۳ شهریور ۱۳۹۸،‏ ۹:۵۳
کد خبرنگار: 2536
کد خبر: 83449137
۱ نفر
ایران کبریت کدام آتش خاورمیانه را کشیده است؟

تهران- ایرنا- مسوولیت التهاب و بی‌ثباتی در خاورمیانه از اصلی‌ترین محورهای منازعه تهران و واشنگتن است. کاخ سفید با نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی ایران می‌کوشد به سیاست «فشار حداکثری» خود جامه مشروعیت بپوشاند و در سوی مقابل، جمهوری اسلامی، آمریکا را مسبب ناامنی در منطقه می‌داند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، در جریان گسترش تعارضات میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا که از خروج دولت «دونالد ترامپ» از توافق هسته ای تشدید شد، دو طرف در سطح منطقه ای نیز تقابلی تمام عیار را پیش برده اند.

از نگاه واشنگتن و متحدانش، جمهوری اسلامی ایران به عنوان رهبر جریان مقاومت در خاورمیانه، منطقه را درگیر بی نظمی و آشوب ساخته است.

میانه هفته گذشته بود که رئیس جمهوری آمریکا و اعضای ارشد تیم سیاست خارجی وی با تکرار این اتهامات خود، هدف اصلی از تحریم های ضدایرانی به ویژه تحریم های نفتی را کاهش توان کنشگری تهران در منطقه و دشواری حمایت از گروه هایی اعلام کردند که به زعم آنان تروریستی به شمار می آیند.

پس از خروج آمریکا از برجام، «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه این کشور با تشریح شروطی دوازده گانه برای حل و فصل اختلافات با جمهوری اسلامی ایران، کوشید تا اساس تقابل تهران و واشنگتن را به سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی پیوند بزند و از رهگذر آن جایگاه واشنگتن را به عنوان «ضامن»، «شریک»، «پشتیبان» و به واقع «سوداگر» تامین امنیت نزد دولت های عربی منطقه بازتعریف و تثبیت کند.

دولت ترامپ پس از مجموعه حوادثی که از اردیبهشت ماه امسال در آب های خلیج فارس و دریای عمان رخ داد و به انفجار چند نفتکش انجامید، بر تبلیغات ضدایرانی خود در این زمینه دامن زد.

توقیف شناور متخلف انگلیسی در تنگه هرمز و سرنگونی پهپاد متجاوز آمریکایی در حریم هوایی ایران نیز مزید بر علت شد تا کاخ سفید برای ترمیم حیثیت خود و پیشبرد سیاست فشار حداکثری اقدامی عملی را در دستورکار قرار داده و ائتلافی دریایی را برای به اصطلاح تامین امنیت آب های منطقه راه اندازی کند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اساسا معتقد است ریشه ناامنی ها حضور و در واقع مداخله گری قدرت های فرامنطقه ای است که آشکارا خود را در تشدید اختلافات میان دولت های خاورمیانه و افزایش شکاف های منطقه ای می نمایاند.

علاوه بر آن، سودجویی بازیگرانی چون ایالات متحده آمریکا و عطش بی پایان این کشور برای معاملات تسلیحاتی چند صدمیلیارد دلاری هم زمینه خود را در تداوم و تشدید بی ثباتی و تنش می جوید و هم به بازتولید احساس ناامنی و مواجهه با تهدید می انجامد.

«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در آخرین مصاحبه و اظهارنظرهای خود بارها این واقعیت را یادآور شده است. وی در سفر دو هفته پیش خود به «قطر» با شبکه «الجزیره» این کشور گفت وگو کرد و ضمن دعوت دوباره همسایگان به همکاری جمعی برای تامین امنیت منطقه ای تصریح کرد: ایالات متحده سال گذشته، پنجاه میلیارد دلار تسلیحات به این منطقه  فروخت. امروز همه می ‌دانند که ایران امنیت خود را در گرو امنیت منطقه می ‌داند و در این راستا تلاش‌های گسترده‌ای کرده و هزینه‌های بسیاری را پرداخت کرده است.

وی در جریان سفر اروپایی خود در پایتخت نروژ، در موسسه امور بین‌الملل این کشور در خصوص خطر جنگ و آینده خلیج‌فارس بیان داشت نیمی از تنگه هرمز تحت کنترل ما است و کسی نمی‌تواند امنیت هرمز را بدون ایران تامین کند. آمریکایی ها بدانند نمی‌تواند ناامنی ایجاد کنند و اگر کسی امنیت خلیج‌فارس را می‌خواهد امنیت باید برای همه کشورها باشد.

وزیر امور خارجه همچنین در گفت وگوی اخیر خود با شبکه آمریکایی «ان ‌بی ‌سی» که در تهران انجام شده، در پاسخ به این سوال که آیا ایران برای پایان دادن به فشار اقتصادی آمریکا به اهرم نظامی متوسل می‌شود، گفت «این کار را نخواهیم کرد. در طول ۲۵۰ سال گذشته ما هرگز چنین کاری نکرده‌ایم. ما از خود دفاع کرده‌ایم و به کسانی که به کشور ما تجاوز کرده‌اند، درس‌های خوبی داده‌ایم.»

این اظهارات ظریف که با اتکا به واقعیات منطقه ای و تاریخی صورت می گیرد، پاسخی قاطع و دلیلی واضح بر رد مدعایی است که اساس جنگ افروزی و مخاصمه دولت ترامپ با ملت ایران را شکل می دهد.

در حال حاضر یمن و سوریه اصلی ترین کانون های درگیری و منازعه در منطقه اند. ایالات متحده آمریکا و متحدان منطقه ای واشنگتن در حالی ایران را مسبب تداوم جنگ در یمن می دانند که سیاست های دولتِ تحت حمایت ریاض یعنی «علی عبدالله صالح» در سال ۲۰۱۱ به اعتراضات داخلی یمن انجامید، پشت پای زدن دومین رئیس جمهوری مورد حمایت عربستان یعنی «عبدربه منصور هادی» به اهداف و توافقات سیاسی پس از انقلاب یمن، خیرش عمومی را علیه وی به راه انداخت و در نتیجه مداخله نظامی ائتلاف سعودی برای بازگرداندن رئیس جمهوری مستعفی و متواری، یمن را به آتش جنگ کشید.

در ادامه حمایت های تسلیحاتی و سیاسی آمریکا از خاندان آل سعود و به ویژه بلندپروازی های «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان باعث شد تا به رغم فشار افکار عمومی، همچنان آتش جنگ در یمن شعله ور باقی بماند.

در سوریه نیز پس از هشت سال و نیم جنگ داخلی، تحولات میدانی با پیشروی های ارتش و نیروهای دولتی در استان حماه و ادلب، به سمت تکمیل حاکمیت دمشق بر قلمرو سرزمینی سوریه پیش می رود.

این در حالی است که سقوط نظام سوریه با توجه به طیف گسترده مخالفانی که هر کدام نماینده و حامی منافع یکی از بازیگران منطقه یا فرامنطقه محسوب می شوند، می توانست منطقه شامات را به کوره سوزان تروریسم و درگیری های خونین و پایان ناپذیر مبدل سازد؛ چنانکه در دوره جولان داعش در سوریه و بخش مهمی از خاک عراق، علاوه بر کشورهایی چون ترکیه و لبنان و ... در خاورمیانه، دولت های اروپایی نیز شاهد به خاک و خون کشیده شدن شهروندانشان بودند.

سیاست جمهوری اسلامی ایران بر خلاف بسیاری از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای که بر آتش درگیری ها می دمیدند، حمایت از تمامیت ارضی و دولت قانونی سوریه بود.

از آن سو، در نبرد علیه تروریست های افراطی در عراق که تا پنج سال پیش یک سوم خاک این کشور را تحت سیطره خود داشتند، این جمهوری اسلامی ایران بود که در صف نخست مبارزه با تکفیری های مسلح ایستاد.

دولت ترامپ در حالی ایران را به دلیل حمایت از گروه های مقاومت همچون «حزب الله» لبنان و سازمان های مقاومت اسلامی در اراضی اشغالی به حمایت از تروریسم متهم می سازد که حزب الله پیشگام دفاع از خاک لبنان در مقابل تجاوزات صهیونیست ها و دست اندازی تروریست های تکفیری بوده و گروه های مقاومت فلسطینی نیز خواسته ای جز دفاع از حقوق مشروع فلسطینیان نداشته اند.

با نگاهی به همه آنچه در خاورمیانه پرالتهاب گذشته و می گذرد این سوالی اساسی مطرح است که جمهوری اسلامی ایران کبریت کدام آتش درگیری و ناامنی را کشیده و چه اقدامی از سوی تهران زمینه ساز بی ثباتی در منطق شده است؟

      

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 2 =