۱۸ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۸:۳۲
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83467785
۰ نفر

برچسب‌ها

مردم و آیین های عزاداری محرم

جبار رحمانی-انسان شناس
مردم و آیین های عزاداری محرم

تهران- ایرنا- زندگی مذهبی شیعیان را نمی توان بدون آیین های عزاداری ماه محرم تصور کرد؛ گویی این آیین ها بستر اصلی برساخت ایمان شیعی، تجربه آن و جاری شدنش در زندگی مردم است که در تاریخ در یک دوگانگی میان تصور مومنان و واقعیت زندگی آنان در نوسان بوده، تصور اینکه این آیین ها اصیل بوده است و منشا تاریخی این موضوع به صدر تاریخ تشیع می رسد و واقعیتی که نشان می دهد ان مهم در تاریخ تحولات و تغییرات خاص خودشان را داشته اند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، در جامعه ایرانی پسا انقلابی، مساله آیین ها بسیار اهیمت یافته است، زیرا نه تنها حیات دین، بلکه مشروعیت سیاسی حکومت نیز بدان ها وابسته شد. اما در خصوص آیین های عزاداری های محرم، این چالش جدی وجود داشته که بالاخره مرجع تصمیم گیری درباره آنها چه شخص یا گروه یا منبع اصلی ارزیابی آنها چه دسته از اسناد و متون تاریخ یو مقدس شیعی هستند.

جامعه ایرانی پس از دوره جنگ بواسطه برنامه های توسعه و شرایط آرامش بعد از جنگ، دچار تغییرات بزرگی در حیات فرهنگی واقتصادی و اجتماعی خودش شد. در این میان، از دهه هشتاد شمسی به این سو، به تدریج شاهد تحولاتی در آیین های عزاداری محرم بودیم که در ابتدا چندان خوشایند نبود و به شدت نقد و طرد می شد و عموما ذیل گفتمان تحریف شناسی و آسیب شناسی مورد توجه قرار گرفت، گفتمانی که در میان علمای مذهبی و سنتی ها بیانگر نوعی مخالفت و طرد شیوه ها و آیین های عزاداری محرم بود. این شیوه های جدید از یک سو در فرم های عزاداری بود و از سوی دیگر در محتوای آنها. تحول اصلی در فرم در چند وجه همزمان رخ داد؛ از جمله عبارت بود از تغییر مکان عزاداری از مکان های سنتی به فضاهای عمومی مناسبتی (خیمه و هیات های موقتی) و ورود ابزارهای جدید و حتی شیوه های جدید عزاداری و حرکت های منظم و ریتمیک در عزاداری. در محتوا تاکید بر استعاره های زیباشناختی فردی و تعابیر عاشقانه و حتی تاکید بر چشم و ابرو و قد و بالا و با لحن های برخاسته  از موسیقی دستگاهی پاپ به گونه ای بود که گاه موجبات خشم دینداران سنتی را هم فراهم می کرد. اما همه این تغییرات از دل دینداران نسل جوان و در بستر فضاهای آیین های عزاداری محرم نمودار می شد. همه این تغییرات فرم و محتوا منجر به تشکیل هیات های عزاداری ای شد که ذیل مداحی پاپ و سبک جدید عزاداری شناخته شد. نسل جدید و جوان جامعه، با ذائقه موسیقی و عادات بدنی جدیدشان این سبک را می پسندیدند.

این سبک مهمترین بستر تکوین و رشد خودش را از خلال هیات های شهری و نه در مکان هاس سنتی (حسینیه، مسجد، تکیه و ...)بلکه در فضاهای سیال هیات های جدید و خیمه های تازه تاسیس پیدا کرد. نکته جالب آن بود که طلایه های این سبک به طور همزمان در شهرهای مختلفی مانند تهران، کاشان، و مشهد ظهور کرد و بروز بیشتری یافت؛ نو طلایه دارانش هم از این شهرها بودند. طلایه های این سبک در مداحی های برخی رشد یافت.  اما این تحولات در نهایت هم از سوی نیروها و علمای سنتی و رسمی ذیل ایده آسیب شناسی مورد تحقیر، طرد و حتی سرکوب (گاه همراه با خشونت)، و هم از جانب نیروهای روشنفکران دینی و سکولار ذیل گفتمان نقد خرافه ها مورد رد و نکوهش تند قرار گرفت. اما این تحول و پویایی به تدریج فراگیر شد. عملا سبک جدید فارغ از نقدهای فرمی و محتوایی اش به تدریج سنت خود را ساخت و طی این دو دهه نظم و نسق خاص در فرم و محتوا پیدا کرد. تکنولوژی جدید سی دی و اینترنت  مهمترین ابزار گسترش این سبک در شهرهای ایران و حتی سایر مناطق شیعه نشین شد.

مساله اصلی نه خود این سبک بلکه فرایند تغییر الگوها و سبک های عزاداری و فراتر از آنها تحول سبک های دینداری بود. جامعه، فرهنگ و زندگی مردم ایران تغییر پیدا کرده بود، شهرنشینی به فرم غالب بدل شده و تحصیلات بالا رفته بود؛ بخش زیادی از مردم در محیط های جدید حاصل از مهاجرت از روستا به شهر یا از شهر به شهر بزرگتر زندگی می کردند؛ سبک های سنتی همراه با شبکه مناسبات اجتماعی و نظم زندگی سنتی اش، دیگر مناسب شرایط جدید نبود. جامعه مستعد رواج سبک های عزاداری جدید بود و امروز آنچه که عادی و معمولی تصور می شود، محصول همین فرایند پر فراز و نشیب بود. الگوهای مداحی که روزی سرکوب می شد، امروزه تقریبا الگوی غالب همه مداحان رسمی و غیررسمی شده است.

اما مساله اصلی در نوعی سوتفاهم از سوی منقتدان سنتی و مدرن نسبت به این سبک های عزاداری بود. در این میان، اشکال خاص و افراط و تفریط هایی در برخی هیات ها و عزاداری هایشان و حرکات و نوحه های عجیب و غریب که در موارد استثنایی و محدود رخ می دهند، مبنای نقدها هم از جانب نخبگان سنتی و هم از جانب نخبگان مدرن قرار گرفتند. اما اکثریت جامعه همان عزاداری های عادی و معمولی را داشتند. عزاداریی هایی که عده ای از مردم محل  یا هم ولایتی ها، هم کارها و هم صنف ها و... دور هم جمع شده اند هیات راه انداخته اند و عزاداری می کنند. مساله اصلی شکل نرمال و فراگیر هیات است که معمولا به دور از آن افراط ها و تفریط هاست، آن افراط ها مبادی ظهور و بروز تغییرات و ابداعاتی است که اگر مناسب با فضای دینی مردم نباشد، خودش به تدریج حذف خواهند شد. اما در کلیت، این سبک های جدید، با ذائقه و سبک زندگی مردم متناسب و هماهنگ بود. هیات و عزاداری محرم در امتداد زندگی در شرایط جدید جامعه در میان مردم جاری بودند. در چنین شرایطی فارغ از بازنمایی های رسانه ای هیات های خاص، هیات ها و حسینیه ها مساجد و تکایا و... همه و همه سنت های نوشده عزاداری را ادامه دادند.

رسانه ها عموما گرایش دارند تیپ های خاص را برجسته کنند، رسانه ملی صدا و سیما مداحان رسمی خاص را برجسته می کند و رسانه های فضای مجازی هم سلبریتی های خاصی از مداحان هنجارشکن یا صاحب سبک ارائه دادند. در شرایطی که اکثریت جامعه را همان جلسات عزاداری عادی در بر می گرفتند، منتقدان سنتی و مدرن به جلسات استثنایی به عنوان شاهد و مبنای تعمیم های خاص خودشان استناد می کردند؛ یکی از تحریف عاشورا حرف می زد و دیگری از کارناوالیزه شدن عاشورا، اما در واقع عزاداری های مردمی متناسب با زندگی مردم جریان داشت، پویا بود، تغییر و تداوم خاص خودش را داشت و نهایتا مردم عزداریشان را داشتند. مساله بدفهمی یا سوءتفاهم نخبگان از سنت های دینی مردمی دین عامه و دین عمومی بود. سوءتفاهم هایی که ناشی از موقعیت نابرابر نخبگان منتقد رسمی و غیررسمی در رابطه با مردم عادی بود. در این میانه بدفهمی های خاصی هم رخ می داد؛ مانند آنکه برخی مسوولان بیماری های روانی جامعه را از غلبه اندوه و غم آیینی نشات گرفته می دانستند.

واکنش اصلی مردم نوعی بی توجهی بود آنها دینداری شان را داشتند، بدون آنکه به این نقدها واکنشی نشان دهند. گاه در مداحی ها به این بدفهمی ها پاسخ می دادند. در نقد نگاه نخبگان مدرن و سنتی مساله اصلی فهم این نکته است که آنها تاریخمندی و زمینه های اجتماعی و فرهنگی آیین ها را به اصول گزاره ها و قواعد مذهبی یا منطق تاریخ زدایی شده، استناد می دهند، گویی آنها مدافع حقیقت محض هستند و مردم صرفا تابع آنها. گویی فقط این نخبگان هستند که انحصار حقیقت را دارند و باقی اگر تابع آنها نباشند، بر خطا خواهند بود. اما مردم در زمینه عزاداری های ماه محرم، تنها به خودشان اقتدا کرده اند و می کنند.  اصل قضیه آن است که مردم در شرایطی که هم تغییرات زندگی شان زیاد بوده با حجمی از ابداع سنت های جدید و افول بخشی از سنت های کهن عزاداری به این تغییرات واکنش نشان دادند. حال بعد از دو دهه می توان به خوبی فهمید که مردم با ابداع این تغییرات به تدریج به بازسازی و نوسازی سنت ها و آیین های عزادای می پردازند و دوباره به شرایط تعادل و انسجام و جریان نرمال زندگی بر می گردند.

نمی توان اشکال مختلف جاری و تعین یافته آیین های دینی را فارغ از نقد دانست اما سوال این است که برای نقد دین و آیین های عامه مردم چه باید کرد. یک راه همین شیوع معمول است؛ یعنی حمله همه جانبه منتقدان سنتی و مدرن به معتقدات و آیین های عامه اما این راه حل تاکنون پاسخی نداده؛ حتی مواقعی که نیروهای پلیس هم در خدمت منتقدان بوده است باز هم جواب نگرفته اند. راه دیگر آن است که در زمانی غیر از زمان آیینی (اوج عواطف مذهبی در ایام محرم و صفر است) به ارائه آگاهی های درست از تاریخ و سنت های دینی بپرداز.  آیین ها صرفا خوانش تاریخ نیستند بلکه آنها روایتی برای معنادار کردن شرایط حال امروز هستند. لذا بهتر است شرایط زندگی مردم، معیشت، فرهنگ و اخلاقیات تصحیح شود تا به واسطه تاثیر متقابل بخش های مختلف زندگی بر هم زندگی خوب، اخلاقیات خوب، معیشت خوب و ... منجر به عزاداری خوب شود.

در شرایطی که نابرابری و بی عدالتی به یک تجربه هر روز بدل گشته است و مهم تر از همه آنکه رضایت از زندگی و زیست اخلاقی هم در میان مردم  وجود ندارد، نمی توان در این میانه انتظار دینداری و سنت های عزاداری مطلوب را داشت. دین جامعه یا به عبارت دقیق تر سبک های دینداری و دین ورزی گروه های اجتماعی، امتداد شرایط واقعی و جاری زندگی آنها است. زیست غیراخلاقی و جامعه ناعادلانه نمی تواند منجر به سنت های مطلوب و آرمانی در آیین ها و حیات اخلاقی مردمی شود. از کوزه همان برون ترواد که در اوست؛ باز هم گلی به جمال آیین های محرم که فضایی برای تعالیم گونه هایی از اخلاقیات را برای جامعه فراهم می کنند چرا که نه دستگاه آموزش و نه دستگاه رسانه ملی ما و ... هیچکدام نقش و اثری در حیات اخلاقی مردم به این میزان نداشته اند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =