تنوع شادی و طنازی ایرانی ها

تهران - ایرنا - ... می خواهیم بدانیم که آیا ما مردم ایران، مردمی شاد و با نشاط هستیم یا اینکه با استانداردهای جهانی فاصله ها داریم. اگر از کمال تبریزی، فیلمساز کشورمان بپرسیم که جماعت ایرانی آیا شاد است یا غمگین، به نظر می رسد که اگر هم بخواهد، نتواند جواب مطمئن و درستی بدهد.

دلیل آن هم این است که تبریزی در نشست نشاط در جامعه ایرانی نوعی تناقض و دوگانگی در رفتار ایرانی ها می بیند و دقیقا نمی تواند تشخیص دهد که این آدم هایی که او با آنها مواجه است چه شخصیتی دارند. مثلا آیا شاد هستند یا غمگین؛ چرا که از نظر این کارگردان سینمای ایران، هموطنان، انگار ۲ زندگی دارند؛ یک زندگی خصوصی و یک زندگی هم در اجتماع.

کارگردان فیلم لیلی با من است در خصوص این رفتار دوگانه ایرانی ها چه پیش بینی ای دارد؟ آیا ادامه این روند، خطرناک است یا چیزی عادی است؟ فیلم های طنز و کمدی کشور تا چه حد می توانند در ارتقای شادی و نشاط مردم سهیم باشند؟

او هر چند ایرانی ها را طناز ترین انسان های روی کره خاکی می داند اما از یک مدل خنده هم سر در نمی آورد، خنده ای که بی دلیل باشد. باید دید که نظر گلزاری – روانشناس- در خصوص اینکه بی دلیل بخندیم چیست؟

تبریزی از میهمانان نشست «نشاط در جامعه ایران و راهکارهای ارتقای آن» است این نشست را با سخنان تبریزی ادامه می دهیم.

تبریزی را خیلی ها با فیلم «مارمولک» و «لیلی با من است» می شناسند. البته فیلم هایی همچون «ما همه با هم هستیم» و نیز «مارموز» نیز از جمله ساخته های این فیلمساز است. او در فیلم لیلی با من است نوعی دوگانگی در رفتار قهرمان داستان را نشان می دهد که می خواهد با رفتار ریاکارانه، کار خود را پیش ببرد. این فیلمساز معتقد است که به طور کلی دوگانگی، در جامعه چنان ویژگی خاصی را به وجود آورده است که هیچ جای دنیا چنین وضعیتی را گمان نمی رود که شاهد باشیم.

به نظر می رسد که وجه جالب این قضیه در خود تبریزی هم هست. او در مقامی در این نشست سخن می گوید که عضو صدور پروانه نمایش سینمایی به شمار می آید این در حالی است که خودش، فیلم توقیفی (فیلم مارمولک) را در پرونده خود دارد. فیلمی که توفیق زیادی داشت اما امکان نمایش نداشت و تا الان هم ندارد.

کارگردان فیلم مارمولک، عضو صدور پروانه نمایش سینمایی وزارت ارشاد بودن و از طرفی توقیف شدن فیلم خودش را جزو تناقض های موجود در جامعه می داند.

او در خصوص فیلم مارمولک می گوید: این فیلم در زمان حاضر امکان نمایش در کشور را ندارد و هنوز هم این فیلم با وجود تمام صحبت هایی که در محافل مختلف در مورد آن می شود و بعد از گذشت سال ها به رغم اینکه نظرات مخالفین این فیلم هم عوض شده است و فیلم مارمولک را تاثیرگذار و شاخص می دانند، اگر در وزارت ارشاد تقاضای نمایش را برای آن داشته باشم، امکانش برای نمایش در سینماها نیست.

او در توضیح بیشتر سخنانش در خصوص دوگانگی های موجود در جامعه مثال هایی می زند. «مثلا چیزهایی که در جلسات خصوصی می بینیم به صورت رسمی و از تریبون جامعه و به صورت کلی و عمومی نمی توانیم شاهد باشیم. به عبارت دیگر ما یک زندگی خصوصی و شخصی پیدا کرده ایم و یک زندگی اجتماعی که این دو زندگی کاملا متنافر شده است. انگار این امر به عنوان یک پدیده طبیعی درآمده است و مردم ما هم به این تنافر زندگی ها عادت کرده اند».کارگردان فیلم مارمولک، عضو صدور پروانه نمایش سینمایی وزارت ارشاد بودن و از طرفی توقیف شدن فیلم خودش را جزو تناقض های موجود در جامعه می داند.

کارگردان فیلم مارمولک معتقد است که ریشه یکسری از معضلات اجتماعی به همین نوع نگاه ما در جامعه باز می گردد. ما حرف هایی را در جمع های خصوصی می زنیم که در زندگی عمومی نمی توانیم آن حرف بزنیم. مثلا خواننده ای که امکان انتشار صدایش به صورت عمومی وجود ندارد و در اصطلاح می گوییم مجوز اشاعه و توزیع ندارد اما در خیلی از محافل اجتماعی  و مجالسی ممکن است آن خواننده حضور بیابد.

تبریزی می گوید: از زاویه دید ما فیلمسازان یک بلاتکلیفی در کشور در مورد خیلی از مسایل وجود دارد که مردم را به سمت و سوی خاصی برده است. مثلا در فضای مجازی چقدر عصبیت و استفاده از کلمات رکیک به راحتی وجود دارد به خاطر اینکه آن آدم حضور عینی در برابر شما ندارد. آن کسی که در پوست فضای مجازی حرفی یا بحثی را القا می کند ممکن است وقتی با شما روبرو شود قطعا مثل فضای مجازی با شما رفتار نکند.

او ادامه می دهد: به خاطر همین رفتارهای دوگانه در جامعه است که ما متاسفانه نمی توانیم با دقت و اطمینان اظهار کنیم که چند درصد مردم دارای نشاط  وشادی هستند  و آیا  زندگی آرامی را پشت سر می گذارند یا خیر و چه بخشی از این شادی و نشاط به زندگی خصوصی و زندگی در جمع مربوط می شود.

او با ابراز تاسف مبنی بر اینکه ملت ما متاسفانه به نقطه ای رسیده اند که ظاهرشان بیانگر درونشان نیست، به این نکته اشاره می کند که نمی دانیم که آقا یا خانم که با نوعی رفتار اجتماعی با ما برخورد می کند، شخصیت واقعی خودش چیست؟

تبریزی به عنوان نمونه از خاطره ای تعریف می کند که در جشنواره ای، خانمی با پوششی در اصطلاح بدحجاب  با او سلام و احوالپرسی کرده بود انگار که سال های متمادی او را می شناسد. تبریزی نیز با تعجب به آن خانم گفته بود؛ «من شما را به جا نمی آورم»! و او جواب داد که آقای تبریزی! شما من را نمی شناسید؟ کمی نگاه کنید و فکر کنید حتما من را می شناسید.

تبریزی هم با اطمینان جواب داده بود که « شما را تابحال در زندگی ام ندیده ام» اما در کمال ناباوری آن خانم به اصطلاح بدحجاب اظهار داشته بود که «من منشی آقای فلانی هستم که هفته ای دو سه بار به دفتر ما سر می زنید»!تبریزی:ما یک زندگی خصوصی و شخصی پیدا کرده ایم و یک زندگی اجتماعی که این دو زندگی کاملا متنافر شده است. انگار این امر به عنوان یک پدیده طبیعی درآمده است و مردم ما هم به این تنافر زندگی ها عادت کرده اند.

تبریزی این سخنان را می گوید تا برسد به اینکه چرا ما با مساله شادی و نشاط در جامعه نمی توانیم قضاوت صحیحی داشته باشیم. بزرگ ترین اشتباهی که در طول سالیان مرتکب شدیم این است که بیش از حد در زندگی خصوصی آدم ها دخالت کردیم به هر حال هر کسی حریم خاص خود را دارد و ما می خواهیم وارد حریم خصوصی این آدم ها شویم و آنان را  شبیه همدیگر کنیم یعنی رفتارشان مشابه هم باشد و آنها را یکدست کنیم که این اقدام ها، ناهنجاری اجتماعی را به وجود آورده است.

او ادامه می دهد: ما از ریشه و درون جامعه دچار معضلات عجیب و بحران های عجیبی شدیم که هم ریشه اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی و رفتاری و برخورد بین گروه های مختلف بین جامعه دارد

از نظر تبریزی، این روند خطرناک است و به سقوط اجتماعی عجیب و غریب می انجامد.

در این میان، به گفته تبریزی مردم به یک وضعیت خود درمانی رسیده اند. شما روزهای تعطیل به هر دلیل همه به سمت شمال کشور در حجم انبوه می روند. مهم نیست که تعطیلی چیست آیا زمینه شادی دارد یا خیر ولی همه این اقبال را نشان می دهند که بروند در دل طبیعت باشند.

**سینمای کمدی و نقش آن در شادی و نشاط جامعه

تبریزی قطعا با این نظر که سینمای کشور در زمان حاضر به ویژه در بحث نشاط و شادی یک تسکین کننده است تا درمان کننده. او می گوید: من قطعا این را می پذیرم که با یک مسکن روبرو هستیم و سعی می کنیم با ساختن فیلم، کمی ناهنجاری اجتماعی و عصبیت جامعه را برای فراگیر نشدن به تاخیر بیاندازد.

این کارگردان سینما از آنجا که در سینمای کمدی دستی بر آتش دارد، صرف نظر از درجه کیفی فیلم ها، می گوید: هر چه میزان کمدی بودن فیلم های کمدی بیشتر باشد، مخاطبان بیشتری خواهد داشت، ضمن اینکه هر چه فیلم کمدی، هنجار شکنی کند و در حوزه های بی پروا مثل مسایل جنسی وارد شود، متاسفانه با اقبال بیشتری از سوی مخاطبان فیلم مواجه می شود و برعکس اگر فیلم تلخی ساخته شود و تاثیرات غیرشادمانه داشته باشد زیاد مورد اقبال واقع نمی شود.به خاطر همین رفتارهای دوگانه در جامعه است که ما متاسفانه نمی توانیم با دقت و اطمینان اظهار کنیم که چند درصد مردم دارای نشاط  وشادی هستند

او درباره مخاطبان و سینماگرها می گوید: تمام سینما گرها به دنبال مخاطب هستند و اساسا در هر پروژه سینمایی، ابتدا تعریفی از گروه مخاطب ارایه می شود. یعنی سینماگر در ابتدای مخاطب خود را مشخص می کند که آیا کودک و نوجوان است یا خانواده ها یا حتی طرفداران محیط زیست هستند. با این تنوع مخاطب ها، شرایط به گونه ای شده است که سینمای ایران به تدریج به سمت دو نوع سینما می رود و از گونه های دیگر دارد خالی می شود و تقریبا سبد محصولات سینمایی عمدتا شامل دو گروه بیشتر نمی شود یا فیلمساز، سودای شرکت در جشنواره های خارجی را دارد و به سینما هنر و تجربه می اندیشد و به مخاطبان محدود فکر می کند یا اینکه تلاش می کند سینمای کمدی بسازد. تقریبا  می توانم بگویم که انواع ژانرها و گونه های سینمایی را در حوزه سینمایی خودمان از دست داده ایم و تقریبا برای کودک و نوجوان فیلمی وجود ندارد.

** گروه بزرگی از هموطنان با سینما قهر کرده اند

تبریزی از اتفاق مهم رخ داده در سینمای ایران طی سال های اخیر خبر می دهد مبنی بر اینکه گروه بزرگی از هموطنان با سینما قهر کرده اند و اصلا سینما نمی روند. به عبارت دیگر در دوره ای در تاریخ سینمای کشور، چهار، پنج میلیون مخاطب سینما داشتیم که الان شمارآنان به حدود یک و نیم میلیون نفر رسیده است به گونه ای که در زمان حاضر پر فروش ترین فیلم تقریبا از دو میلیون تماشاگر سینما تجاوز نمی کند در حالی که در دوره هایی پنج میلیون مخاطب داشتیم. جای تعجب است مملکتی با ۷۰، ۸۰ میلیون جمعیت چگونه مخاطبی با ۲ یا سه میلیون بیشتر نمی تواند برای سینما جذب کند.

او سینما را تسکین دهنده جامعه می داند نه درمان کننده. سینما از نظر این کارگردان سعی می کند ناهنجاری اجتماعی و عصبیت جامعه را برای فراگیر نشدن، کمی به تاخیر بیاندازد. اما یک وقت هایی هم هست که  فیلم های جذاب اجازه اکران پیدا نمی کنند.

تبریزی در این راستا به فیلم مارمولک اشاره می کند که هرگز اجازه اکران پیدا نکرد این در حالی است که خیلی ها از این کارگردان می پرسند که چرا مارمولک ۲ را نمی سازد و او هم جواب می دهد مگر فیلم مارمولک یک امکان نمایش دارد تا نسخه دوم آن را هم بسازم!

این کارگردان سینما اجازه اکران نداشتن فیلم هایی مثل مارمولک را به عنوان محدودیت بیش از اندازه سینما تعبیر می کند که این محدودیت، سینما را  به  سمت ابتذال می برد. از نظر او هر وقت میزان محدودیت افزایش می یابد خود به خود ساده انگاری و پیش پا افتادگی جلوه می کند یعنی محصول فیلم فارسی دلیل آن این است که محدودیت زیاد است و فیلم هایی که حوزه اجتماعی را نقد می کند خیلی کم می شود که فیلم فارسی رشد می کند همین اتفاق هم دارد در سینمای در حال حاضر ایران رشد می کند.تبریزی:بزرگ ترین اشتباهی که در طول سالیان مرتکب شدیم این است که بیش از حد در زندگی خصوصی آدم ها دخالت کردیم.

یعنی وقتی که فیلمی وارد هیچ بحث اجتماعی نشود و صرفا سرگرم کننده با هر شوخی و شکل و شمایلی از شوخی رکیک تا شوخی معمولی باشد به راحتی پروانه نمایش می گیرد و برای گرفتن مجوز نمایش تقریبا دچار هیچ مشکلی نیست اما اگر فیلمی بخواهد به مساله اجتماعی بپردازد و باز کند باید آن فیلم بماند تا ببینیم چه سانسوری می شود.

درست است که از نظر تبریزی، سینما می تواند برای ناهنجاری ها، جنبه تسکین کننده داشته باشد اما در مورد سینمای ایران به ویژه سینمای کمدی، معتقد است این سینما به جایی رسیده که غیرقابل کنترل شده است و با خانواده که سهل است با یک گروه از دوستان هم نمی توان به راحتی فیلم ها را دید.

از نظر تبریزی، آدم ها شبیه کسانی شده اند که دایما در موقعیت تزاحم و گرفتاری و مشکلات اجتماعی هستند و در حدی که یک دوش آب سرد بگیرند یک فیلم سینمایی را نگاه می کنند و از آن بابت، کمی تمدد اعصاب پیدا می کنند تا فردا صبح که بروند دنبال گرفتاریشان.

**فرق سینمای کمدی و طنز

تبریزی بین سینمای کمدی و طنز تفاوت قایل است . از نظر او  کمدی،  سینمای بزن بکوب و باری به هر جهت خندیدن است اما فیلم طنز علاوه بر خنداندن یک تلخی در آن به لحاظ مفاهم و موضوعات اجتامعی که در آن درگیر است وجود دارد.

** یک مدل خنده را نمی فهمم

این از سینمای افسارگسیخته کمدی که تبریزی از آن گله دارد اما به یک موضوع دیگر هم خرده گرفته است و آن یک مدل از خنده است که این روزها در تلویزیون مطرح شده است. باید دید این مدل خنده چیست؟

او از خنده هایی که در برنامه هایی از تلویزیون باب شده است سخن می گوید که در این برنامه ها سعی شده است تا مردم را تشویق کنند تا بی دلیل بخندند و اصلا هم مهم نیست که چیزی خنده دار هست یا نیست فقط لبخند بزنند.

این کارگردان سینمای کشور، اظهار می دارد: این مدل خنده ها را نمی فهمم. یاد لبخند مهمانداران هواپیما می افتد که به آنها یاد داده اند که بدون دلیل لبخند بزنند.

از نظر تبریزی این لبخندها در چهره این افراد، احمقانه است چون بی دلیل می خندند.

** می توانیم بخندیم  و خوب هم بخندیم

 تبریزی در سخنانش از یک نوع خنده که در تلویزیون باب شده است خوشش نمی آید و آن را احمقانه توصیف می کند. همچنین رفیع این ایراد را از برخی بیلبوردهای شهر گرفته است که در این گیر و گرفتاری، روی آنها نوشته شده است «لبخند بزن»!  باید دید نظر گلزاری – روانشناس- در این خصوص چیست؟

گلزاری نظری متفاوت از تبریزی و رفیع 

دارد. او خنده را نشاط آور می داند و حتی از کتاب هایی با عناوینی مثل خنده درمانی یاد می کند. او تاکید می کند که وقتی به بالین بیماری می رویم چه اشکالی دارد که برای او برنامه طنز را بگذارید تا با خنده سیستم ایمنی بدنش بالا برود؟

گلزاری معتقد است: ما در زندگی هم به نشاط و هم به شادی نیاز داریم. وقتی نشاط داریم یعنی از خمودگی، کسالت و فرورفتن در خود بازمانیم. یک وقت هایی نیاز داریم که  کسی برای ما  جوک بگوید و ما بخندیم. خنده ما را سرحال می کند یا اینکه فرزند داریم و فکر می کنیم چند وقتی است که گوشه گیر شده است و در خودش است چه اشکالی دارد برای او برنامه شادی تدارک ببینید.

او این نتیجه را می گیرد که می توان خندید، خوب هم خندید. ممکن است کسی بگوید که با این مشکلات زندگی چرا باید بخندیم! پاسخ اینی است که خنده خیلی هم خوب است. البته در خانه نیز فضا به گونه ای باشد که شادی و نشاط آور باشد. با هم  صحبت کنیم  یا اینکه چیزی با هم بخوریم. الان وضعیت به گونه ای شده است که اعضای خانواده در برخی از خانه ها بر سر یک سفره نمی نشیند و با هم حرف نمی زنند. یا اینکه با هم مسافرت نمی روند این در حالی است که تمام اینها عوامل نشاط آور است.گلزاری:یک وقت هایی نیاز داریم که  کسی برای ما  جوک بگوید و ما بخندیم. خنده ما را سرحال می کند

** به تعداد مردم، شادی داریم

گاهی اوقات برخی ازمسئولان از شادی و نشاطی خاص صحبت می کنند و تلاش می کنند که مردم را به سمت آن سوق دهند. سوال این است که آیا چنین اقداماتی درست است؟ در این خصوص گلزاری همانند تبریزی معتقد است که خیلی وارد زندگی خصوصی مردم شده ایم که این حد ورود به حوزه فردی، مقاومت می آورد.

او اظهار می دارد که به تعداد مردم و تنوع آنان، شادی داریم و نمی توان یک ایدئولوژی سنگین و یکسویه برای شادی مردم ایجاد کرد چرا که آنان را دچار مشکل خواهیم کرد. ضمن اینکه در روانشناسی مثبت دست نیاز به تمام فرهنگ ها دراز شده است آنچه که در هند شادی است اصلا در آمریکا نیست در مصر و ایران هم همینطور است. پیام روانشناسی مثبت هم در احترام گذاشتن به تمام  فرهنگ ها و تنوع مردم و همه ادیان خودشان می گویند.

او این نکته را هم می خواهد خاطرنشان کند که در قم نیز، اتفاقا روی روانشناسی مثبت کار شده است اما  کسی نگفته است که ما می خواهیم یک هنجار واحد برای شادی و نشاط ایجاد کنیم.

** سینما برای افزایش شادی و نشاط چگونه باید باشد

این روانشناس در خصوص سینما نیز این نظر را دارد که  ما نشاط را در سالن سینما می خواهیم و اینکه اگر بعد از فیلم از سینما بیرون رفتیم، این فیلم نشاط انگیز برایمان پیامی داشته باشد.

او از  تبریزی و  دوستانشان می خواهد که  بخشی از سینما، کمدی باشد که خیلی هم لازم است اما در عین حال تاکید می کند که این کمدی هجو و لودگی نباید داشته باشد و نباید امیال سرکوفته جنسی در آن سرباز کند تا مخاطبش هم زیاد باشد. مردم به کمدی نیاز دارند اما نه هجو. الان فیلم های پرفروشی اکران شده است که به گفته یکی از دوستانم این فیلم ها را کنار همسرم هم نمی توانم ببینم از بس که حرف زشت در این فیلم ها به کار گرفته شده است. مردم نباید در فیلم طنز تحقیر شوند یا اینکه  شوخی ها در فیلم نباید زخم زبان و جنسی باشد.

این روانشناس تاکید دارد که در فیلم می توانیم سطحی از نشاط را نشان دهیم. فیلم باید به ما بگوید که اگر به مشکلی برخوردیم تا انتهای فاجعه نرویم و به قول انوری هر بلایی که از آسمان  آید گرچه بر دیگری قضا باشد – بر زمین نارسیده می گوید- خانه انوری کجا باشد. فیلم به ما یاد بدهد که ما بن بست های خود را می توانیم حل کنیم. من به دانشجویان خود می گویم که فکر ما باید مثل مسیریاب های ویز باشد. فیلم باید این را نشان دهد که قهرمانانی داریم که بن بست سرشان نمی شود.

با اینحال گلزاری معتقد است: فیلمسازان فقط تا سطحی از نشاط و شادی را می توانند با فیلم هایشان برای جامعه بیاورند و اما در سطح های عمیق این روانشناسان  و جامعه شناسان هستند که می توانند، کمک حال سیاستگذران و برنامه ریزان باشند. مثلا به برنامه ریزان و مسئولان کمک کنند تا چاره ای برای ۱۲ میلیون مجرد بین ۱۸ تا ۳۵ سال بیاندیشند. یا اینکه از وقوع ۴۰ درصد طلاق در خانواده ها، پیشگیری کنند.

**سینمای کمدی خیلی محافظه کار است

ذکایی – جامعه شناس- نیز سینمای کمدی را نسبت به رسالتش خیلی محافظه کارانه ارزیابی می کند. این در حالی است که کمدی ، آینه جامعه به شمار می آید و کمدین مثل یک جامعه شناس باید ضعف ها و کاستی ها را بیابد و جسورانه آنها را در قالب فیلم کمدی بیان کند. بنابراین لازم است که فیلمساز کمدی از لاک محافظه کاری بیرون بیاید و مرزها را بشکند. مرزهایی که باعث شده است برچسب بزنیم یا شکاف اجتماعی ایجاد کنیم.

از نظر ذکایی، حوزه هنر ما اغلب با قالب و کلیشه های استاندارد که به راحتی پروانه می گیرد، محدود شده است. مثلا قالب هایی مثل طنز رمانتیک کم وبیش بر سر آن مدار دارد می چرخد. زن جوان مرفه و مرد بی پول و علاقه ای که پیدا می شود و سرگرمی پیدا می شود که این سرگرمی، یک لذت موقت برای ما ایجاد می کند و یک نوع بیگانگی را از آن جامعه را فرا می خواند.

او تاکید دارد: جسارت نیاز است تا کمدین ها نقش مهمی داشته باشند تا وجدان جامعه را نوعی نمایندگی کنند. در غیاب این شرایط است که مردم ما در زمان حاضر به خود درمانی و پناه آوردن به فضای مجازی، روی آورده اند و در عرصه ای هم کمبودها را به سخره می کشند.ذکایی: کمدین مثل یک جامعه شناس باید ضعف ها و کاستی ها را بیابد و جسورانه آنها را در قالب فیلم کمدی بیان کند.

ذکایی خاطرنشان می کند: همچنین از سوی دیگر در اجتماعی کردن کودکان و و آموختن ارزش هایی که ماندگار باشد و به مصرف پیوند نخورد  نیز باید اهتمام کرد. این در حالی است که به عنوان یک معلم دانشگاه، خروجی هایی را که می بینم این است که خیلی از ما از مدیریت ساده ترین تنش ها در زندگی، عاجزیم و این بر می گردد به مهارت هایی که انتقال نیافته است. و اما آن حوزه که با هنر پیوند می خورد دستش از یک جهت بازتر است چون می تواند ماجراجوتر باشد که نیاز به نوعی عزم و انعطاف و باز اندیشی با طیفی از مدیران هنری ما دارد برای اینکه دست هنرمند را باز بگذارد تا بنویسد که تولید بصری کند

**ایرانی ها طناز ترین آدم های کره زمین هستند

تبریزی در دنباله سخنانش از ایرانی ها یاد می کند که این قوم طناز ترین آدم های کره زمین هستند. او وقتی که این سخن را می گوید به این نکته هم تاکید دارد که این نظر او بدون تعارف است.

او معتقد است: مطایبه و شوخ طبعی جزو ذات ایرانی های تا امروز بوده است. با وجود تمام بحران های اقتصادی امروز جامعه و بحث تحریم ببینید که چه شوخی هایی با این موضوعات سیاسی می کنند.با وجود اینکه با زندگی آنها ارتباط د ارد اما کاملا برخورد شوخ طبعانه دارند .این نشان از یک چنین روحیه ای در مردم ما دارد . ما می توانیم بگوییم مردم ما نیاز به تزریق نشاط و شادی ندارند . اگر شرایط مساعدی برای زندگی آنان فراهم شود و یک شرایط معقول و درست و متعادل داشته  باشند میزان نشاط در وجودشان و در خود مردم و خود به خود هست.

البته در عین حال تبریزی خاطرنشان می کند که مردم، اتقاقا نشاط و شادمانی را به ما القا می کنند. کافی است که ما با آنها رفتاری در شان خودشان داشته باشیم. اگر با آنان ارتباط درست برقرار کنیم و اگر رفتارهای ناهنجار با آنان نداشته باشیم و رفتاری معقول و منطقی و اخلاق مدارانه با آنها رفتار کنیم حتما این جامعه نشاط را خواهد داشت چرا که این ذاتی درون ما ایرانی ها است و هیچ دولتمردی لازم نیست که این نشاط را در جامعه تزریق کند.

این فیلمساز اظهار می دارد: اگر شرایط متعادل برقرار شود و یک زندگی در حد درستش باشد مطمئن باشید آنقدر نبوغ در این حوزه در بین ایرانی ها هست آنها چیزهایی را ایجاد می کنند که ما خودمان از این نبوغ حیرت می کنیم. در شرایط فعلی این مطایبه اصلا وجود دارد کافی است که ما رفتار درستی در برابر آنان داشته باشیم.تبریزی:مطایبه و شوخ طبعی جزو ذات ایرانی های تا امروز بوده است.

این کارگردان سینما تاکید می کند: مردم را باید ولینعمت خودمان بدانیم و آن طور نباشد که آنان را زیر دست خودمان ببینیم و هر کاری هم می کنیم باید برای مردم باشد. مردم را باید به یک سعادت اولیه رساند تا همه یک زندگی در شان انسان ایرانی را داشته باشند.

**سخن آخر

اوضاع شادی و نشاط ما ایرانی ها با وجود اینکه به قول تبریزی طنازترین آدم های روی کره خاکی به شمار می آیند، مطلوب نیست و از استانداردهای جهانی آنقدر دوریم که رتبه ما در بین ۱۵۷ کشور دنیا ۱۰۵ شده است. چرا دور شده ایم؟ ما که از زمان باستان، جشن ها داشتیم و به همان جشن ها، شهره عام بودیم. می گویند، خنداندن ما ایرانی ها خیلی سخت است! چرا؟

الان تلاش می شود که بخندیم حتی بی دلیل و به قول گلزاری، خندیدن خوب است اما مساله این است که آیا صرف خندیدن، دلیل بر شادی است؟ مسلما خیر. به تعبیر رفیع - طنز پرداز - با این همه گرفتاری های مختلف مثل مسایل اقتصادی، لبخند زدن بی دلیل به چه معناست؟ ذکایی، ما را با این نکته به تامل وامی دارد که آیا قناعت داریم یا اینکه فکر می کنیم مورد اجحاف قرار گرفته ایم که اگر به شق دوم اعتقاد داریم که جامعه ما بدان گرفتار شده است می توان فهمید احساس شادی و نشاط در چه حد است. گلزاری هم به تفاوت های شادی و نشاط می پردازد و هر دو را مهم می داند. اینکه حسی گذرا اما مطلوب  داشته باشیم و احساسی عمیق در زندگی و خوشبختی همیشه ما را همراهی کند، هر دو خوب است.تبریزی از دوگانگی ها می گوید و هنوز هم سردرگم که بالاخره ما چه قومی هستیم با اینکه قابلیت ها از طنازی ها داریم؟

شاید یکی از نکات قابل تامل هم این باشد که اگر کاری به کار مردم نداشته باشیم خودشان می دانند چگونه با نشاط و شاد باشند. کسی چه می داند.

و اینکه بالاخره ما چه مردمی هستیم؟ شادیم یا غمگین؟ شما چه فکر می کنید؟

لیلا خطیب زاده

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =