۳ مهر ۱۳۹۸،‏ ۱۱:۱۸
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83483756
۰ نفر

برچسب‌ها

کم‌آواز هرگز نبینی خجل

تهران- ایرنا- یکی از گلایه‌های پرتکراری که این روزها از طرف صاحبنظران مطرح می شود، اظهارنظرهای تخصصیِ غیرمتخصصانی است که در باب تحلیل مسائل مختلف به مردم ارائه می شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، یکی از گلایه هایی که اخیرا از جانب متخصصان و صاحبنظران تکرار می شود، بحث تحلیل و تفسیرهایی است که از جانب غیرمتخصصان و به ویژه سلبریتی ها در فضای حقیقی و مجازی منتشر می شوند؛ تحلیل هایی که در قالبی تخصصی اما به دور از منطق علمی و با سویه ای جانبدارانه مطرح و بعضا باعث سردرگمی می شوند.

اگر تا چند صباحی پیش این مردم و نگاه جمعی بود که سلبریتی ها و سبک زندگی آنان را آماج انواع و اقسام اظهارنظر و نقد قرار می داد، امروز این سلبریتی ها هستند که به واسطه شهرتی که در یک زمینه مشخص دارند، خود را محق می دانند تا در هر حوزه دیگری، غیر از تخصص خویش، ورود کرده و اظهار نظر کنند.

از نظر برخی از جامعه شناسان، این موضوع به غیبت نخبگان جامعه باز می گردد؛ این دسته از صاحب نظران بر این عقیده اند که نخبگان متخصص حوزه های مختلف، محق ترین افراد برای اظهارنظر، تفسیر و تحلیل تخصص های خود هستند؛ اما در غیاب و عدم حضور این متخصصان، افراد دیگری که به واسطه شناخته شدن و شهرتشان، تریبون دارند یا از سوی مردم دنبال می شوند، این فرصت را یافته اند تا در این عرصه خودنمایی کنند. برخی دیگر از صاحب نظران اما نه غیبت نخبگان در جامعه که فاصله گرفتن آنان از توده مردم را دلیل موثر این موضوع می دانند و نخبگان را به نوعی از توهم نسبت به وضعیت موجود متهم می سازند.

علل رویگردانی مردم از نخبگان

آنچه در ادامه می آید تحلیل یک جامعه شناس از چرایی این وضعیت و راهکارهای مربوط به آن است.

رضا صفری شالی جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا در توضیح این مطلب که چرا امروز سلبریتی ها به هر حوزه ای ورود کرده و مدعی انواع تخصص ها هستند، بیان داشت: در تحلیل این مساله چند دلیل وجود دارد و یکی از آنها این است که ارتباط نخبگان ما با جامعه مان کم شده است؛ به عبارتی شاید نخبگان مسائل و مشکلات جامعه را کمتر می فهمند و درک می کنند و چون ارتباط چندانی با بدنه جامعه ندارند، حرف هایی می زنند که گاهی شاید متناسب با جامعه خودمان نیست و متاثر از یک فضا و جامعه ای دیگر است یا به نوعی ناشی از تخیلات یا برداشت های خودشان است که این برداشت ها با برداشت های عموم جامعه همراه و هماهنگ نیست.

وی افزود: نخبگان جامعه ما به دو دسته تقسیم می شوند؛ نخبگان حاکمیتی و نخبگان غیرحاکمیتی. در مورد نخبگان حاکمیتی باید گفت که با توجه شرایط اقتصادی، هرچه شرایط اقتصادی بدتر و معیشت مردم سخت تر می شود، میزان اعتماد و رضایت مردم از آنها و مشروعیت آنان نزد مردم، کاهش می یابد؛ به عبارت دیگر وقتی آنان نمی توانند به خواسته های مردم پاسخ بدهند، مقبولیت حرف هایشان هم نزد مردم کاهش می یابد. اما بر اساس موضوع و دلایلی که ذکر شد، مساله ای که در مورد گروه دیگر نخبگان یعنی نخبگان غیرحاکمیتی وجود دارد، این که است گاه برداشت درستی از جامعه یعنی مطالبات و خواسته های مردم ندارد و چون خواسته های قشری که دور و بر خودشان است را به جامعه تعمیم می دهند، باعث می شوند که از مقبولیتی در نزد مردم برخوردار نباشند. به همین دلیل می بینیم که گروهی به نام هنرپیشگان، کسانی که آهنگ می خوانند و بازیگر هستند، گاه به دلیل رفتارهای لمپنی که بخشی از اوقات فراغت مردم را پر می کنند، می توانند مقبولیتی نزد مردم داشته باشند.

این جامعه شناس تصریح کرد: مردم برای گذران اوقات فراغت و به دلیل بی تفاوت شدن نسبت به جامعه، از فیلم های شبکه خانگی یا سینما اینها را می شناسند و در اینستاگرام یا در شبکه های مجازی، صفحه این افراد را دنبال می کنند و پیرو یا مقلد حرف های این افراد هستند؛ در واقع مردم به خاطر این که این افراد جزو اندیشمندان، نخبگان یا آدم های مرجع هستند، آنها را دنبال نمی کنند بلکه به این دلیل آنها را قبول دارند که گاه حرف هایی از دل مردم می زنند یا جامعه ای را برای مردم ایجاد و تصور می کنند که آن جامعه، متفاوت از خواست حاکمیت است؛ یعنی اینها فضایی متفاوت از فضای رسمی را ایجاد می کنند و به دلیل این که بخشی از مردم جامعه ما به دنبال تفاوت و تنوع هستند، از آنها استقبال می کنند.

صفری شالی بیان داشت: این آدم ها می توانند خلا ناشی از کاری را که باید نخبگان رسمی و نخبگان غیررسمی ما می کردند، پر کنند. به همین دلیل معمولا در بین جامعه از یک مقبولیت برخوردار هستند. البته این مقبولیت زودگذر است و به محض این که یک هنرپیشه مدتی فعالیت نداشته باشد، عمدتا فراموش می شود؛ یعنی مرجعیت این افراد، یک مرجعیت پایدار نیست. صرفا به دلیل تعارض باگفتمان حاکمیت رسمی، پر کردن اوقات فراغت مردم با برنامه های سطح پایین و بی تفاوت شدن مردم نسبت به مشکلات و مسائل، می توانند در یک بازه های زمانی کوتاه مدت، روی افکار عمومی تاثیر بگذارند.

اهمیت برنامه ریزی فرهنگی

این استاد دانشگاه در واکنش به این پرسش که راه حل برون رفت از این وضعیت چیست، خاطر نشان کرد: مشکل در نبود برنامه ریزی و سیاست های فرهنگی مستمر، متوازن و منطبق با شرایط روز جامعه است؛ یعنی وقتی ما در حوزه برنامه ریزی فرهنگی و یا سیاست گذاری فرهنگی کار نمی کنیم، برنامه هایمان به صورت پروسه محور نیست و نهادهای متولی با همدیگر هماهنگ نیستند، در نتیجه مردم به نوعی مقلد و پیرو گروه های این چنینی می شوند که اینها موردی حرف می زنند و سلایق خودشان را تعمیم می دهند.

وی افزود: گاه برنامه ریزی داریم و این سیاست ها را در اسناد بالادستی می بینیم ولی انگار متناسب با شرایط روز جامعه و زندگی مردم عادی نیست. در بسیاری از موارد شرایط اقتصادی، فرهنگی و وقت مردم عادی اجازه بهره گیری از این برنامه ها را نمی دهد. در نتیجه مردم احساس می کنند که کسانی که این برنامه ها را تدوین کرده اند، در یک دنیای دیگر هستند؛ از سوی دیگر رسانه ملی ما هم نمی تواند به درستی بخشی از این برنامه های فرهنگی را به مردم منتقل کند؛ یعنی بخش اطلاع رسانی، آموزش و آگاهی بخشی هم ضعیف است. در نتیجه نیاز داریم که به یک برنامه ریزی فرهنگی مدون با در نظر گرفتن و سنجش نیازها و پتانسیل های جامعه دست بزنیم تا بتوانیم آگاهی مردم در عرصه فرهنگی را بالا ببریم و بیشترین اثرگذاری را داشته باشیم.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha