۲۸ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۲:۱۰
کد خبرنگار: 2530
کد خبر: 83442514
۰ نفر
جریان سوم؛ بی‌هویت و رادیکال یا بدیل سیاسی کارآمد؟

تهران- ایرنا- عملکرد سالیان گذشته جریانات سیاسی زمینه را برای ظهور و بروز طیف سوم مهیا کرده است. در حالی که برخی از جریان سوم به عنوان بدیلی مناسب برای سیاست‌ورزی در کشور نام می برند، گروهی دیگر آن را تشکلی بی‌هویت می دانند که با بی‌برنامگی، تنها به آشفتگی‌های سیاسی دامن می‌زند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، فضای سیاسی کشور زمینه های ظهور و بروز جریان سوم سیاسی را بیش از پیش مهیا کرده است. این گزاره را می توان در لابه‌لای گفت و گوهای رسانه ای چهره ها و شخصیت های سیاسی در روزهای گذشته مشاهده کرد.

امروز افکار عمومی تصویری از عملکرد جریان های عمده سیاسی کشور پیش روی خود دارد. ارزیابی ها از تجربه اصلاح طلبان و اصولگرایان در عرصه عمل، نگرانی هایی را در مورد افت مشارکت مردم در انتخابات های پیش رو به وجود آورده است.

مسوولیت گریزی اصولگرایان در برابر عملکرد دولت های نهم و دهم از یک سو و  تردیدهای موجود در اردوگاه اصلاحات در خصوص دولت اعتدال و فراکسیون امید، به اعتماد مردم به جریان های عمده سیاسی آسیب رسانده و «تاثیرگذاری بر عرصه سیاسی از طریق مشارکت انتخاباتی» را برای بسیاری به گزاره ای با علامت های سوال بسیار مبدل کرده است.

در فضایی که به دلیل تحریم های گسترده آمریکا، سوء مدیریت ها، فساد در سیستم اقتصادی و همچنین بروز فساد در دستگاه سیاسی و اداری مردم تحت فشارهای شدید معیشتی قرار دارند، طیفی روی شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مانور می دهند. به همین خاطر برخی ناظران زمینه را برای بروز جریان های دیگر سیاسی مهیا می دانند؛ اوضاعی که گروهی به دیده مثبت به آن می نگرند و گروهی از اساس با آن مخالفند.

احتمال ظهور جریان سوم واقعی چقدر است؟

برداشت واحدی از جریان سوم در سیاست ایران وجود ندارد. به نظر می رسد هر آن که داعیه اصلاح طلب و اصولگرا بودن نداشته باشد، از ظن جامعه ممکن است در زمره جریان سوم قرار گیرد. فقدان گفتمان یا هویت واحد و تعریف شده برای جریان سوم، دامنه و طیف شمول اطلاق این عنوان برای خرده جریان های اغلب منتقد را گسترده کرده است.

بر همین اساس برخی «نواصولگرایی» قالیباف را آن جریان سومی می دانند که داعیه ایجاد تغییرات اساسی در نحوه مدیریت کشور را دارد. برخی دیگر جریان منتسب به «محمود احمدی نژاد» را در قالب جریان سومی تعریف می کنند که ارایه مسیری متفاوت در میانه اصولگرایی و اصلاح طلبی را ادعا می کند و شماری دیگر تشکل های مستقل را در قامت جریان سوم تصور می کنند. در همین ارتباط، برخی نزدیک شدن احمدی نژاد و قالیباف به یکدیگر را زمینه ساز تولد ناگهانی جریان سوم می دانند.

«حسن بیادی» فعال سیاسی اصول‌گرا  معتقد است که نتیجه دیدار میان احمدی‌نژاد و قالیباف و ملاقات‌های احتمالی آینده این دو شخصیت سیاسی، می تواند بسترهای لازم برای ایجاد یک جریان جدید را فراهم کند.
به گفته این فعال سیاسی، با این اوضاع و وانفسای گردهمایی سیاسی و تمامیت خواهی بعضی از افراد و بعضاً گروه‌های وابسته به باندهای متصل به قدرت و ثروت حتماً جریان سومی شکل خواهد گرفت، به ویژه آنکه مردم از این دو جناح سیاسی عبور نموده و خیری از آنان ندیده‌اند. 

از دید بسیاری از ناظران، جریان سوم با هویت مستقل در عرصه سیاست جمهوری اسلامی ایران هنوز موجودیت نیافته و نباید در آینده ای نزدیک منتظر ظهور آن بود.

«علی‌تاجرنیا» فعال سیاسی اصلاح طلب به تازگی احتمال جوانه زدن جریان جدید دیگر از میان دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا و ورود آن به عرصه انتخابات را زیاد ارزیابی کرده است. به گفته تاجرنیا  نباید این انشعاب یا جوانه را جریان سوم بنامیم. آن‌ها با بینش اصولگرایی یا اصلاح طلبی وارد عرصه انتخابات می‌شوند و استراتژی حرکتی خود  را تغییر می‌دهند.

شکل گیری چنین جریانی با هویتی مستقل و مجزا از اصلاح طلبی و اصولگرایی را عده ای غیرممکن ارزیابی می کنند. «حسین شریعتمداری» سردبیر روزنامه «کیهان» به تازگی در گفت و گویی رسانه ای با اشاره به اینکه از ابتدای انقلاب همیشه صحبت از یک نیرو یا جریان سوم بوده است، تصریح کرد: نیروی سوم واقعیت بیرونی ندارد. بعضی اوقات تابلوهایی به اسم نیروی سوم برمی‌خیزد اما پس از مدتی متوجه می‌شویم که این تابلوها، همان تابلوهای قدیمی‌اند، منتها رنگ و لعابشان فرق کرده است.

در شرایط کنونی کشور گروه هایی می توانند با موج سواری روی مطالبات و نارضایتی های عمومی داعیه جریان سوم را مطرح کرده و در فضای انتخاباتی با نفی جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی و انتقاد از این دو جریان نامزدهای خود را به رقیب جدی انتخاباتی تبدیل کنند.

با این حال از دید ناظران جریانی که بر انتقاد از شرایط موجود مبتنی باشد و به جای ارایه راهکارهای بدیل و کارآمد، بر مولفه های سلبی بنا شود، مشکلات کشور را افزون تر و عمیق تر خواهد کرد.

خطر بروز رادیکالیسم و گرایش های تند سیاسی در چنین جریاناتی بسیار جدی است و این مساله به شدت آینده کشور را تهدید می کند. هشدار اخیر «ناصر ایمانی» فعال سیاسی اصولگرا ناظر بر این واقعیت است. به گفته ایمانی، هر دو جریان سیاسی باید این احساس خطر را جدی بگیرند.

آیا جریان سوم می تواند بدیلی کارآمد باشد؟

در حالیکه گروهی شکل گیری جریان سوم در شرایط کنونی را فاقد واقعیت بیرونی و زمینه ای برای موج سواری بر شرایط موجود می دانند، شماری هم  وجود جریان سوم به معنای واقعی آن را گشاینده روزنه ای رو به ایجاد تغییرات مثبت در کشور می دانند.

به گفته «امیر محبیان» فعال سیاسی اصولگرا، تابه حال جریان های سوم در تاریخ انقلاب اسلامی با عدم توجه روبه رو بوده‌اند، اما اگر جریان مستقل صاحب برنامه‌ای که بتواند اعتماد مردم را جلب کند، پدید آید، بعید نیست در شرایط فعلی منشاء اثر شود.

جریان سوم پایدار و  واقعی تنها زمانی شکل خواهد گرفت که در گذر زمان گفتمانی مستقل و متفاوت از آنچه موجود است در فضای سیاسی کشور شکل گرفته شود و  جریان مبتنی بر این گفتمان با ارایه برنامه ای مشخص و بدیلی متفاوت راه حلی برای غلبه بر چالش ها و اداره کشور مطرح کند.

با توجه به شرایط کنونی کشور، ضعف گفتمانی جریان های عمده سیاسی و نبود تفکر و ایده سیاسی متفاوت و مبتنی بر مولفه های ایجابی و مستقل هویتی، شکل گیری جریان سوم قوی و کارآمد در فاصله زمانی هفت ماه تا انتخابات بعید به نظر می رسد.

در چنین شرایطی به گفته «ناصر ایمانی» فعال سیاسی اصولگرا، ناامیدی مردم از دو جناح سیاسی سنتی ممکن است پیامدهای نامناسبی برای کشور داشته باشد. یعنی اگر حتی مردم در یک انتخابات گرایش بیشتری به هر یک از دو جناح اصلاح‌طلب یا اصولگرا داشته باشند و یک طرف در مسند قدرت قرار بگیرد، بسیار بهتر از آن است که افرادی که هیچ‌گونه هویت شفاف سیاسی و ملی ندارند پا به عرصه بگذارند.

گزارش از : اعظم حمیدپور

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =