کاش روشنفکران ما کثرت‌پذیر بودند

تهران- ایرنا- محمدرضا تاجیک استاد تحلیل گفتمان سیاسی دانشگاه بهشتی معتقد است فضای روشنفکری و اصلاح‌طلبی در جامعه ایران وصله پینه‌ای است؛ یعنی پیش از آن‌که انسان دموکراتیک پرورش داده شده باشد، خواسته‌اش یک جامعه دموکراتیک بوده و این مسأله آسیب‌های زیادی را برای جامعه ایران در پی داشته است.

گروه اطلاع رسانی ایرنا در راستای ایفای رسالت آگاهی بخشی به انعکاس برجسته ترین گزارش های روزنامه های مختلف با عناوینی چون کاش روشنفکران ما کثرت‌پذیر بودند، طفلک درختان سوخته و فروافتاده!، بنیاد شهید از بنگاه داری دست بکشد، خطر بیخ گوش انتخابات، تورم ماهانه در محدوده امن، پنجمین قربانی، برخی بی خبری و سکوت را دوست دارند، چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند و نرخ رشد جمعیت سالمندان دو برابر میانگین رشد جمعیت ایران پرداخته است،  در ادامه به بازتاب گزیده ای از این مطالب می پردازیم:

کاش روشنفکران ما کثرت‌پذیر بودند

روزنامه آرمان ملی در گزارش خود با عنوان کاش روشنفکران ما کثرت‌پذیر بودند می نویسد: روشنفکران و نظریه‌پردازان جامعه تا سال‌ها بعد از زیست خود به سبب آنچه در دوره حیات گفته یا انجام داده‌اند در معرض نقد و بررسی قرار دارند و آیندگان تلاش می‌کنند با واکاوی اندیشه، کردار و گفتار آن‌ها از تجربه گذشتگان در توسعه فکری و عملی جامعه آینده استفاده کنند. عده‌ای از متفکران و پژوهشگران، یکسره بر آن‌ها خواهند تاخت و همواره روحشان را برای پرسش‌های تاریخی احضار و استیضاح می‌کنند و عده‌ای دیگر از دانشگاهیان، به ستایش آن‌ها خواهند پرداخت. «محمدرضا تاجیک»، استاد تحلیل گفتمان سیاسی دانشگاه بهشتی که ریاست مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات را نیز برعهده داشته و به تحلیل پست‌مدرن از مسائل اجتماعی و تاریخی شناخته می‌شود، معتقد است فضای روشنفکری و اصلاح‌طلبی در جامعه ایران وصله پینه‌ای است؛ یعنی پیش از آن‌که انسان دموکراتیک پرورش داده شده باشد، خواسته‌اش یک جامعه دموکراتیک بوده و این مسأله آسیب‌های زیادی را برای جامعه ایران در پی داشته است.

تاجیک در این باره می‌گوید: «اتفاقی که افتاده، این است که این انسان قبل از این‌که تبدیل به آدمی بشود که سنگ جریان اصلاح‌طلبی و عمارت روشنفکری را بر دوش بکشد، آمده است و زیر بار این سنگ رفته است. تحزبی راه انداخته است پیش از آن‌که فرهنگ سیاسی حزبی را تجربه کرده باشد. خواسته است یک جامعه دموکراتیک داشته باشد». او نتیجه این تلاش کور را شکل‌گیری نوعی «دموکراسی بدون دموکرات»، «اصلاح‌طلبی بدون اصلاح‌طلب» و «تحزب بدون حزب» می‌داند. او معتقد است این فرایند دست آخر به تولید یک دموکراسی ناقص منتهی می‌شود و جامعه‌ای متکثر اما متنفر از تکثر را در پی خواهد داشت. تاجیک با اشاره به وقایع بعد از شهریور ۱۳۲۰ در ایران می‌گوید: «از سال ۱۳۲۰ را نگاه کنید. به علت دموکراسی ناقصی که ایجاد شده است تعداد زیادی حزب در جامعه شکل می‌گیرد اما عمر بعضی از این‌ها، به اندازه چاپ یک شماره روزنامه است؛ یعنی بعد از یک شماره، هم روزنامه‌اش تعطیل شده است و هم خودش. از گروه‌های فاشیستی تا گروه‌های سوسیالیستی تا گروه‌های مارکسیست ارتدوکسی و همچنین گروه‌های مذهبی و گروه‌های ناسیونالیستی و شووینیستی در جامعه ایران، قارچ‌گونه می‌روید و هیچ‌کدام قائل به کثرت نیستند و می‌گویند تحزب به معنی دیگرپذیری و کثرت نیست».

طفلک درختان سوخته و فروافتاده!

روزنامه توسعه ایرانی در گزارشی با عنوان طفلک درختان سوخته و فروافتاده! می نویسد: آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران از دوشنبه آغاز شد، اما تلاش مدیریت محلی برای اطفای حریق در یک نقطه و سر برآوردن آتش در نقطه‌ای دیگر، مدیریت بحران آذربایجان شرقی را ناگزیر از رسانه‌ای کردن موضوع از روز پنجشنبه کرد، زیرا آتش دیگر بعد وسیع‌تری یافته بود و شواهد نشان می‌داد که جمع‌وجور کردن آن با تکیه‌بر امکانات محلی میسر نیست، به‌ویژه اینکه منطقه کوهستانی، صعب‌العبور و بادخیز بود و تلاش برای خاموشی کامل آتش با توسل به شیوه‌ها و تجهیزات سنتی پاسخگو نبود.

آتش‌سوزی در جنگل‌های ارسباران هرچند موضوع تازه‌ای نبود و به گفته حمید قاسمی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان شرقی، از ابتدای سال جاری تاکنون ۲۵ مورد حریق بر جان سبز این جنگل‌ها افتاده بود، اما داستان این بار متفاوت‌تر از ۲۴ دفعه قبل بود و زبانه شعله‌های حریق بر شیب‌های تند دره‌ها و یال‌های کوهستان‌های ارسباران از عمق اتفاق و ضرورت اتخاذ تدبیری در سطح ملی حکایت می‌کرد.

با این رویکرد بود که مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی به‌عنوان مرکز ثقل و هماهنگی سازمان‌های عضو ستاد بحران استان از قبیل آتش‌نشانی، هلال‌احمر، نیروهای نظامی و انتظامی، با درک شدت آتش‌سوزی، از سازمان‌های مرکزی مسئول در این حوزه از قبیل سازمان مدیریت بحران، سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان مراتع و جنگل‌ها درخواست کمک و اعلام کرد که چیره شدن بر آتش تنها با اعزام بالگردهای رزمی جهت پشتیبانی هوایی و نیز بالگردهای آب‌پاش برای اطفای عمقی آتش میسر است.

هرچند از همان ابتدای وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌های ارسباران در محدوده سه روستای «خانقاه»، «مرداناقوم» و «کلوانق» شهرستان خداآفرین، مدیریت بحران محلی و در وهله بعد، مدیریت بحران استان با سرعت وارد عمل شده و برای اطفای حریق کوشیدند، اما خبر اعلام مهار آتش در هر بار، با بازگشت آتش به‌عنوان نتیجه مرتفع و بادخیز بودن منطقه خنثی شد.

این منطقه که از تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری برخوردار است چند بار برای ثبت در فهرست میراث طبیعی جهان به سازمان علمی فرهنگی ملل متحد، ‌ یونسکو معرفی‌شده است. جنگل‌های ارسباران با ۱۶۴ هزار هکتار وسعت دارای تنوع زیست‌محیطی است.

بنیاد شهید از بنگاه داری دست بکشد

روزنامه خراسان در گزارشی با عنوان بنیاد شهید از بنگاه داری دست بکشد آورده است: فصل سوم قانون اساسنامه بنیاد شهید و امور ایثارگران فعالیت های اقتصادی به منظور توانمندسازی این نهاد برای تکالیف پیش رو را به رسمیت شناخته است و اساسا به اصل فعالیت های اقتصادی این مجموعه راهبردی نمی توان ایراد قانونی گرفت. اما طی سال های اخیر همواره فعالیت های اقتصادی این بنیاد همچون دیگر مجموعه ها هر از گاه از نگاه ناظران دور نبوده است. اگرچه پروژه تحقیق و تفحص از بنیاد شهید در سال ۹۵ در مجلس با چالش ها و حرف و حدیث های فراوان همراه شد و تاحدودی به نتیجه نرسید اما پرسش ها و اما واگرها درباره مسائل درآمدی و فعالیت های اقتصادی این نهاد تاحدودی بی پاسخ ماند. یکی از سوالات اساسی این است که بنیاد شهید چگونه می تواند خود هم بنگاه داری کند و هم ناظر این بنگاه های اقتصادی باشد. امروز وقتی چالش های کسر بودجه و نقصان در ارائه خدمات به ایثارگران را بررسی می کنیم، برخی از کارشناسان از جمله نمایندگان مجلس معتقدند، بخش قابل توجهی از چالش های این بنیاد به خود این مجموعه بر می گردد. در این گزارش دیدگاه های دو نماینده مجلس شورای اسلامی را با هم مرور می کنیم. آن ها چندان دل خوشی از ورود این نهاد به عرصه اقتصاد ندارند.

وقتی از غلامرضا جعفرزاده ایمن آبادی، نایب رئیس فراکسیون ایثارگران مجلس درباره کسری بودجه پنج هزار میلیاردی این نهاد برای سال ۹۸ می پرسیم، می گوید: در موضوع کسری این بودجه ابتدا باید دید که این کسری منطقی است یا خیر؟  چرا در سال ۹۰ سرانه بیمه هر ایثارگر ۱۴ هزار تومان بوده اما هم اکنون ۱۴۵هزار تومان است؟ در حالی که اکنون نیز می توان با برون سپاری به بیمه های خارج از بنیاد این رقم را به ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان رساند.  بنیاد شهید ابتدا باید از بنگاه داری دست بکشد و این امور را به کانال های دیگر به شیوه خرید خدمت بسپارد و در واقع برای جلوگیری از زیان ها در بنیاد یک برون سپاری واقعی را شاهد باشیم.

مهرداد بائوج لاهوتی دیگر نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز درباره راهکار مجلس برای کسری بودجه پنج هزار میلیاردی با هدف حمایت از جامعه ایثارگر کشور گفت: مجلس این آمادگی را دارد تا به زودی با همراهی دولت از مجرای قانون گذاری مسئله مالی بنیاد را رفع کند. وی افزود:  طبعا مجلس بر اساس اصل ۷۵ قانون اساسی  نمی تواند بدون ارائه لایحه دولت منابع مالی اختصاص دهد و  در این زمینه به تنهایی ورود کند بنابراین هماهنگی دولت و مجلس برای حل مسئله ضروری است.

خطر بیخ گوش انتخابات

روزنامه ابتکار در گزارشی با عنوان خطر بیخ گوش انتخابات آورد: انتخابات اسفندماه ۹۸ می‌تواند به گونه‌ای امتحان و محکی برای احزاب و جریان‌های سیاسی از سوی مردم محسوب شود. به همین خاطر اکثرا تاکید دارند که انتخابات امسال یکی از متفاوت‌ترین انتخابات سراسری ایران طی این چند سال خواهد بود. دولت حسن روحانی، مجلس شورای اسلامی و نیز جناح‌ها و جریان‌های سیاسی همگی در تلاش هستند که کم‌کاری‌ها و عملکردهای خود را بهبود بخشیده تا دوباره مردم را به پای صندوق‌های رای بکشانند چرا که قهر مردم با صندوق‌های رای یک خطر بسیار جدی برای هر نظامی محسوب می‌شود. درواقع در شرایطی فضای انتخابات سوت و کور است و شرایط تهییج مردم برای حضور در انتخابات فراهم نیامده است بالاترین خطر برای کشور قهر کردن مردم با صندوق رای است. بنابراین ریشه‌یابی و جلوگیری از کانال‌های چنین دیدگاهی در بین افکار عمومی یک امر لازم و ضروری برای بقای نظام است. تا کنون هر نهاد، حزب و فعال سیاسی از بایدها و اینکه چگونه باید باشد سخن گفته‌اند دیگری را ملزم به پاسخگویی و راهکاری برای حل چنین امری می‌دانند. سوالی که همواره نخبگان و فعالان سیاسی پاسخ‌های متفاوتی به آن داده‌اند این است که مسئول و پاسخگوی چنین شرایطی چه کسانی هستند.

همچنین عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز معتقد است که اگر امروز قرار باشد با شرایط کنونی و سنت گذشته انتخابات باشد، به معنای گذشته انتخابات شکل نمی‌گیرد و بعید است مردم به‌طور جدی پای صندوق‌های رای بیایند. اگر افکار عمومی حس کنند که از طریق انتخابات نمی‌توانند به دستاوردی برسند، دلیلی ندارد که شرکت کنند. عبدی معتقد است که مجلس نیز طی این سال‌ها بسیار ضعیف عمل کرده و نمی‌تواند کار خاصی در این رابطه انجام دهد.

تورم ماهانه در محدوده امن

روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی با عنوان تورم ماهانه در محدوده امن، نوشت: نرخ تورم ماهانه در مرداد ماه سال جاری رکورد کاهشی ثبت کرد. آمارها نشان می‌دهد نرخ تورم ماهانه در دومین ماه تابستان به رقم ۰.۶ درصد رسیده که این رقم کمترین میزان از ابتدای سال ۹۷ بوده است. این دومین بار است که در سال جاری نرخ تورم ماهانه به زیر یک درصد رسیده است. کارشناسان معتقدند نرخ تورم ماهانه زیر سطح ۰.۸ درصد می‌تواند یک محدوده امن برای تورم محسوب شود؛ زیرا با تکرار این رقم در یک سال کمتر از ۱۰ درصد به میزان شاخص بهای مصرف‌کننده افزوده خواهد شد. با توجه به تغییر انتظارات تورمی در ماه‌های اخیر، تحقق این روند در ماه‌های آتی دور از ذهن نخواهد بود. علاوه بر این، نرخ تورم نقطه به نقطه نیز با کاهش  ۶.۴ واحد درصدی در مرداد ماه به سطح ۴۱.۶ درصد رسیده و این میزان کاهش تورم نقطه به نقطه در دهه ۹۰ سابقه نداشته است. به رغم کاهش قابل توجه تورم ماهانه و نقطه به نقطه، نرخ تورم میانگین به سطح ۴۲ درصدی رسیده که یک رکورد افزایشی جدید محسوب می‌شود؛ اگرچه این متغیر نیز در ماه‌های آینده در مسیر نزولی قدم خواهد گذاشت. در مجموع آمارهای مرداد نشان می‌دهد روند افزایش قیمت‌ها کند شده و تداوم این روند در ماه‌های آینده باعث می‌شود مختصات اقتصادی در محدوده امن گزارش شود.

آمارهای مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که میزان شاخص بهای مصرف کننده در مرداد به رقم ۱۸۰.۸ واحد رسیده است. مطابق بررسی‌ها، نرخ تورم ماهانه در این ماه به رقم ۰.۶ درصد رسیده است و این موضوع نشان می‌دهد که متوسط سطح عمومی قیمت‌ها در مرداد نسبت به تیرماه تنها ۰.۶ درصد رشد کرده است.   این روند در حالی است که نرخ تورم ماهانه در تیر ماه در سطح رقم ۲.۸ درصد گزارش شده است. نرخ تورم ماهانه در مرداد ماه کمترین سطح از اسفند ماه ۹۶ (۱۷ ماه اخیر) بوده است، در آن زمان تورم ماهانه به میزان ۰.۲ ‌درصد گزارش شده بود، اما این نرخ پس از اسفند ۹۶ همواره در سطح بالای یک درصد قرار داشت. در سال جاری نرخ تورم ماهانه دو بار در ماه‌های خرداد و مرداد به زیر یک‌درصد رسید، تا نشان دهد که رشد سطح عمومی قیمت‌ها از نفس افتاده است و در شرایط کنونی، نمی‌تواند حرکت پرنوسان سال گذشته را تکرار کند. یک سال پیش و در مرداد ۹۷، نرخ تورم ماهانه به میزان ۵.۲ درصد گزارش شده بود، و نشان می‌دهد که وضعیت تورم در مرداد سال جاری متفاوت از سال گذشته است.  به گفته کارشناسان نرخ تورم ۰.۶ درصدی یک محدوده امن برای فعالیت‌های اقتصادی محسوب می‌شود و تداوم این روند باعث ثبت تورم نقطه به نقطه در نقطه مطلوب است.

پنجمین قربانی

روزنامه همدلی در گزارش خود با عنوان پنجمین قربانی می نویسد: در ماه‌های اخیر بازار خودرو به قدری حاشیه‌ساز شده که کار این صنعت را حسابی دچار چالش کرده است. اگرچه بحران این صنعت سال‌های طولانی پای ثابت اخبار رسانه‌ها بوده است، اما این ماجرا بعد از گام‌های بلند دلار برای گرانی، حتی بیشتر از گذشته نگاه‌ها را به سمت خود برگرداند. همه چیز از اواخر پاییز سال گذشته بود که شروع شد. قیمت خودرو همپای دلار که نه، بلکه با جهش بیشتری قله‌های گرانی را یکی پس از دیگری فتح می‌کرد. قصه تا جایی پیش رفت که قیمت پراید که در دهه ۸۰ حدود ۷ میلیون تومان بود، سال گذشته حتی تا ۵۲ میلیون تومان هم رکورد زد و همین گرانی عجیب و غریب با وجود اینکه هیچ اتفاق خاصی در افزایش کیفیت این خودرو ایجاد نشده بود، سرمایه‌های زیادی را به جیب سایپا وارد کرد.

درست همان روزها بود که خودروسازان در کنار دلالان برای رشد قیمت‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کردند. شورای رقابت که پیشتر مسئولیت تعیین قیمت خودروها را بر عهده داشت از این موضوع کناره‌گیری کرد تا ستاد تنظیم بازار این مسئولیت را بر عهده بگیرد. این قصه‌ها در حالی جریان داشت که دیگر خودروها نیز همپای دلار افزایش شدید قیمت‌ها را تجربه می‌کردند. کار به جایی رسید که حتی طی یک شبانه‌روز برخی از خودروهای شاسی بلند خارجی بیش از ۲۰۰ میلیون تومان گرانتر شدند. ماجراها در حالی اتفاق می‌افتاد که رئیس انجمن صنایع همگن نیرو و قطعه‌سازان در گفت‌وگو با رسانه‌ها از این افزایش قیمت‌ها دفاع کرده بودند و تاکید داشت که در مقایسه با دیگر کالاهای ضروری، خودرو افزایش قیمت چندانی را تجربه نکرده است.

طرح استیضاح وزیر صنعت، معدن و تجارت خبر داغ دیگری بود که روز گذشته در خروجی بسیاری از رسانه‌ها قرار گرفت تا پاسخ تخلفاتی که از سوی دو شرکت بزرگ خودروسازی جنجالی شده، از زبان رضا رحمانی شنیده شود. سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ همین دیروز بود که با اشاره به تخلفات اخیر خودروسازی و دستگیری مدیر عامل ایران خودرو، گفت: «طرح سوال و استیضاح رحمانی وزیر صنعت و معدن با توجه به تخلفات عدیده خودروسازها در مجلس کلید خورده است».

حالا دو سالی تا پایان فعالیت دولت دوازدهم باقی مانده است، اینکه قصه این استیضاح در سال‌های پایانی این دولت به صلاح است یا خیر، سوالی است که حتی آگاهان اقتصادی نیز پاسخ روشنی برای آن نمی‌دهند. باید دید این استیضاح تا چه اندازه جدی است و در صورت رای نمایندگان به این استیضاح، پاسخ‌های وزیر مجلس را قانع خواهد کرد یا خیر؟ مهمترین موضوع نیز وضعیت بازار خودرو است که باید دید بعد از این اتفاقات به کجا خواهد رسید؟

برخی بی خبری و سکوت را دوست دارند

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان برخی بی خبری و سکوت را دوست دارند آورد: وزیر جوان کابینه دولت روحانی، بر عکس تمامی وزیران، راه ارتباط با مخاطبان را با آسان‌ترین روش، برقرار کرده است و ادبیات غیر رسمی او در ارتباط با کاربران شبکه‌های اجتماعی به آنجا رسیده است که وقتی در سفر به یکی از شهرستان‌ها، کاربری او را دعوت به خوردن آب دوغ خیار می‌کند چند ساعت بعد تصاویر وزیر، نشسته بر سفره ساده آن کاربر جوان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. شاید بتوان گفت تا این لحظه چنین نوع ارتباطی از سوی وزیران و مسئولان با مخاطبان کم سابقه یا به نوعی بی‌سابقه باشد اما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات همیشه برای متعجب کردن مخاطبان خود روش‌های بسیاری دارد که هر کدام در نوع خود نادر است و می‌تواند تا چند روز فضای مجازی را مشغول به خود کند. حال یک روز تصویر وزیر، بچه بغل در حال سرخ کردن پیاز داغ خبر ساز می‌شود و روزی دیگر با توئیتی در نیم شب با مضمون «بیدارین»، به هرحال هر رفتار وزیر، واکنش‌های متفاوتی را میان کاربران شکل داده است. عده‌ای او را مردمی می‌دانند و عده دیگر رفتارهایش را تبلیغاتی می‌دانند که قرار است راهش را برای انتخابات ریاست جمهوری باز کند. همین شائبه حضورش در انتخابات ریاست جمهوری سبب شد در زمان گفت‌وگو با محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به مناسبت هفته دولت، اولین سؤالی که از او پرسیده شود برنامه حضورش در انتخابات ریاست جمهوری باشد، سؤالی که لبخند وزیر جوان را به همراه داشت.

آذری جهرمی گفت: برخی از مسئولان خیلی با فضای مجازی آشنا نیستند و تلاش دارند در این فضا نباشند چرا که احساس می‌کنند دردسر این فضا برای آنها بیشتر از نکات مثبت است. توجه داشته باشید وقتی شما در فضای مجازی ورود می‌کنید به نوعی خودتان را در معرض انتقاد و قضاوت قرار می‌دهید و باید آمادگی داشته باشید. بنابراین برخی این فضا را دوست ندارند و تمایل دارند اطراف آنها سکوت و بی‌خبری باشد و این مسأله به ظرفیت فردی افراد برمی گردد.

چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند در گفت و گو با صادق زیبا کلام آورد: گفت‌وگو با صادق زیباکلام به مناسبت انتشار کتاب «رضاشاه» انجام شده است؛ کتابی که در ایران  اجازه انتشار ندارد. زیباکلام بر این باور است که چون کتابش با قرائت رسمی از زندگی و دستاوردهای رضاشاه منافات دارد، مجوز انتشار نگرفته است. فارغ از این موضع، کتاب رضاشاه حتی بعد از انتشار نیز می‌توانست محل بحث و حرف‌وحدیث‌های بسیاری باشد؛ همان چیزی که این گفت‌وگو را شکل داده است.

زیبا کلام در بخش دیگری از اظهاراتش افزود: بعضی‌ها هم بین دیکتاتوری رضاشاه و پیشرفت کشور نوعی همزیستی می‌دیدند. تدین و داور این‌گونه می‌اندیشیدند که درست است که دیکتاتور است اما دیکتاتور مصلح است و کارهای مثبتی می‌کند. من در کلاس‌های درسم می‌گویم تمام روشنفکران و منورالفکرهایی که از ۱۲۹۹ به بعد قلاب گرفتند و رضاشاه بر دوششان بالا رفت، نابود شدند. به ندرت کسی را می‌بینید که به دست استبداد و دیکتاتوری نابود نشده باشد. کسانی که نابود نشدند، کسانی بودند که سکوت کردند. خیلی‌ها سرشان را به باد دادند مثل سردار اسعد بختیاری و فیروز و برخی دیگر به ندرت جان به سلامت بردند.

وی در بخش دیگری در پاسخ به این سوال که ‌برای دیکتاتورها نباید قلاب گرفت اظهار داشت: بله. این واقعیت است. اتفاقا کم در طول تاریخ رخ داده که دیکتاتورها عاقبت‌به‌خیر شوند. رضاشاه هم عاقبت‌به‌خیر نشد. اگر کسی از من بپرسد قربانی اصلی دیکتاتوری و خفقان رضاشاه چه کسی بود؟ می‌گویم خودش. چون نظامی به وجود آورد که فقط بله‌قربان‌گویان با او مانده بودند. شهریور ۲۰ منصور و چند نفر دیگر بودند و متوجه شده بودند تنها راهی که بتوانند با رضاشاه سر کنند این است که هرچه گفت بگویند بله قربان. در نتیجه با اینکه خیلی‌ها متوجه شده بودند آلمان‌ها در جبهه شرق گیر کرده‌اند و راه دیگری جز ایران برای کمک‌رسانی به جبهه شرق ندارند و دیر یا زود متفقین وارد ایران خواهند شد اما جرئت گفتنش را به رضاشاه نداشتند. چون رضاشاه به دلیل تنفرش از انگلیس‌ها مثل خیلی از ایرانی‌های دیگر عاشق این بود که آلمان پیروز شود.  

نرخ رشد جمعیت سالمندان دوبرابر میانگین رشد جمعیت ایران

روزنامه مردم سالاری در گزارشی با عنوان نرخ رشد جمعیت سالمندان دو برابر میانگین رشد جمعیت ایران نوشت: جمعیت ایران به ۸۳ میلیون نفر رسیده، در حالی که نرخ رشد جمعیت ایران ۱.۲۴ درصد است نرخ رشد جمعیت سالمندان ۳.۶۲ درصد می‌باشد. به گزارش «مردم‌سالاری آنلاین»، ایران در سال ۱۳۹۴ بیشینه‌ی میزان تولد، یعنی یک میلیون و ۵۷۰ هزار، را داشت که این رقم در سال ۱۳۹۵ برابر با یک میلیون و ۵۲۷ هزار و در سال ۱۳۹۶ برابر با یک میلیون و ۴۸۰ هزار و در سال ۱۳۹۷ برابر با یک میلیون و ۳۶۶ هزار تولد بوده که یکی از بیشترین کاهشهای نرخ زادآوری در کشورمان بوده است. در سه ماه نخست سال ۱۳۹۷، ۳۴۴ هزار تولد داشتیم  که این رقم در سه ماه نخست امسال با کاهش ۴۵ هزار تولد به ۳۴۴ هزار تولد رسیده که این میزان کاهش نیز در این سه دهه سابقه نداشته است.

گفتنی است که از سال ۱۳۹۳ سیاستهای جمعیتی تازه مبنی بر افزایش نرخ زادآوری ازسوی رهبر انقلاب ابلاغ شد، ولی دولت در این پنج سال لایحه‌ای برای قانونی کردن این تغییر رویکرد جمعیتی تدوین نکرده است. میانگین طول عمر زنان ایرانی یا امید به زندگی زنان نیز ۷۵.۵ سال و میانگین طول عمر مردان یا امید به زندگی مردان ۷۲.۵ سال است. همچنین، شمار خانوارهای ایرانی ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار خانوار است و هر خانوار نیز میانگین ۳.۲۳ نفر جمعیت دارد.

بافت جمعیتی ایران نیز جالب توجه است. ۲۴.۶ درصد ایرانیان زیر ۱۵ سال سن دارند، ۲۲ درصد هم جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال‌اند. سهم میانسالان ۳۰ تا ۶۴ سال نیز ۴۷ درصد است که بیشتر بخش جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. جمعیت بالای ۶۵ سال نیز ۶.۴ درصدِ جمعیت کشور است.

گفتنی است که تا پیش از ۱۳۷۵، بیش از ۴۰ درصد جمعیت کشور، یعنی عمده جمعیت ایران، زیر ۱۵ سال بودند. از سال ۷۵ تا ۹۰ این جمعیت به بخش جوان جمعیت منتقل شد و از سال ۹۰ تا اکنون هم وارد بخش میانسالی جمعیت شده‌اند. با این روند، در سال ۱۴۰۰ سهم سالمندان از جمعیت کشور از ۱۰ درصد عبور خواهد کرد و در سال ۱۴۲۰ از مرز ۱۹ درصد و در سال ۱۴۳۰ از مرز ۲۶ درصد و چنین، در آن هنگام، یک‌چهارم جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد. گفتنی است که میانگین سن ازدواج مردان ایرانی نیز ۲۷ سالگی و میانگین سن ازدواج زنان ۲۴ سالگی است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =