بازخوانی سوم شهریور در خاطرات روزانه سردار سازندگی ایران

تهران- ایرنا- آیت الله هاشمی رفسنجانی، مرد شهریوری سپهر سیاسی ایران بود که در اوج درک سیاست و دیانت قرار داشت و با گریز از دایره انجماد و تحجّر، روز به روز بر اندیشه خود نقشی نو می‌زد و پیش می رفت تا آنجا که عمر خویش را وقف ساختن ایرانی آباد کرد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ آیت الله هاشمی‌رفسنجانی و انقلاب اسلامی چنان درهم تنیده شده اند که شناسنامه انقلاب می‌خوانندش، فردی که در دهه ۶۰ خورشیدی گفته بود که شعار مرگ بر بدحجاب ندهند در میانه دهه ۷۰ خورشیدی از حق‌النّاس بودن رای مردم گفت و پای همین حرف هم دوباره در نماز جمعه ۱۳۸۸ خورشیدی  ایستاد و دعا کرد آبرویش را به معامله با قلب مردم سپرد تا در انتخابات ۱۳۹۲ خورشیدی دوباره جشن پیروزی مردم برقرار شود.

وی روحانی، مفسر قرآن و سیاستمدار ایرانی بود که در سوم شهریور ۱۳۱۳ خورشیدی در روستای نوق بهرمان رفسنجان دیده به جهان گشود. بنابه گفته احمد هاشمی بهرمانی برادر اکبر هاشمی، آن زمان در بهرمان مدرسه نبود، بنابراین ابوی ما به شیخ اکبر گفتند که بهتر است به قم بروید و طلبه شوید، ایشان از ۱۳سالگی به منزل آقای مرعشی یکی از اقوام نسبتاً دور ما در قم رفتند، خانه آقای مرعشی نزدیک منزل امام‌خمینی بود و از زمان طلبگی آشنایی شیخ‌اکبر با امام‌خمینی شروع شد. شیخ‌اکبر پس از سه سال و در واقع در ۱۵ سالگی در سفری به بهرمان آمدند، عمامه بر سر گذاشته بودند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی از همان سال های حضور در حوزه علمیه قدم در راه مبارزه با حکومت پهلوی گذاشت و تا پیروزی انقلاب اسلامی متحمل انواع محدودیت ها، زندان و ... شد.

وی در ۱۳۳۷ خورشیدی با عفت مرعشی دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی ازدواج کرد که ثمره آن پنج فرزند به نام های فائزه، محسن، فاطمه، مهدی و یاسر هستند.

نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی، نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع، چهارمین رئیس‌جمهوری ایران، عضو مجلس خبرگان رهبری، امام جمعه موقت تهران، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... از جمله سمت های آیت الله هاشمی رفسنجانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است.

سرانجام آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از عمری جهاد و مبارزه، عصر یکشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۵ خورشیدی به دیار باقی شتافت و پس از ۲ شب وداع تاریخی مردم با پیکرشان در حسینیه جماران، صبح ۲۱ دی ماه، بعد از یک تشییع پیکر میلیونی از دانشگاه تهران تا بهشت زهرا، در جوار امام راحل به خاک سپرده شد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز تولد آیت الله هاشمی رفسنجانی با تکیه بر خاطرات روزانه او به برخی از فعالیت هایش در این روز تا ۱۳۷۴ خورشیدی پرداخته است.

سوم شهریور ۱۳۶۱

ساعت ده صبح به مجلس رفتم، گزارش‌ها را خواندم و چند ملاقات با نمایندگان داشتم. مصاحبه‌ای هم برای شوراهای اسلامی روستاییان انجام دادم. عصر خانواده‌های شهدای ساوه آمدند و برایشان صحبت کردم. جلسه هیئت رئیسه داشتیم. دستور هفته آینده و کارهای جاری مجلس، تأسیس درمانگاه و دندان‌پزشکی برای نمایندگان، بررسی دوسه حادثه مشاجره نگهبانان مجلس با نمایندگان و دیگران که منجر به تیراندازی بوده است و ... مورد بحث بود. بعد از نماز مغرب، در دفتر آقای خامنه‌ای با شورای عالی قضایی راجع به نابسامانی‌ها در زندان اوین جلسه داشتیم. پس از بررسی همه جانبه قرار شد با جدیت و قاطعیت خلاف‌ها را برطرف کنیم، آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی مسئول اقدام شد. راجع به مسایل مهم دیگر هم بحث شد. شام را همان جا خوردیم و برای خواب به مجلس رفتم. امروز عراق دوسه موشک به جزیره خارک انداخته که یکی به یک لوله نفت خورده و پس از مدت کوتاهی ترمیم شده است. دسترسی عراق به جزیره خارک نقطه ضعفی برای ماست.

سوم شهریور ۱۳۶۲

صبح زود، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کشتی "ایران رشادت"، دیروز موشک خورده و هنوز می‌سوزد؛ با یدک‌کش به خارک آورده‌اند. در چند روز گذشته در کردستان، ضربه سنگینی بر ضدانقلاب، وارد آورده‌ایم. در جلسه علنی، لایحه استمهال وام پاکستان مطرح بود؛ در مذاکرات به دولت پاکستان اهانت شد، ولی سرانجام به تصویب رسید. پنج وزیر جدید، معرفی شدند اما عده‌ای با هیاهو مخالفت کردند.

ظهر، رابطین حوزه‌های حزب [جمهوری اسلامی] به مجلس آمدند و راجع به آینده حزب، مذاکره کردیم. عصر، روحانیون شاغل در جهادسازندگی آمدند و از اینکه در اساس‌نامه جدید، رسمیت نماینده امام به خاطر مخالفت شورای نگهبان، حذف شده و منجر به خلّو از روحانیت و در نتیجه محروم شدن جهاد از اعتماد مردم خواهد شد، چاره‌جویی می‌کردند. سرگردترابی [از دفتر مشاورت ارتش] آمد. گزارش سفرش را داد و گزارشهایی از ارتش سیصد نفر از کادر [واحد] اطلاعات [و تحقیقات] کمیته مرکزی آمدند؛ گزارشی دادند و من برایشان صحبت کردم.

آقای [خسرو] تهرانی مسئول اطلاعات نخست وزیری آمد. از آقای [میرحسین] موسوی به خاطر نصب سرهنگ [سیدابراهیم] حجازی به [ریاست] حراست [کل کشور] و بی‌اعتنایی به نظر ایشان، گله داشت. رؤسای شعبه‌های دانشگاه‌های آزاد [اسلامی] آمدند؛ گزارشی دادند و من راهنمایی‌هایی کردم. آقای [علی] شمس اردکانی سفیر ایران در کویت آمد؛ مطلب مهمی نداشت. آقای [غلامرضا] آقازاده وزیر مشاور [و رئیس سازمان بسیج اقتصادی] آمد و گزارشی از ملاقاتش با جامعه روحانیت مبارز [تهران] داد و از اختلافات، نگران بود.

سوم شهریور ۱۳۶۴

ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها مسأله مهمی نبود. آقای جهان آراء پدر دو شهید آمد و برای آزادی فرزند دیگرش که در ارتباط با منافقین زندانی است، کمک خواست. آقای [کمال] خرازی با رؤسای کمیته‌های تبلیغات هفته جنگ آمدند. برای آنها صحبت کردم و خط تبلیغاتی دادم. روحانیون قزوین آمدند و از رئیس کمیته انقلاب شاکی بودند.

آقای شفتی مسئول شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران آمد و از موفقیت‌های شرکت گفت و از دستور تحویل آشیانه تعمیرات به نیروی هوایی شکایت داشت. قانعش کردم که به خاطر اولویت جنگ تحویل بدهد و گفتم موفقیت ها را در هفته دولت [از طریق رسانه‌ها] به مردم بگوید.

دکتر طباطبائی آمد و برای رفتن به دوره تخصص قبل از سربازی استمداد کرد. آقای دهقان مسئول سپاه منطقه تهران آمد و راجع به برنامه حفاظت که به سپاه محول شده نظر خواهی کرد. من هم نظراتی دادم.

عصر آقایان [محمد] یزدی و سیدجعفر کریمی از طرف جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] آمدند و برای تغییر دولت آقای [میرحسین] موسوی از من استمداد کردند. مشکلات را گفتم و گفتم نظر امام با آقای موسوی است و نمی‌شود با آن مخالفت کرد. آقای [حسین] مهدیان آمد و برای عوض کردن آقای بُرقعی از شرکت نشر کتاب استمداد کرد.

آقای کشوری از بخش تبلیغات سازمان صنایع ملی آمد و راجع به کیفیت چاپ [کتاب] خطبه‌های [نماز جمعه] من مشورت کرد و از وزیر و مدیریت صنایع انتقاد داشت. پانصد نفر از مدیران صنایع و کارخانه‌های ملی شده آمدند و گزارشی از موفقیت های خود دادند.

بعد از نماز مغرب، آقای سرهنگ [عباس] بابائی آمد و از فرماندهی نیروی هوایی شکایت داشت و گزارشی از کیفیت حمله به [جزیره] خارک داد. در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت نکردم.

سوم شهریور ۱۳۶۵

پیش از ظهر در دفترم ماندم. چون سمینار در مجلس برقرار بود، ترجیح دادم که برای مراجعات بمانم. مسئولان استان باختران آمدند و نیازهای منطقه را گفتند؛ چون نزدیک جبهه‌اند بسیاری از امکاناتشان صرف جنگ می‌شود و نیاز به حمایت بیشتر دارند. ظهر فرماندهان نواحی سپاه آمدند. از مشکلاتشان با ستادهای پشتیبانی جنگ و نیازها در ارتباط با تجهیز پانصد گردان و گردان های قائم گفتند. عصر هم در سمینار شرکت کردم. گزارش کمیسیون ها و سخنرانی آقای خامنه‌ای را شنیدیم و جواب سئوالات را دادم. آقای عبدالله نوری را خدمت آیت‌الله منتظری فرستادم. نامه‌ای که به امام در مورد تعزیرات نوشته بودم و امام به آقای منتظری ارجاع داده بودند، توسط ایشان فرستادم. آیت‌الله منتظری حق تعیین تعزیرات احکام سلطانیه را به مجلس محول کردند. اگر شورای نگهبان هم قانع شود، یک مشکل مهم از سر راه مجلس برداشته می‌شود. شب به خانه آمدم.

سوم شهریور ۱۳۶۷

در گزارش‌ها محکومیت عراق توسط انگلیس به خاطر کاربرد شیمیایی در اشنویه آمده بود. عازم بازدید از سد ۱۵ خرداد شدیم. ساعت هفت و ربع حرکت کردیم و ساعت ده به محل سد نزدیک دلیجان رسیدیم. آقای [حسن] صانعی [رئیس بنیاد ۱۵ خرداد] و مهندس [سیدابوالحسن] خاموشی [سرپرست وزارت نیرو] و جمعی از مهندسان منتظر بودند. توضیحات کلی درباره سد و علل عقب ماندن از برنامه دادند. مشکلاتشان در کمبود مصالح و تداخل مدیریت است. تونل انحراف آب زده شده و کارگاه تجهیز شده است. در شناخت زمین نقطه سد اشکالاتی وجود دارد. مصاحبه‌ای با تلویزیون کردم و قول حمایت دادم. به سوی قم حرکت کردیم. مهدی هم که از جبهه برمی‌گشت و در سه راه سلفچگان ما را دید، همراه ما شد و با ما به بیت آیت‌الله منتظری آمد. ساعت دوازده و چهل دقیقه رسیدیم. منتظر بودند. ناهار چلوکباب دادند. تا ساعت دو مذاکره کردیم. ایشان باز از امام رنجیده است و می‌گویند در امور دخالت نمی‌کنند. بر سر مسئله سازمان نیروهای مسلح و سیاست اقتصادی بعد از جنگ و سیاست خارجی مذاکره کردیم، ولی کوتاه و غیر جدی بود. بعد از استراحت تا ساعت چهار و نیم، متفرق و غیر منظم مذاکره کردیم. چهار و نیم به سوی تهران حرکت کردیم. مغرب به منزل رسیدم.

سوم شهریور ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح، آقای [مهدی] کروبی، [رییس مجلس شورای اسلامی] آمد. تا ساعت ده‌ونیم، درباره گله‌هایی که از ما داشت و گله‌هایی که ما از او داشتیم، مذاکره شد؛ به‌خوبی قانع نشد. ماند و من تا ظهر کارهایم را انجام دادم. ناهار را با هم خوردیم و مذاکرات ادامه یافت؛ مقداری از ناراحتی‌ها کاسته شد.

خانم دکتر [شفیقه] حبیبی، [سرپرست مرکز فوریت های دارویی و تجهیزات پزشکی جمعیت هلال احمر] آمد. گزارش بازدید از کارخانه سوپا [ساخت وسایل پزشکی ایران] را داد. گفت منزل ندارد و صاحبخانه جواب‌شان کرده است. آقای [جلیل] بشارتی برای مناطق محروم آمد و امکانات گرفت. عصر فاطی آمد و برای خرید منزل یکی از دوستان نیازمندش، مبلغی کمک گرفت و نشان فتح من را برد. به [دخترش] سارا هم هدیه‌ای دادم.

شورای‌عالی امنیت ملی جلسه داشت. تصمیم گرفتیم کسانی که از عراق فرار می‌کنند و به ایران می‌آیند، بپذیریم و نیروهای نظامی را برای شرایط حملة آمریکا به عراق آماده کنیم. همچنین در آزادی اُسرا تسریع کنیم و وزیر امورخارجه اردن را بپذیریم. خبر رسید که شورای امنیت سازمان ملل، خواسته آمریکا مبنی بر استفاده از زور برای اجرای تحریم علیه عراق را تصویب کرده است؛ مجموعاً شرایط منطقه بحرانی‌تر شده است و احتمال جنگ بیشتر حس می شود.

شب با احمدآقا و آقای [واعظ] طبسی، مهمان آیت‌الله خامنه‌ای بودیم. مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی مطرح و تأیید شد. آقای طبسی را در لندن عمل جراحی نکرده‌اند.

سوم شهریور ۱۳۷۰

خبر کناره‌گیری [میخائیل] گورباچف از حزب کمونیست شوروی و انحلال مرکزیت آن و تحویل مراکز و اموال حزب به شوراها، خبر مُهم جهانی است و شروع به رسمیت شناخته شدن جمهوری‌های بالتیک و آغاز تجزیه امپراطوری روسیه است.

از خانه یکسره به نمایشگاه عرضه کالاهای مصرفی [مجتمع ورزشی شهید معتمدی] در خیابان شوش رفتم. از غرفه‌ها دیدن کردم؛ قیمت‌ها نسبت به بازار ارزان‌تر است. در مصاحبه، تشویق نمودم.  به دفترم رفتم. تا ده و نیم کار کردم.

آقای [غلامرضا] آقازاده، [وزیر نفت] آمد. گزارش سفر به جنوب خلیج فارس و مذاکره با سران کشورهای جنوب را داد. [به مناسبت هفته دولت]، با اعضای دولت به ملاقات آیت‌الله خامنه‌ای رفتیم. من و ایشان صحبت‌های تشویق‌آمیزی کردیم. به دفترم برگشتم.

ناهار، عفت، فاطی و یاسر به دفتر آمدند. عصر هیئت دولت جلسه داشت. تا ساعت نُه شب کارهای دفتر را انجام دادم و به خانه آمدم.

سوم شهریور ۱۳۷۱

تا ساعت ده و نیم صبح کارها را انجام دادم. برای استقبال آقای [صفرمراد] نیازُف، رییس‌جمهور ترکمنستان به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. مراسم استقبال انجام شد. بعد از مصاحبه، با هم به دفتر برگشتیم. مذاکرات خصوصی داشتیم که بیشتر دربارة قراردادشان با روسیه گذشت. گزارشی از قرارداد نظامی ارائه کرد و یک نسخه از متن قرارداد را به ما داد؛ نگران است که باعث رنجش ما شده باشد.

گفت هزار فروند هواپیما و دو هزار تانک و... به ترکمنستان واگذار شده است، ولی خلبان‌ها که عمدتاً روسی‌اند، خیلی قابل اعتماد نیستند و اخیراً پنجاه هواپیما را بدون اجازه به روسیه برده‌اند؛ برای اینکه فرماندهی [نیروی هوایی]، پنج‌سال مشترک است. عده نظامیان، حدود یکصد و چهل هزار نفر است که افسران عمدتاً روسی و سربازان عمدتاً ترکمن‌اند. در مورد بیست و پنج هزار نیروی مرزبانی، هنوز به توافق نرسیده‌اند. کل نیروهای ستادی آن نیز روس و افراد صف ترکمن‌اند. گفت روستایی که بیشتر مردم‌ آن فارس [و شیعه] اند، خواستار نامگذاری روستای‌شان به نام من هستند. نامه‌ای در این خصوص نوشته بود، موافقت کردم.

در مذاکرات رسمی، درباره کلیات صحبت شد و کمیسیون‌ها مأمور مذاکراتِ بخشی شدند. رئیس مجلس قرقیزستان آمد و برای تأمین خسارات سیل و زلزله و مشکلات اقتصادی‌شان استمداد کرد؛ مشکلات زیادی دارند. پیش‌بینی نمود که در آینده دچار ناآرامی می‌شوند.

ناهار به سعدآباد رفتیم و با میهمانان ترکمنی ناهار خوردیم. ضمن صرف ناهار، در مورد اوضاع سیاسی و اقتصادی و فروش گازشان مذاکره کردیم. خیلی در رابطه با روسیه نگران‌اند. احتمال برگشت نظامیان به قدرت در روسیه و ایجاد مزاحمت برای جمهوری‌ها برایشان مطرح است. می‌گویند که روس‌ها و دیگران، آن‌ها را از توسعه روابط با ایران می‌ترسانند. سلام آقای [بوریس] یلتسین، [رییس‌جمهور روسیه] را ابلاغ کرد و گفت روس‌ها پیشنهاد الحاق به «اکو» را دادند.

بعد از استراحت، جلسه دوم مذاکره را تشکیل دادیم. وزرای امورخارجه، راه و ترابری، نفت و نیرو گزارش مذاکرات و توافق‌ها را دادند. با هم به فرودگاه رفتیم. در مسیر هم مذاکره داشتیم. در فرودگاه، بعد از مصاحبه مشترک و مراسم بدرقه، عزیمت آنها، به دفتر برگشتم و در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. آیین‌نامه دانشگاه علمی کاربردی تأیید شد. شب با رهبری تلفنی احوال‌پرسی کردم؛ از مشهد آمده‌اند و فردا برمی‌گردند.

سوم شهریور ۱۳۷۲ 

ساعت هشت صبح به کارخانه [خودروسازی] سایپا رفتم. [آقای هادی نژادحسینیان] وزیر صنایع سنگین و مدیرعامل توضیحات دادند؛ مخصوصاً در مورد دو اتومبیل کوچک جدید صبا و نسیم [پراید] که با تکنولوژی [شرکت کیا] کره جنوبی با ۵۰ درصد تولید داخلی ساخته‌اند. با سوخت ۶.۳ لیتر در صد کیلومتر، ماشین خوب و نسبتاً ارزانی است.

 از نمایشگاه صنایع رادیاتورسازی، فنرسازی، شیشه نشکن‌سازی، و قطعه‌سازی هم بازدید کردیم. صنعت ساخت کامپیوتر جالب بود. سپس از خطوط تولید اتومبیل‌های رنو، نیسان و صبا و نسیم و از خط رنگ بازدید کردیم. در میدان سوار بر ماشین جدید، دوری زدم. بعد از مصاحبه‌ای در جمع کارکنان سخنرانی کردم. چند سئوال از وضع حقوق کارگران نمودم؛ وضع دریافت خوبی دارند.

به دفترم برگشتم. ساعت چهارونیم با اعضای هیأت دولت به ملاقات آیت ‌الله خامنه‌ای رفتیم. قبل از جلسه و بعد از جلسه با ایشان دربارة سفر مشهدشان و وزیر اقتصاد و کابینه و آقای منتظری و شایعه دروغ مربوط به معالجه ایشان و وضع آذربایجان و مذاکرات حکمتیار و... مذاکرات خصوصی داشتم. در جلسه من صحبت کوتاهی کردم. ایشان هم صحبت کوتاهی در ستایش اعضای دولت و نصایح داشتند. جلسه هیأت دولت نداشتیم. تا مغرب کارها را انجام دادم.

دکتر منافی گزارش داد که با بردن پزشکان [بیمارستان] لقمان الدوله پیش آیت الله منتظری، مسأله شایعه و شیطنت‌ها را برای ایشان روشن کرده است. با استاندار آذربایجان شرقی تلفنی صحبت کردم و گفتم اردوگاهی در خاک آذربایجان برای کمک به آوارگان ایجاد کنند. گفت هزار نفری آمده‌اند که بعداً به آذربایجان بروند. به وزیر نیرو گفتم، امکانات سد خداآفرین را که در خطر ارامنه است، یا به ایران بیاورند یا در آنجا حفظ کنند.

سوم شهریور ۱۳۷۳

[آقای پرانابامو کرجی]، وزیر تجارت خارجی هند آمد. مذاکره بیشتر در مورد مشترکات تاریخی و فرهنگی و توسعه همکاری‌ها و سفر من به هند بود. توصیه به خوش‌رفتاری با مسلمانان کردم.

آقای [احمد] مسجدجامعی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمد. روایات شیعه را در کامپیوتر دسته‌بندی کرده‌اند؛ هر موضوعی، در هر مضمونی را که بخواهی تلفنی می‌توان گرفت. برای نمونه روایات ذمه اهل کتاب را خواستم، روی صفحه کامپیوتر آمد. اشکالش این است که اگر دشمنان بخواهند، نقاط ضعف ما را بگیرند، می‌توانند اسناد کافی به دست آورند. مثلاً روایات تحریف قرآن یا روایاتی که به بعضی از بزرگان اهل سنت بد می‌گوید و نظایر آن. گفتم فکری برای این عیب کار بکنند؛ چون محققان قبول دارند که بسیاری از آن‌ها اسراییلی‌ات است که برای ایجاد تفرقه، جعل شده است.

مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. دو تفسیر در مورد قانون اطلاعات و اراضی موقوفه داشتیم. عصر به خانه آمدم. محسن آمد. درباره مسائل خانوادگی و کارهای قم و رفسنجان صحبت کردیم و بدهی‌ها را گفت. مبالغی مقروض شده‌ایم؛ به خاطر هزینه‌های املاک نوق و جلگه و قم و خرید زمین برای خانه دسته‌جمعی خانوادگی. اهمیت طرح احداث خط لوله گاز ترکمنستان را برایش گفتم.

فائزه آمد. برای سفر به فرانسه خداحافظی کرد. بچه‌هایش نیز آبله‌مرغان گرفته‌اند. برای مراسم ازدواج جانبازان رفت. آخر شب، آقای [سیدکمال] خرازی، [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] از آمریکا تلفن کرد و گفت [آقای پترس غالی]، دبیرکل سازمان ملل به منطقه می‌آید؛ خوب است به او پیشنهاد شود که به ایران هم بیاید. قبول کردم. تا دیروقت نشستم و متن مذاکرات مهدی و موسویان در عربستان سعودی، با ملک‌فهد و ولیعهد و نایف را خواندم؛ جالب است.

سوم شهریور ۱۳۷۴ 

ساعت هشت‌ونیم صبح برای افتتاح نمایشگاه خدمات دولت رفتیم. از غرفه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی، مسکن و شهرسازی و دفاع بازدید کردم. سپس در سالن آمفی‌تئاتر نمایشگاه، مراسم انجام شد. آقای [علی‌اکبر] اشعری، رییس ستاد مراسم هفته دولت گزارش داد و گفت در سی‌هزار مترمربع، غرفه‌ها مستقر شده‌اند و در استان‌ها هم نمایشگاه‌های استان برگزار می‌شود. من هم صحبت مفصلی در حدود یک ساعت و بیست دقیقه داشتم. از همه بخش‌ها و ارگان‌ها، نمونه‌ها و شاخص‌ها و آماری از پیشرفت و عمران و توسعه را گفتم. به نظر خودم، صحبت جامعی بود؛ بدون ‌یادداشت.

به خانه برگشتم. ظهر بستگان میهمان‌مان بودند. تا عصر مقداری از تاریخ خوارزمشاهیان را مطالعه کردم. عصر برای مراسم عقد ازدواج اخوی‌زاده ناصر، با دختر آقای مهدوی، سفیرمان در آفریقای جنوبی رفتیم؛ به خاطر اینکه ناصر پدر ندارد، رفتم. معمولاً در این مجالس شرکت نمی‌کنم. آنها هم خیلی توقع نداشتند؛ خوشحال شدند. با آقای مهدوی عقد را خواندیم. سر سفره عقد رفتم و به عروس تبریک گفتم و دو سکه هدیه کردم. والده و عفت و همشیره‌ها- طیبه و صدیقه- هم بودند.

به خانه آمدم. امیر عراقی آمد. گزارش پیشرفت کار ساختمان دانشگاه در طالقان را داد و استمداد کرد. پیشنهاد اجازه ورود ماشین‌های سواری وارد شده به گمرک را داد که برای جلوگیری از تقاضای ارز نپذیرفتم.

اینها بخشی از کارهایی بود که آیت الله هاشمی رفسنجانی از ۱۳۶۱ خورشیدی تا ۱۳۷۴ خورشیدی در روز تولدش در خاطرات روزانه خود آورده بود و اما چند اتفاق جالب مربوط به سال های آخر عمر وی در روز تولدش آورده می شود.

اشک در تولد ۸۰ سالگی

یکی از اتفاق هایی که در روز تولد آیت الله هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد مربوط به سوم شهریور ۱۳۹۳ بود؛ هنگامی که وی در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره علوم‌ پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کرده بود و حمید میرزاده رئیس وقت دانشگاه آزاد اعلام کرد که امروز تولد ۸۰ سالگی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است و ما در دانشگاه آزاد می‌خواستیم برای ایشان جشن تولد بگیریم که ایشان راضی نشدند اما این سخنان میرزاده با اشک های آیت الله هاشمی رفسنجانی همراه شد زیرا هنگامی که دوربین محل برگزاری مراسم تصویر وی را نشان دادند او در حال گریه کردن بود.


آخرین کیک تولد

در ۱۳۹۵ خورشیدی عکسی مربوط به جشن تولد ۸۲ سالگی آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) در کنار همسرش عفت مرعشی در شبکه های اجتماعی منتشر شده اما در آن زمان هیچ فردی فکرش را نمی کرد که این می تواند آخرین عکسی باشد که از او در جشن تولدش منتشر می شود.

در همین زمان دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت تولد وی مستندی با عنوان اسوه صبر و استقامت و با صداگذاری شعر اندوه بزرگی است زمانی که نباشی ساخت و منتشر کرد

پست اینستاگرام محمود واعظی به مناسبت تولد آیت الله هاشمی رفسنجانی

سوم اسفند ۱۳۹۷ خورشیدی محمود واعظی رییس دفتر رییس‌جمهوری با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش با اشاره به سالروز تولد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، نوشت: سوم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگمرد انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی است. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همواره یکی از ارکان اصلی جمهوری اسلامی بود و بر مشی اعتدال تاکید داشت و خود نیز همواره در مسیر اعتدال حرکت می‌کرد، صبر و استقامت او در برابر ناملایمات و تهمت ها مثال زدنی بود، هیچ گاه منافع ملی را فدای منافع شخصی نکرد و برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی از آبروی خود هم مایه گذاشت، خداوند روح بلندش را قرین رحمت نماید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =