مشکل امروز ادب فارسی گرفتن یا نگرفتن جوایز ادبی نیست

تهران- ایرنا- استاد ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوه معتقد است که مطرح شدن ادبیات فارسی در سطح جهانی یا گرفتن جوایز ادبی مشکل امروز نیست؛ بلکه خوانده نشدن آن توسط مردم مشکل اصلی است.

زبان و ادب فارسی به عنوان دومین زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی، با هزاران اثر مهم در زمینه های مختلف ادبی، عرفانی، فلسفی، کلامی، تاریخی، هنری و مذهبی همواره با توجه و اعتقاد ایرانیان و مردمان سرزمین های دور و نزدیک روبرو بوده است. با وجود حوادث و رویدادهای پرتب‌وتاب و گاه ناخوشایند، باز هم این زبان شیرین و دلنشین در دورترین نقاط جهان امروزه حضور و نفوذ دارد. این حضور و نفوذ تا بدانجاست که روز بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت استاد شهریار، شاعر معاصر ایرانی (۱۲۸۵ تا ۱۳۶۷) ، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، نامیده شد. همزمان با این روز با دکتر مهری بهفر، استاد دانشگاه، شاهنامه‌پژوه (مولف کتاب شاهنامه فردوسی؛ تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات)، منتقد ادبی (نویسنده کتاب عشق بر گذرگاه‌های شب زده؛ نقدی بر عاشقانه‌های معاصر) و سردبیر مجله رود گفت وگو کرده‌ایم. 

وی در مورد اینکه عده ای معتقدند فاصله زیادی بین ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر از جهت چهره‌های مطرح و آثار شاخص وجود دارد، گفت: همان طور که گفتید، یکی ادبیات کلاسیک است که سده‌ها از عمر آن گذشته و دیگری ادبیات یکصد سال اخیر، چطور می‌توان این عمری را که بر ادبیات کلاسیک گذشته نادیده گرفت و این دو را قیاس کرد؛ چنین قیاسی مع‌الفارق است.

دکتر مهری بهفر
دکتر بهفر در پاسخ به این پرسش که چرا ادبیات معاصر در هر دو شاخه نظم و نثر در سطح جهانی مطرح نیست نیز اظهار داشت: من با پیش‌کشیدنِ چهار پرسش دیگر از دلِ پرسش شما، به شکلی دیگر و به زعم خودم به شکلی مؤثرتر، پاسخ می دهم.

مطرح بودن در سطح جهانی یعنی چه؟ چرا باید دغدغهٔ مطرح بودن در سطح جهانی را داشت؟ چرا باید این دغدغهٔ بی‌وجه را به مردم منتقل کرد؟ مطرح‌بودن در سطح جهانی چه دردی را دوا می کند؟ پس از این پرسش‌ها لازم است بگویم مترجمان و متخصصان ادبیات تطبیقی به این مساله می پردازند لازم نیست مساله ما باشد.

مشکل ما گرفتن یا نگرفتن جوایز ادبی نیست
دکتر مهری بهفر در مورد اینکه چرا آثار ادبی معاصر ایران از جوایز ادبی دنیا سهمی ندارد توضیح داد: این پرسش که بسیار پرسابقه است، این سوال همیشگی، پاس دادنِ (ارجاع دادن) مشکل است به جوایز ادبی دنیا. به این معنی که گویی اگر ما بنا به آمارها و شمارگانِ نشرِ کتاب این‌همه از خواندن، شناختن و فهمیدنِ ادبیات ایران دور شده‌ایم، اشکالی ندارد، مشکل فقط اینجاست که چرا ما نوبل نگرفتیم که کمی هورا بکشیم. مشکل ما گرفتن یا نگرفتن جوایز نیست.

مشکل ما عادت ما به نخواندن و نشناختنِ ادبیات‌مان است. در حاشیه باید بگویم، جایزهٔ بوکر به آثاری داده می‌شود که به زبان انگلیسی نوشته باشند.

وی در مورد جایگاه ادبیات فارسی در کشورهای تحت نفوذ فرهنگ ایرانی نیز گفت: نباید با جایگاه ادبیات فارسی مثل بازار بورس برخورد کنیم. اگرچه این رویکرد به ادبیات عادی است و مرسوم و جاافتاده. اما من این رویکردِ بازار بورسی، اگرچه جا افتاده و عادی، به ادبیات را معتبر نمی‌دانم.

مهم نیست که امروزه بورسِ ادبیاتِ فارسی در بازارهای جهانی چقدر بالا رفته. چشمانتان را ببندید و فرض کنید نیمی از مردم دنیا یکی از آثار ادبیات ایران را که به زبان آنان ترجمه شده، زیر بالشت دارند تا هر شب پیش از خواب با لذتی وافر آن اثر ایرانی را بخوانند، آیا این وضعیت رویایی، کم‌مطالعه بودن یا بی‌مطالعه‌بودن مردم خودمان را با تمام آثار سوء و خسارت‌های معنوی و آسیب‌های اخلاقی که به بار می‌آورد جبران می‌کند.

بهفر بزرگ‌ترین قوت ادبیات فارسی را ظرفیت خوانده‌شدنش در بیش از یک هزاره دانست و در مورد ضعف آن گفت: بزرگ‌ترین ضعف نه به خود ادبیات، که به شرایطی بازمی‌گردد که کتاب‌خوانی، به‌خصوص خواندنِ آثار ادبی را به عنوان یک نیاز واقعی انسانی تعریف نمی‌کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =