داستان سیستان همچنان باقی است

تهران- ایرنا- مسئولان وزارت آموزش و پرورش با حضور در استان سیستان و بلوچستان وعده‌های زیادی به مردم این استان دادند. حال باید دید وعده‌های داده شده تا چه میزان جامه عمل می‌پوشاند.

با سیستان از «داستان سیستان» رضا امیرخانی آشنا شدم. امیرخانی هم قدم با قدوم «ره بر» شهر به شهر روایت جنوبی ترین مردمان ایران، اما از همه آشنا تر به خورشید را روایت کرده بود. هنوز عکس پسری سیستانی با چشمانی گیرا که پشت داربست ها نظاره گر سخنان «ره بر» بود بعد از سال ها خواندن این کتاب از مقابل چشمانم محو نشده است.

ناگفته، مخاطب می داند هیچ توصیفی جز واژه «محرومیت» نمی تواند روایت تک کلمه ای مردمان سیستان باشد. استانی که  ۱۸۸ هزار و ۲۲۲ کیلومترمربع وسعت دارد و معادل ۱۱.۵ درصد مساحت کشور است و بیش از ۲ میلیون و ۷۷۵ هزار نفر جمعیت لقب پهناورترین استان کشورمان را از آن خود کرده است.
نرخ بالای موالید و جذب بازماندگان از تحصیل و محرومیت های نهفته در کوچه پس کوچه این دیار، اقدامات انجام شده بعد از انقلاب را کم رنگ نشان می دهد و سیستان را نیازمند اقدامات جهادی در حوزه آموزش و پرورش کرده است. غول پیکرترین استان ایران همچنان تشنه پنج هزار کلاس درس جدید است.
همچنین از مجموع ۱۸ هزار و ۹۵۴ کلاس درس موجود در سیستان و بلوچستان، ۱۰ هزار و ۵۲۸ کلاس درس نیازمند تخریب، بازسازی و مقاوم سازی است. 
آموزش، تمام مسئله سیستان و صد البته بلوچستان نیست، سیستان عزیز تر از چشم ما، در شاخص های توسعه انسانی، اقتصادی و فرهنگی در قعر فهرست استان های کشور است. همین مسئله، پرسشی است که داستان سیستان را برای من، در عین اندوه جذاب می کند؛ چرا سیستان نازنین ما محروم است؟

همین پرسش، منِ خبرنگار را همراه مسئولان آموزش و پرورش کرد تا به جای قلم، چشمانم روایت سیستان را برای مخاطب تصویر کند. باری داستان سیستان را خوانده بودم اما خواندن کی بوُد مانند دیدن، سیستان برای ما مرکز نشینان یا دور از محرومیت ها فقط یک قصه تکراری در اخبار و شبکه های مجازی است؛ اخباری که از فرط تکرار گویا فقط برای رفع تکلیف نوشته و خوانده می شود و پست هایی در شبکه های اجتماعی که خیلی وقت ها می مانی برای هم دردی و کاهش محرومیت مردم جنوب کشور است یا تمنای لایک.

اگر منِ خبرنگار هم در همین تکرار مکررات قلم زدم چه سود برای روایت سیستان، به جای قلم باید چشم را با قدم هم راستا کرد و اجازه داد چشم بدون سانسور هر آنچه که می بیند را به تصویر بکشد.تا هم خبرنگار محرومیت شوی و فصلی بر داستان سیستان بیفزایی و هم برای صاحبان میز که این روز ها کم وفاتر هم شده اند و نمونه آخر همین سرپرست آموزش و پرورش که عمر سرپرستی اش به گزارش سیستان مجال نداد منِ خبرنگار وعده هایی که در هر شهری و روستایی می دهد را ثبت کرده و  دریغی از یادآوری آن ها نداشته باشم. حالا که حرف به این جا رسید بگذارید جمله آخر گزارش خودم را در همین سطر حک کنم. شاید این گزارش بتواند قدری گرد و غبار زمان را از روی وعده های آموزش و پرورشی ها به مردم پهناورترین استان کشور بردارد.

و اما سیستان و بلوچسستان

با واهمه گرمای طاقت سوز سیستان وارد فرودگاه زاهدان شدیم، روایت ها از گرمای سیستان بیراه نبود. اما ما کمی خوش شانس تر بودیم و در یکی دو روز حضور ما در سیستان خورشید پر کار این منطقه انگار در مرخصی دو و نیم روزه ماهانه خود به سر می برد یا شاید هم به رسم مهمان نوازی، هوای مهمانان کم طاقت سیستان را داشت. به هرحال مسئولان آموزش و پرورش در قدم اول راهی مزار شهدا شدند. ما خبرنگاران از زیارت و عرض احترام و ادب به شهیدان سیستانی محروم ماندیم تاخیر پرواز در فرودگاه های ایران که خبرنگار و غیر خبرنگار نمی شناسد. گفتیم سیستانی ها محروم اند اما نه در دفاع از کشور و جانبازی برای اسلام، استان سیستان و بلوچستان مفتخر به اهدای بیش از ۲ هزار شهید در راه اسلام و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی است.

 همراه با مسئولان اداره نوسازی مدارس استان عازم استانداری شدیم. در راه چشم هایم را تیز کرده بودم تا شناخت بهتری از شهری که برای اولین بار در آن قدم می گذارم داشته باشم، سیستان شهر مردمان خونگرم بود اما سر و روی شهر به مردان آفتاب سوخته ای می ماند که زیر خورشید کار کشاورزی انجام می دهند؛ خسته و پر از چین و چروک، زاهدان کم تر رنگ و لعاب مرکز استان ها را به خود گرفته بود گویا می خواست فریاد بکشد که من سادگی و صمیمیت خود را با برج مال ها و تابلو این بانک و آن بانک عوض نکرده ام.

در استانداری جلسه اداری برپا بود و وعده تاسیس مدرسه در نقاطی از استان که فاقد مدرسه هستند توسط خیرین حاضر در جلسه به مردم سیستان داده شد و وزارت آموزش و پرورش هم قول کمک و مساعدت داد. کلنگ زنی مدرسه اُتیسم و فنی و حرفه‌ای ویژه کودکان استثنایی و بازدید از بیمارستان فرهنگیان برنامه های دیگر آموزش و پرورشی ها در زاهدان بود. مدرسه اُتیسم با اعتبار سه میلیارد تومانی توسط دولت در مدت زمان یک ساله در زاهدان ساخته می شود. قرار است با راه اندازی این مدرسه ۴۵ دانش آموز اُتیسم سیستان و بلوچستان زیر پوشش فعالیت های آموزشی قرار گیرند.

 این بیماری نوعی اختلال رشدی (از نوع روابط اجتماعی) است که با رفتارهای ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص می شود و علائم این اختلال تا پیش از سه سالگی بروز می کند و علت اصلی آن ناشناخته است. کودکان مبتلا به اُتیسم در ارتباطات کلامی و غیر کلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشکل دارند و این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار و تاسیس مدرسه مختص به آنان را ضروری می کند. طبق اعلام مسئولان سیستان هم اکنون ۵۸ مدرسه برای کودکان استثنایی دارد که ۲ هزار و ۹۳۱ دانش آموز در گروه‌های نابینا، ناشنوا، کم توان، جسمی حرکتی، چند معلولیتی و ناسازگار در آن ها مشغول تحصیل هستند. راه اندازی این مدرسه قدم بزرگی برای آموزش این کودکان است اما به شرطی که چند وقت دیگر در لیست پروژه های تکمیل نشده دولت قرار نگیرد.

همچنین از بیمارستان فرهنگیان زاهدان هم مسئولان آموزش و پرورش بازدید کردند. عملیات ساخت این بیمارستان از سال ۷۱ آغاز و تا مرحله دیوار کشی و اسکلت فلزی پیش رفته بود و از سال ۹۴ با تامین اعتبار از محل اعتبارات صندوق ذخیره فرهنگیان ادامه عملیات ساخت آن آغاز شد و تاکنون بیش از ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. تا سه ماه آینده قرار است افتتاح شود. مرکز کلنگ احداث پردیس فرهنگیان خواهران زاهدان به زمین زده شد.  یکی از مشکلات اصلی سیستانی ها کمبود معلم و یا استفاده از معلمان خرید خدمت است که دریافتی کمی دارند بنابراین تاسیس پردیس فرهنگیان می تواند این مشکل را رفع کند اما به شرطی که توزیع مناسبی در سطح استان صورت بگیرد.

همه این وعده ها و کلنگ زنی ها تا چند ماه یا چند سال آینده به نتیجه خواهند رسید و هنوز پیگیری آن ها از مسئولان زود است اما اصلی ترین هدف سفر آموزش و پرورشی ها به سیستان که موعد تحقق آن هم رسیده است پیمان این وزارت خانه با مجمع خیرین مدرسه ساز برای برچیدن مدارس خشتی و گِلی استان سیستان و بلوچستان است و باید مسئولان آموزش و پرورش در موعد مقرر اقدامات انجام شده در مورد این طرح اطلاع رسانی کنند. در این طرح علاوه بر وزارت آموزش و پرورش سه استان تهران، خراسان و شیراز به عنوان کمک کننده به استان سیستان و بلوچستان مشخص شده اند.

یکی از مناطقی که کاروان آموزش و پرورشی ها عازم آن شد منطقه گشت سراوان بود. شهری که در استان سیستان و بلوچستان و در بخش مرکزی شهرستان سراوان قرار دارد و بیشتر با حوزه علمیه اش (عین العلوم) شناخته می شود که یکی از قدیمی ترین مدارس دینی در سطح استان است. اما این قدمت حوزه علمیه باعث نشده محرومیت در این منطقه کم رنگ شود بلکه بیشتر هم به چشم می خورد. مدارس نمور، خشتی و گلی کوچک توصیف مدارس این منطقه است. مدارسی که نفس کشیدن در آن ها به سختی صورت می گیرد چه برسد به ارائه آموزش. طبق وعده مسئولان قرار است حداکثر تا پایان آبان دیگر خبری از این مدارس نباشد.
مشکل دیگر مدرس سیستانی سیستم گرمایش و سرمایشی این استان است. با توجه به گرمای شدید و در مناطق جنوبی علاوه بر گرما هوای شرجی، وجود سیستم سرمایشی از نان شب برای مدارس ضروری تر است. برای حل این مسئله وزارت آموزش و پرورش  ۶۷  میلیارد تومان از ۴۰۰  میلیارد تومان بودجه کل کشور در حوزه سیستم سرمایشی و گرمایشی به این استان اختصاص داده است.  امسال ۲۸۰ میلیارد تومان از اعتبارات ملی به نوسازی و بهسازی مدارس سیستان و بلوچستان اختصاص یافت. و قرار است بخاری نفتی همه مدارسی که علمک گاز به آن ها رسیده است حذف شود.
با خبر خوش تحویل ۵۰۰ کلاس درس در اول مهرماه به سیستان و بلوچستان عازم چابهار شدیم.


حضور در شهرستان های جنوبی
پهناوری که یکی از ویژگی ها بارز سیستان و بلوچستان است برای مسافران به معنای شهرهای دور از همی است که گاهی برای پیمودن مسافت دو شهر در داخل استان باید دو، سه ساعت بروی تا شاید به موقع در محل جلسات حاضر شوی.
اولین مقصد در مسیر چابهار کنارک بود،  یک واحد آموزشی با ۲۴ کلاس درس و در زمینی به مساحت ۱۱ هزار مترمربع و اعتباری بالغ بر ۹ میلیارد تومان افتتاح شد. واحد آموزشی مدرنی که در منطقه جنوب سیستان همچون نگینی در فضای آموزشی خواهد درخشید و امید ها را برای تحول آموزش و پرورش این منطقه زنده خواهد کرد.
مجتمع بزرگ آموزشی شهید جواد نوروزی کنارک دارای امکانات جانبی و تکمیلی همچون کتابخانه، نمازخانه، ۲ سالن ورزشی، فضاهای جانبی و محوطه‌های باز است و می تواند بخشی از مشکلات و کمبودها را مرتفع کند. شهرستان کنارک بیش از ۲۲ هزار دانش آموز دارد و با وجودی که از سال ۱۳۹۴ تاکنون ۲۶۴ کلاس درس توسط خیران و دولت ساخته شده اما همچنان کمبود کلاس درس و امکانات سرمایشی نیاز جدی حوزه آموزش وپرورش این شهرستان است.  شهرستان کنارک با ۲ بخش مرکزی و زرآباد دارای چهار دهستان کهیر، زرآباد غربی، جهلیان و زرآباد شرقی است. این شهرستان ساحلی با ۱۱ هزار و ۵۶۷ کیلومتر مربع وسعت، ۹۸ هزار و ۲۱۲ نفر جمعیت در ۶۴۰ کیلومتری جنوب زاهدان مرکز سیستان و بلوچستان و در ساحل دریای عمان (مکران) واقع شده است.

مسئله کمبود معلم و فقدان توزیع مناسب نیروی انسانی در استان باعث شده ضرورت تاسیس دانشگاه فرهنگیان در چابهار احساس شود با همین رویکرد کلنگ تاسیس ساختمان این دانشگاه در چابهار زده شد.  این پروژه با مشارکت خیران، مسئولان محلی و ۲۵ درصد از سوی وزارت آموزش و پرورش ساخته می شود. دیدار با خانواده شهدا، امضاء تفاهم نامه میان سازمان منطقه آزاد چابهار و وزارت آموزش و پرورش برای مشارکت در ساخت پروژه مجموعه گردشگری، تفریحی، فرهنگی و اقامتی در منطقه آزاد چابهار ، شرکت در نشست شورای اداری قطب جنوب، کلنگ زنی مدرسه ۱۲ کلاسه رسالت و بازدید از حاشیه شهر از برنامه های سفر مسئولان آموزش و پرورش بود.
سرانه فضای آموزشی چابهار کمتر از ۲ مترمربع است که باید به هشت مترمربع ارتقا پیدا کند تا شاهد تحول، توسعه و ارتقای شاخص‌های آموزشی و پرورشی باشیم.  یکی دیگر از مشکلات این ناحیه حضور دانش آموزان عشایری است که طبق اعلام مسئولان آموزش و پرورش سرانه آن ها باید سه برابر دانش آموزان معمولی باشد تا عدالت آموزشی رعایت شود.
مناطق محروم با نیروی انسانی خلاق و کارآمد می تواند توسعه پیدا کند و باید فضاهای آموزشی استاندارد برای دانش آموزان مستعد ساخته شود؛ تردیدی در این جمله نیست اما نمی توان برای توسعه، فرهنگ را از نظر دو داشت مسئله ای که در وعده های آموزش و پرورشی ها خلاء آن احساس می شود و همه وعده ها در حوزه آموزش بود و خبری از پرورش نبود چرا که بخش عمده از محرومیت های مردم استان سیستان و بلوچستان مخصوصا در مناطق جنوبی به خاطر باورهای فرهنگی غلط است که منجر به محرومیت های آموزشی هم شده است. بنابراین اگر مسئولان آموزش و پرورش می خواهند تحول معنا داری در سیستان و بلوچستان در حوزه کاری خود ایجاد کنند باید ظرفیت مدارس را در راستای اصلاح باورهای فرهنگی به کار بگیرند.
سیستان می تواند رشد کند و تبدیل به استانی شود که ظرفیت های خود را در اختیار توسعه کشور قرار دهد اما شریط ابتدایی و ساده این مسئله تحقق وعده ها است؛ وعده ها با خود توسعه نمی آورند بلکه معیارهایی که توسعه به همراه دارد، کار است. حال باید دید وعده های آموزش و پرورش با کار پیوند می خورد یا تنها در تیتر رسانه ها جا خوش می کنند و مردم سیستان همچنان مهمان مدارس نمور، خشتی و گلی خواهند بود و به داستان سیستان فصلی به نام وعده ها اضافه می شود یا کارها، این فصل را باید مسئولان آموزش و پرورش بنویسند نه از قلم من خبرنگار کاری بر می آید نه رضا امیرخانی نویسنده./

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =