کودک همسری و لبخند خطرخیز مسری

تهران- ایرنا- کودک‌همسری تنها به ظلمی که در لحظه جاری شدن عقد به آن کودکی که لباس عروس یا پیراهن دامادی بر تن دارد ختم نمی‌شود و تبعات آن تا سال‌های دور می‌تواند یک خانواده را نشانه بگیرد و خانواده‌ای که از چنین ازدواج‌های تشکیل می‌شوند می‌توانند خانواده‌های با ثباتی نباشند و با مشکلات روانی، عاطفی و به بلوغ نرسیدن‌های شخصیتی روبه‌رو باشند.

در گزیده ای از گزارش روزنامه ابتکار، آمده است: دخترک‌ چشم انتظار نشسته تا پرسش عاقد به سومین بارش برسد و دست ‌زنی که هربار او را از «بله» گفتن منع می‌کند، به نشانه تایید پایین برود. لباس محلی در تنش خوش نشسته و توری که بر سرش دارد او را از سایرین متفاوت کرده، هر بار که عاقد از او بله می‌خواهد لبخندی به لبش می‌نشیند و گاهی هم دستانش را پناه صورتش می‌کند تا ذوق‌زدگیش را که سبب خجالت می‌شود، پنهان کند. مرد اما محکم نشسته و کمتر لبخند می‌زند. عاقد بار سوم خطبه عقد موقت را می‌خواند و دختر با اجازه پدر و مادرش بله را می‌گوید. اما از تبعات و آسیب‌هایی که این بله گفتن برایش به دنبال دارد چه می‌داند!؟ تصاویرش یکی دو روزی است که سراسر فضای مجازی را پر کرده، واکنش‌ها در برابرش متفاوت است. گاهی مخالفت، گاهی تاسف، گاهی موافقت، گاهی بی‌تفاوتی و شاید هم سرایت لبخند دخترک بر لبان دختری دیگر. اما بی‌تفاوتی و سرایت لبخند هیجانی دختر واکنشی‌هایی است که روانشناسان از آن بیم‌دارند. اما چرا؟

چند سالی می‌شود که به مدد رد و مسکوت ماندن طرحی در مجلس شورای اسلامی، «کودک‌همسری» در ایران بیش از سال‌های گذشته بر سر زبان‌ها افتاده و دیگر برای افکار عمومی ناآشنا به نظر نمی‌رسد. حتی موج مخالفت با این پیوند زناشویی که البته موافقانی نیز دارد افزایش یافته و حتی فعالان مدنی را به تلاش برای تغییر قوانین کشور در این رابطه تشویق کرده است. با این حال هر بار که خبری از کودک‌همسری در ایران منتشر می‌شود، مطالبه برای به جریان افتادن تغییر و تحولات در قوانین کشور نیز در افکار عمومی افزایش می‌یابد و بُعد حقوقی آن را دوباره داغ می‌شود؛ خبرهایی از جنس «ازدواج دختری ۱۱ ساله با پسری ۲۲ ساله در استان کهگیلویه و بویراحمد». تصاویر و ویدئوهایی که طی چند روز گذشته از برگزاری این مراسم در شهرستان بهمئی منتشر شده و افکار عمومی را به واکنش واداشته است. واکنشی که سبب فسخ این پیوند ۲ ساله از سوی مراجع قضایی و ارجاع والدین و عاقد به مراجع قانونی شده است.

کودک‌همسری و برقرار شدن پیوند زناشویی بین کودک و فرد بزرگسال فارغ از اینکه آیا ریشه در «فقر» یا «آداب و رسوم» و «فرهنگ» جامعه دارد، به سبب تبعات جسمانی، روحی و روانی برای فرد و حتی برای نسل‌های آینده مورد نکوهش قرار می‌گیرد.

لیلا جعفری، روانشناس کودک در گفت‌وگو با «ابتکار» درباره تبعات روانی کودک‌همسری می‌گوید: «کودک‌همسری پدیده‌ای است که چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان و چه در بافت شهری و چه روستایی شاهد آن بوده‌ایم و این اتفاقی است که می‌تواند جامعه را با نوعی سِر شدگی، بی‌حسی و فلج عاطفی در برابر ظلمی بزرگ چون کودک‌همسری مواجه‌ کند. ظلمی به کودکانی روا می‌شود که ابتدا از نظر جسمی به بلوغ نرسیده‌اند، یعنی آمادگی جسمانی برای ورود به رابطه زناشویی را ندارند و در درجه دوم به لحاظ روحی و روانی آمادگی پذیرش چنین رابطه‌ای را ندارند. بلوغی که پس از بلوغ جسمانی در فرد ایجاد می‌شود. چراکه با فرا رسیدن بلوغ جسمانی و تغییرات تدریجی که در بدن کودک رخ می‌دهد او حتی از نظر روحی و روانی آمادگی لازم برای پذیرش جدایی از دنیای کودکی و ورود به دنیای نوجوانی و بزرگسالی را کسب می‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «حال تصور کنید کودکی را که حتی بلوغ جسمانی را تجربه نکرده و آمادگی ورود به دنیای بزرگسالی را ندارد و به یکباره او به آغوش یک رابطه کاملا عاطفی هل داده می‌شود که قرار است این رابطه تشکیل خانواده را نیز به دنبال داشته باشد. آیا این رابطه می‌تواند به یک خانواده با ثبات روانی بینجامد؟ آیا ازدواج غیر از این است که اولین رکن تشکیل خانواده است؟ اگر خانواده یکی از مسائل مهم اجتماعی در همه جوامع به خصوص جامعه ما محسوب می‌شود، پس ازدواج و آمادگی افراد برای پیوندی که به تشکیل خانواده می‌انجامد باید بیشتر از خانواده مورد توجه و اهمیت باشد. آیا کودک ۱۱ ساله آمادگی لازم برای ورود به یک رابطه عاطفی چون ازدواج را دارد که به تشکیل خانواده منتج شود؟

کودک‌همسری چرا خانواده را نشانه می‌رود؟
با این حال اما بسیاری از خانواده‌ها بر این باورند که ازدواج زودتر، دختران و پسران را از رفتارهای جنسی یا روابط جنسی خارج از ازدواج محافظت می‌کند یا اینکه خودشان چنین ازدواج‌های با دوامی را پیش‌تر تجربه کرده‌اند و آن را ازدواج موفق می‌دانند، به همین خاطر فرزندان خود را نیز به چنین ازدواج‌هایی تشویق می‌کنند. اما آیا چنین ازدواج‌هایی می‌تواند موفق محسوب شود؟ جعفری دراین‌باره می‌گوید: «موفقیت یک زندگی زناشویی اگر صرفا در دوام و از هم نپاشیدن آن معنی شود می‌تواند سوء‌گیری بالایی داشته باشد چراکه بافت فرهنگی در چند دهه‌ اخیر با دهه ۹۰ شمسی در ایران بسیار متفاوت بوده، طلاق و جدایی امری قبیح بوده، زنان نه می‌توانستند به جدایی فکر کنند و نه فکر می‌کردند، شرایط برای اینکه زن بعد از طلاق بتواند زندگی خود را از نو بسازد وجود نداشته و مجموعه اینها به دوام خانواده منتهی می‌شده است. این در حالی است که بادوام بودن زندگی مشترک لزوم به معنای موفق بودن زندگی و خانواده نیست. اگر بتوانیم براساس آمار دقیق صحبت کنیم و میزان رضایت مادرها و پدرهایی که در سنین کم رقم خورده و زندگی مشترک آنها دوام داشته به دست آوریم موفق بودن چنین ازدواج‌هایی بیشتر مشخص خواهد شد. متاسفانه تا به امروز چنین آماری در دست نیست و شاید عدم وجود چنین بررسی علمی به ادامه چنین ازدواج‌هایی از سوی والدین، خانواده، قوم و ... می‌انجامد.»

سرایت لبخند عروس‌های کوچک بر لبان دخترکان
اما کودک‌همسری تنها دختران و پسران زیر سن بلوغ جنسی و روانی، خانواده‌هایی که با این ازدواج‌ها تشکیل می‌شوند و نسل‌های آینده آنها را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد، بلکه کودک‌همسری و اخبار هرچند اندکی که هرازگاهی در رسانه‌ها و فضای مجازی ایران منتشر می‌شوند می‌تواند روان جامعه‌ را نیز تحت‌الشعاع خود قرار دهد. «درماندگی آموخته»، «پذیرش اتفاق» و حتی «عادی‌سازی» آن و «افزایش قربانیان» می‌تواند آسیب‌های انتشار ناآگاهانه تصاویر و اخبار کودک‌همسری باشد.

جعفری دراین‌باره می‌گوید: «جامعه‌ می‌تواند دچار درماندگی آموخته شود. درماندگی آموخته را می‌توان به زبان عامیانه با سِرشدگی عاطفی یا تن دادن به جریانی که «من کاری از دستم بر نمی‌آید» تعریف کرد. زمانی که اخبار مربوط به کودک‌همسری و تصاویر و ویدئوهایی از این دست در فضای اجتماعی می‌پیچد و افراد به غیر از افسوس توانایی تغییر آن را ندارند دچار حالتی مانند درماندگی می‌شوند و وقتی با چنین حالتی مواجه می‌شوند به «پذیرش» این موضوع پناه می‌برند.»

 جعفری می‌گوید: «جلوگیری از بازنشر ناآگاهانه تصاویر کودک‌همسری به‌رغم کمکی که اطلاع‌رسانی این مسائل می‌تواند به کاهش کودک‌همسری کمک کند، اما می‌تواند سبب عادی‌سازی و سرایت بیشتر آن شود. کودکانی که قربانیان اصلی این ماجرا هستند نباید در معرض دید آنها قرار گیرد و چون می‌تواند سرایت هیجانی این دختر به دختران هم‌سن او منتقل شود و خط ذهنی کودکان را به سمت ازدواج در این سنین سوق دهد. در آستانه بلوغ همه کودکان دوست دارند که زودتر بزرگ شوند، حواس‌مان باشد که در کنار تلاش‌های فعالان مدنی برای کاهش این آسیب، به کودکان‌مان لبخند رضایت بخش زود بزرگ‌ شدن را نشان ندهیم.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =