بدهی میلیاردی قالیباف روی میز روحانی

تهران- ایرنا- مجادله بر سر رقم دقیق بدهی‌های شهرداری تهران در دوره ۱۲ ساله مدیریت محمدباقر قالیباف و شورای دوم تا چهارم اصولگرایان ادامه دارد؛ بدهی‌هایی که قالیباف و نزدیکانش آن را ۱۶ هزار میلیارد، محمدعلی نجفی وقتی شهردار بود، ۵۲ هزار میلیارد و دو روز پیش در شورای شهر ۶۹ هزار میلیارد تومان اعلام کرده‌اند.

گروه اطلاع رسانی ایرنا در راستای ایفای رسالت آگاهی بخشی به انعکاس برجسته ترین گزارش های روزنامه های مختلف با عناوینی چون بدهی میلیاردی قالیباف روی میز روحانی، جنجال بر سر ذوالقرنین کیهان، زنان در انتظار فرصت، درویشِ وطن‌پرست، بازار دمشق پذیرای سرمایه‌گذاران ایرانی، سرگردنه بگیری تاکسی های اینترنتی، تبخیر وام خرید مسکن، مبارزه بی ملاحظه، روزگار نامراد ۴۰ هزار کارگر فصلی در تهران و راه حلی برای شکست انحصار تربیت پزشک متخصص در ادامه به بازتاب گزیده ای از این مطالب می پردازیم:

بدهی میلیاردی قالیباف روی میز روحانی

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان بدهی میلیاردی قالیباف روی میز روحانی می نویسد: مجادله بر سر رقم دقیق بدهی‌های شهرداری تهران در دوره ۱۲ ساله مدیریت محمدباقر قالیباف و شورای دوم تا چهارم اصولگرایان ادامه دارد؛ بدهی‌هایی که قالیباف و نزدیکانش آن را ۱۶ هزار میلیارد، محمدعلی نجفی وقتی شهردار بود، ۵۲ هزار میلیارد و دو روز پیش در شورای شهر ۶۹ هزار میلیارد تومان اعلام کرده‌اند. گفته شده حناچی نیز گزارش این بدهی‌ها را برای رئیس‌جمهور فرستاده است. البته جریان مقابل با کمک رسانه‌های نزدیک به خود تلاش دارند رقم بدهی را ناچیز و به قول محمدباقر قالیباف «دروغ بزرگ» اعلام کنند، اما آن‌گونه که حسن رسولی، خزنه‌دار شورای شهر تهران، به «شرق» گفته است، مبلغ و اسناد بدهی‌های بازمانده از دوره مدیریت شهری اصولگرایان مشخص است و چیز قابل کتمانی نیست. او همچنین اعلام کرد اینکه این مبلغ در دوره نجفی ۵۲ هزار میلیارد اعلام شد و حالا به ۶۹ هزار میلیارد رسیده نیز علتش در معوقه‌های بدهی بانکی ناشی از سود و جرائم است و شهرداری نیز مثل هر بدهکار بانکی دیگری به رقم بدهی‌هایش افزوده می‌شود.

محمدباقر قالیباف البته تا روزهای پایانی مسئولیتش در شهرداری تهران به همراه معاونانش اعدادی بین ۱۴ تا ۱۶ هزار میلیارد تومان را به‌عنوان بدهی‌های شهرداری تهران اعلام می‌کردند و بیشتر روی طلب‌ها از شهرداری تأکید داشتند. بهمن‌ماه سال گذشته در برنامه تلویزیونی یک‌طرفه عدد ۵۲ هزار میلیارد تومانی را که محمدعلی نجفی – شهردار بعدی - اعلام کرده بود تکذیب و آن را «یک دروغ بزرگ» خواند و در ادامه تلویحا درباره مدیریت شهری که در دست اصلاح‌طلبان است، گفت: «کار نمی‌کنند و می‌خواهند در قدرت بمانند و دروغ می‌گویند». این اظهارات صدای اعتراض رئیس شورای شهر تهران و برخی اعضا را بلند کرد و محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران، این سخنان قالیباف و رفتار یک‌جانبه صداوسیما را غیرمنصفانه و ظلم به شهرداری تهران خواند و خواستار فرصتی برابر برای پاسخ‌گویی شد و به قالیباف هم گفت که باید اظهارات خود را اصلاح کند. ‌محمود میرلوحی هم که آن زمان به دلیل اعلام همین بدهی‌ها و انتسابش به قالیباف با شکایت مستقیم قالیباف به شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود، در صحن شورا از پیروز حناچی، شهردار تهران، خواست که بدون درنظرگرفتن ملاحظات، فهرست بدهی‌های شهرداری را منتشر کند.

جنجال بر سر ذوالقرنین کیهان

روزنامه آرمان ملی در گزارشی با عنوان جنجال بر سر ذوالقرنین کیهان آورد: جهانبخش محبی‌نیا، نماینده مجلس، در نطق میان دستور خود کنایه‌ای به حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان زد که سیدابراهیم رئیسی را با ذوالقرنین مقایسه کرد بود. او گفته بود: خیلی عجیب است کسانی امروز دولت و مجلس را فاقد ارزش می‌دانند، اما به برخی دوستان لقب ذوالقرنین می‌دهند. همین آقایان تا دیروز در مورد مرحوم هاشمی می‌گفتند «مخالف هاشمی مخالف پیغمبری است» آخر سر دیدیم که چه برندی برای مرحوم هاشمی درست کردند و چه چیزهایی که به او نسبت ندادند؛ همین افراد می‌گفتند احمدی‌نژاد جزو ۳۱۳ نفر یاران ولی عصر(عج) است که قبل از خود امام زمان(عج) ما او را کشف کردیم؛ دیدیم که احمدی‌نژاد به چه موجودی تبدیل شد. من از این دوستان که قلم خوبی دارند خواهش می‌کنم نگاهشان در راستای پیاده کردن اهداف دشمنان نباشد. در واکنش به این نطق کیهان در پاسخی نوشت: آقای محبی‌نیا ادعا کرد که حسین شریعتمداری در یادداشت خود آیت‌ا... رئیسی را ذوالقرنین نامیده است! این ادعا در حالی است که مدیر مسئول کیهان، برخورد قاطع رئیس‌قوه قضائیه با مفسدان اقتصادی را با اقدام ذوالقرنین در ایجاد سد آهنین میان جماعت ستمگر یأجوج و مأجوج و مردم مظلوم شهر و دیاری که مورد ستم آن جماعت بودند، مقایسه کرده و آورده بود اقدام آقای رئیسی کاری کارستان و همسو با برخوردی است که جناب ذوالقرنین با جماعت بیدادگر یأجوج و مأجوج کرده بود.

در همین راستا، محبی‌نیا در جلسه علنی مجلس در تذکری با اشاره به مطلب منتشر شده در روزنامه کیهان گفت: بنده نطقی در جلسه علنی مجلس داشتم و یکی از روزنامه‌ها در صفحه دوم خود متنی بلندبالا نوشته و ضمن تحریف سخنان بنده توهین و اهانت نیز داشته است. صحبت‌های بنده صرفا به منظور دفاع از جایگاه نهاد مجلس شورای اسلامی و دولت بود. در این متن به بنده توهین شده و تهمت و دروغ نیز روا داشتند. بنده آقای شریعتمداری(کیهان) را ۴۰ سال است که می‌شناسم. بنده در نطق خود اذعان داشتم اینکه آیت‌ا... سید ابراهیم رئیسی را روزنامه کیهان ذوالقرنین نامیده‌ است اشتباه است.

زنان در انتظار فرصت

روزنامه ابتکار در گزارش خود با عنوان زنان در انتظار فرصت می نویسد: چهل سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد اما با وجود نقش تاثیرگذار زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و مدیریتی اما این قشر از جامعه همچنان در انتظار حضور خود در رده‌های بالای مدیریتی کشور هستند. با وجود آنکه در سال‌های اخیر زنان تمایل خود را به مشارکت در امور کشور ابراز کرده‌اند و مشارکت بیشتر در ساختار قدرت از جمله زمینه‌های مورد علاقه زنان بوده است اما محمود احمدی‌نژاد تنها رئیس‌جمهوری ایران در دولت‌های پس از انقلاب است که در کارنامه خود هم انتخاب وزیر زن در کابینه‌اش را ثبت کرده و هم زنان را برای سمت وزارت به مجلس پیشنهاد داده است. با این حال زنان از مطالبه خود هیچ‌گاه کوتاه نیامدند و طی هفته‌های گذشته قبل از معرفی وزرای دو وزارتخانه آموزش‌وپرورش و میراث فرهنگی، توسط حسن روحانی تلاش زیادی کردند که لااقل یکی از این دو وزیر زن باشد، اما باز هم آنها نتوانستند راه به جایی ببرند. آیا زنان در جامعه ما هنوز به آن توانمندی لازم نرسیده‌اند یا نه جامعه پذیرای چنین امری نیست؟ چه موانعی سر راه تحقق این مطالبه بحق وجود دارد؟

برخی تحلیلگران معتقدند زنان، بر اثر جامعه‌پذیری متفاوت و کلیشه‌های جنسیتی که در فرآیند جامعه‌پذیری از طریق نهادهایی مثل خانواده، رسانه‌ها، مدارس و نهادهای آموزشی به آنها القا می‌شود، سیاست را حیطه‌ای مردانه تلقی می‌کنند و تمایلی به مشارکت سیاسی، مخصوصاً حضور در عرصه قدرت ندارند. این در حالی است که تا به امروز زنان علاقه‌مندی مشارکت در فرآیندهای قانونگذاری و سیاستگذاری خود را از طریق اعلام نامزدی برای مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا ابراز داشته‌اند.

درویشِ وطن‌پرست

روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان درویشِ وطن‌پرست می نویسد: از مناسبت‌های تقویمی شهریور ماه برای ادبیات ایران، یکی هم سالمرگ مهدی اخوان‌ ثالث است. کسی که تلفیق ظرفیت‌های شعر کهن فارسی و دستاوردهای شعر نو در آثارش مهم‌ترین جنبه از شاعری او و پیشگامی‌ موفقیت‌آمیزش در جذب خوانندگان شعر فارسی به آثاری در ادامه سیاق نیمایی، برسازنده بخشی از شهرت او در عرصه عمومی است. شعر اخوان یا بنا به تخلصش «م. امید» همانطور که گفت‌وگوی حاضر هم در جایی به آن می‌پردازد، خاصیتی مرکب از عینیت و ذهنیت دارد و از این منظر در شمار شبیه‌ترین شاعران به نیماست. مروری بر دفاتر شعر شاعر خراسانی‌الاصل‌مان، آمیزه‌ای از تاریخ و حماسه با نماد و استعاره را پیش رویمان می‌گذارد. اگرچه شاعر نیمایی است اما در قوالب کلاسیک هم آثار زیادی دارد و غریب اینکه یک سال قبل از مرگش، پس از سال‌ها بار دیگر به شعر کلاسیک برمی‌گردد و مجموعه «تو را ‌ای کهن‌ بوم و بر دوست دارم» را منتشر می‌کند. اخوان را چه در شعرهای قدمایی و چه در آثار نیمایی‌اش باید همواره فرزند خلف خراسان و آشکارا ملهم از اشعار به ویژه قصاید سبک خراسانی دانست. گیرم اهمیت شاعری‌اش محصول شعرهای نویی باشد که در طول چند دهه نوشته و نه برآمده از آثار کلاسیکش. در بیست‌ونهمین سالمرگ مهدی اخوان ثالث پیرامون شعر و زندگی او با مفتون امینی، دوست و یکی از شاعران بازمانده نسل او گفت‌وگو کردم.

 امینی در این گفت و گو ابراز داشت: خراسانی‌ها و مازندرانی‌ها یک خصلت مهم دارند و آن وطن‌پرستی است. به نظر من اخوان را نمی‌توان به معنای تئوریک چپ دانست. چون راستش را بخواهید، درکی هم از گفتمان چپ نداشت؛ اما واقعیت این است که هر شاعری- چه تئوری چپ را خوانده باشد، چه هیچ درک تئوریکی از گفتمان چپ نداشته باشد- از نظر من چپ است. به این معنا من سعدی و حافظ را هم چپ می‌دانم. اخوان اگرچه چپ را درک نمی‌کرد اما یک نیروی چپ محسوب می‌شد.  

بازار دمشق پذیرای سرمایه‌گذاران ایرانی

روزنامه ایران درگزارشی با عنوان بازار دمشق پذیرای سرمایه‌گذاران ایرانی آورده است: «وضعیت عراق در سال‌هایی که از جنگ خارج شد، بسیار مبهم‌تر از این روزهای سوریه است.» این جمله‌ای است که سفیر پیشین ایران در عراق از وضعیت سوریه برای ما به تصویر کشید و سعی کرد با بیان این تجربه به نگرانی فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذارانی که نیم نگاهی به سرمایه‌گذاری در سوریه دارند، پاسخ دهد. این گفته نشان می‌دهد همانگونه که سرمایه‌گذاران به بازار عراق اطمینان پیدا کردند، بازار سوریه برای حضور آنها شرایط بهتری دارد و ریسک سرمایه‌گذاری در این کشورنسبت به عراق کمتر است. طبق آخرین آمارها ارزش صادرات ایران به عراق در سال ۹۸ بیش از ۳۸۹ میلیون دلار بوده است، این حجم از تجارت نشان می‌دهد که فعالان اقتصادی با وجود تحریم‌ها توانسته‌اند بخشی از بازار عراق را از آن خود کنند، هر چند که انتظار می‌رفت که ایران به جهت همسایگی که با این کشور دارد، صادرات بیشتری را ثبت کند.

حال با خروج داعش از سوریه و ایجاد ثبات نسبی، این کشور به سرمایه‌گذاری جدید و صادرات خدمات فنی و مهندسی نیاز دارد. از این‌رو قبل از آنکه سایر کشورها بازار سوریه را مانند عراق از ایران بگیرند بایستی به سمت سرمایه‌گذاری و صادرات رفت. هر چند شنیده‌ها حکایت از آن دارد که عربستان برای گرفتن بازار سوریه خیزبرداشته است و می‌خواهد پروژه‌های توسعه‌ای در این کشور پیاده‌سازی کند. سوریه مانند عراق به ابر پروژه نیاز دارد، پروژه‌هایی که بتواند زیرساخت‌های این کشور را احیا کند و فرصت برای حضور سرمایه‌گذاران فراهم شود.

حسن دانایی فرد، سفیر پیشین ایران در عراق که این روزها مشاور معاون اول رئیس جمهوری و رئیس ستاد توسعه روابط اقتصادی ایران با عراق و سوریه است، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را درسوریه مطلوب ارزیابی می‌کند و می‌گوید: تا مدت‌ها دولت وصل‌کننده بخش خصوصی با سوریه بود ولی اکنون بخش خصوصی دو کشور قرار است به هم وصل شوند تا پروژه‌های مشترک تعریف شود.

سرگردنه بگیری تاکسی های اینترنتی

روزنامه خراسان درگزارشی با عنوان سرگردنه بگیری تاکسی های اینترنتی آورد: آن چه طی چند سال اخیر باعث افزایش تمایل شهروندان به استفاده از تاکسی های اینترنتی شده بود، تفاوت قابل توجه نرخ کرایه آن ها در مقایسه با تاکسی های تلفنی بود تا جایی که این میزان استقبال سبب شد برخی ضوابط و مقررات قانونی درباره چگونگی فعالیت این تاکسی ها هم کم رنگ شود. اما به نظر می رسد پس از جذب مشتری و آسوده شدن خیال مدیران این شرکت، حالا دیگر حفظ این مزیت چندان اهمیتی برایشان ندارد تا جایی که طی ماه های اخیر کرایه تاکسی های اینترنتی در برخی مسیرهای بررسی شده، بین ۷۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش بی حساب و کتاب صدای مشتریان این شرکت ها را درآورده است، چرا که اگرچه تورم حاکم بر کشور، قیمت بسیاری از کالا را افزایش داده اما این سطح از تغییر قیمت کرایه ها  آن هم فقط طی کمتر از شش ماه، تقریبا نمونه مشابه دارد.

«بزرگ نیا» مدیر تپ سی در خراسان رضوی با ارائه توضیحاتی در خصوص  شیوه نرخ گذاری می گوید: نرخ ها در شرکت تپ سی مشخص است و با یک رقم پایه به اضافه هرکیلومتر، عواملی مانند ترافیک و اوج درخواست و تعداد حضور رانندگان در مسیر نیز در آن تاثیر دارد. او رقم دقیق نرخ های خود را به نماینده اداره بازرسی سازمان صمت اعلام می کند اما به دلیل محرمانه بودن این نرخ ها در شرکت، درخواست می شود نرخ ها در روزنامه خراسان رضوی منتشر نشود. وی می افزاید :تا کنون این نرخ ها از نرخ تاکسیرانی بالاتر نرفته و قطعا آن روزی که این اتفاق بیفتد، روز مرگ کسب و کار ما خواهد بود. بعد از انجام این بازرسی ها و پیگیری سرانجام کار، «رضا شجاعی» معاون بازرسی و نظارت صمت استان می گوید: پرونده این دو شرکت در حال بررسی کارشناسان این معاونت است و پس از ارائه مدارک کامل، در صورت اثبات تخلف گران فروشی با آن ها برخورد و به تعزیرات حکومتی ارسال می شود.

تبخیر وام خرید مسکن

روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی با عنوان تبخیر وام خرید مسکن نوشت: نبود علائم حیاتی در بازار خرید و فروش امتیاز وام خرید خانه، از تبخیر تسهیلات مسکن خبر می‌دهد. میانگین قیمت اوراق وام خرید مسکن ماه گذشته به پایین‌ترین سطح از زمان عرضه تاکنون رسید. نشست اوراق مسکن به کانال ۳۰ هزار تومان - قیمت هر فقره اوراق ۵۰۰ هزار تومانی- و پایداری این سطح قیمتی در هفته‌های اخیر یک پیام از بازار بالادست معاملات ملک مخابره می‌کند مبنی بر اینکه در حال حاضر تحت تاثیر یک سال جهش مداوم قیمت مسکن در تهران و شهرهای بزرگ، وزن واقعی تسهیلات خرید در تجهیز مالی متقاضیان خرید مسکن بی‌اثر شده و در نتیجه، حذف کامل نقش وام در معاملات ملک اتفاق افتاده است. در حال حاضر قدرت خرید وام اوراق مسکن در پایتخت به کمتر از ۵ مترمربع رسیده است. این میزان حتی برای خرید کمترین متراژ هم پاسخگو نیست. پیش‌تر، پایین‌ترین سطح میانگین ماهانه قیمت خرید و فروش امتیاز وام مسکن در پاییز سال ۹۲ و درست بعد از جهش قیمت در بهار ۹۲، رقم خورده بود. سطح فعلی قیمت اوراق از آن زمان هم پایین‌تر است. بررسی‌ها نشان می‌دهد اگر وام‌های فعلی متناسب با جهش قیمت مسکن تعدیل شود، شدت رکود معاملات مصرفی مسکن در پایتخت کاهش پیدا می‌کند.

رکورد پایین‌ترین سطح قیمت فروش اوراق وام مسکن در مرداد ۹۸ به ثبت رسید. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» درباره تازه‌ترین تحولات بازار بالادست معاملات مسکن نشان می‌دهد مرداد امسال در حالی میانگین قیمت هر فقره اوراق وام مسکن به کانال ۳۰ هزار تومان سقوط کرد و در این ماه به‌طور متوسط به ۳۶ هزار تومان رسید که این سطح قیمتی از ابتدای ایجاد بازار معاملات اوراق تاکنون به لحاظ پایین‌ترین سطح قیمتی بی‌سابقه بوده است. این رخداد بی‌سابقه در بازار معاملات امتیاز وام آنی مسکن را می‌توان به‌عنوان مهم‌ترین نشانگر مرگ وام مسکن و از دست رفتن سطح حداقلی قدرت وام مسکن برای پوشش بخشی از هزینه خرید آپارتمان دانست. در واقع مرداد ۹۸ را می‌توان رکورد زمانی ثبت ارزان‌ترین قیمت فروش امتیاز وام آنی مسکن معرفی کرد. مقطعی که با سکته کامل وام مسکن و از بین رفتن علائم حیاتی در بازار بالادست معاملات مسکن- بازار معاملات اوراق-  می‌توان آن را به‌عنوان زمان مرگ این تسهیلات شناسایی کرد.

مبارزه بی ملاحظه

روزنامه همدلی در گزارش خود با عنوان مبارزه بی ملاحظه می نویسد: سیدابراهیم رئیسی، روز گذشته سخنرانی خود در جلسه شورای عالی مسئولان عالی قضایی را با توپ پر آغاز کرد. خطاب او کسانی بودند که در خلال روابط ناسالم، پول‌های نامشروع کسب کرده‌اند. رئیس قوه قضا با لحنی جدی گفت: هرکس مال نامشروعی کسب کرده، پیش از ورود قوه قضائیه، خودش برگرداند. این رویه رئیسی در ادامه پروژه مبارزه با فساد است که با ریاست او بر قوه قضائیه شتاب گرفته است؛ اگر این طور عنوان نشود که تازه آغاز شده است.

رئیسی برای آنکه بتواند در ماموریت خود سربلند شود، اولویت خود را در بازداشت و احضار مدیران اجرایی تنظیم کرده است. رئیس سازمان خصوصی‌سازی، مدیران ارشد غول‌های خودروسازی، شهرداران و اعضای شوراهای شهر در استان‌های مختلف، و حتی معتمدینی همچون حسن رعیت یا اکبر طبری، به دلیل مدیریت غلط یا رانت و سوءاستفاده از جایگاه‌شان، از جمله بازداشت شدگان هستند.

هر چند این رویه مخالفینی هم در بین گروه‌های مختلف دارد. سرشناس‌ترین آنها حسن روحانی، رئیس جمهور است که می‌گوید رویه کنونی قوه قضائیه مبارزه با اثرات فساد است و نه مبارزه با خود فساد.

این رویه علاوه بر انتقادات (درست یا غلط) نگرانی‌هایی هم ایجاد کرده است. در میان بازداشتی‌های اخیر قوه قضائیه نام‌هایی دیده می‌شود که نزدیکی و ارتباط با چهره‌های عالیرتبه نظام دارند. پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان که او نیز تلاش می‌کند تا دستگاه عریض و طویلش توسط برخی مورد سوءاستفاده قرار نگیرد، متوجه این نگرانی‌ها شده و در سخنرانی خود در دانشگاه فردوسی مشهد گفت: «از بگیر و ببندها نگران نشوید و نهراسید... انقلاب اسلامی در حال یک تغییر درونی است و پیاده شدن عده‌ای از آن قطار طبیعی و ناگزیر است، حتی ممکن است برخی جاها انقلاب زخم بردارد اما برای شفابخشی و اعتلای انقلاب لازم است.»

روزگار نامراد ۴۰ هزار کارگر فصلی در تهران

روزنامه توسعه ایرانی در گزارشی با عنوان روزگار نامراد ۴۰ هزار کارگر فصلی در تهران آورد: پنجم شهریور ماه سال جاری، «احمد درویشی» کارگر زحمتکش اهل روستای «اویهنگ» سنندج و مقیم شهرستان دماوند پس از دو سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان درگذشت. درویشی تنها کارگر فصلی نیست که به این سرنوشت دچار می‌شود. بیماری‌های ناشی از سال‌ها کار سخت، فقدان ایمنی و بهداشت کار و حوادث غیرمترقبه جاده‌ای، از مهم‌ترین خطراتی است که در کمین کارگران فصلی است. در واقع می‌توان گفت، در دسته‌بندی کارگران برای ایمنی و امید به زندگی، پس از کارگران رسمی، قراردادی‌ها قرار می‌گیرند، بعد از آنها پیمانکاری‌ها و در پایین جدول و در بدترین مرتبه، کارگران فصلی هستند.

اینکه چه تعداد از کارگران فصلی در تهران و محدوده‌های آن، فعالیت دارند، به طور دقیق مشخص نیست. آمار پراکنده و ناقص است و جای خالی یک سامانه ثبت اطلاعات این دسته از کارگران، به خوبی احساس می‌شود.

روزگار با این کارگران فصلی مهاجر که ظاهراً تعداد تقریبی‌شان در استان تهران به ۴۰هزار نفر می‌رسد، نامراد است؛ آن‌چنان نامراد که «مرد»، یکی از این کارگران فصلی، وقتی مقابلت می‌نشیند، محاسنش ۶۰ ساله یا در حداقل‌ترین شکل ۵۵ ساله نشان می‌دهد اما خودش می‌گوید تازه وارد ۴۲ سالگی شده است. او که کار کردن روی داربست و عرق جبین ریختن را از ۱۳ سالگی شروع کرده، در ۴۲ سالگی خود را در پایان راه می‌بیند. دردهای متناوب و نفس‌گیر مهره‌های کمر، مشکلات گوارشی متعدد و ناامیدی سترونی نسبت به سال‌های آینده و پیری، او را از پای درآورده است.

«میکائیل صدیقی» رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان کردستان در ارتباط با زندگی کارگران فصلی کردستانی در پایتخت و مناطق اطراف آن می‌گوید: استان کردستان ازجمله استان‌هایی با بالاترین تعداد کارگران ساختمانی است اما بخش عظیمی از این کارگران به دلیل نبود کار، راهی غربت می‌شوند تا بتوانند امرار معاش کنند اما آنها آنچنان که باید مورد حمایت مسئولان نیستند.

راه حلی برای شکست انحصار تربیت پزشک متخصص

روزنامه فرهیختگان در گزارشی با عنوان راه حلی برای شکست انحصار تربیت پزشک متخصص نوشت: «کمبود پزشک» یکی از موضوعات جنجالی سال ۹۸ است؛ مساله‌ای که چند ماهی است به تیتر اصلی رسانه‌ها تبدیل شده و حتی مسئولان وزارت بهداشت نیز دیگر زبان به اقرار آن باز کرده و آمارهای قابل‌تاملی در این زمینه ارائه داده‌اند. کمتر از دو ماه پیش، بابک پورقلیچ، مشاور سازمان نظام پزشکی از کمبود ۳۰ هزار پزشک متخصص در کشور خبر می‌دهد و عنوان می‌کند: «یک علت کمبود پزشک کمبود درآمد، علت دیگر فراهم نبودن امکانات سخت‌افزاری برای فعالیت پزشک و علت دیگر این است که متخصصان تمایلی برای کار در شرایط سخت ندارند.»

این مقام مسئول در حالی از نبود امکانات سخت‌افزاری برای فعالیت پزشکان و عدم تمایل آنها به کار در شرایط سخت صحبت کرده که طبق آمار منتشرشده، سرانه پزشکان متخصص‌مان به ازای هر ۱۰ هزار نفر تنها پنج پزشک است، یعنی از کل جامعه پزشکی کشور تنها  ۴۰ درصدشان متخصص هستند؛ آماری که در کشورهای پیشرفته به ۱۵ پزشک متخصص می‌رسد و سهم  ۷۰ درصدی از کل جامعه پزشکی‌شان را شامل می‌شود.

سلطانعلی میر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان سیستان‌وبلوچستان در گفت‌وگو با «فرهیختگان» با تاکید بر اینکه در استان ما به‌ازای هر ۱۰ هزار نفر، حتی پنج پزشک عمومی نیز نداریم، می‌گوید: «در سیستان‌وبلوچستان نزدیک به سه میلیون نفر زندگی می‌کنند، اما متاسفانه با کمبود شدید پزشک عمومی روبه‌رو هستیم، تا جایی که در مرکز شهر زاهدان نیز این کمبود احساس می‌شود. دیگر وضعیت پزشکان متخصصان که مشخص است! متاسفانه ما در حوزه پرستاری و پیراپزشکی و توانبخشی نیز نیاز شدید به افزایش دانشجوی پزشکی داریم.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =