قوانین نانوشته؛ بلای جان زنان

تهران-ایرنا-یک حقوقدان عقیده دارد؛ آنچه مانع از دستیابی زنان به قدرت در عرصه سیاسی کشور شده، نه قانون اساسی و مقررات نوشته شده که قوانین نانوشته و تبعیض های مردسالارانه در فرهنگ عمومی است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، اگرچه به نظر می رسد برخی از تبعیض های صورت گرفته در جامعه، ریشه در خلاءها و نارسایی های قانونی دارد، اما نکته اینجاست که قانون اساسی دسترسی زنان را به جز دو حوزه (ریاست جمهوی و قضاوت) منع نکرده است؛ در نتیجه هرآنچه هست از تفاسیر، اعمال سلیقه ها و ذهنیت های مردسالارانه نشات می گیرد که به عنوان سد و مانعی در برابر دستیابی زنان به جایگاه قدرت در عرصه سیاسی نمود یافته اند.

«کامبیز نوروزی» حقوقدان و فعال رسانه ای در تشریح موانع حقوقی حضور زنان در قدرت در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا بیان داشت: من برای ارتقای موقعیت زنان در ساخت قدرت، هیچ گونه مانع حقوقی ای نمی شناسم. تنها موردی که وجود دارد مربوط به شرایط ریاست جمهوری آن هم با تفسیر شورای نگهبان است؛ چنانچه لزوما اجماعی در این زمینه وجود ندارد و بعضی از حقوقدانان کلمه رجال در شرایط ریاست جمهوری را که در قانون اساسی آمده است، تفسیر جنسیتی نمی کنند؛ ولی به فرض که همین تفسیر رایج         ( یعنی رجال به معنی مردان) درست باشد، تنها موردی که محدودیت قانونی برای حضور زنان در داخل قدرت است یکی این است و دیگری محدودیتی است که در شرایط اشتغال به شغل قضاوت یعنی قاضی صاحب رای، برای زنان وجود دارد.

در سایر موارد هیچ محدودیت حقوقی وجود ندارد؛ مثلا برای اشتغال زنان در سمت هایی مانند معاونت ریاست جمهوری، وزارت، استانداری، نمایندگی مجلس، عضویت در شوراهای شهر، ریاست یا مدیر کل شدن در انواع و اقسام سازمان های اداری، بانک ها و سایر سمت ها هیچ محدودیت جنیستی قانونی وجود ندارد و هیچ مانع حقوقی ای برای اشغال این قیبل مقام ها و سمت ها برای زنان نیست؛ از این جهت نظام حقوقی ایران هیچ مشکلی ندارد.

ایرنا: یعنی در قسمت قوانینِ نوشته مشکلی نداریم. و مشکل از قوانین نانوشته است؟

دقیقا. در قوانین ما هیچ گونه محدودیتی نیست؛ فرض کنید اگر در هیات وزیران متشکل از ۲۰ وزیر زن باشد یا معاون اول رئیس جمهور یک زن باشد یا رئیس مجلس یا مدیر عامل یک شرکت بسیار عظیم یک خانم باشد، مشکلی به لحاظ قانونی وجود ندارد.

ایرنا: پس مشکلات و موانع ارتقای زنان در قدرت، از کجا نشات می گیرد؟

بخشی از دلایل عدم ارتقا زنان در ساخت قدرت، ناشی از فرهنگ عمومی و شرایط اجتماعی است که البته در حال تغییر است؛ و بخشی هم ناشی از پاره ای تفاوت های دیدگاهی در خود ساخت قدرت است که این هم در حال تغییر است.

مساله ای مانند مساله زنان الزما همه چیزش مرتبط با قانون نیست یا بدون اغراق شاید باید بگوییم بخش بزرگی از آن با قانون مرتبط نیست؛ می شود گفت تقریبا هیچ گاه زنان در ایران، محدودیت قانونی برای حضور در ساخت قدرت نداشته اند؛ یعنی هیچ قانونی نبوده است که مثلا زنان را از مدیر عاملی شرکت های دولتی یا از حق انتخاب شدن در مجلس محروم کند یا حتی برای آنان سهم یا سهمیه ای بگذارد.

آن چیزی که هست به این برمی گردد که خود جامعه چه تعریف و نقشی برای زن قائل است؛ و حتی خود زنان چه نقش و تعریفی برای خود قائل هستند. این امری فرهنگی و وابسته به مناسبات اجتماعی است که جامعه چگونه به زن نگاه می کند؛ نگاهی که در سال های گذشته در جامعه ایران غلبه داشت، زن را به عنوان کسی تلقی می کرد که عمده ترین کارکرد وی، حضور درمنزل، خانه داری و نگهداری از فرزندان است. در چنین دیدگاهی، اصولا تصور کارکرد سیاسی از زن بی معنا است؛ حتی خود زنان هم شاید در اغلب اوقات چنین تصوری از خود نداشتند، اما تغییرات اجتماعی به تدریج این نگاه را تغییر داده و در حالی که قوانین تغییر نکرده اما شاهد هستیم که آرام آرام حضور زنان در ساخت قدرت در حال افزایش یافتن است.

تغییرات اجتماعی واقعیت ارتقا دهنده جایگاه زنان

این حقوقدان در اهمیت تغییرات اجتماعی و نقشی که در تغییرات جایگاه سیاسی برای زنان دارند، خاطر نشان ساخت: این اواخر بود که در خبرها خواندم که در شهر بزرگی مانند مشهد، یک خانم به ریاست شورای شهر انتخاب شده است و در شهر دیگری هم بود.  در اینجا چیزی که تغییر کرده، شرایط اجتماعی و فرهنگی است؛ و افزایش سهم زنان در نظام آموزش عمومی و آموزش عالی و اشتغال آنان در بازار کار را می توان دلایل این تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی دانست.

به طور کلی تحولات فرهنگی اقتصادی و اجتماعی است که عمل می کنند و موقعیت زنان را ارتقا می دهد. در چنین شرایطی موقعیتی ایجاد می شود که هم زنان بر حقوق خودشان بیشتر اصرار دارند و هم جامعه حضور آنان را می پذیرد. امروز در نظام بانکی کشور، تعداد روسای شعب بانک ها که خانم هستند بسیار زیاد شده و رو به افزایش هم هست؛ در مشاغل دیگر هم به همین ترتیب است. بنابراین مساله ای که در اینجا با آن مواجه هستیم، مساله قانون نیست. شخصا این را خارج از قلمرو قانون تحلیل می کنم و معتقد هستم که آن چیزی که باید اتفاق بیفتد  تحولات تدریجی اجتماعی و اقتصادی است که طبیعتا بر فرهنگ و سیاست هم اثر می گذارد.

ایرنا: یعنی این تغییرات تدریجی را، راه حل ارتقای زنان در قدرت می دانید؟

این تغییرات را نه راه حل که واقعیت می دانم. در طول سه دهه گذشته تعداد دانشگاه های کشور افزایش پیدا کرده، ضمن این که میل به حضور در دانشگاه ها هم در خانواده ها افزایش پیدا کرده است. این تمایل در دختران هم هست، به شکلی که در بسیاری از سال ها تعداد دانشجویان دختر در ایران بیش از پسران بوده است. وقتی دختران به دانشگاه وارد می شوند، مانند پسران، هم تجربه علمی پیدا می کنند و هم آگاهی های آنان افزایش پیدا می کنند؛ و اینجا تفاوت از بین می رود و توقع و تصوری که از خودشان دارند تغییر می کند. این تغییر، هم بر نظام ارزشی زنان و هم به نقشی که او باید در جامعه ایفا کند، اثر می گذارد. یکی از آثار این اتفاق این است که زنان به جستجوی اشتغال بر می آیند و تمایل به اشتغال ایجاد می شود و یک موقعیت اجتماعی کامل پیدا می کنند؛ در نتیجه همانطور که یک مرد خواهان یک شغل خوب، درآمد خوب و ارتقای شغلی و موقعیتی است، یک زن و یک دختر هم همین را می خواهد.

 از سوی دیگر شرایط اقتصادی، سبک ها و استاندارهای زندگی هم در ایران تغییر یافته است و همه به دنبال ارتقای سطح زندگی خود هستند؛ به این ترتیب در اغلب خانواده ها با یک درآمد (فقط شوهر) زندگی گردش ندارد؛ در نتیجه بسیار ساده این اتفاق می افتد که مردانی که شاید زمانی مخالف کار کردن همسران خود بودند، امروز به سادگی پذیرفته اند که همسرشان هم کار کند. این روند، روندی طبیعی است که رخ داده و این واقعیت است که به تدریج این مسائل حل می شوند.

وی افزود: کلمه توهین آمیز ضعیفه را دیگر کسی نمی تواند برای خانم ها به کار ببرد (تمام این کلمات معنای اجتماعی دارند). کلمه ضعیفه شاید ۷۰سال پیش کلمه ای بود که ما گه گاه در مورد خانم ها می شنیدیم اما امروز دیگر کسی این کلمه را به کار نمی برد و جرات به کار بردنش را هم ندارد. در این قبیل موضوعات، حقوق و قانون نیست که جنبه ابداعی دارد،بلکه تحولات اجتماع آنها را با خودش پیش می برد.

گاهی شنیده ام بعضی راه حل هایی پیشنهاد می کنند؛ مثلا این که برای مجلس سهمیه زنان بگذارند. اینها راه حل هایی مصنوعی است و این شیوه ها راه به جایی نمی برند. دلیل آن هم این است که ساخت قدرت، محصول بازی قدرت است و زن و مرد نمی شناسد. همین امروز بسیاری از مردان هم هستند که نمی توانند به ساخت قدرت وارد شوند؛ یعنی افراد بسیاری هستند که مرد هستند اما اجازه ورودشان به عرصه قدرت صادر نمی شود. عرصه قدرت، عرصه محصور بازی سیاسی و قدرت است. در نتیجه این نیست که افراد به دلیل زن بودن، وارد قدرت نشوند چون بسیاری از مردان هم به دلایل دیگری اجازه ورود ندارند.

تحولات بنیادین در جامعه زنان ایران بسیار زیاد و گسترده بوده و در یک فرایند کاملا طبیعی و اجتماعی رخ داده است؛ در نتیجه این اتفاق بسیار حائز اهمیت و مطالعه است. ضمن این که قطعا در تاریخ ایران، این شکل از توسعه ی بخشی از جامعه، بی نظیر است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =