جایگاه اندیشه در سینما

تهران- ایرنا- انتخاب ژانر فیلم و اندیشه‌هایی را که در سینما متبلور می شود شاید بتوان انتخابی شخصی قلمداد کرد اما مساله این است که این رویکرد، بشدت متاثر از فضای اجتماعی و مظروفی از ظرف زمانه و شرایط حاکم بر آن است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، سینما را می توان یکی از پرمخاطب ترین و به‌روز ترین هنرهای جهان نامید؛ عرصه ای که به مدد پیشرفت روزافزون فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، بیش از پیش از رشد کرده و امروز به عرصه ای بسیار قدرتمند در زمینه اشاعه ایدئولوژی ها و مکاتب فکری بدل گشته است.

در واقع تاثیرپذیری مخاطب از رسانه هایی چون سینما به قدری قوی، ماندگار و موثر است که بسیاری از کشورهای پیشرفته، مدت ها است بودجه های کلانی را به این عرصه اختصاص داده اند؛ سرمایه گذاری هایی که به شکل هدفمند به نوعی اثرگذاری مدون و دقیق می انجامد. در نتیجه اهمیت بینش و دانش در سینمای امروز و تجهیز به آن، در راستای اثرگذاری و مولد بودن برکسی پوشیده نیست.

نگاهی به وضعیت تولیدات در سینمای امروز ایران، ممکن است ناامیدی و نگرانی هایی را به جهت افول دانش و بینش سازندگان فیلم و سینماگران برانگیزد؛ چنانچه در خیل آثار تولیدی بیش و پیش از هر فکر و اندیشه ای، ملحوظ داشتن گیشه به هدف اول و آخر بدل شده و جز یک سود کوتاه مدت، اثری از برنامه ریزی بلند مدت و هدف و اثرگذاری در آن دیده نمی شود.

در نتیجه فیلم ها به یک توالی، تکرار و بازتکرار بدل شده اند که به نظر می رسد در این جریان، فکر، اندیشه، بینش و حتی خلاقیت، به حاشیه رانده شده است.

در تحلیل این وضعیت اما برخی شرایط اجتماعی را بانی دیده و بر این عقیده اند که چیزی به اسم بینش های فردی از دست نرفته است و به شرط تغییر شرایط، افراد می توانند خودشان را نشان دهند.  

آنچه در ادامه می آید گفت وگوی پژوهشگر ایرنا با یکی از منتقدان سینمایی در رابطه با جایگاه اندیشه در سینمای امروز است.

«شهرام جعفری نژاد» منتقد، پژوهشگر سینمایی و استاد دانشگاه ضمن رد رو به افول گذاشتن اندیشه در سینمای امروز، اظهار داشت: اندیشه در سینما همیشه حضور داشته است و امروز هم دارد. نکته این است که این اندیشه چیزی ورای دانش عمومی سینماگران نیست. هر فیلمی که شما در هر زمانی می بینید، برآیند دانش عمومی سینماگرانش در آن دوره است. این دانش عمومی به طور طبیعی و غریزی و آموخته و تربیت شده از یک سری مکاتب و فلسفه ها و اندیشه ها آبشخور می گیرد که با اینها کاری نداریم. هریک از فیلمسازان ما دانش و بینش و اندیشه ای دارند و این دانش و بینش ممکن است در هر کشور و در هر دوره اشکال مختلفی به خود بگیرد اما هیچ زمانی حذف نشده است. در نتیجه امروز هم مجموعه فیلم هایی که از سینمای ایران یا هرجای دیگر روی پرده می آید، مانند هرجای این کره خاکی که فیلم ساخته می شود، برآیند اندیشه هایی است؛ بدون این که بخواهیم دنبال این اندیشه و بینش باشیم یا فکر کنیم آنقدر پیچیده است که باید به وجودش آورد. چرا که خودش به صورت طبیعی شکل می گیرد و نیازی ندارد که شما برای آن کوشش کنید. یعنی این بی معنی است که بگردیم ببینیم اگر جایگاه اندیشه کم است آن را زیاد کنیم.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که آیا نمی شود این بینش و دانش را با آموختن و به صورت اکتسابی بالا برد، تاکید کرد: طبعا می شود. این بینش هم مانند دانسته های هر فرد، متشکل است از استعداد، ژنتیک، محیط و آموخته ها. همه این ابعاد در آن دخیل است اما حرف من این است که این اندیشه قابل اندازه گیری نیست، مثلا سطح سواد جامعه پزشکی در چه حد است؟ کسی تا به حال آن را اندازه گرفته است؟ در نتیجه سواد پزشکان به طور طبیعی از دانش، طبیعت، کوشش و تحصیلات آنان بر می آید؛ چنانچه سینماگران ما هم همین هستند.

جعفری نژاد در جواب این سوال هم که آیا نمی توان بر اساس تولیدات بی کیفیتی که این روزها در آثار سینمایی مشهود است، سطحی متنزل را برای دانش سینمایی تصور کرد، بیان داشت: آثار تولید شده صرفا برآیندی از استعداد و اندیشه فیلمسازان ما نیست و مسائل متعدد بسیاری در آنها دخیل است؛ مسائلی چون شرایط فیلمسازی و اکران، شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.

وی افزود: همین فیلمساز ما را ببرید وسط جریان فیلمسازی کشوری قرار دهید که بسیار اصولی، قانونمند، زیبا و به عنوان یک صنعت سینمایی پویا و روبه رشد فعالیت می کند، خواهید دید این استعداد از این رو به آن رو خواهد شد و اندیشه هایش امکان تبلور می یابند؛ آیا این اندیشه ها را نداشته است؟ چرا ولی در اینجا امکان ظهور نداشته است. بنابراین می بینیم که شرایط اجتماعی بخش بزرگی است و سهم کمی به اندیشه ها و استعدادها و توانایی خود فیلمسازان بر می گردد. در همه جای دنیا به همین ترتیب است که نقش بسیار زیادی را بستر، شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگ، تاریخ، جغرافیایی و مجموعه نظام سینمایی که آن مردم در آن زیست می کنند، تعیین می کند چنانچه در کشور ما هم به همین ترتیب است. بنابراین از روی آثار روی پرده نمی شود استعداد، اندیشه فیلمسازان و سینماگران را سنجید.

به گفته جعفری نژاد، در برخی زمان ها متوجه بالا رفتن این دانش و بینش هستیم و این همان زمان هایی است که نظام سینمایی بهتر است؛ مثلا در دهه ۶۰ که در مورد افراد، سازمان سینمایی و تولیدات و ... یک مهندسی صورت می گیرد، این رشد مشهود است؛ همچنان که امروز هم هر چه رای گیری می شود، می بینید که بیشترین فیلم ها از دهه ۶۰ و ۷۰ انتخاب می شوند. این نشان دهنده این است که در این ادوار آن استعداد و اندیشه، بیشتر امکان بروز و ظهور یافته است. معنی آن این نیست که امروز اندیشه ها رو به قهقرا رفته بلکه نشان می دهد که شرایط رو به قهقرا رفته است. در نهایت، بستر اجتماعی به اضافه مدیریت در افتان و خیزان شدن وضعیت سینمایی دخیل است. در مورد شرایط اجتماعی که گریزی از آن نیست و بعضا ما شرایطی داریم مانند تحریم که کاری از دستمان برنمی آید ولی بخش مدیریت سینما را که بخش عمده ای است، می شود با انتخاب مدیران توانمند در عرصه های مختلف، کمی بهبود بخشید. با این حال و متاسفانه در این چند دهه شاهد هستیم که مدیران سینمایی ما مانند باقی عرصه های کشور، در تمامی سطوح تنزل یافته اند که ارتقا پیدا نکرده اند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =