۲۸ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۱:۳۰
کد خبرنگار: 2256
کد خبر: 83442712
۰ نفر
فراز و فرودهای اقتصاد دوم جهان

پکن- ایرنا- شاید بسیاری بر این باور باشند که اقتصاد چین به سمت زمین گیر شدن می رود و آمریکا با راه اندازی جنگ تجاری توانسته است این قدرت آینده اقتصاد دنیا را به زیر بکشد اما آمار و ارقام چیزهای دیگری را نشان می دهد و بر اقتدار تجاری و اقتصادی این کشور صحه می گذارد.

چین سال ۲۰۱۸ را با چالش های بسیاری پشت سر گذاشت اما نمی توان نادیده گرفت که این کشور به رغم اینکه پایین ترین رشد ۲۸ سال گذشته را تجربه کرد، کماکان دومین اقتصاد دنیا است و یک سوم از رشد اقتصادی دنیا به چین ارتباط و بستگی دارد.

چین اگرچه در زمینه های فنی به پای آمریکا و قدرت های غربی اروپایی نمی رسد اما توانسته است میلیون ها نفر را از فقر رهایی بخشد به طوری که طبقه متوسط بتدریج در این کشور به سمت رفاه بیشتر می رود و سرانه درامد بسیاری از مردم چین از ملت آمریکا بیشتر است.

از سال ۱۹۷۸ میلادی که چین سیاست اقتصاد متمرکز را به اقتصاد بازار تغییر داد، موفق شد بتدریج به دستاوردهای شایانی دست یابد که قرار گرفتن در رده دومین اقتصاد دنیا از جمله معلول همان سیاست درهای باز است در راستای همین سیاست اصلاحات و درهای باز بود که چین توانست برای مدت نزدیک به ۴۰ سال به رشد اقتصادی سالانه بین ۱۰ تا ۱۲ درصد دست یابد.

همین کشور با همین سیاست موفق شد ۸۵۰ میلیون نفر را از زیر خط فقر نجات دهد و ۳۰ درصد از رشد اقتصادی دنیا را به خود اختصاص دهد اگرچه رشد تولید ناخالص داخلی چین بتدریج از سال ۲۰۱۲ میلادی کاهش یافت و با سیاست های متوازن کننده مالی و پولی، کمی دچار چالش شد اما همچنان این رشد یکی از بالاترین نرخ های رشد اقتصادی دنیا محسوب می شود.

چین در سال ۲۰۱۸ میلادی نیز توانست به رشد اقتصادی نزدیک به ۶.۸ درصد دست یابد پیش بینی این است که تا پایان سال ۲۰۱۹ میلادی رشدی در حدود ۶ تا ۶.۵ نیم درصد داشته باشد اگر شاخص های خرید و قیمت در چین نیز در نظر گرفته شود با توجه به سیاست های اصلاحاتی و همچنین تجارت خارجی این کشور، چین کماکان در رده دومین اقتصاد دنیا است و یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر جمعیت این کشور، شاهد رشد روزافزون اقتصادی در کشورشان هستند.

چین امیدوار است تا سال ۲۰۲۰ میلادی فقر را در کل کشور ریشه کن کند اگر میزان درامد افراد به طور سرانه بیش از ۳۰۰ دلار باشد، چین طبیعتا موفق به این کار خواهد شد اما بر اساس استانداردهای بین المللی که خط فقر را ۵ و نیم دلار در یک روز نشان می دهد، در چین هنوز بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در فقر هستند.
 

رشد کیفی چین
چین با تجربه گرانبهایی که از چهار دهه اصلاحات بدست آورده توانسته است رشد بسیار سریعی پیدا کند و از این پس خود را معطوف به رشد کیفی کرده است.

افزایش اعتبار چین، رشد کیفی، راهبردهای ماجراجویانه اصلاحاتی، استفاده بهتر از نیروهای بازار، بازکردن درهای کشور به روی کشورهای دیگر و تجارت بازتر و شفاف تر و تبدیل شدن به بزرگترین اقتصاد دنیا تا سال ۲۰۳۰ میلادی از جمله راهبردهای مرتبط با توسعه با کیفیت در چین است.



 

چین و قدرت دیجیتال
چین بتدریج به بزرگترین قدرت دیجیتالی دنیا مبدل می شود در این کشور بیش از ۸۳۰ میلیون نفر مشترک اینترنت هستند نزدیک به ۳۴۰ میلیون نفر از این مشترکان اینترنت زیر ۲۵ سال دارند.

کشور در حال ایجاد محیط نظارتی، شفافیت حقوقی و قانونی برای نظارت بر این عملکرد اینترنت است اقتصاد چین نیز خود را با دیجیتالی شدن شکل می دهد رشد کیفی در دستور کار است اگرچه میزان رشد در حال کاهش است اما این کشور نمی گذارد توازن اقتصادی به هم بخورد و امید است که با استفاده از کارایی های بیشتر و دیجیتالی شدن، راه های تازه ای برای شکل دادن به رشد و توسعه اقتصادی پیدا شود.
 

اصلاحات سریعتر اقتصادی
اگرچه رشد اقتصادی کشور به ۶.۶ درصد در سال ۲۰۱۸ میلادی رسید و در نزدیک به ۳ دهه گذشته کم سابقه بوده است اما چین در سالی که گذشت تلاش نمود تا رشد پایدار را فدایی نکند و اجازه دهد رشد حتی اگر محدود و کاهش یافته باز هم استمرار داشته باشد و اصلاحات در عرصه های مختلف با همین رقم ادامه یابد.

با وجود جنگ تجاری با آمریکا، این کشور کوشید تا تنش های خود را با واشنگتن کاهش دهد با اروپا وارد منازعات جدی تجاری نشود از فناوری های آنها بهره بگیرد بازارهایش را به روی آنها بازتر کند و همچنان یکی از جذاب ترین بازارها برای سرمایه های خارجی باشد.

چین می داند که رشد اقتصادی ضعیف تر شده است اما همچنان بر این باور است بر چالش ها فایق خواهد آمد و پایداری رشد خود را قوی تر و پایه ها را محکم تر خواهد کرد و اگر لازم باشد برای رسیدن به این هدف بسته های محرک اقتصادی چند میلیارد دلاری در نظر گرفته خواهد شد ولی به هر صورت دولت اجازه توقف رشد را نخواهد داد و با وارد کردن کالاهای بیشتر از کشورهای دیگر و دادن محرک های اقتصادی برای کمک به مصرف و تقاضای بالاتر از این رشد زیربنایی سالم حراست خواهد کرد.


 

چالش های پیش روی اقتصاد چین
البته چین در کنار موفقیت هایش در مسیر رشد، به چالش های زیادی هم برخورد کرده است نابرابری درامد کشور و افزوده شدن بر نرخ فساد مالی یکی از چالش های چین است برای مثال صدها هزار نفر از مقام های چینی در سطوح مختلف به دلیل همین فساد مالی دستگیر و راهی زندان شده اند.

چین همچنین در مسیر رشد، شاهد پیر شدن جمعیت است بسیاری از جمعیت این کشور بتدریج به جرگه سالمندان ملحق می شوند و همزمان در بخش های تولیدی مشکل کمبود نیرو کاملا احساس می شود.

مشکلات زیست محیطی و آلودگی های فراوان آب و هوایی نیز ناشی از رشد سریع و بعضا بی برنامه در برخی از نقاط چین محسوب می شود و یکی از اصلی ترین مشکلات کشور در زمان حاضر تحولات اقلیمی است.

یکی دیگر از چالش های اقتصادی چین، کاهش مالیاتی است تازه ترین آمار نشان می دهد در سال جاری میلادی ارزش کاهش مالیاتی در چین بر اساس اعلام دولت مرکزی به ۲۹۸ میلیارد دلار خواهد رسید این در شرایطی است که شماری از دولت های محلی از اینکه دولت مرکزی دستور به کاهش مالیاتی داده است، ابراز نگرانی کرده و می گویند عایدی آنها کمتر خواهد شد.  

برخی از استان های فقیرتر در چین بیش از اندازه به درامدهای مالیاتی وابسته هستند و برخلاف این جریان، پیشتر خواستار آن شده بودند که مبالغ بیشتری برای بهبود شرایط اقتصادی آنها اختصاص یابد.  
 

چین و برنامه پنج ساله 
البته چین در برنامه پنج ساله اصلاحات که از سال ۲۰۱۶ میلادی شروع شده و تا ۲۰۲۰ میلادی ادامه می یابد، قول داده است بسیاری از این چالش ها را برطرف کند در این مدت دستور کار چین توسعه بخش های خدماتی، مقابله با نابرابری درامد، مقابله با فساد در میان مقام های دولتی و حزبی، از بین بردن چالش های زیست محیطی، بهبود شرایط آب و هوایی و مقابله با چالش ها و نابرابری های اجتماعی است.

بهره وری بیشتر از انرژی، ارتقا بخش های خدمات بهداشتی و پزشکی، آموزش و پرورش، کاهش آلودگی، بسط دادن نظام تامین اجتماعی و توسعه علمی و فنی از جمله برنامه های مهم کشور برای پیشبرد اصلاحات و رشد اقتصادی و مقابله با چالش های اجتماعی و اقتصادی است.

همین که چین هدف خود را دستیابی به رشدی در حدود ۶ تا ۶.۵ درصد برای این سال ها در نظر گرفته است، نشان می دهد این کشور به دنبال دستیابی به رشد کیفی است و اینکه بتواند جامعه نسبتا مرفه را در کشور ایجاد کند.

چین برای اینکه بتواند به رشد اقتصادی پایدار خود ادامه دهد سیاست های فراوانی اتخاذ کرده است که برخی از آنها در فوق اشاره شد اما همزمان این کشور اقدام به ایجاد مناطق آزاد تجاری درون سرزمینی در استان های مختلف هم کرده است.

در کنار ایجاد این مناطق چین هدفگذاری کرده است که نزدیک به ۸ هزار میلیارد دلار واردات تا سال ۲۰۲۰ میلادی داشته باشد و برای همین توانسته است قراردادهای بیشتری با کشورهای دیگر در این زمینه امضاکند.

اصلاح نظام بانکی
اصلاح نظام بانکی و جلوگیری از فرار سرمایه ها، جلوگیری از خروج بی رویه ارز از کشور، سختگیری در زمینه قاچاق ارز، اصلاح نظام قیمت ها و اصلاح ساختارهای مالی و پولی از دیگر برنامه های چین برای رسیدن به رشد پایدار محسوب می شود.

چین در زمینه جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی کماکان در شرایط خوبی قرار دارد و در تجارت خارجی از وضعیت نسبتا خوبی برخوردار است به طوری که بیش از ۳ هزار میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد و توانسته است میلیارد ها دلار در کشورهای دیگر سرمایه گذاری کند.

اصلاح ساختارهای بانکی و مالی، تغییر در نرخ بهره، تغییر در ارزش پول ملی، ترغیب شرکت ها به گرفتن وام با نرخ های جدید بهره و توسعه ساختارهای زیربنایی از مهمترین برنامه های کشور برای رشد اقتصادی محسوب می شود.
 

چین قدرت بزرگ اقتصادی سال ۲۰۱۹ میلادی
با آنچه در فوق برشمرده شد می توان نتیجه گرفت که چین حتی اگر در طول یک سال رشدی در حدود ۴ تا ۵ درصد داشته باشد باز هم یک قدرت بزرگ اقتصادی برای خود و اثرگذار برای دنیا خواهد بود.

در شرایطی که بی توازنی اقتصادی بسیاری از بازارهای دنیا را فرا گرفته است چین با راهبردهای جسورانه و اصلاحاتی خود و طرح های بزرگی چون راه ابریشم جدید می کوشد تا خود را از سایه بحران های اقتصادی و رشد کمی و کیفی پایین بیرون بکشد و با برون رفت از بحران های بدهی و مالی کماکان مقتدرانه به سمت جلو حرکت کند.

با این احوال شاید سال ۲۰۱۹ میلادی یکی از سرنوشت سازترین سالها برای چین و دنیا باشد و امیدهای زیادی وجود دارد که این کشور بتواند بین شش تا ۱۲ ماه دیگر از بحران های موجود فارغ شود و همچنان موتور محرکه بزرگ اقتصاد جهان باشد و اگر این فرایند شکل نگیرد آن زمان قدرت اقتصادهای نوظهور و سیاست های آنها می تواند برای برون رفت از این شرایط اهمیت بسزایی پیدا کند.
 

تفاوت الگوی اقتصادی چین و غرب
همین ساختارها،  اصلاحات و موفقیت ها بوده که اقتصاد چین را نه در برابر آمریکا بلکه در برابر غرب قرار داده است چین در اقتصاد از سیاست فرماندهی کردن و کنترل کردن و در عین حال اقتصاد بازار حمایت می کند و این الگو را به پیش می برد در صورتی که سیاست های اقتصادی کشوری نظیر آمریکا بر اقتصاد بازار استوار است.

چین از سیاست های کمک و حمایت مالی و غیر مالی از شرکت ها، پشتیبانی و آن را اجرا می کند در صورتی که آمریکایی ها کاملا مخالف چنین کاری هستند و روی این متمرکز شده اند با هر حربه ای اعم از اقتصادی و سیاسی و فروش های تسلیحاتی به رقیبان چین، باعث تزلزل در برنامه ها و رشد اقتصادی این کشور شود.

در چین از شرکت ها حمایت می شود که به حیات خود ادامه دهند در صورتی که در آمریکا اگر شرکتی مشکل پیدا کند یا باید با شرکت های دیگر ادغام شود و یا دوران حیاتش خاتمه می یابد.

بنا به همین دلیل است که چین و آمریکا به رغم چندین دور مذاکره تجاری نتوانسته اند اختلافات کیفی و کمی خود را حل و فصل کنند و از مسایل ارزی گرفته تا موضوع سیاست های مالی کلان و البته حفاظت از حق مالکیت معنوی،  اختراعات و ابداعات و انتقال فنآوری آنها را با یکدیگر سرشاخ کرده است.

چین و آمریکا به مذاکرات تجارت ادامه می دهند آنها البته به آتش بس می رسند اما به نظر می رسد که به راه حل نرسیده اند این در شرایطی است که انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا نزدیک است و در این شرایط به نظر می رسد یافتن راه هایی برای پایان دادن به این مناقشه برای طرفین دشوارتر از هر زمانی است.

سال ۲۰۱۹ میلادی برای چین و آمریکا و بسیاری از اقتصادهای دیگر دنیا سال پرچالشی است، اما کاهش بهای نفت باعث شده است تا نسیم مناسبی به سمت اقتصاد چین بوزد و بتواند از رکود داغ اقتصادی چین جلوگیری کند و در اقتصاد چین فعلا شرایط نسبتا متعادلی ایجاد کند.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =