۱۷ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۱۵:۰۴
کد خبرنگار: 1343
کد خبر: 83469271
۱ نفر

برچسب‌ها

طالقانی در زندان

تهران- ایرنا- آیت الله سیدمحمود طالقانی روحانی مبارز، ملی گرا و نواندیشی دینی بود که به علت شخصیت جامعه‌الاطرافش مورد احترام همه گروه‌ها اعم از مذهبی، ملی‌گرا و چپ‌گرا بود و از مبارزات مسلحانه جوانان مسلمان در زمانه ای که سکوت و رکود بر عرصه مبارزات حاکم بود، دفاع می کرد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ آیت الله سیدمحمود طالقانی در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران به رهبری محمد مصدق  از او حمایت کرده بود، نهضت آزادی ایران را به همراه مهدی بازرگان و یدالله سحابی به وجود آورد و امامت جماعت مسجد هدایت را برعهده داشت که افراد زیادی تحت تاثیر سخنانش در مبارزه با حکومت پهلوی همگام شدند که در این میان گروه هایی که مبارزه مسلحانه در پیش گرفتند، نقش بارزی داشتند. در ارتباط با همین مبارزه ها هم بود که طالقانی ۲ بار از طرف حکومت دستگیر شد؛ بار نخست در ۱۳۴۲ خورشیدی به ۱۰ سال زندان محکوم و سرانجام در ۹ آبان ۱۳۴۶ خورشیدی از زندان آزاد شد اما بعد از رمضان ۱۳۵۰خورشیدی به مدت ۱۰ سال به زابل تبعید شد که اعتراض های زیادی در پی داشت و با فشار علما رأی صادره را پس از ۶ ماه تقلیل و محل اقامت اجباری وی را از زابل به بافتِ کرمان تغییر دادند و پس از یکسال اقامت در بافت، به تهران بازگشت اما بار دیگر به اتهام ارتباط با مجاهدین دستگیر و زندانی شد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله طالقانی به بررسی ارتباط و عکس العمل وی با مجاهدین در زندان پرداخته است.

حمایت از بنیان گذاران مجاهدین

محمد حنیف نژاد و سعید محسن از بنیان گذاران مجاهدین در دهه ۴۰ ارتباط نزدیکی با آیت‌الله طالقانی داشتند به دلیل اینکه در دوران دانشجویی خود به مسجد هدایت که طالقانی در آنجا سخنرانی می کرد، رفت و آمد داشتند تا اینکه در فضای سرکوب و اختناق دهه ۴۰ خورشیدی با روی آوردن به کارهای زیرزمینی و جمع آوری نیروهای مبارز و مذهبی و کار مکتبی به تدریج متشکل شدند تا اینکه در ۱۳۴۶ خورشیدی تشکیلات اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران را راه اندازی کردند. آیت‌الله طالقانی در این سال‌ها در زندان به سر می‌برد و حنیف نژاد و دوستانش نیز در زندان بودند که با هم اربتاط داشتند. پس از آن با آزادی طالقانی از زندان حنیف نژاد که مدتی قبل آزاد شده بود، بلافاصله به دیدار وی شتافت تا گزارش کار گروه خود را بدهد. آیت‌الله طالقانی که از دیدن شاگرد خود و خبر تشکیل گروهی منظم و متشکل که توانسته است شعله مبارزه را روشن نگه دارد، ابراز خوشحالی کرد و این چنین او را دلداری می دهد که تا وقتی نیت‌تان خیر و در راه خدا هستید، خدا هم با شماست. از این نابسامانی‌ها هراس به دل راه ندهید و مأیوس نشوید.

پس از آن در ۱۳۴۹ خورشیدی ۹ تن از اعضای مجاهدین با دسیسه ساواک سازمان اطلاعات و امنیت کشور در زندان بعثی‌های عراق گرفتار می شوند و طالقانی با جوهر نامرئی بر روی پاکت سیگار نامه‌ای برای امام خمینی (ره) نوشته و ضمن تعریف و تمجید و تشبیه آن جوانان به اصحاب کهف، خواستار کمک به آنها می شود تا اینکه در هنگامه ای که در تبعید به سر می برد خبر اعدام حنیف نژاد، سعید محسن و یارانش را می شنود. آیت الله طالقانی از بنیانگذاران مجاهدین به عنوان مسلمانان راستین نام می برد که به سان گوهرهایی در تاریکی درخشیدند و شاگردان مؤمن و دل داده مکتب قرآن بودند.

دستگیری به اتهام ارتباط با مجاهدین

در نیمه اول دهه ۵۰ خورشیدی چند تن از روحانیون، از اعضای سازمان مجاهدین حمایت می کردند اما آیت الله طالقانی به آنها بیشتر خوشبین بود تا اینکه در گرمای تابستان ۱۳۵۴خورشیدی، وحید افراخته از اعضای سازمان دستگیر و در بازجویی ها ارتباط و کمک طالقانی را با سازمان افشا کرد. همین امر هم مقدمه دستگیری و زندانی شدن او را فراهم آورد. طالقانی چند ماه در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری صدای ضجه و فریاد زندانیان سیاسی می شنید و گاهی شکنجه شدگان نیمه جان، از حال رفته و خونین را می نگریست که در برابر دیدگنش پرپر می زدند تا اینکه به اوین منتقل و بعد از یک دوره بلاتکلیفی در دادگاهی فرمایشی به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

گروه بندی ها در زندان

در این زمان دستگیری های وسیعی انجام گرفته بود و در زندان افراد و گروه های مختلف حضور داشتند. یک طرف اعضای سازمان مجاهدین بودند که در شرایطی که بیشتر رهبران سازمان در زندان به‌سر می‌بردند تقی شهرام و بهرام آرام در بیرون از زندان اطلاعیه ای منتشر و تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیست داده بودند. این اتفاق به زندان هم رسید؛ دسته ای به تبعیت از تقی شهرام مارکسیست شدند و دسته ای دیگر که در رأس آنها مسعود رجوی و موسی خیابانی قرار داشتند و بنابه گفته هایی تظاهر به مسلمانی کردند و بنابه گفته محمدمهدی جعفری از اعضای نهضت آزادی بیشتر به مارکسیست ها خودشان را نزدیک می‌کردند که جاذبه ایجاد کنند. رجوی به همراه افرادی دیگر همچون پرویز یعقوبی، محمد حیاتی و تعدادی دیگر در بند ۲ اوین بودند. ملی –  مذهبی هایی همچون مهدی بازرگان، یدالله سحابی، عباس شیبانی و ... هم بودند. روحانیونی همچون آیت الله طالقانی، حسینعلی منتظری، محمدباقر انواری، اکبر هاشمی رفسنجانی، عبدالرحیم ربانی شیرازی، محمدرضا مهدوی کنی، مهدی کروبی، حسن لاهوتی، عبدالمجید معادیخواه و سران اصلی موتلفه اسلامی مانند حبیب الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان، حاج مهدی عراقی و اسدالله لاجوردی هم بودند. در چنین شرایطی علما و طلاب و دانشجویان مذهبی در بند یک در طبقه اول اوین بودند که موضع گیری انتقادی نسبت به مبانی فکری مجاهدین در پیش گرفته بودند.

در میانه اختلاف مسلمانان و مارکسیست ها

در چنین شرایطی مهمترین مسئله مشاجرات و کشمکش های فکری و سیاسی بود که عمدتاً هم میان مذهبی ها و مارکسیست ها به وجود می آمد. نوعی گروه بندی در اوین ایجاد شده بود و مسائل مورد اختلاف در حال تبدیل شدن به درگیری های شدید در داخل زندان و ایجاد حصار در حصار بود که حتی دامنه این گروه بندی ها و درگیری ها به بعد از پیروزی انقلاب رسید، اگرچه مبارزه ای آشتی ناپذیر و همه جانبه علیه حکومت پهلوی شروع کرده بودند. اما طالقانی از یک طرف روحانی برجسته ای بود که نهضت آزادی را به همراه بازرگان و سحابی به وجود آورده بود و از طرف دیگر هم بارها از اعضای مجاهدین حمایت کرده بود و به دلیل ارتباط با سازمان زندانی شد. بنابراین آیت الله طالقانی در میانه همه این گروه ها قرار داشت اما اختلافی به وجود آمد و عده ای مبارزه با مارکسیسم را مقدم بر مبارزه با استبداد سیاسی و حکومت پهلوی دانستند اما طالقانی مخالف دیدگاه های آنها بود تا آنجا که حمله های بی سابقه ای علیه وی انجام گرفت و اختلاف به جایی رسید که در نمازهای جماعت به او اقتدا نمی کردند؛ همان هایی که مدتی بعد از زندان آزاد شدند اما طالقانی همچنان در زندان بود.

بیانیه شفاهی در ارتباط با مارکسیست ها

یکی از بحث برانگیز ترین مسائلی که در زندان پیش آمد و دیثدگاه های مختلفی در مورد آن وجود دارد، مسئله بیانیه علیه مارکسیست ها بود. در شرایطی که آیت الله طالقانی در زندان تمرکز خود را برروی تفسیر قرآن گذاشته بود در داخل زندان و بیرون از آن مباحثات و مناقشاتی درباره نحوه تعامل با مجاهدین پیش آمد. عدم اعتماد مذهبی‌ها به آنها به اوج خود رسید. ‌فعالیت‌های جناح چپ روی بچه‌های مذهبی، بدبین کردن‌شان به مسائل ‌ ‌اسلامی‌ باعث شد تا عده ای جبهه گیری کنند تا آنجا که چند تن از علمای سرشناس همچون هاشمی، منتظری، ربانی شیرازی، مهدوی کنی، انواری و لاهوتی و طالقانی به این نتیجه رسیدند که باید چگونگی تعامل مبارزان مسلمان با مارکسیست‌ها روشن شود. البته اعلامیه این گروه از روحانیون مکتوب نشد و فقط به‌صورت شفاهی گفته شد. در گزارش ساواک آمده است وقتی از طالقانی سؤال کردند چرا این موضوع را کتبی نمی‌نویسد، اعلام داشت: برای اینکه رژیم از این موضوع سوء استفاده نکند، از نوشتن خودداری کرده، لیکن وظیفه مسلمانان است که آن‌را به دیگران بگویند. اگرچه سید محمدمهدی جعفری که از همراهان قدیمی محمود طالقانی بود در کتاب مجاهدین خلق از درون می‌گوید که طالقانی حاضر به امضای این فتوا نشد. در همین زمان مجتبی یکی از فرزندانش به جریان مارکسیستی مجاهدین پیوسته بود و نامه ای به پدرش نوشت و از او به عنوان آموزگار و همرزمی که مدت ها با یکدیگر در یک سنگر علیه امپریالیسم و ارتجاع مبارزه کرده اند، نام برد.

آزادی از زندان و مجاهدین

آیت الله طالقانی بعد از آزادی از زندان و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حسن نیت خود را نسبت به مجاهدین نشان داد و خطاب به رهبران سازمان آنها که در ۱۳۵۸ خورشیدی به دیدارش رفته بودند، گفت: اگر اشتباهاتی بود، جبران کنید. اگر نقصهایی بوده که تکمیل کنید و اگر نارسایی هایی بوده رساترش کنید ... از گرایش به چپ و راست بر حذر باشید و بدانید ایدئولوژی و مکتب تب شده مخرب می شود و ایدئولوژی واقعی آن است که بر اساس تعالیم قرآن و منطبق با آن باشد.

اما این افراد نخواستند چنین دلسوزی را درک کنند تا اینکه آیت الله طالقانی در خطبه های نماز عید سعید فطر در دانشگاه تهران فریاد زد: من خودم را برای اینها داشتم فدا می کردم.   حتی بعضی از تنگ نظرها و اندک بین ها مرا متهم می کردند ... اما با این کارهایی که کردند دیگر در میان مردم جایی ندارند. بروند فکر دیگری بکنند... شما فکر می کنید من طرفدار اینها هستم مطمئنا اگر آنها بفهمند که من بر خلافشان حرفی زده ام از من می برند ولی من غرضم از مدارا با اینها این است که اینها به اسلام جلب شوند تا بتوانیم اشتباهاتشان را رفع کنیم، کاری کنیم که به راه بیایند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =