۱۰ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۴۰
کد خبرنگار: 1159
کد خبر: 83460736
۱ نفر

برچسب‌ها

گره برجام و بحران قدرت های تک بعدی

محمد مهدی مظاهری /استاد دانشگاه
گره برجام و بحران قدرت های تک بعدی

تهران-ایرنا-تلاش‌های روزهای اخیر «امانوئل مکرون» برای نجات برجام به آزمونی برای استقلال اروپا در برابر اقدامات یکجانبه آمریکا تبدیل شده است و در صورت عدم موفقیت کشورهای اروپایی در حفظ برجام این پیام روشن خواهد بود که این کشورها در برابر اقدامات یک بلوک قانون شکن، تا چه اندازه ناتوان هستند.

در هفته های اخیر کشورهای اروپایی به رهبری فرانسه تلاش وافری انجام دادهاند تا زمینه مذاکره ایران و آمریکا را فراهم سازند. امانوئل مکرون رییس جمهور جوان فرانسه که البته در عرصه سیاست داخلی با چالش‌های فراوانی از سوی جلیقه زردهای معترض به دولتش مواجه است، کوشیده با نادیده گرفتن مشکلات داخلی، اولویت را به مسائل مهم بین المللی داده و ابتکار برگزاری مذاکره مجدد بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را به دست بگیرد. البته مکرون تنها رهبر اروپایی نیست که راه حل بحران پیش آمده در برجام را مذاکره ایران و آمریکا و کنار آمدن این دو کشور با یکدیگر می‌داند؛ «هایکو ماس»، وزیر خارجه آلمان نیز در روزهای اخیر از اعلام آمادگی آمریکا برای گفت‌وگو درباره توافق هسته‌ای با ایران استقبال کرده و از ایران خواسته که «به سهم خود برای برون‌رفت از بن‌بست و تنش‌زایی از خاورمیانه کوشش کند»!

بریتانیا هم هر چند در بحران برگزیت و انحلال مجلس توسط جانسون دست و پا می زند، اما پیش از این با توقیف نفتکش ایرانی و ایجاد اختلال در فروش نفت ایران و متعاقب آن، پیوستن به ائتلاف آمریکایی در خلیج فارس نشان داده که در کدام زمین بازی می‌کند.

این رویکرد و موضع گیری رهبران سه کشور قدرتمند اروپایی در حالی است که فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز روز جمعه اعلام کرد فرایند تکمیل اینستکس و اجرایی شدن آن بسیار زمان‌بر است و پیشرفت آن به کندی انجام میشود.

همه این سخنان در کنار هم تنها یک پیام را مخابره می کند و آن هم این است که اروپا در حفظ توافق برجام، ایستادگی مقابل تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی آمریکا و نشان دادن استقلال خود در مقابل این کشور شکست خورده و حال به تکاپو افتاده تا بحران برجام را از طریق بازی دادن مجدد آمریکا و کشاندن ایران و آمریکا پای میز مذاکره حل و فصل کند. هر چند سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه جزو ده قدرت اقتصادی برتر جهان هستند و با وجود بحران‌های متعدد همچنان رشد اقتصادی قابل ملاحظه ای را تجربه می‌کنند، اما به نظر میرسد برخی عوامل سبب شده است تا این کشورها در قالب اتحادیه اروپا از ایفای نقش ابرقدرت در عرصه مسائل جهانی باز بمانند. نخستین و مهمترین نکته تشتت موجود بین کشورهای اروپایی علی رغم حضور آن‌ها در اتحادیه اروپا است؛ هر چند این تشتت با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا افزایش یافته، اما حتی پیش از این اتفاق نیز کشورهای اروپایی قادر به تقویت جنبه های سیاسی و نظامی اتحادیه نبودند و با وجود پیشرفتهایی که در حوزه اقتصادی داشتند، تلاش‌های آن‌ها برای کاهش وابستگی امنیتی و سیاسی به آمریکا همواره با شکست مواجه شده است. در واقع هر چند اتحادیه اروپا توانسته در بیش از نیم قرن اخیر کشورهای از هم گسسته اروپایی با مدل‌ها و سطوح اقتصادی متفاوت و مختلف را گرد هم آورد و خود را به عنوان یک مجموعه واحد اقتصادی قدرتمند به جهان معرفی کند، اما زمانی که پای مسائل سیاسی و امنیتی پیش می‌آید، پایههای این اتحادیه بسیار لرزان است. هر یک از سه قدرت اروپایی به نوعی خواهان رهبری اروپا و تثبیت برتری خود در سطح قارهای هستند و میکوشند با روشهای مخصوص به خود، ابتکار عمل در این حوزه را به دست بگیرند، این در حالی است که سایر کشورهای اروپایی نیز در سال‌های اخیر چاره را در نوعی ائتلاف دوجانبه با آمریکا و تقویت سیاست‌های ملی گرایانه دیدهاند. در این راستا اختلاف‌های درونی در کنار «فقدان اعتماد به نفس تاریخی» که ناشی از خاطرات دو جنگ جهانی و متعاقب آن نقش حمایت گر ایالات متحده آمریکا است، سبب شده تا کشورهای اروپایی خود را در حد و اندازهای ندانند که بتوانند مسیر مسائل جهانی را بر خلاف خواست آمریکا تغییر دهند و طرحی نو در اداره سیاست جهانی درافکنند.

البته از این نکته نیز نباید غافل شد که قدرت و سیطره آمریکا در اقتصاد جهانی و تسلط دلار نیز نقشی اساسی در هراس رهبران اروپا از ایجاد رنجش برای ایالات متحده دارد و این امر به فقدان اراده سیاسی این کشورها برای حمایت از ایران و برجام ختم شده است. بنابراین حال هر چند شاهد هستیم که رهبران اروپایی به ویژه امانوئل مکرون تلاش‌هایی برای میانجیگری و حل بحران برجام انجام دادهاند و گمان میکنند چنین ابتکار عمل‌هایی میتواند برای آن‌ها اعتبار آفرینی کند، اما نخستین نکتهای که از این تلاش‌ها آشکار می شود، «اعتراف به شکست» است؛ شکست اروپا در استقلال از آمریکا، شکست در ایفای نقش به عنوان یک بازیگر مستقل و شکست در حمایت از یک توافق بین المللی در برابر ابرقدرت قانون شکن.

نقض برجام از سوی دولت دونالد ترامپ هر چند برای ملت ایران بسیار پرهزینه و دردسرساز شده است، اما به نظر میرسد این مسأله برای بلوک‌های غیر آمریکایی قدرت در عرصه بین المللی از جمله اتحادیه اروپا، روسیه و چین نیز حاوی پیام‌های مهمی بود؛ در شرایطی که همه این بازیگران در برجام باقی مانده و ضمن غیر قانونی دانستن خروج ایالات متحده از آن اعلام کردهاند از این توافق حمایت میکنند، حال سکوت و انفعال روسیه و چین و بازگشت اروپا به این نقطه که بحران کنونی راه حلی جز مذاکره مجدد ایران و آمریکا ندارد تأکیدی است بر این مسأله که این مدعیان قدرت تا چه حد غیر مستقل و وابستهاند و اینکه تا چه اندازه برای حل بحرانهای بین المللی و ایستادگی در مقابل بلوکهای قانون شکن ناتوان و عاجزند و این وضعیتی است که آن‌ها را به رده قدرت‌های تک بعدی تنزل میدهد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =