جریان های سیاسی و حزب های گعده ای

تهران-ایرنا-  یکی از مهمترین آسیب های جریان های سیاسی کشور این است که بر محور یک سری افراد می چرخند و به صورت گعده ای و محفلی اداره می شوند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، طبق دیدگاه کارشناسان، احزاب و جریان های سیاسی در دنیا نقشی کلیدی در انتخابات ایفا می کنند. اما، به نظر می رسد در ایران یکی از آسیب های جدی جریان های سیاسی کشور ضعف و یا نبود احزاب واقعی است.

نظر به اهمیت موضوع گروه پژوهش های خبری ایرنا، با حضور «حسین بیادی» و «علی تاجرنیا» میزگردی برگزار کرده است با عنوان «تحزب و انتخابات ۱۳۹۸» که در ادامه کلیات آن ارائه می گردد.

جناح های سیاسی مردم را نمی بینند

حسین بیادی در ابتدای سخنانش به نسبت میان جریان های سیاسی و مردم پرداخت و گفت: طبق آنچه که من از حدود ۱۶ سال پیش تاکنون دیده ام، نقش مردم از صبغه ی سیاسی این جناح ها (بهتر است نگوییم احزاب، همان «جناح» یا «باند» بگوییم بهتر است) و باندها حذف شده است. فقط به فکر «بودن» هستند. این امر خیلی خطر ناک است؛مردم را ندیدن خیلی خطر ناک است. جناح ها می دانند که حال مردم خوب نیست، اما هنوز به فکر این هستند که چرا من نباشم. هیچکدام از آنها نمی گویند و یا نمی پرسند که مردم چه مشکلی دارند.

وی در ادامه به وضعیت اصولگریان پرداخت و عنوان داشت: به طور کل بین اصولگراها انشقاق به وجود آمده است. هنوز نتوانسته اند یک بزرگ ترِ مقبولی را برای خود انتخاب کنند. دلیلش این است که نخواسته اند در مورد ساختار موجود کار بکنند؛ چه اصلاح طلب ها و چه اصولگراها نوعاً نخواسته اند روی این ساخار کار کنند. کشور ما هم در زمینه جمعیتی رشد داشته و هم در سایر زمینه ها. این ساختار مناسب عزت و شوکت مردم ما نیست. برای مثال نوع انتخاب در همین انتخاباتی که برگزار می شود را نگاه کنید. کجای دنیا چنین انتخاباتی داریم؟طوری شده است که مردم فقط یک روز می آیند پای صندوق رأی و رأی می دهند. دیگر توجهی به این ندارند که به چه کسی و چرا رأی می دهند. پس مشکل غلط بودن ساختار است. ساختار انتخابات هم غلط است. وقتی ساختار غلط باشد انتخاب ها هم غلط بوده و مجلس نیز کارآمد نخواهد بود. بنابر این، باید برای مجموع ساختار فکری کرد.

او در پاسخِ سؤال مربوط به ایده نواصولگرایی «محمد باقر قالیباف» گفت: در مورد موضوع «نواصولگرایی» که مطرح شده است باید گفت که برای اینکه تفکری بتواند در یک کشور جاری و ساری شود به پارامترهای زیادی نیاز دارد. باید در مورد بحث صورت بگیرد. برای مثال در دانشگاه ها و یا در رسانه ها مطرح شود و مورد بحث و بررسی قرار گیرد. بنابر این، نو اصولگرایی یک دیدگاه و نظر است که هنوز در جامعه جا نیفتاده است، ولی می شود روی آن کار کرد.

فقدان تحزب محوری، مهمترین آسیب در انتخابات  است

تاجرنیا به آسیب شناسی ساختار تحزب پرداخت و گفت: در کشورهای دموکراتیک موضوع انتخابات و قدرت با تحزب گره خورده است. اما در ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی احزاب با انتخابات تمام قدرت را به دست نمی گیرند. تحزب به طور جدی در نظر گرفته نمی شود. بجز پایتخت کشور در سایر شهرها مناسبت های انتخاباتی حزبی نیست. بنابر این، تحزب محوری وجود ندارد و به نظر می رسد ما شاهد نوعی گریز از تحزب هستیم.

وی ادامه داد:  نکته دیگر اینکه در هر دو جریان سیاسی کشور نقش اشخاص خیلی محوری تر از نقش احزاب است. افراد به یک چهره برجسته  اصلاح طلب و یا اصولگرا متصل می شوند و رشد می کنند. من اصطلاح «کیف کشی» برای این افراد به کار می برم. کیف کش ها افرادی هستند که یک شبه مطرح می شوند.

تاجرنیا عنوان داشت: خود احزاب هم از ساختار دموکراتیک فاصله گرفته اند. درواقع نوعی الیگارشی در احزاب وجود دارد. عده ای از افراد در کنار یکدیگر قرار می گیرند و در این میان مردم خیلی کاره ای نیستند. احزاب دست یک جمع هستند و هرچقدر این جمع قدرتمندتر باشد بیشتر تأثیرگذار خواهد بود. چون ساختار دموکراتیکی در احزاب وجود ندارد، ساختارها دائم در حال تغییر هستند و تا زمانی که تحزب محوری و حذف نقش اشخاص نباشد، کار پیش نخواهد رفت.

او در ادامه گفت: چون شرایط موجود کشور امکان حضور به ما نمی دهد، احزاب از بخش های مختلف جریان های دیگر یارگیری می کنند. برای مثال اصلاح طلبان احساس می کنند که کاندیدای مطرح  شان در انتخابات تأیید نمی شود، در نتیجه فرد دیگری که در جناح سیاسی رقیب بوده اما تفکرات نزدیکتری به آنها دارد  را به عنوان کاندیدای خود معرفی می کنند. تجربه نا موفق لیست امید در مجلس نتیجه چنین اقدامی است. از نظر من این مسئله بر انتخابات آینده به شدت تأثیر خواهد گذاشت.

مشکلات موجود جریان های سیاسی را دچار توهم کرده است

بیادی به پیشگویی های احزاب اشاره کرد و گفت: مشکلات موجود برای جناح های سیاسی یک نوع توهم ایجاد کرده است. این توهم که ناشی از نارضایتی مردم است باعث یک نوع پیشگویی از احزاب شده است. آنها برای خودشان اتفاقاتی را پیش بینی کرده اند. به نظر می رسد به دنبال حضور کمتر مردم در انتخابات هستند. برد خود را در عدم حضور مردم پای صندوق های رأی می بینند.

وی در ادامه عنوان داشت: بنابر این باید ساختار عوض شود. من فکر می کنم پست رئیس جمهور باید حذف شود. باید نخست وزیری احیاء شود. در جریان اصلاح قانون اساسی دوتا کار انجام شد که یکی از این کارها خوب و دیگری بد بود. کار خوب این بود که شرط رهبری را از مرجع تقلید آوردند به اجتهاد. اما کار بد هم این بود که پست نخست وزیری را حذف کردند. این در حالی است که باید رئیس جمهوری حذف می شد. این موضوع باعث به حاشیه رفتن بحث احزاب شده است. در نتیجه امروزه می بینیم که مجلس و دولت ما ضعیف هستند.

تاجرنیا در مورد انتخابات آینده مجلس گفت: بعد از انتخابات۱۳۸۸ اصلاح طلبان سرمایه اجتماعی به دست آوردند، اما اکنون مردم از انتخاب های صورت گرفته در انتخابات راضی نیستند. انتظارات آنها برآورد نشده است. به همین خاطر سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان ریزش کرده است.

او افزود: اصولگرایان طرفداران سنتی خود را دارند اما طیف خاکستری منفعل خواهد بود. مگر اینکه اتفاق خاصی بیافتد. با این حال اصلاح طلبان ممکن است با اهرم هایی که در دولت و مجلس دارند برای موفقیت خود اقداماتی انجام دهند.

وی در مورد شکل گیری جریان سوم نیز گفت: به نظر من جریان سوم به آن شکل صورت نخواهد گرفت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =