ابهامات حضور پارلمان اصلاحات در ماراتن انتخابات

تهران-ایرنا- تلاش های اصلاح طلبان برای رساندن پارلمان اصلاحات به ماراتن انتخابات با اظهارات ضد و نقیض در فضای رسانه ای پیگیری می شود و این میان شماری تحقق این ایده را برگ برنده انتخابات و گروهی هم اختلاف نظرها درباره آن را پاشنه آشیل وحدت اصلاح طلبان می دانند.

اظهارات «عزت‌الله تقواییان» رئیس جدید شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره بررسی طرح پارلمان اصلاحات در جلسه این شورا و توصیه به روسای شعب احزاب برای بررسی طرح، بار دیگر موضوع پارلمان اصلاحات را مورد توجه قرار داد. «سعید شریعتی» فعال اصلاح طلب پارلمان اصلاحات را موازی کاری دانسته و گفته است: «گویا طراحان اولیه پارلمان اصلاحات بیش از اینکه قصدشان تشکیل یک مجمع و پارلمان فراگیر باشد، به دنبال آلترناتیو سازی برای شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بودند.»

«آذر منصوری» قائم مقام حزب اتحاد ملت و عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، طرح پارلمان اصلاحات را پاسخگوی نیازهای اصلاح طلبان در زمینه رهبری، اجماع سازی، خلاء گفتمانی و تقویت احزاب ندانست و گفت: «این طرح نسخه حجیم شده شورای عالی سیاست گذاری یا شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب است و این یعنی تکرار راههای رفته که دستاورد جدیدی پیش روی اصلاح طلبان نمی گذارد.»

پیش از این هم «حسین مرعشی» سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی درباره رهبری طرح پارلمان اصلاحات گفته بود: «زمانی فکر می‌کردیم اگر پارلمان اصلاحات با حدود ۶۰۰ عضو از سراسر کشور شکل بگیرد، رئیس این پارلمان باید خاتمی باشد اما آیا می‌شود این کار را کرد؟»

بسیاری دیگر از چهره های حزبی و شخصیت ها مطرح اصلاح طلبان درباره ماهیت این ایده، امکانات و زمان اجرایی شدن این طرح ابهاماتی را مطرح کرده اند اما قدر مسلم این اظهارات در این پرسش است که تصمیم گیران نهایی در جریان اصلاحات، احزاب هستند یا افراد؟ اگر احزاب هستند آیا وزن و اثرگذاری همه آن ها در این فرآیند باید مساوی باشد یا هر حزبی منسجم تر و بزرگ تر، تاثیرگذارتر  در تصمیم گیری محق تر است؟ اگر تصمیم گیران اشخاص هستند این افراد را چه کسانی تعیین می کنند؟ ناظران عملکرد آن ها چه کسانی هستند و این رویه تا چه اندازه با آرمان های اصلاح طلبی و تکثرگرایی حزبی همخوانی دارد.

ایده پارلمان اصلاحات از کجا شروع شد؟

موضوع نهادسازی در جریان اصلاحات عمری به قدمت ۲۰ سال دارد و نخستین تلاش ها در این زمینه منجر به شکل گیری نهادی با عنوان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شد اما فراز و فرودهای سیاست ورزی در اردوگاه اصلاح طلبان که می توان آن را به دو مقطع پیش و پس از سال ۸۸ تقسیم کرد؛ به گونه ای پیش رفت که بزرگان این قوم تصمیم گرفتند برای اثرگذاری بهتر در انتخابات مجلس دهم، شورای دیگری تشکیل دهند تا بتواند در زمینه هماهنگی انتخاباتی متمرکز عمل کند. شورای عالی سیاست گذاری در زمستان ۹۴ تشکیل شد، بیشتر کرسی های بهارستان به فهرست امید این شورا رسید، در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم و شورای شهر پنجم هم گرچه مراد اصلاحات حاصل شد اما تمام داستان انتقادها به این شورا از فردای همین انتخابات در سال ۹۶ آغاز شد.

 دی ماه همان سال «مصطفی کواکبیان» دبیرکل حزب مردم سالاری از رونمایی ایده پارلمان اصلاحات در کنگره حزبش خبر داد. طرح رونمایی شد، نزدیک به دو سال میان کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و احزاب در رفت و برگشت بود و هر چهره حزبی هم در هر مصاحبه ای از بررسی جزئیات آن سخن گفت. گاهی کارگزارانی ها نامش را تغییر دادند و گاهی اتحادملتی ها درباره سازوکار اجرایی آن اما و اگرهایی را مطرح کردند. گاهی آن را "اکسیر" انسجام میان اصلاح طلبان دانستند و گاهی منشا افتراق و گاهی از تکمیل و حضورش در انتخابات ۹۸ خبر داده شد و گاهی هم از راه دراز پیش رویش.

چرا پارلمان اصلاحات؟

«پایان کدخدا منشی؛  احزاب تصمیم بگیرند نه افراد» این خلاصه تمام بحث های نظری و گاهی فلسفی است که میان طیف های مختلف اصلاح طلبان درباره ضرورت تشکیل پارلمان اصلاحات مطرح می شود. طراحان و مدافعان این ایده که اغلب از احزاب کوچک جریان اصلاحات هستند از کم اهمیتی تحزب در فرآیند تصمیم گیری شکایت دارند و در پی راهکاری برای حضور پررنگ تر حزب خود در این فرایند هستند. پیشنهاد پارلمان در پی مجمعی عالی است که تمام احزاب اعم از آنانی که اعضای میلیونی دارند تا آنانی که خانوادگی اداره می شوند در این مجمع رای و حق یکسان داشته باشند تا به این ترتیب کار سیاست گذاری از دست فرد و افراد حقیقی خارج شود و به دست احزاب افتد. چارچوب کار هم حضور نمایندگان همه جریان های منتسب به اصلاحات از سراسر ایران در این پارلمان است تا تصمیم گیری به دموکراتیک ترین شکل انجام شود. شماری از احزاب اصلاح طلب هم با توجه به نظر مثبت رهبر این جریان، با تشکیل آن موافقت کرده و در پی غنی سازی ایده، طرح های خود را ارائه دادند.

موانعی که برطرف نمی شوند

تحقق ایده پارلمان اصلاح طلبی اما با چالش هایی بی شماری روبروست. چارچوب اجرایی، رهبری و شائبه موازی کاری گرچه از مهمترین ابهامات تشکیل این نهاد است اما موضوع بنیادی تر از این چالش هاست و ریشه در نظام تحزب در کشور دارد. اینکه احزاب چه از نوع اصلاح طلب و چه از نوع اصولگرا تا چه حد می توانند در عرصه سیاست و قدرت کارکرد داشته و اثرگذار باشند، چندان دقیق روشن نیست. ۱۱۰ حزب مجوزدار و چند جبهه قانونی برای سیستم سیاسی ایران رقم بزرگی است و این موضوع زمانی تلخ می شود که از این تعداد تنها به تعداد انگشتان دو دست حزب کشوری به معنای واقعی کلمه موجود است و مابقی به صورت "گعده" های دوستانه و خانوادگی فعالیت می کنند.

تحزب در کشور نهاد سابقه ای بیش از یک قرن دارد اما برای رشد به امکانات بی شماری نیاز دارد؛ اینکه اما چنین نهادی را در عرصه سخت تصمیم گیری و هدایت جریان های سیاسی دخالت دهیم، باید پشتوانه علمی و عملی مستحکمی داشته باشد. فارغ از این مشکل بنیادین در مسیر اجرای پارلمان اصلاحات، نحوه تجمیع احزاب و سازوکار آن نیز همچنان مبهم است. گرد هم آوردن اصلاحطلبان از سراسر ایران برای تصمیم گیری و سیاست گذاری وقتی که حتی احزاب متوسط این جریان برای برگزاری کنگره های خود با مشکلات بی شماری روبرو هستند، پروسه آسانی نخواهد بود. ریاست این پارلمان و رهبری آن درحالی که بسیاری از بزرگان این جناح با محدودیت هایی روبرو هستند؛ هم از نکات مبهم است.

منتقدان این طرح گرچه به تصمیم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تن می دهند اما همچنان در اجرایی شدن و تاثیرگذار بودن این نهاد تشکیک کرده و آن را موازی کاری می دانند. شاید به همین دلیل است که تحقق این ایده در آینده ای نزدیک یعنی دست کم تا انتخابات مجلس یازدهم امکان نخواهد داشت و سیستم سیاست گذاری و تصمیم گیری اصلاح طلبان هرنهادی باشد پارلمان اصلاحات نخواهد بود.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

سرخط اخبار سیاست