسط و توسعه یافته اند. در حقیقت شناخت فلسفه با موجودیت یونان معنا می‌یابد که برخی از فلاسفه همچون مارتین هایدگر به آن اذعان دارند. وی در بعضی از آثارش از جمله در مقدمات فلسفه چیست بدان اشاره می‌کند. همه انسان ها یک دید کلی درباره جهانی که در آن زندگی می‌کنند، دارند و باید گفت تفکر پایه و اساس آن جهان بینی خاص است. مارتین هایدگر در عبارت مشهوری می‌گوید: متولد شد، کارکرد و مرد.  اینگونه معرفی کردن هایدگر، شیوه‌ای است که خود هایدگر در آغاز یکی از دوره‌های درسی‌اش درباره ارسطو، به جای شرح و توصیف متداول زندگینامه ارسطو ذکر می‌کند. هایدگر در این عبارت مشهور خویش، به نوعی به وحدت میان تفکر و زندگی آن متفکر اشاره دارد، زیرا به جای واژه زندگی کرد از واژه کارکرد استفاده شده است و شاید بی‌ربط نباشد اگر بگوییم زندگی هر فردی واقعاً با میزان کار، سعی و تلاشی است که انجام داده و اگر زندگی خالی از کار و تلاش باشد هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی به مناسبت سالروز تولد مارتین هایدگر فیلسوف سده بیستم در این نوشتار سعی دارد کنکاشی کوتاه و گذرا بر اندیشه و آرای مارتین هایدگر آلمانی و پیروان او در ایران داشته باشد.

مارتین هایدگر از اثرگذارترین اندیشه ورزان سده بیستم

مارتین هایدگر از مهم ترین و اثرگذارترین اندیشه وران و فیلسوفان سده بیستم به شمار می رود و از  مهم ترین آثار او می توان به وجود و زمان اشاره کرد و همین اثر سبب شد تا نام وی برای همیشه در تفکر فلسفی جاودانه بماند. نقد و بررسی ژرف و دقیق او از تمدن غرب و ماهیت آن باعث شد که رویکرد بسیاری به این تفکر جلب شود و برخی آن را علاقه مندانه پی بگیرند و این نگرش به وجود آید که بدون هایدگر و اندیشه اش نمی توان فلسفی اندیشید. شکی نیست که بخشی از فلسفه جدید در غرب به وسیله مارتین هایدگر بسط یافته و این گسترش در حقیقت در امتداد جریان فکری عصر جدید است که در فرانسه با دکارت آغاز شد و در آلمان به وسیله کانت به اوج خود رسید. فلسفه جدید در غرب با تأکید بسیار بر نوعی خودآگاهی آن را متعالی دانسته و تمام استنتاجات از واقعیت‌ها را مبتنی بر نگرش فلسفی می‌داند تا بر شناخت خودآگاه استوار باشد. فریدریک کاپلستون متفکر انگلیسی در این باره می‌گوید: هایدگر اگر چه از گشودگی انسان به روی هستی بسیار سخن می‌راند، اما وی نتوانسته پرده از روی هستی بردارد.

تفکر فلسفی هایدگر در پیدایش و تولد جریان های مهم فلسفی نقش اساسی داشت. جریان فلسفی شالوده شکنی، هرمنوتیک مدرن گادامر، تفکر پامدرن و... از جریان های فلسفی جدیدی هستند که از تفکر هایدگر سرچشمه می گیرند و بدون تفکر او خیلی از فیلسوفان بنام سده بیستم مانند میشل فوکو، ژاک دریدا و ...نمی توانستند نظام فلسفی خود را ارایه دهند اگرچه هایدگر اعلام می‌کند که تمامی جهان و به ویژه فیلسوفان هستی را به فراموشی سپرده اند اما به نظر می‌رسد که به روشنی از عهده شرح آن بر نمی‌آید که انسان چه چیزی را به فراموشی سپرده است چرا این فراموشی آن چنان مصیبت بار است که او می‌گوید.

اندیشیدن درباره تفکر و اندیشه هایدگر همراه با سختی و دشواری است و این مربوط می شود به گونه آموزه های فلسفی و زبان او که در نظر شماری زبان همانند سِحر است. شارحان اندیشه ها و دیدگاه های او با تقسیم بندی که از نوع آموزه های فلسفی وی و دوره های آن می کنند، تلاش دارند، راه سهل و ممکنی را برای تفسیر و شرح اندیشه های مارتین باز کنند. تفکر هایدگر را معمولاً به ۲ مرحله‌ متقدم‌ و متأخر تقسیم‌ می‌کنند و مدّعی می‌شوند که‌ بر دوره‌ اول‌ تفکّر او مفهوم‌ «وجود» و بر دوره‌ دوم تفکر او، مفهوم «هستی» حاکم بوده‌ است. در همین زمینه هایدگر در نامه ای درباه اُمانیسم از یک چرخش در کار خود یاد می کند و در اثرش از کتاب هستی و زمان به عنوان اثر انتقالی یاد کرده است: انتقال از متافیزیک به مساله وجود.

کانون اصلی تفکر هایدگر پرسش از معنی و حقیقت هستی و وجود است و اگر بحث هایی چون حقیقت و زبان در تفکر هایدگر مهم و اساسی انگاشته می شود در پرتو پرسش از وجود و حقیقت وجود است. بهتر است، بگوییم محور اصلی تفکر هایدگر پرسش از وجود و پرسش از حقیقت است. هایدگر فیلسوفی است که از ذات و ماهیت این تفکر پرسش می کند و زیر سوال می برد و بر این باور است، شجاعتی می طلبد پرسیدن از روزگار نوزایش و رویش این جریان فکری از چشم انداز بسط تاریخی، خود نکته دیگری است که جهت روشن کردن زوایای این جریان در خور توجه و درنگ است.

جریان روشنفکری هایدگری در ایران

نهضت مشروطیت در ایران گشایشی بود، برای روشنفکران در شناخت فرهنگ و تمدن غرب و بیش از این برخورد با این فرهنگ برخوردی سطحی و غیرمستقیم بود که به طور معمول بازرگانان و سیاستمداران میدان دار آن عرصه بودند. پس از مشروطیت بود که مدرنیته و تجربه آن مورد توجه و اندیشه مصلحان جامعه قرار گرفت و به نوعی جریان روشنفکری هایدگری در ایران گسترش یافت. جریان روشنفکری هایدگری را در ایران، سیداحمد فردید متفکر و فیلسوف ایرانی پایه گذارد و با تلاش او بود که رشد و گسترش یافت. فردید از دانش آموختگان غرب و آشنا به زبان های، یونانی، ‌انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و سانسکریت و بر عرفان نظری چیره بود. تفکر احمد فردید از دهه چهل به بعد در چنین گستره یی مهیا  شد و از غرب ستیزی ظهور کرد. این روزگار همزمان با دهه۵۰ و ۶۰  بود که بحران تکنولوژی و ضد مدرن غرب که از اندیشه های فلسفی پیدارشناسی سنت گرا رواج یافت. از اسفند ۱۳۲۳ خورشیدی برای نخستین‌بار مقاله‌ای با عنوان از کانت تا هایدگر به قلم سیداحمد فردید در نشریه سخن منتشر و در ۱۳۶۷  خورشیدی کتاب فلسفه چیست؟  مارتین هایدگر به فارسی ترجمه شد و در دسترس مخاطبان فارسی زبان قرار گرفت. نام مارتین هایدگر به کرات در محافل فلسفی ایران مطرح و جنجال‌ها را موجب می‌شد. به عبارتی در فرصت ۴۴ سال از زمان معرفی هایدگر به ایرانیان تا زمان انتشار نخستین ترجمه از آثار او، نام هایدگر بدون آنکه کتابی از او منتشر شود، نقل محافل فلسفی و روشنفکری ایرانیان بود.

تا دهه‌های متمادی تفسیر عرفانی فردید از فلسفه هایدگر به عنوان یگانه مرجع شناخت هایدگر در ایران معرفی می‌شد، تا اینکه پس از انتشار ترجمه مجید مددی از فلسفه چیست؟  اندیشمندان و مفسران دیگر نحله‌های فکری در ایران نیز به ترجمه، شرح و تفسیر فلسفه هایدگر اقدام کرده و کتاب‌های متنوع و مفیدی را منتشر کردند. همچنین بحث و بررسی درباره هایدگر در نظام آکادمیک و محافل روشنفکری ایران جنجال‌های بسیاری را نیز موجب شد که به نزاع کلامی مشهور طرفداران پوپر و طرفداران هایدگر در دهه ۶۰ مشهور است.  مددی در خصوص تصمیم خود به انتشار کتابش درخصوص هایدگری می گوید:‌ نخستین کتابی که از هایدگر به زبان فارسی منتشر شده ترجمه من بود از کتاب what is Philosophy.پیش از اینکه من این کتاب را ترجمه کنم هیچ‌ کس در ایران به‌ جز سیداحمد فردید حتی یک خط نیز از هایدگر ترجمه نکرده و یا درباره او ننوشته بود. فردید هم صرف در سال‌های جوانی‌اش مقاله مختصری درباره هایدگر نوشته و از آن سال تا سال ۶۷ صرفا درباره هایدگر حرف می‌زد و برداشت‌های خود را مطرح می‌کرد و طرفدارانش نیز او را صاحب دکان هایدگر در ایران می‌دانستند و صلاحیت دیگران در صحبت از هایدگر را نفی می‌کردند. حتی فردید به عنوان پدر فلسفه ایران هم خوانده می‌شد. بنابراین هایدگر تا سال‌ ها صرفا لقلقه زبان ایرانی‌ها بود و بسیاری با وجودی که هیچ کتابی از او نخوانده بودند، اما عاشقش بودند و درباره فلسفه‌اش صحبت می‌کردند. من به نظرم رسید این طیف چون چیزی از هایدگر نخوانده‌اند و صرفا تفسیر عرفانی فردید از او را شنیده‌اند، عاشق او شده‌اند و اگر کتابی از هایدگر ترجمه شود از این طرفداری دست برخواهند داشت. بنابراین what is Philosophy را ترجمه کردم.

امروز افراد بسیاری همچون داریوش شایگان، داریوش آشوری، جلال آل احمد و رضا داوری و ... که در عالم اندیشه دارای ایده و نظر هستند از نوع بیان، کلام و تفکر او در امان نیستند. برخلاف رویکرد انتقادی شماری از آنان به آموزه های فردید کم نبوده و نیستند که فردید را یک اقتدارگرا در تفکر و اندیشه ندانند. دوستان و شاگردانش او را چهره یی اسطوره یی تفکر و اندیشه می دانند. جریان فکری هایدگری، اثر پذیرفته از فردید از جریان های مهم روشنفکری اثرگذار در عرصه های فرهنگی فکری پیش و پس از انقلاب اسلامی بوده است. پیش از انقلاب این تفکر با شایستگی هایی که داشت و دور اندیشی که رهبران آن از خود نشان دادند توانست دیگر جریان های ناسازگار با غرب را مثل تفکر سنت گرای اثر پذیرفته از رنه گنون فیلسوف پرآوازه فرانسوی را با آن که دغدغه سنت را داشتند با خود همسو کند. بدین خاطر شعاع اثر گذاری این جریان فکری بسیار بوده و نقش مهمی را در گرگونی های فرهنگی و اندیشه ای داشته است. به عقیده فَردید مردم ایران با انقلاب اسلامی قدم در فردای تاریخ گذاشته و در صدد گذر از تفکر امروزی خودبنیادانه هستند. فرید با تشکیل جلسه های پیاپی به تحلیل و بررسی و نقد مسایل و مباحث مربوط به انقلاب اسلامی پرداخت و با آگاهی ها و مطالعه های شگفتی که داشت توانست بسیاری از جوانان پرشور فرهیخته و اهل فرهنگ و هوادار انقلاب را دور خود جمع کند. سیدعباس معارف در مقدمه کتاب نگاهی دوباره به حکمت انسی یکی از مبادی اصلی و بنیادین تفکر فردید را تفکر فلسفی هایدگر می داند.

اندیشه وران هایدگری در ایران به ۲ دسته تقسیم می شوند: شماری از آنان روشنفکر دینی اند که مهم ترین دغدغه آنان جمع میان دین و مدرنیسم است و می کوشند این کار را با بازخوانی تفکر هایدگر در پرتو تذکر و گفت وگو با سنت عرفان اسلامی محی الدین عربی، صدرالدین قونوی و شبستری انجام دهند و  شماری دیگر هم روشنفکران سکولار هستند که هایدگر را از مهمترین و اثر گذارترین فیلسوف نکته گیر، خرده گیر و سره گر غرب می دانند که راه و روشی برای اندیشیدن پیش روی انسان امروز می گذارد که او را بی گمان در ردیف یکی از برجسته ترین اندیشه وران فلسفه غرب چون افلاطون و دکارت می آورد، به طوری که برای بسیاری که در حوزه فسفه آلمانی حضور دارند، اندیشیدن بدون او امکان پذیر نیست. پژوهش های محمدرضا نیک فر، بابک احمدی و داریوش آشوری درباره هایدگر را می توان از این باب دانست.

علی میرسپاسی استاد جامعه‌شناسی و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه نیویورک و رییس مرکز مطالعات ایران‌شناسی این دانشگاه نویسنده کتاب روشنفکران ایران معتقد است: «گفتمان اصالت هایدگر در ایران به یک ایدئولوژی اسلامی- ایرانی تبدیل شد که در حقیقت، جانشینی برای مطالبات روشنگرانه مردم در رابطه با آزادی سیاسی و استقلال بود. 

شاگردان و هواداران تفکر فردیدی را می توان بدین گونه تقسیم بندی کرد: افرادی که مهم ترین دغدغه آنان شرح و بسط اندیشه فردید است که برجسته ترین این گروه از اندیشه وران سیدعباس معارف و محمد مدد پور به شمار می روند. دسته دیگری از شاگردان فردید بر خلاف پذیرفتن کلیت تفکر او اما زبان وی را برای تفکر و اندیشه نمی پسندند و تلاش دارند با زبان و فرایافته های علمی، راهی را برای گونه ای از اندیشیدن و تفکر بازکنند و به آورنده باشند. برجسته ترین و پراثرگذارترین این جریان که به گونه ای رهبری فکری این جریان را پس از فردید داشتند رضا داوری است.

از دیگر تلاش گران این خرده جریان می توان به بیژن عبدالکریمی، محمدرضا ریخته گران و نعمت الله باوند اشاره کرد. دسته سوم شاگردان فردید افرادی هستند که گستره آگاهی های علمی و قدرت تفکر و شخصیت جذاب فردید در نظر آنان از نادرترین شخصیت های فکری و فلسفی روزگار ما است که شاید بتوان جواد فردی زاده و ضیاء شهابی را نماینده و سمبل این خرده جریان دانست. بیژن عبدالکریمی نویسنده هایدگر در ایران به بررسی نحوه ورود اندیشه‌های هایدگر به ایران و تأثیر بر اندیشمندان ایرانی، دلایل مخالفت و اقبال به هایدگر، نسبت هایدگر ایرانی با هایدگر غربی، بررسی ارزش آثار ترجمه شده از هایدگر و نیز آثار تألیف شده در باب وی، نقش فردید و تأثیر وی بر هایدگرپژوهی در ایران و... پرداخته است. عبدالکریمی معتقد است که در تاریخ تفکر غربی هیچ متفکری را نمی توان یافت که همچون هایدگر بتواند مفاهیم و مقولات بنیادینی در اختیار ما قرار دهد که به واسطه آنها به نحو توأمان هم بتوانیم در باب ذات و ماهیت تمدن جدید بیندیشیم و هم بتوانیم از هویت و سنت تفکر شرقی خویش دفاع کنیم. شاید این ویژگی تفکر هایدگر نیرومندترین دلیل و انگیزه در گرایش بسیاری از جمله فردید و اساساً ما ایرانیان به هایدگر بوده است.

منابع:

۱. مدرنیته و اندیشه های انتقادی، ‌ ۱۳۷۳، چاپ اول

۲. ساختار تاویل متن، انتشارات مرکز

۳. هایدگر و هستی شناسی، نشر مرکز، ۱۳۸۱

۴. هایدگر و پرسش بنیادین، نشر مرکز، ۱۳۸۱

۵. اوتوپی و عصر جدید، انتشارات ساقی، ۱۳۷۹

۶. تمدن و تفکر غربی، انتشارات ساقی، ۱۳۸۰

۷. بررسی روشنگرانه اندیشه های مارتین هایدگر، نشر سروش، ‌۱۳۸۱

۸. ایرانیان و اندیشه تجدد، ‌ جمشید بهنام

۹. زیر آسمان های جهان، داریوش شایگان

۱۰. هایدگر و رهایی اندیشه، منوچهری، ۱۳۸۱

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha