۴ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۱۴:۵۸
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83449227
۰ نفر

برچسب‌ها

زنی به‌دنبال ریشه‌ها

تهران- ایرنا- فیلم «در جست‌وجوی فریده» را می‌توان یکی از موفق‌ترین خروجی‌ها و تولیدات سینمای هنر و تجربه در سال‌های اخیر دانست؛ فیلمی که به عنوان نماینده ایران راهی فستیوال اُسکار ۲۰۲۰ شده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، یکی از مهمترین دستاوردهای فرهنگی اخیر را می توان تشکیل سینمای هنر و تجربه عنوان کرد؛ سینمایی که شکل گیری و تولد آن بر مبنای نمایش فیلم‌های باارزش در میان فیلم‌های غیرتجاری و به منظور برجسته ساختن کیفیت و جایگاه سازندگان آنان، ارتقای دانش سینمایی تماشاگران و نیز کیفیت هنری سینمای ایران بوده است، چنانچه در فراخوان این سینما آمده است: «فیلم هنری» به اثری سینمایی (در هر قالب زمانی کوتاه و بلند و داستانی و مستند و انیمیشن و…) گفته می‌شود که فرم و محتوای آن تمایلات و حساسیت‌ها و کنجکاوی‌های زیبایی‌شناسانه تماشاگران را برانگیزد و ذوق و سلیقه بصری آنان را ارتقا دهد؛ «فیلم تجربی» نیز به فیلمی اطلاق می‌شود که شیوه‌های تازه‌ای در بیان و روایت سینمایی در آن تجربه شده باشد که سینمای تجاری و عامه‌پسند به سوی آن نمی‌رود. البته برخی از فیلم‌های متفاوت و برتر سینمای بدنه هم که حاوی جنبه‌های هنری و تجربی هستند و به دلیلی امکان این را دارند که جایی در اکران سینمای بدنه پیدا کنند، می‌توانند در چارچوب این طرح نیز به نمایش درآیند.

«حجت الله ایوبی» که زمانی رئیس سازمان سینمایی (در سال های ۹۵–۱۳۹۲) بود، قصد داشت تا گروهی مستقل برای فیلم های سینمای هنر و تجربه را راه اندازی کند. او در یک نشست هم اندیشی چنین گفته بود که «هر چقدر جلوتر رفتیم احساس کردم زمینه کار فراهم تر است و افرادی که نام شان در گروه شورای سیاستگذاری این طرح اعلام شد، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت این طرح خواهند داشت و مطمئن شدم که این طرح در ایران قابل اجرا است. از همان آغاز می خواستیم کار را به گونه ای طراحی کنیم که استمرار داشته باشد. من به این تجربه بسیار دلبستگی و امید دارم. افرادی که باانگیزه و پشتکار هستند و جوانانی که به آن دل بسته اند، سرمایه های این کار هستند. امیدی که به گروه هنر و تجربه دارم این است که علاوه بر اکران های خوب، یک گروه آوانگارد در عرصه مدیریت سینما و تجربه های جدید از مدیریت سالن ها، تبلیغات و گفتگوها و جلسات فیلم باشد. امیدوارم این گروه تجربه های جدیدی را آغاز کند و گروهی برای کارآمدی کل سینما باشد و خیلی از تجربه هایی که دوست دارم در کل سینما اتفاق بیافتد اول در اینجا و در هنر و تجربه موفق شوند و بعد در کل سینما گسترش یابد و انرژی مثبت را به کل سینما هدیه کند»

بر این اساس، سینمای هنر و تجربه از بدو تاسیس اهداف مهمی را دنبال می کرد؛ اهدافی که چیزی فراتر از نمایش و سرگرمی را ملحوظ می داشت. از جمله برجسته ترین کار ویژه های سینمای هنر و تجربه -که نشان از رسیدن این سینما به اهدافی که برایش طراحی شده بود، دارد- آشتی قسمتی از جامعه با سینمای مستند و به نمایش درآمدن فیلم های این سینما در ابعادی وسیع بود. در متاخرترین نمونه می توان به فیلم «صفر تا سکو» اشاره کرد که بر اساس زندگی خواهران منصوریان ساخته شد؛ خواهرانی که در عین سختی های مالی و تبعیض های جنسیتی موفق به کسب عناوین ورزشی جهانی شدند. این اثر علاوه بر درخشش در جشنواره حقیقت (مختص فیلم های مستند) در اکران عمومی با اقبال مردمی، فروش گیشه و بازگشت سرمایه مواجه شد.

در تازه ترین نمونه از موفقیت سینمای هنر و تجربه، فیلم مستند «در جست‌وجوی فریده» ساخته «کوروش عطایی» و «آزاده موسوی» به عنوان نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۰ حضور دارد؛ این اولین بار است که یک فیلم مستند از ایران به عنوان نماینده ایران در این فستیوال حضور دارد و شاید بتوان آن را نشان از مسیر جدید سینمای هنر و تجربه به صورت عام و سینمای مستند به صورت خاص در ابعادی جهانی دید.

این موضوع البته انتقاداتی را هم از جانب برخی صاحب نظران برانگیخته است چنانچه «خسرو نقیبی» جمعه شب اول شهریور در قالب «برنامه هفت» اظهار داشت: ما اندک شانس خود برای اسکار را با انتخاب در جستجوی فریده نابود کردیم. یعنی هیچ کشوری تا به حال فکر نکرده مستند برای اسکار ارسال کند؟ خیلی تصمیم عجولانه ای بود.

از سوی دیگر و به رغم انتقاداتی که نسبت به حضور این فیلم به ویژه به دلیل مستند بودن آن، به عنوان نماینده ایران در اسکار مطرح می شود، یک نکته آشکار و برجسته وجود دارد و آن همین نفس انتخاب فیلم است چرا که این موضوع پس از موفقیت فیلم در جشنواره حقیقت و برانگیختن علاقه مردمی در عرصه ملی، نشان از پتانسیل این حوزه برای نمایش و حضور بین المللی و امید به دیدن شدن آن دارد.

بر خلاف هر داستان دیگری که وقتی نامی از جست و جو در آن برده می شود، سوژه جست وجوی آن غالبا غایب است، در اینجا سوژه جست وجو خود حاضر است و در این حضور به دنبال خلق معنایی جدید از خویشن است. سوژه داستان یا همان فریده، زنی ۴۰ ساله است که در نوزادی در حرم امام رضا(ع) رها شده و پس از انتقال به شیرخوارگاه، از سوی زوجی هلندی به فرزندی گرفته شده و به هلند برده می‌شود. پس از سال ها دوری از وطن، فرهنگ، زبان مادری و ... حالا ما با زنی روبرو هستیم که با اصالتی ایرانی اما تربیتی اروپایی به دنبال ریشه های خودش و در جستجوی خانواده ژنتیکی اش می گردد.

مضمون داستان را شاید بارها در فیلم های داستانی و شاید عمدتا هندی دیده باشیم و به عنوان یک فیلم داستانی، تکراری باشد اما به عنوان یک داستان واقعی و مستند، بدیع و جذاب است و به خودی خود ارزش دیدن و دنبال کردن برای مخاطب را دارد.

«در جست‌وجوی فریده» شاید از جهتی نماینده مناسبی برای ارائه اثری از ایران به جهان باشد، چنانچه سینما و فرهنگ این روزهای ما بشدت درگیر تعارضات و تناقضاتی است که جمع بستن آنان شدنی نیست؛ بر این اساس شاهد هستیم که چطور سینمای داستانی در تقلای دیده شدن و اقبال به سینمای غرب چنگ انداخته و در تلاشی بی سابقه می کوشد تا با بهره گیری از بازیگران زن خارجی و محیط های خارج از ایران، خط قرمزها را دور زده و به موفقیت برسد؛ موفقیتی که تاکنون حاصل نشده چرا که چنین تولیداتی فراتر از تقلیداتی صرف و در نازل ترین کیفیت نبوده است. «در جست‌وجوی فریده» اما به نوعی جمع همین ضدین است؛ زنی با ته چهره ای ایرانی اما پوشش و ظاهری غربی، ترکیبی که به دنبال اجزای خویش می گردد؛ یک ایرانی که ایرانی نیست اما دنبال گمشده اش، هویت اش در ایران است.

فیلم که با روایت زندگی فردگرایانه و انزوای غربی آغاز می کند، به شور و شوق و جمع گرایی زندگی شرقی و مفهوم خانواده ایرانی می رسد و این تفاوت را برجسته می سازد؛ صحنه انتهایی فیلم و زمانی که فریده در حال جارو زدن برگ ها است و از تشویش ابتدایی اش در سکانس های اول فاصله گرفته و شباهتی به زن داستان که این سفر را شروع کرده بود، ندارد، یکی از نکات جالب فیلم است که می توان آن را مصداقی از تغییر و تحولات روحی و تمثیلی از شخصیت جدید او نامید.

«مصطفی یوسف‌زاده»، منتفد، در این باره نوشته است: فیلم مستعد غرق شدن در احساسات است و فیلمساز با استفاده از این استعداد می‌تواند ناشیانه از مخاطب اشک بگیرد، اما به درستی حد نگه می‌دارد و از سانتی مانتال مرسوم فیلم‌هایی با چنین زمینه‌ای با موفقیت عبور می‌کند و حس مخاطب را در خنده و گریه با تدوین خوب به خوبی حفظ می‌کند. بازیابی هویتی انسانی در سینما موضوع تازه‌ای نیست و بارها شاهد ساخت چنین آثاری در سینما بوده‌ایم، اما در جستجوی فریده برگ برنده‌اش پرداخت درست و به اندازه از همین بازیابی هویتی است.

«مدیسا مهراب پور» منتقد دیگر نیز نوشته است: با وجودی که نیمی از فیلم در اروپا (آمستردام) می‌گذرد و به‌راحتی می‌تواند درگیر غرب‌گرایی افراطی شود تا به این واسطه تصویر تیره‌وتاری از جامعه ایران به نمایش بگذارد، اما همواره موضعی میانه اتخاذ می‌کند و با وجودی که یکی از کارگردانان فیلم زن است و این می‌توانست خصوصاً روی مواضع زن آزادخواهانه فیلم تأثیر بگذارد و تجربه شخصی و گلایه‌های زنانه را در فیلم وارد کند اما به‌خوبی کنترل شده و خارج نمی‌زند که حتی سعی دارد آن تصویر سیاه را هم بشکند. نمونه‌اش جایی در اوایل فیلم است که فریده تماسی تصویری با نگار در ایران برقرار می‌کند و درباره شرایط زنان در ایران صحبت می‌کنند.
مهم‌ترین ویژگی «در جست‌وجوی فریده» اما نمایش تضادها و تناقض‌های طبیعی و انسانی زیست در ایران و اروپا است که بسیار ظریف و ریزبینانه پرداخت شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =