بررسی درسنامه اقتصاد مقاومتی و مسئله فرهنگ

تهران- ایرنا- «درسنامه اقتصاد مقاومتی»، «تجربه‌های ادبیات دینی کودک در غرب؛ بهره‌ها و مخاطره‌ها»، «فرهنگ و دانشگاه»، «تروریسم و تجارت مجرمانه، تهدید علیه امنیت منطقه ­ای» و «مسئله فرهنگ» از مهمترین نشست هایی بود که هفته گذشته در کشور برگزار شد.

در گزارش زیر گزیده ای از مهمترین نشست های پژوهشی از بازه زمانی ۲ تا ۹ شهریور شهریور ۱۳۹۸ خورشیدی آمده است.
 

درسنامه اقتصاد مقاومتی

مراسم رونمایی از کتاب درسنامه اقتصاد مقاومتی نوشته حجت‌الاسلام احمدعلی یوسفی مدیر و عضو هیات‌علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا برگزار شد.


حجت‌الاسلام احمدعلی یوسفی نویسنده کتاب گفت: وقتی مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را بیان کردند، مجموعه‌ای از دوستان در قم تصمیم گرفتند کار جدی انجام دهند. مجموعه راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه علمیه قم هم در ۱۳۹۳خورشیدی با این هدف تأسیس شد که فهم درستی از مفهوم اقتصاد مقاومتی بر اساس تفسیر رهبری صورت بگیرد چون در آن زمان تفسیرهای گوناگونی از اقتصاد مقاومتی صورت می‌گرفت.

در ۱۳۹۶ خورشیدی در دیداری که رهبری با اساتید دانشگاه‌ها داشتند، فرمودند: ما اقتصاد مقاومتی را بیان و تبیین کردیم و در نشست‌ها و سخنرانی‌های فراوانی به ابعاد مختلف آن پرداختیم. با وجود برگزاری این نشست‌ها و همایش‌ها اقتصاد مقاومتی پیش نمی‌رود؛ بنابراین معلوم است که گرهی در این‌باره وجود دارد و باید اساتید این را گره‌گشایی کنند.


بعد از این فرمایش رهبری، من جایی را ندیدم که تلاش جدی‌ای برای این مطالبه داشته باشد؛ بنابراین من به همراه همکاران مجموعه راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه ۲ گره تشخیص دادیم؛ یکی اینکه فهمی که از اقتصاد مقاومتی صورت گرفته بر اساس تفسیر رهبری نیست و گره دوم اینکه بخش خصوصی مورد نظر اسلام با بخش خصوصی شکل‌گرفته بعد از انقلاب صنعتی که بر پایه‌های انقلاب سرمایه‌داری است با یکدیگر فرق دارند.
عطاءالله رفیعی‌آتانی عضو هیات‌علمی دانشگاه علم و صنعت اظهار داشت: قبل از مطرح شدن ایده اقتصاد مقاومتی، طرح این ایده در جوهره یوسفی وجود داشت و بعد از مطرح شدن آن، ایده را سازماندهی کردند. هسته مرکزی پروژه یوسفی نقش مردم است و در تمام آثار خود تلاش‌شان این است که نشان دهند اگر بخواهیم نقش مردمی که صاحب سرمایه نیستند را برجسته کنیم، باید چه کار کنیم. به عقیده ایشان اگر اقتصاد روی شانه‌های مردم قرار بگیرد، تمام خروجی‌های اقتصاد مقاومتی درست از آب درمی‌آید.
اگر به کل دستگاه فکری یوسفی نگاه کنیم، عقبه خوبی برای اقتصاد مقاومتی به وجود می‌آید. ایشان با آثار آیت‌الله شاه‌آبادی بسیار درگیر بودند؛ بنابراین خوب است که در مبانی بحث‌هایشان از حرف‌های ایشان هم استفاده کنند. در شرایط فعلی ما با مسائلی روبه‌رو شدیم که موجب شد فرصتی برای نظریه رشد اقتصاد اسلامی فراهم شود؛ بنابراین باید از این فرصت استفاده کنیم.
 حجت‌الاسلام رضا غلامی رییس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا بیان داشت: در سال‌های اخیر جای خالی یک درسنامه خوب در موضوع اقتصاد مقاومتی احساس می‌شد و یوسفی شجاعانه قدم اول را در این زمینه برداشتند. هر چه جلوتر می‌رویم اهمیت اقتصاد مقاومتی و قدرت منحصربه‌فرد آن در علاج بیماری‌ها و عقب‌ماندگی‌های اقتصادی نمایان‌تر می‌شود. هر جا موفقیتی هست رد پای اقتصاد مقاومتی دیده می‌شود و هر جا شکستی هست رد پای اقتصاد لیبرال و رونویسی از نسخه‌های بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و مانند آن مشاهده می‌شود.

متأسفانه هنوز دولتمردان ما به اقتصاد مقاومتی اعتقاد چندانی ندارند و ریل‌های اقتصاد کشور را بر پایه اقتصاد مقاومتی کار نگذاشته‌اند و لذا به جرأت می‌توان گفت خیلی از گرفتاری‌ها اعم از موارد ناشی از سوء‌تدبیر یا گرفتاری‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه آمریکا و غرب، محصول همین بی‌اعتقادی مسوولان است، هرچند من معتقدم اقتصاد مقاومتی میوه اقتصاد اسلامی است اما واقعیت این است که هر اقتصاددان عاقلی چه مسلمان و چه غیرمسلمان تأیید می‌کند که راه حفظ استقلال و خوداتکایی کشور و خروج از بردگی قدرت‌های سلطه‌گر، اولاً اتکا به ظرفیت‌های فراوان و کم‌نظیر داخلی و ثانیاً به دست‌گیری ابتکار عمل در تعاملات جهانی است.

تجربه‌های ادبیات دینی کودک در غرب؛ بهره‌ها و مخاطره‌ها

نشست تخصصی با عنوان تجربه‌های ادبیات دینی کودک در غرب؛ بهره‌ها و مخاطره‌ها از سلسله‌نشست‌های ادبیات دینی در انتشارات به‌نشر آستان قدس رضوی در تهران برگزار شد.
حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری‌ابهری از نویسندگان ادبیات دینی تصریح کرد: در غرب به چهار انگیزه کار دینی تولید می‌شود؛ یا این انگیزه‌ها از روی جنس کارهایی که تولید می‌شود به‌عنوان انگیزه دین‌گرایانه مطرح است، به این معنا که با علقه‌های دین کار دینی تولید می‌شود و در این زمینه جنس کار معرفی، دفاع و زیباسازی پیام‌های دین، مستند سازی، نزدیک کردن پیام‌های دینی به ذهنیت کودکان و... است؛ یک‌سری کار نیز با انگیزه‌های دین‌ستیزانه تولید می‌شود، بدین‌معنا که موضوع کار دینی است اما محتوا و مضمون نفی مفاهیم دینی یا ویرایش مفاهیم دینی با فضای سکولار است که اگر بخواهم مثالی بزنم به این معناست که مفهوم مجازات الهی در برخی آثار به عنوان یک مفهوم امروزی مطرح شده و قرار نیست از موضوع عبرت گرفته شود و این موارد اتفاقی و شخصی بوده است و دین را به یک قصه عادی تنزل می‌دهند.

کتاب‌های دینی در ایران به‌گونه‌ای نوشته می‌شود که کودکان تلقی کتاب زندگی از آن ندارند. روان‌شناسی که زبان کودک را بفهمد، می‌تواند کتاب کودک را آنالیز کند؛ لذا اطلاعاتی که در دانشگاه تدریس می‌شود باید وارد میدان عمل شود. دو سری کار در غرب وجود دارد که می‌توانیم از آن‌ها بهره بگیریم؛ یکی کارهای قابل‌ترجمه و دیگری کارهای قابل‌استفاده است، کتاب‌هایی که در حوزه ادبیات دینی در کشور تولید می‌شوند، اکثراً معرفی تاریخ و سیره پیامبران و معجزات آن‌ها به صورت جداگانه در کتاب‌های مختلف است و معرفی جامعی نداریم، در حالی که در یکی از کتاب‌های غرب این موضوع با نگاه جامعی ارائه شده است.
حجت‌الاسلام علیرضا سبحانی‌نسب از دیگر نویسندگان و ناشران ادبیات دینی توضیح داد: اغلب نویسندگان ورود جدی به حوزه کودکان داشته‌اند. در کشورهای غربی در بحث خداوند، نیایش و دعا با عناوین مختلف، در مورد چگونگی مرگ و اغنا کردن ذهن کودکان نسبت به مرگ نزدیکان، در مورد پیامبران و انجیل و تورات، در مورد مسائل اخلاقی که در دین می‌گنجد، در خصوص فرشتگان و ارتباط با عالم غیب آثار خوبی البته با نگاه خودشان دارند. در ادبیات غرب مهم‌تر از موضوع، تکثر قالب است. در ادبیات غرب این تکثر قالب یعنی اینکه سوژه همان است ولی ایده تفاوت دارد و در یک موضوع نوآوری به وجود می‌آورند.

فرهنگ و دانشگاه

نخستین نشست از مجموعه نشست‌های فرهنگ و دانشگاه به نقد و بررسی کتاب ایران مدرن و نظام آموزشی آن تألیف عیسی خان صدیق در خانه کتاب برگزار شد.
رضا ماحوزی دانشیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، فناوری و اطلاعات خاطرنشان کرد: آنچه که مورد توجه نویسنده بوده این است که ما چگونه می‌توانیم نظام آموزشی را متناسب با ایران طراحی کنیم که بتواند به ساختن ایده ایران مدرن کمک کند. به همین دلیل در فصول مختلف کتاب صدیق سعی می‌کند تصویری از وضعیت موجود و راهکارهای گذر از موانع توسعه در ایران ارائه کند.
سه موج در نظام آموزشی ایران مشاهده می‌شود که موج سوم در دست فرانسوی‌هاست و سیاست‌گذاران در حوزه‌های مختلف کوشیدند این مدل فرانسوی را در ایران پیاده کنند. صدیق هم سعی می‌کند خط و خطوط ایده فرانسوی در نظام آموزشی ایران را نشان بدهد و اینکه ایده جایگزین برای این مدل چه ظرفیت‌هایی را برای نظام آموزشی خواهد داشت.

رضا منصوری استاد دانشگاه عنوان داشت: این کتاب درباره آموزش است اگرچه آموزش عالی هم در آن ذکر شده است. کلمه علم خیلی کم در این کتاب مشاهده می‌شود اما باز کلمه دانش به کار رفته است. پس من وقتی از علم سخن می‌گویم منظورم علم مدرن است اما وقتی دانش را به کار می‌برم منظورم علم نیست بلکه دانش علمی است که مکتوب است. دانشگاه نیز در سخنان من به معنای عام و با یک مفهوم ایرانی و از سوی دیگر جهانی است.
این کتاب ۹۰ سال پیش نوشته شده است که در آن موقع ایران در وضعیت دیگری بود و من سعی می‌کنم وقتی در این باره صحبت می‌کنم حال و هوای آن دوران را در نظر داشته باشم. وضع علم و دانشگاه هم در آن سال‌ها در اروپا و آمریکا قابل بررسی است و تلاش من این است که این کتاب را در همان بافت بررسی کنم.
 ایده تاسیس دانشگاه و رساله او گام مهمی است اما او به هیچ وجه وارد مفهوم علم نمی‌شود و اساسا متوجه این موضوع هم نبوده چون در غیر این صورت مفهوم دینامیک علم را وارد کتاب خود می‌کرد.

اسماعیل خلیلی پژوهشگر گفت: در کتاب در سه بخش به شکست‌های ایران از روس اشاره کرده و آن را مصداقی برای آموزش قرار داده است. او اگر در پرسش عباس میرزا توقف جدی کرده بود این کتاب احتمالا چیز دیگری بود.
 صدیق برای شناختنش لازم است که به این کتاب بسنده نشود و به آثار دیگرش هم مراجعه شود. زندگی عیسی صدیق نشان می‌دهد که او چگونه می‌اندیشید. او عضو مجلس موسسانی است که استقرار نظم نوین برایش حائز اهمیت است و این کتاب در شمار تمهیداتی است که او برای استقرار نظم نوین و سلطنت نوین در ایران دارد.
حسین میرزایی رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: صدیق یک کارگزار ـ محقق است. نوشتارش هم با اینکه در زمان خود بسیار ارزشمند بوده اما وجه گزارش گونه کتاب پررنگ است و ممکن است با استانداردهای امروزی از حد یک رساله پایین تر باشد. از سوی دیگر نگاه گزینشی در این کتاب هست و از تاریخ ایران، دین و ... بیشتر وجوه مثبت را مد نظر داشته است.
به نظر می‌رسد که بحث فراهم کردن مقدمات برای دفاع از ساختار سیاسی و دولت متمرکز در کتاب برجسته است. در این اثر بارها و بارها بحث تمرکزگرایی و دولت ملت سازی مطرح می‌شود و این متن را می‌توان یکی از مقدمات برای طرح این موضوع دانست.
صدیق دغدغه‌اش علم و دانشگاه نیست چون وقتی می‌خواهد ساختار نظام را بیان کند در زیر مجموعه‌های آن به اداره آموزش عالی اشاره می‌کند که با آموزش عالی امروزی بسیار متفاوت است. کار صدیق پیشادانشگاه و در شرف تاسیس است و به همین دلیل تمرکز کتاب بر تاسیس مدارس خصوصی و دولتی است. یکی از تشویش‌هایی که در کار صدیق است و تا حدی تاریخی است این است که در فراز پایانی مقدمه کتاب می‌گوید: «شاید چنین تصویری سبب شود آمریکایی‌ها بیشتر به ایران علاقه‌مند شوند.

تروریسم و تجارت مجرمانه، تهدید علیه امنیت منطقه­ای

نشست تخصصی تروریسم و تجارت مجرمانه، تهدید علیه امنیت منطقه ­ای در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. فابیو برناردی پژوهشگر ارشد مطالعات جرایم سازمان­ یافته اظهار داشت: نیاز است تا راهکارهای جداگانه ای برای مبارزه با هریک ازموضوعات تروریسم و جرایم سازمان یافته در سیاستگزاری ها لحاظ شود.

این پژوهشگر حوزه جرایم سازمان یافته با اشاره به تعاریف متعددی که از پدیده نارکوتروریسم وجود دارد، تاکید داشت که هیچک ازاین چارچوب بندی های مفهومی متقن و کامل نیست چرا که ماهیت این پدیده ها در ذات متفاوت بوده و به تبع راهکارهای مقابله و یا پیشگیری از آنهم یکسان نخواهد بود.

خاستگاه گروه های نارکوتروریستی در ایتالیا مافیایی بوده است. بدین معنا که این گروه ها با اهداف اقتصادی دست به تجارت مجرمانه می زنند و به ندرت درگیر امور سیاسی شده و یا چنین اهدافی را دنبال می کنند حتی اگر ترور فرد سیاسی هم توسط این گروه ها اتفاق بیفتد، اغلب با هدف تامین منافع گروهی مافیایی بوده و رویکرد ایدئولوژیک، مذهبی و یا سیاسی به طور کل ندارد.

مهدخت ذاکری پژوهشگر امنیت بین الملل با تمرکز بر گروه های داعش و طالبان به مثابه سازمان های هیبریدی به بررسی برخی از تهدیدات نامتقارن منبعث از این گروه ها علیه امنیت منطقه­ ای پرداخت.

با ادغام سازمان های تروریستی و گروه ­های جرایم سازمان­یافته، موجودیت جدیدی شکل می گیرد که دیگر به تنهایی ماهیت گروه های قبلی را نداشته و عملاً به سازمانی با ماهیت دوگانه تروریستی – مجرمانه بدل می شود.

گروه خشونت ورز افراطی همچون داعش علیرغم داشتن اهداف ایدئولوژیک، رفته ­رفته به منظور تامین مالی تجهیزات و لجستیک خود و نیز گسترش سرزمینی اقدام به انجام انواع تجارت مجرمانه همچون قاچاق موادمخدر، اعضای بدن، مهاجران، عتیقه و البته نفت، در کنار سایر اقدامات تروریستی، کرده و نمونه ای متاخر و عینی از انواع سازمان های هیبریدی به شمار می آید.

نیازاست به چرایی شکل­ گیری این گروه ها همچون روایت های تاریخی به ویژه از منازعه، نادیده انگاری هویت های غرورآمیز اعضا توسط دولت ها، ناامنی هستی شناسانه در جامعه این گروه ها و عدم شناسایی حداکثری توسط نظام بین الملل و نیز دولت ها، توجه شود چرا که راه حل مقابله ای پلیسی، راهکاری فوری و کوتاه مدت است و برای راه حلی ریشه ای و بلند مدت نیاز به برطرف ساختن موارد مذکور است که این مهم نیز بدون همکاری های منطقه ای و فراملی، به سختی میسر خواهد شد.

مسئله فرهنگ

جلسه دوم از سلسله نشست‌های مسئله فرهنگ در سرای اهل قلم برگزار شد. محمدباقر خرمشاد عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی توضیح داد: در شرایط تعدد بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مقوله فرهنگ و پژوهش اولین قربانیانی هستند که معمولاً هم به ناچار انزوا پیشه می‌کنند.

برای پاسخ به این پرسش که مهمترین مسئله و مشکل و چالش اصلی و کانونی فرهنگ در جامعه امروز ایران چیست؟  با رویکردهای مختلفی در حوزه‌های متنوع علوم انسانی و زیست انسانی می‌توان پاسخ‌های متفاوتی هم داد و مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان و علوم‌سیاسی خوانده‌ها احتمالاً نگاه‌های مختلفی به مقوله فرهنگ داشته باشند. من بنا به حوزه فعالیت و تحصیلاتم و با رویکرد جامعه‌شناسی سیاسی دو پاسخ به این پرسش دارم؛ نخست فعال‌تر شدن و عمیق‌تر شدن شکاف میان تجدد و سنت و دیگری احیای دوگانه سنت و مدرنتیه فرهنگی.

این دوگانه که به لحاظ تاریخی از دوره مشروطه در ایران نمود و بروز یافته در این ۱۵-۱۰ سال اخیر عمیق‌تر شده است و یک شرایط آنومی در جامعه ایجاد کرده که برای افراد دوسوی جریان احساس اضطراب و ناامنی روانی را در پی داشته است. واقعیت این است که ذائقه ایرانی تحمل و تاب تحمل دوگانه سفت و سخت را ندارد و بروز چنین دوگانه‌هایی یک نارضایتی روانی، اجتماعی و فرهنگی را برای هم سنتی‌ها و هم متجددها به دنبال داشته است. هیچ مسئله فرهنگی و اجتماعی هم نیست که در دنیای امروز به سیاست ارتباطی پیدا نکند و همین مسئله فضا را چالش‌برانگیزتر هم کرده است.

تجددگرایی در آغاز ورود به ایران که با دوره تاریخی مشروطه همزمان بوده یک پدیده نخبگی و روشنفکری بود. در شرایطی که بیشتر جامعه ایران روستایی بودند و نهایتاً یکی ۲ روزنامه در داخل کشور و یکی ۲ روزنامه هم در هند و استانبول منتشر می‌شد مقوله تجدد تنها در طیف نخبگان جریان داشت و چون به دایره نخبگان محدود بود خیلی باعث عدم تعادل و توازن در جامعه و فرهنگ آن نمی‌شد و آنومی به وجود نمی‌آورد. شاید در موارد معدودی مثل اعدام شیخ فضل‌الله نوری که روشنفکران و متجددها به دام افراط افتادند، در مابقی جریایات تجدد بروز و ظهور مشکل‌سازی در بطن جامعه ایجاد نکرده بود.

پهلوی‌ها هم سیاست مدرنیزاسیون آمرانه و تجددگرایی از بالا را به پیش بردند و به نوعی حرکت دادن ایران به سمت تجدد را وظیفه خودشان می‌دانستند که البته نه با اتکا به باور مدرنیته که با مدرن شدن آمرانه. در این دوره چون مدرنیته از طرف دولت و حکومت اعمال می‌شد کم‌کم از دایره نخبگان خارج شد و شکل‌گیری تقابل میان تجدد و مدرنتیه در نسبت‌های اجتماعی قوی‌تر می‌شود و نوعی مقاومت هم از طرف جامعه نسبت به تجددگرایی شکل می‌گیرد که جلوه نهایی آن را در منجر شدن به وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ می‌بینیم.

در واقع یکی از دلایلی وقوع انقلاب اسلامی را رسیدن ۲ گروه تجددگراها و سنتی‌ها به همدیگر و نهایتاً غلبه نیروهای سنت‌گرا بر نوگراها می‌دانند. هرچند اینجا هم بالاخره هر ۲ گروه میزان قدرت و تاثیرگذاری خود و دیگری را می‌دانند و به نوعی تکلیف روشن است و در ۳۰-۲۰ سال اول جمهوری اسلامی هم به نوعی با هم کنار آمدند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =