ابراهیم در آتش

تهران-ایرنا-ابراهیم حاتمی کیا را می توان اثرگذارترین کارگردان سینمای دفاع مقدس در ایران نامید؛ کارگردانی که همواره راوی آتش سوزاننده و خاموش ناشدنی و تلخی های بی پایان جنگ بوده و خود نیز از آن بی بهره نمانده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، سینمای دفاع مقدس، یکی از جدی ترین و برجسته ترین ژانرهای سینمایی بعد از انقلاب اسلامی است که از دهه ۶۰ در تاریخ سینمای ایران آغاز شده است. محوریت ژانر دفاع مقدس که عنوانی ملی برای اشاره به جنگ هشت ساله ایران و عراق است، به صورت کلی بر مضامین ملی گرایانه و دفاع از تمامیت ارضی کشور تاکید دارد.

نام سینمای دفاع مقدس عمیقا به نام ابراهیم حاتمی کیا پیوند خوده و حاتمی کیا را می توان یکی از اثرگذارترین و برجسته ترین کارگردانان دفاع مقدس نامید؛ کارگردانی که از ابتدای انقلاب تا به امروز دفاع مقدس را به عنوان مضمونی پایه برای فیلم هایش به کار گرفته و هر بار از خلال این مفهوم تکراری، حرف تازه ای برای مخاطب داشته است.

«دیده بان ۱۳۶۷»، «مهاجر ۱۳۶۸»، «از کرخه تا راین ۱۳۷۱»، «بوی پیراهن یوسف ۱۳۷۴»، «برج مینو ۱۳۷۴»، «آژانس شیشه ای ۱۳۷۴»، «روبان قرمز ۱۳۷۷»، «موج مرده ۱۳۷۹»، «ارتفاع پست ۱۳۸۰» و «به رنگ ارغوان» بخشی از کارنامه حرفه ای حاتمی کیا و بخشی مهم و اثرگذار از تاریخ سینمای دفاع مقدس است.

به عنوان مثال آژانس شیشه‌ای که یکی از برجسته ترین آثار دفاع مقدس است، پس از موفقیت در جشنواره فجر سال ۱۳۷۶ (کسب جوایزی چون: بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین موسیقی متن و...) در اکران درخشید و پس از آنکه با فروشی حدود ۱۷۰ میلیون تومان، دومین فیلم پرفروش سال ۱۳۷۷ ایران شد، به اثری دست نیافتنی در سینمای پس از جنگ بدل گردید.

لزوم بررسی ماهیت و تفاوت سینمای حاتمی کیا به دلیل نقش پر اهمیت وی در سینمای دفاع مقدس، را می توان یکی از کار ویژه های مطالعات سینمایی در ایران نامید.

آنچه در ادامه می آید گفت و گوی پژوهشگر ایرنا با یکی از منتقدین سینمایی در همین راستا است.

 «شهرام جعفری نژاد» منتقد و پژوهشگر سینمایی، در ابتدا ضمن توصیف جایگاه سینمای دفاع مقدس در سینمای ایران بیان داشت: مهم ترین ژانر سینمایی بعد از انقلاب ما سینمای دفاع مقدس است و در رای گیری های متعددی که در این سال ها و از طریق مراکز ذی صلاح برگزار شده ، من و باقی منتقدان آراء خود را اعلام کرده ایم.

«من در این رای گیری ها چند کار حاتمی کیا، ملاقلی پور، درویش و دیگر فیلمسازان شاخص مان را نام برده ام.  در میان آثاری که حاتمی کیا در دوران دفاع مقدس ساخت، فیلم های «دیده بان» و «مهاجر» جایگاه بسیار خاصی دارند، در دوران بعد از جنگ و آثاری که ساخت «آژانس شیشه ای» و «روبان قرمز» و حتی «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» هم بسیار جایگاه شاخصی دارند (منهای آثار اخیر)؛ من با ملاقلی پور به دلایل مختلف، کمتر ارتباط برقرار می کردم ولی می شود «سفر به چذابه» و «نجات یافتگان» را از وی نام برد. «عبور از آتش» از عزیز الله حمید نژاد و سه کار از احمدرضا درویش ، «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «دوئل» آثار انتخابی من از دفاع مقدس هستند».

جعفری نژاد در تشریح تفاوت حاتمی کیا با سایر سینماگران، اظهار داشت: ابراهیم حاتمی کیا از نظر فنی در نسل های اولیه سینماگران بعد از انقلاب، درجه یک ترین کارگردان سینمای ایران بود (از تمام فیلمسازانی که بعد از انقلاب یعنی در نسل اول وارد شدند و اینجا منظور سینماگران اخیر مانند اصغر فرهادی، رضا درمیشیان و هومن سیدی و... نیست)؛ و در نسل اول از همه تکنیکی تر، فنی تر و باسوادتر بود. و مهارت فنی او هنوز که هنوز است، استتثنایی است.

«از نظر محتوایی و دیدگاهی و مضامین هم فوق العاده آدم صادقی بود و هست؛ یعنی حاتمی کیا به شدت آدم راستگویی است؛ با سینما، کار سینما می کند و مانند بسیاری دیگر (که نمی خواهم روی کار آنها اسم بگذارم) رفتارهای غیرسینمایی و غیراخلاقی ندارد و این حرفه را به راستی دوست دارد».

وی افزود: مهم ترین وجه سینما و کار حاتمی کیا که تا امروز هم امتداد یافته است و من این ویژگی را در هیچ سینماگر دیگری سراغ ندارم، بازتابی طبیعی است نسبت به شرایط زمانه؛ یعنی شما اگر فیلم های حاتمی کیا را مورد به مورد ، از اول تا به امروز کنار یکدیگر قرار دهید، انگار وضعیت کشور ایران را در این چهل سال بررسی می کنید. فیلم های دفاع مقدس او دقیقا بازتاب شرایط ایران در آن زمان هستند، فیلم های بعد از دفاع مقدس او بازتاب احوال و شرایط همان دوره هستند، فیلم دوره اصلاحاتش بازتاب و حال و هوای همان دوره است؛ فیلم دوره احمدی نژادش آیینه همان دوران است و فیلم دوره روحانی اش، بازتاب همان دوره است؛ فیلم امروزش بازتاب همین دوره و شرایط حال حاضر و اعتراضات مردم است؛ یعنی حاتمی کیا دقیقا در این کشور زیست می کند و فیلم هایش سند کاملی از دوران حضورش در آن است.

سینمای آینه وار

این منتقد تصریح کرد: این مشخصه ای است که من به این شکل، اصلا در مورد هیچ فیلمساز دیگری سراغ ندارم. ایرادهایی که امروز از حاتمی کیا گرفته می شود، در واقع ایرادهایی واقع بر او نیست؛ چرا که نه مهارت حاتمی کیا در داستان گویی و فیلمسازی تغییری کرده است و نه صداقت ایشان. در نتیجه ایراداتی که امروز مطرح می شود، به شرایط اجتماعی باز می گردد؛ یعنی شرایط به نوعی عوض شده که حالا بازتاب حاتمی کیا در حال تغییر است. چون این بازتاب ها تغییر داده شده، برخی فکر می کنند حاتمی کیا است که در حال تغییر است؛ اما بحث برسر تغییر شرایط است؛ چرا؟ چون شرایط آن شرایط صادقانه بیست یاسی سال پیش نیست، به همین سادگی. یعنی شرایط زیست در این کشور با همه فراز و فرود ها و نواقصی که داشت، با همه کمبودهایی که در دهه ۶۰ و در دوران جنگ و همه مسائلی که در دهه ۷۰ بود، مانند گذشته نیست؛ میزان صداقت زندگی در این کشور، سال به سال و دهه به دهه کمتر شده است. یعنی میزان اختلاس ها و دزدی ها بیشتر شده است. روزی نیست که دادگاهی برگزار و معضل جدیدی مطرح نشود و اینها شرم آور است

«بنابراین حاتمی کیا به این مسائل واکنش نشان می دهد. اگر شما می بیند که زبان فیلم ها و زبان خود حاتمی کیا (حتی وقتی روی سن می آید) تندتر و پرخاشگرانه تر شده، اعتراض به این وضعیت است. فیلم ها تغییری نکرده اند و هنوز هم سرپا و قرص و محکم هستند و صداقتش هم همان است و این تغییر شرایط است».

وی افزود: این سیر نزولی که ما در صداقت، اخلاق و همه معیارهای درست، در دهه های مختلف طی می کنیم در فیلم های حاتمی کیا بازتاب پیدا می کنند. این که چرا فیلم های دوران قبل حاتمی کیا به دل شما می نشیند، طبیعی است، چون از یک شرایط بسیار آرمانی و صادقانه سخن می گوید؛ دوران دفاع مقدسی که افراد و عقاید مختلف با یک همزیستی فوق العاده، زیر یک چتر، از هویت و استقلال این کشور دفاع می کردند.

این استاد دانشگاه در تحلیل سینمای حاتمی کیا تاکید کرد: دلیل این که در آثار عده ای مانند حاتمی کیا، ملاقلی پور و درویش و... بعد از آن دوره، حالت اعتراضی پدیدار شد و همه تصور کردند اینها به سینما ضدجنگ روی آورده اند (که البته ضدجنگ نبود) همان اعتراض به شرایط نابرابر و به دور از صداقت بعد از جنگ بود.

وی افزود: این بندگان خدا تا زمانی دوربینشان متمرکز بر خط مقدم و جبهه ها بود و فکر می کردند که این فضاهای آرمانی و دلدادگی و دست به دست دادن، در زندگی شهری هم در تمام این مدت جریان خواهد داشت اما برگشتند و دیدند این خبرها نیست؛ دیدند که عده ای اموال را غارت کرده اند، مسائلی که در فیلم ها بازتاب یافت مانند همان دیالوگ های آژانس شیشه ای که می گوید «قبل از جنگ یک تراکتور داشتم، برگشتم و همان را هم نداشتم. یا چپاول های دیگری که از آن تاریخ تا به امروز صورت گرفته است؛ این بی عدالتی ها است که باعث خشم این افراد می شود و زبان سینمایی را تغییر می دهد.

در نتیجه به صورت طبیعی فیلم های خوب و دلنشین آن دوران، بازتاب زلالی و بی غل و غشی همان دوران هستند. نوعی همنشینی بین ساخت و ساز سینمایی اثر و فضایی که اثر در آن جریان دارد؛ بر این اساس این دو روی هم منطبق می شوند و فیلم به فیلم و دهه به دهه که جلو آمدیم، به دلیل استحاله شرایط، این فاصله و تعارض آثار قبلی و بعدی بیشتر شده است.

این منتقد سینمایی در اشاره به برجسته ترین مولفه های سینمای حاتمی کیا تصریح کرد: صداقت و تبحر، مهم ترین مولفه های سینمای حاتمی کیا است. صداقت با خودش قصه و شخصیت می آورد. وقتی تو به چیزی که می گویی، شخصیتی که نشان می دهی و تصویری که روی پرده است، اعتقاد داری، خروجی دلنشین است و کار درست در می آید. در فیلم های دیده بان و مهاجر، چرا شخصیت ها تا بدین حد قابل باور هستند؟ چون تو آنها را باور داری، در آن فضا زیست کرده ای و نفس کشیده ای. و این باور به زندگی و شخصیت هایی که قصه شان را تعریف می کنی، اصل اساسی و بسیار مهمی است و باقی چیزها به دنبال این ها می آیند.  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =