مارسل مارسو؛ ملک الشعرای ‌سکوت و احیاگر تئاتر مدرن

تهران- ایرنا- مارسل مارسو، آخرین سلطان بازمانده‌ نمایش صامت و ملقب به ملک الشعرای ‌سکوت، دلقکی غمگین با صورت سفید و ژاکتی راه راه بود که تئاتر مدرن را تغییر داد. مارسو به عنوان احیا کننده هنر پانتومیم در جهان مورد تقدیر قرار گرفت و نمایش هایش که در آن نقش دلقکی با چهره ای نقاشی شده سفید و کلاه مچاله شده را بازی می کرد، در طی بیش از نیم قرن در سراسر دنیا با استقبال فراوان روبرو شد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ مارسل مارسو هنرمند مشهور نمایش لال بازی یا پانتومیم در ۱۹۲۳ میلادی، در شهر استراسبورگ متولد شد و در شهر لیل Lille، جایی که پدرش به حرفه قصابی مشغول بود رشد کرد. در زمان جنگ جهانی دوم، پدرش به وسیله اشغالگران آلمان نازی گروگان گرفته و سپس کشته شد و در  ۱۹۴۴میلادی، مارسل به برادر بزرگ خود در جبهه مقاومت فرانسه و بعدها به ارتش پیوست. با هجوم و اشغال فرانسه به‌وسیله‌ ارتش فاشیستی آلمان هیتلری، خانواده‌اش مجبور می‌شود تا از استراسبورگ بگریزد. پدرش را مأمورین گشتاپو دستگیر می‌کنند و در ارودگاه مخوف کار اجباری آشوویتس به قتل می‌رسانند. مارسو در شهر لیموژ به نهضت مقاومت ملی فرانسه می‌پیوندد و به همین علت نیز نام خانوادگی‌اش را تغییر می‌دهد تا با نام جدید و مستعار شناخته نشود. بعدها همین نام خاطره‌انگیز را برای همیشه روی خود می گذارد.

مارسل بازیگری را در ۱۹۴۶میلادی، تحت تعلیم شارل دولین و استاد بزرگ پانتومیم اتیین دوکرو آغاز کرد که دوکرو، استاد پانتومیم ژان لویی بارو بازیگر و کارگردان مشهور آن زمان نیز بود. مارسو در طی چندین دهه توانسته بود مثالی بی نظیر برای هنر نمایش سکوت باشد و در سراسر جهان تماشاگران خود را به خنده و گریه وادارد. طرح های نمایشی کمدی یا تراژدی او در سطح جهانی محبوبیت داشت و هر تماشاگر، به شیوه خاص خود با او همذات پنداری می کرد.

مارسو از ۱۹۵۶میلادی تورهایی در نقاط مختلف جهان برگزار کرد. شخصیت ابداعی او به حدی طرفدار داشت که تنها فرصت می کرد هر چهار سال یک بار به کشور خود برگردد! وی در کشورهایی نظیر شوروی سابق، لهستان و چکسلواکی به حدی تاثیر گذاشت که تئاتر پانتومیم در این کشورها از نو، کار خود را آغاز کرد.  از سال ۱۹۷۹ مدرسه ای در پاریس تاسیس کرد و شاگردان زیادی را در این برهه زمانی پرورش داد. مارسو خود درباره این هنر و تاثیرش می گفت : من به سکوت، طنین زمان و وزن فضا می بخشم.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا همزمان با ۲۲ سپتامبر دوازدهمین سالگرد درگذشت هنرمند و بازیگر فرانسوی مارسل مارسو، به بررسی ابعاد مختلف زندگی شخصی و حرفه ای وی از جمله سبک کاری و اعتقادات شخصی و همچنین فعالیت او در زمینه های تئاتر و سینما پرداخته است:

مارسو و سبک و متد بازیگری

این مرد تا زمانی که برای آخرین بار روی صحنه رفت (سال ۲۰۰۰ میلادی) به رغم کهولت سن، همچون نوجوانی جست و خیز می کرد، پای می کوبید، به هوا می پرید و شکلک در می آورد. گاه مارسو روی سن، صحنه ای بزرگ تدارک می دید. برای مثال دادگاهی خلق می کرد که در آن قضات، متهم، شهود و وکلا همگی حاضر بودند، ماجرا را تعریف می کرد، متهم می کرد، دفاع می کرد، حکم صادر می کرد و... تمام مدت حتی کلمه ای به زبان نمی آورد.

مارسو به علت فعالیت پیگیرش در نهضت مقاومت، تحت تعقیب گشتاپو قرار می‌گیرد، اما چون نام خانوادگی‌اش را در شناسنامه‌ی جعلی تغییر داده است، فاشیست‌ها قادر به شناسایی او نیستند. به اعتقاد او زندگی در دوران خفقان همراه با زندگی زیرزمینی، لب فروبستن اجباری و خود را نشناساندن و پنهان داشتن، هنر سکوت را بیش‌از هر زمان دیگر در وی پرورش داد. نخستین اجرای عمومی وی در متروی پاریس به وسیله‌ مأمورین گشتاپو متوقف می‌شود. رو در روی مأمورین گشتاپو می‌ایستد. لحظاتی هراس‌انگیز می‌گذرد. مارسو ترس خود را فرومی‌خورد و در نقش شهروند بی‌آزار و مظلوم، بی‌خبر از همه چیز و همه جا در برابر آنان می‌ایستد. وی این نقش را چنان با قدرت و هنرمندانه بازی می‌کند که فاشیست‌ها باور می‌کنند.

مارسل مارسو هنر پانتومیم خود را مدیون قدرت تکنیکی و زبان گسترده بدنی خود و مجموعه عظیم نمایشی (رپرتوار) در ابعاد وسیع هنر پانتومیم در پیدایش یک نوع شخصیت خاص ـ که به شدت متأثر از چارلی چاپلین است و رشد و تکوین این شخصیت در طول ۵۰ سال فعالیت خستگی‌ناپذیر همراه با ادبیات نمایشی در هنر میم خود است.

شخصیت کلیدی در آثار مارسو را می‌باید در رپرتوار پانتومیم بیپ (pantomimes de Bip) و درامهای میم (Mimodramen) جست‌وجو و بررسی کرد. مارسل مارسو هرگز خودش را در محدودیت های ابتدایی و دگماتیسم هنری پانتومیم زندانی نکرد، بلکه در تلاش گسترده‌ای برای هر چه بیشتر بین‌المللی کردن این هنر در فراسوی جغرافیای زادگاهش، فرانسه و حتی اروپا بود. تورهای هنری مارسل مارسو به آمریکای لاتین و از آنجا به آفریقا، آسیا، استرالیا و به بیش از ۶۰۰ کشور جهان در سیر و سفر بود و اعتقاد داشت: زبان گسترده‌ای می‌باید برای این هنر و به عبارتی هنر بدنی (The body Art) فرا گرفت.

مارسل مارسو حتی در طول سال های فعالیت صحنه‌ای‌اش از آموزش و تدریس برای حرکت‌نگاری این هنر (Mimographie) لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. میموگرافی، حرکت‌نگاری برای میم، برای مارسو در واقع یک نوع خطوط فرضی و هنر کالایدسکوپ بدنی (Kaleidoskop) است که مدام از بخشی از بدن به بخشی دیگر از درون این خطوط فرضی انتقال می‌ یابد.

مارسو و پانتومیم

مارسو بر روی صحنه تماشاگران خود را با حرکات استادانه و خاموشش، چهره ای سفید، پیراهن راه راه و کلاه بلند از شکل افتاده خود افسون می کرد. اما او در خارج از صحنه، بدون گریم گچی،  مرد فرانسوی باریک اندام و چابکی بود که طرز بیان شیوا و شرح و تفصیلات دلنشینش به اندازه مهارتش در لال بازی جذاب و گیرا بود. او در جایی گفته است:پانتومیم، مانند موسیقی، فاقد مرز و ملیت است. وقتی که خنده و اشک از ویژگیهای انسانی باشند، پانتومیم برای هر فرهنگی قابل اجراست.

 

به گفته مارسو، در پانتومیم حرکات بدن نمایانگر توانایی های بی بدیل روح در بیان هر چیزی است. برای نشان دادن باد، باید به یک طوفان مبدل شوی و برای نشان دادن یک ماهی، باید خود را به دریا بیفکنی.  

کورینا سووم هنرمند پانتومیم و یکی از دوستان مارسو درباره شخصیت و حرفه وی گفته است: او انسان خارق العاده ای بود. مارسو پانتومیم را از یکی از بزرگترین استادان این هنر فراگرفت و توانست با شخصیت ظریف و بذله گویش آنچه را آموخته بود در عمل پیاده کند و قلب تماشاگران زیادی را در سراسر جهان تسخیر کند.

او کمپانی پانتومیم خود را در ۱۹۴۸ میلادی به وجود آورد و چیزی نگذشت که گروه هنری وی به اجرای برنامه در کشورهای مختلف اروپایی پرداخت. اما این کمپانی در  ۱۹۵۹ میلادی دچار شکست مالی شد و سپس در  ۱۹۸۴ میلادی به شکل مدرسه نمایش به نام مدرسه بین المللی نمایش پانتومیم (Ecole Internationale de Mimodrame) حیات تازه ای آغاز کرد.

مارسو خالق شخصیتی به نام بیپ (Bip) دلقکی غمگین و سرگرم کننده با یک گل سرخ لغزان در کلاهش بود که امسال، هفتاد و دومین سال تولد او محسوب می شد. مارسل مارسو در سراسر جهان به دلیل ظاهر شدن در نقش دلقکی با چهره ای سفید و کلاه مچاله شده معروف بود. ژان کوکتو هنرمند فرانسوی درباره بیپ که همواره درگیر با دشواری های جهان مدرن بود، می گفت : او کورمال کورمال و با بی ملاحظگی آشکار پا به خلوت ما گذاشت. مارسل نام واقعی اش بود، اما نام خانوادگی واقعی او، مانژل بود. مارسو با شلوار سفیدی که حاشیه گرد داشت، جلیقه ای با دکمه های بزرگ، آرایش سفید و کلاه رنگ و رو رفته اش روی صحنه می آمد. او شباهتی به مردم این جهان نداشت، انگار از جهانی شاعرانه می آمد. به علاوه، او با سکوتی مات حرکاتی می کرد که گاه درکش دشوار بود. بیننده برای فهم رفتار او، نیاز به دقت داشت. چیزی را برمی داشت، روی میز می گذاشت، یکی دیگر را کنار آن می گذاشت، بعد با بطری آنها را از آب پر می کرد. در واقع نه میزی وجود نداشت، نه لیوانی، نه بطری و نه نوشیدنی. همه را باید در ذهن حفظ می کردی و می دیدی که چگونه مارسو در این فضا، اشیای نادیدنی را جابه جا می کند و هر بار که می خواست یکی از آنها را بردارد، دقیقا به همان جای مشخص پیشین می رفت.

مارسو و سینما

مارسو که اسم اصلی اش مارسل منگل است علاوه بر کار صحنه، در فیلم های متعددی نیز حضور یافت که وی را در سراسر جهان به نامی آشنا تبدیل کرد. مارسو با شرکت در فیلم مشهور کارگردان بزرگ فرانسوی مارسل کارنه (Marcel Carne) به نام بچه های بهشت (Les Enfants du Paradis)، به عنوان یک هنرمند جهانی شناخته شد. شاید به یاد ماندنی ترین نقش او، حضوری کوتاه و ناطق در نقش خودش در فیلم سینمای صامت ساخته مل بروکس باشد. مارسل مارسو همچنان در فیلم هایی مثل باربارلا و باغ عمومی با جین فوندا نقش بازی کرد.

او خود را از تبار بزرگان سینمای صامت آمریکا، چارلی چاپلین و باستر کیتون و همچنین دلقک های کمدیا دل آرته (Commedia dell Arte) (نمایش هنرمندان حرفه ای) می دانست. در یکی از همه پرسی هایی که سال‌ها پیش انجام شد از مردم پرسیدند کدام هنرمند را بیشتر از بقیه می‌شناسید و بسیاری گفتند چارلی چاپلین. در آن میان هنرمندان دیگری مثل باستر کیتون هم در این نظرسنجی بودند که به لحاظ تکنیکی از او بهتر بودند اما او در قلب مردم جای داشت. کیتون هنرمندی بود که در پانتومیم با مهارت‌های فردی و هوشی که داشت، از بسیاری دیگر جلوتر بود اما نگاه چارلی چاپلین همه گیر و فرازمانی بود و همین موضوع محدودیت هایش را پوشش می‌داد. در عرصه پانتومیم، او بزرگترین بازیگری بود که این هنر را به جهانیان معرفی کرد و بعد هنرمندانی از جمله مارسل مارسو  فرانسوی به پانتومیم پرداختند.  از بازیگران مشهوری نظیر گری کوپر گرفته تا دیوید کاپرفیلد، شعبده باز معروف، تحت تاثیر شیوه‌ بازیگری مارسو بوده‌اند.

مارسو و کتاب

کتاب هنر جهانی پانتومیم حاوی گفت‌وگوی هربرت ریه رینگ با مارسل مارسو درباره هنر پانتومیم و هنرهای وابسته و شرایط اجتماعی حاکم بر دوران زندگی آنهاست. صفحات پایانی کتاب مشتمل بر تصویرهایی رنگی از مارسل در حین بازی در حالت‌های دیگر است. کتاب هنر جهانی پانتومیم اگرچه کتابی آموزشی و نظریه پردازانه، به معنای خاص کلمه نیست اما درباره یکی از قدیمی ترین و جدیدترین راه های تبدیل کردن بدن به نشانه است. قدیمی از این جهت که هنر میم را یکی از نخستین ابداعات بشر در زمینه ارتباط می دانند و جدید از این جهت که پانتومیم مدرن عمری کمتر از یک قرن دارد. هنر جهانی پانتومیم با ترجمه خوب و روان کمال الدین شفیعی، گفت وگویی طولانی و در عین حال جذاب است درباره یکی از روش های تبدیل شدن بدن به نشانه و هنر.

تسلط و شناخت مارسو از آثار ادبیات نمایشی همان قدر غنی بود که وی نسبت به تکنیک والای هنر پانتومیم اشراف کامل داشت و به‌شدت هم تئاتر برتولت برشت را در اوان جوانی و شروع کارهایش در برلین می‌دید و برای هلنا وایگل بازیگر قدرتمند برتولت برشت در نقش های ننه دلاور و فرزندش، تفنگهای ننه کارار و یا مادر ارادت بسیار خاصی قائل بود و آرزوی مارسل مارسو این بود که برتولت برشت برایش یک نمایش میم بنویسد و حتی پیشنهاد و یا تقاضا کرده بود که برشت هرگز این فرصت را نیافت و همان طور که اشاره شد؛ مارسل مارسو خودش را در خلق شخصیت بیپ (Bip) متأثر از چارلی چاپلین می‌دانست و معتقد بود که بازیگران میم (Mimen player) از احساسات، تخیلات و فانتزی خودشان با محیط و یا اشیاء انتزاعی برخوردارند، در عین حال که چارلی چاپلین از ثروت غنی در احساساتش و یا تخیلاتش نسبت به اشیاء و ابزار و آلاتی که در دور و برش بود برخوردار می‌شد و تسلط و قدرت بی‌شائبه‌ای که چاپلین نسبت به میمیک و ریتمیک بدن و آکسانت‌گذاری های خیلی دقیق و استفاده در آن و یا لحظه بود که هر باره برای بینندگان چاپلین جذاب و جالب بود و از سوی دیگر مارسل مارسو ستایشگر واقعی آثار چاپلین به لحاظ نقد برهنه وی از اجتماع، سیاست و اقتصاد ورشکسته دوران هنرمند و یا نبض زمان بود.

مارسل مارسو در  ۱۳۵۲خورشیدی سفری به ایران داشت و تعدادی از زیباترین قطعات خود به نقش بیپ را روی صحنه تالار رودکی اجرا کرد. یک روز پس از مرگ مارسو، نیکولاس سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، ‌ این‌گونه از مرگ او اظهار تأسف کرد:یکی از برجسته‌ترین سفرای فرانسه درگذشت.

منابع:

«در آرزوی جهانی مملو از صلح»، علیرضا خمسه، روزنامه ایران، ۱۳۹۴/۰۱/۲۹.

«مارسل مارسو، پرآوازه ترین استاد پانتومیم»، برگردان از سایت yahoo.com.

«درگذشت مارسل مارسو آخرین سلطان پانتومیم»، برگردان مجتبی پورمحسن، سایت ایران تئاتر.

«جستاری پیرامون هنر پانتومیم»، محسن حسینی، وبلاگ شخصی.

«چارلی چاپلین دنیای پانتومیم»، ترجمه احمد پرهیزی، لوموند، ۲۴ سپتامبر۲۰۰۷.

«هنر جهانی پانتومیم»، مارسل مارسو و هربرت ایه-رینگ، برگردان کمال الدین شفیعی، نوبت اول ۱۳۸۸.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =