زینب (س)؛ سرسلسله بانوان عاشورایی 

تهران- ایرنا- حضرت زینب (س) آموخته مکتب حضرت علی (ع) و فاطمه (ع)، در قامت بانویی رشید، سخنور، صبور و پایدار سرسلسله دیگر بانوانی شد که در واقعه عاشورای ۶۱ هجری حاضر بودند.

امام حسین علیه السلام با خانواده خود در سال ٦٠ هجری  از مدینه به سمت مکه و از آنجا به عراق حرکت کرد؛ البته بین راه خانواده ها و مردان دیگری به آن حضرت ملحق شدند و واقعه عاشورا با تاثیری شگرف و عمیق بر فرهنگ اسلامی در محرم ۶۱ هجری رقم خورد.  در این واقعه‌ دلاوری مردانی که در برابر ظلم ایستادند مطرح شد؛ در حالی که از شیر زنان عرصه‌ عشق و شهادت کمتر نام برده شده است. گذری کوتاه داریم بر نام و صفات زنانی که در این حادثه عظیم همراه امام حسین (ع) بودند. 
یکی از زنانی که نقش بسیار پررنگی در این حادثه عظیم داشته و بعد از واقعه عاشورا هم نقش بسیار زیادی داشته است زینب کبری (س)، دختر امام علی (ع) و خواهر امامان حسن و حسین (ع) است. حضرت زینب (س) در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت چشم به جهان گشود. کنیه های حضرت را ام کلثوم و ام عبدالله و القاب مخصوص حضرت ام المصائب، ام النوائب (نیابت از طرف امام داشتند) و ام الرزایا (وسط همه مصایب) ذکر کرده اند.

نام آن حضرت را پیامبر اکرم (ص) انتخاب کردند. زینب از دو بخش زین و اب تشکیل شده به معنی زینت پدر. همسر این بانوی بزرگ عبدالله جعفر، پسر جعفر طیار است. شدت علاقه حضرت به برادرش سبب شد در زمان ازدواج، شرط کنند هر وقت برادرش خواست به سفر برود همسرش مانع نشود و عبدالله جعفر قبول کرد. حضرت چهار پسر و یک دختر داشتند. دو پسر ایشان به نام محمد و عون در روز عاشورا به شهادت رسیدند. (زنان عاشورایی، یزدان پناه قره تپه، ص ٢٨).
این علاقه دوطرفه بود و امام حسین (ع) هم خواهرش را احترام می کرد. هرگاه حضرت زینب (س) به زیارت برادرش می رفت، امام پیش پای ایشان قیام می کردند و حضرت زینب (س) را در جای خود می نشاندند. (حضرت زینب کبری، عماد زاده، ص ٥٣).

صفات حضرت زینب
حضرت زینب خصوصیات و صفات برجسته ای دارد که پس از مادرش هیچ کس به آن مرتبه نرسید. وی در عفاف و حجاب، صبر و پایداری، عبادت و تقوی، علم و سخنوری و مقابله با ظلم یکتا بود. تمام شب را به عبادت می پرداخت و در دوران حیات خود هیچ گاه تهجد شبانه را ترک نکرد و آن چنان اشتغال به عبادت داشت که ملقب به عابده آل علی شد. به این جهت حضرت سید الشهداء (ع) هنگام وداع آخر به خواهرش می فرماید: یا أُختاه لاتنسینی فی نافلة اللیل ای خواهر من را در نافله شب فراموش نکن. (کرامات زینبیه، محمودی، ص ١٤). همچنین حضرت فاطمه بنت الحسین (ع) می فرماید: و أما عمّتی زینب فإنها لم تزل قائمة فی تلک اللیلة فی محرابها تستغیث الی ربها عمه ام زینب در شب دهم محرم پیوسته در محراب عبادتش ایستاده بود و به راز و نیاز می پرداخت و به درگاه الهی استغاثه می جست. (همان)
در روایت آمده است هرگاه حضرت زینب (س) می خواستند به زیارت قبر رسول خدا (ص) بروند امام علی (ع) در جلو و امام حسن (ع) در یک طرف و امام حسین (ع) در یک طرف دیگر حرکت می کردند، وقتی به قبر شریف می رسیدند، امام علی (ع) نور چراغ ها را کم می کردند. روزی امام حسن مجتبی (ع) علت اینکار را از پدر جویا می شوند امام می فرمایند نمی خواهم احدی چشمش به خواهرت زینب بیفتد. (همان، ص ١٤).
حضرت زینب در کودکی حافظ قرآن و بسیاری احادیث پیامبر اکرم (ص) بود. امام سجاد (ع) در این رابطه می فرمایند: انتَ بحمدلله عالمةُ غیرُ مُعلمةٍ فَهِمَةُ غیرُ  مُفَهَّمةٍ این جمله نشان می دهد سنخ علم آن حضرت عادی و کسب کردنی نبوده است؛ بلکه به سبب استعداد و قابلیتی که خداوند در ایشان دیده به حضرت عنایت شده است. 
ابن عباس، شاگرد ممتاز امام علی (ع) در باره برخی مسایل خدمت حضرت زینب (س) می رسید و ابن عباس برخی روایات را از ایشان نقل کرده است و می نویسد: حدثنا عقیلتنا زینب بنت علی. از جمله روایاتی که ابن عباس از حضرت زینب نقل کرده اند خطبه فدکیه مادرش حضرت زهرا (س) است. 
حضرت زینب از امام حسین و امام سجاد (ع) نیابت در امور شرعی داشت. شیخ صدوق نقل می کند: کانت زینب لها نیابة خاصة عن الحسین و کان الناس یرجعون إلیها فی الحلال و الحرام حتی بَرِئ زین العابدین من مَرَضِه.
امام حسین (ع) مقام امامت را به خواهرش حضرت زینب (س) سپرد و آنچه از علم امامت بر حضرت سجاد (ع) آشکار بود، برای حضرت زینب در پس پرده بود و از این جهت او را عالمه غیرمعلمه می گویند. حضرت زینب (س) پس از رجوع به مدینه از امام سجاد نیابت خاصه داشت کانت لها نیابة خاصة عنه یرجع إلیها الشیعة فی الفتوی رعایة علی الإمام و خوفا من بنی امیة. شیعیان در فتوا به حضرت زینب (س) مراجعه می کردند و رعایت حال امام سجاد (ع) و ترس از بنی امیه سبب این کار بود. 
مقام نیابت از امام مقامی بسیار بالا و عظیم است که به حضرت زینب (س) رسید. برای نایب امام شدن باید انسان با امام سنخیت پیدا کند. حضرت زینب به این هم‌سنخیتی رسیده بود. (نقش زنان در حماسه عاشورا، مزینانی، ص ١٧٣).

سرپرستی کاروان اسرا
حضرت زینب بعد از واقعه عاشورا سرپرستی کاروان اسرا را به عهده گرفت. ایشان در شب یازدهم هجری زنان و بچه ها را در یک خیمه نیم‌سوخته جمع کرد و مراقبت از آنان را عهده دار شد. این مراقبت در تمام طول دوران اسارت ادامه داشت. فاطمه دختر امام حسین (ع) می گوید: زمانی که با ضربه نیزه یکی از سپاهان دشمن بی هوش شدم و بعد از مدتی که بهوش آمدم سرم را در دامن عمه ام زینب دیدم که بر بالای سرم می گریست و از من مراقبت می کرد. (همان). هیچ یک از زنان و بچه ها بدون نظر خواهی از حضرت زینب (س) کاری نمی کردند. حتی در کوفه که به بچه ها غذا می دادند بچه ها قبول نمی کردند و می گفتند عمه مان گفته ما سادات هستیم و به ما صدقه نمی رسد.

حضرت زینب (س) در بخشی از خطبه خود در کاخ یزید فرمودند: به گمانت ای یزید، اکنون که راه های زمین و آسمان را بر ما بستی و مانند اسیران ما را راندی، ما پیش خدا خوار شدیم و تو گرامی شدی؟! بینی بالا گرفتی و به گوشه چشم نگاه می کنی و شاد و خرم که دنیا به تو رو کرده. . . . این رسم عدالت است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده نشانی و دختران رسول خدا را اسیروار برانی؟ پرده از آنها بر گیری و آنها را آشکار کنی، دشمنان آنها را از شهری به شهری ببرند و اهل هر منزل به آنها بنگرند؟ . . . چه امیدی است به کسی که جگر پاکان را از دهن به در کرده و گوشتش از خون شهیدان روییده، چگونه در کینه ورزی ما خاندان کوتاهی کند کسی که از روی کبر و دشمنی به ما نگرد و بی پروا بر دندان های ابا عبدالله سید جوانان اهل بهش متوجه گردد و با چوب دستی خود بر آن زند. . . تو که زخم را به بُن رساندی و با ریختن خون ذریه محمد (ص) از ریشه کندی و مشایخ خود را آواز دادی . . . به زودی به سرانجام آنها دچار شوی و آرزو کنی کاش افلیج بودی و گنگ بودی و این گفتار و کردار را نداشتی. بار خدایا حق ما را بگیر و از کسی که خون ما را ریخت و حامیان ما را کشت خشم فرو ریز. 
به خدا پوست خود را دریدی و گوشت خود را بریدی و با بار سنگین خونریزی ذریه پیامبر و هتک حرمت خاندان او به وی وارد شوی، آنجا که خدا پراکندگی آنها را جمع کند و حق آنها را بگیرد. خدا بس است که حاکم بر تو باشد و پیغمبر خصم تو باشد و جبرئیل پشتیان او، به زودی پدرت که برای تو سلطنت آراست و تو را به گردن مسلمانان سوار کرد بداند که ستمکاران چه بد جا عوض کنند و کدام شما جای بدتری دارید. . . . بسیار عجیب است که حزب نجیبان خدا به دست حزب شیطان طلقاء کشته شوند. این دست‌هایند که خون ما را مشت کرده و این دهان ها که گوشت ما را مکیده، آن تن های پاک و تابناک است که گرگان به نوبت بر سر انها آیند و کفتاران بر انها خاک بپراکنند، اگر ما را غنیمت گرفتی به زودی غرامت تو خواهیم شد . . . به خدا شِکوه برم و بر او توکل کنم. هر دامی داری بنه و هر گامی داری بردار و هر تلاشی داری بکن، به خدا نتوانی ذکر ما را  محو کنی و وحی ما را از میان ببری و ننگ این حادثه را از خود بشوی، رأیت غلط است و روزگارت کوتاه و جمعیت تو متلاشی شود . . . (نفس المهموم، عباس قمی ، ص ٥٧١-٥٦٨).
حضرت زینب (س) در حالی این خطبه را در کاخ یزید و جلوی تعدادی زیادی وزیر و وکیل بیان می کند که داغ دو برادر و دو پسرش و تعداد زیادی برادرزاده و پسر عمو داده و این راه پر از سختی در اسارات گذارنده است.     
وقتی یزید تصمیم گرفت کاروان اسرا را به مدینه بفرستد، دستور داد مبلغی طلا و نقره و اموال و اثاثیه قیمتی به حضرت زینب (س) و بقیه اسراء بدهند در برابر مصیبت های که بر آنها وارده شده است. یزید به حضرت گفت: یا أم کلثوم خذی هذه الاموال عوضا عن الحسین و احسِبی کان قد مات. این اموال را بگیر و گمان کن که حسین (ع) مرده است. حضرت فرمود: یا یزید ما أقسی قلبکَ؟ تقتلُ أخی و تُعطینی المالَ ؟ والله لا کان ذلک أبدا. چه قلب سخت و سیاهی داری که در برابر کشتن برادرم مال دنیا به من می دهی. به خدا سوگند هرگز نمی پذیرم. آن گاه با اهل بیت از مجلس یزید خارج شد. (زنان عاشورایی، مزینانی، ص ١٨٩).
فرماندار مدینه به یزید نامه نوشت که وجود زینب (س) در میان اهل مدینه باعث تهییج احساسات مردم است. یزید در جواب نوشت بازماندگان خاندان نبوت را در شهر ها پراکنده ساز. به این جهت حضرت زینب (س) را به مصر تبعید کرد و بعد از آن دیگر حضرت به مدینه بر نگشتند. ایشان حدود دو سال بعد از واقعه عاشورا در چهاردهم ماه رجب  سال ٦٢ هجری قمری دار فانی را وداع کرد. (زنان عاشورایی، یزدان پناه قره تپه، ص ٢٩).  در باره محل دفن حضرت سه مکان احتمال داده شده است؛ مصر، دمشق و مدینه.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =