قربانیان تروریسم و رسالت صلح و پرهیز از خشونت

از آنجایی که جنگ در اذهان بشر ساخته و آغاز می شود، گرایش به صلح و پرهیز از خشونت نیز باید در اذهان بشر ساخته شود. تلاش برای پرهیز از خشونت و افراط گرایی و ایجاد صلح، رسالت اصلی هر قاعده حقوقی و هنجار دینی و الهی است که انسانِ متفکر، تدوین کننده و مفسر آن است.

آموزه های اخلاقی و حقوقی موجود در مجموعه نظام های طبیعی و موضوعه، جملگی در تلاش اند تا ضمن برقراری روابط مبتنی بر صلح و دوستی میان ملتها و جوامع انسانیِ برآمده از آنها، نظم و امنیتی را که لازمه زیست انسانی است، استقرار بخشند. امید و خواست حق محوری انسان نسبت به تحقق و دوام صلح و نبود خشونت، بستری برای تحقق و تمنای دیگر حق- ادعاهای انسانی نیز هست که در نهایت مفهوم صلح را ماهیتی جهانی می بخشد و اهمیت حق حیات و کرامت انسانی را متعالی می کند.

دعوت قربانیان تروریسم به صلح میان ملتها و جوامع انسانی با گفتمان "احساس مسئولیت، عشق به همنوع، مدارا، احترام به ارزش های والای انسانی" همان تبلور نگرش و تمنای ادیان توحیدی به برقراری و استقرار نظم متعالی حیات انسانی و احترام به مجموعه اجزای هستی است.

رسالت قربانیان تروریسم در دوری از خشونت و ترویج صلح عادلانه محوریت ترسیم نوین روابط انسانی مبتنی بر همگرایی و همزیستی مسالمت آمیز نسبت به تنوع نژادی، زبانی، مذهبی، قومی، ملیت و گرایش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را بر اشتراکات ماهیت و ذات انسانی بنا می نهد. بر این اساس،  قربانیان در مواجهه با ماهیت خشونت بار تروریسم و تضعیف صلح به بهانه حق تعیین قومی - مذهبی، این تفاوت ها را هرگز به معنای اختلاف و واگرایی ندانسته بلکه چنین تنوع را ظرفیت و توانمندی برای شناخت یکدیگر و ایجاد الفت میان بشر می دانند و این همان تذکر پروردگار به خلق انسان از  هر نژاد و گویش و رنگ است. حتی خشونت و افراط گرایی نیز زبان گفتگو و مذاکره دارد و از اینرو در قبال هر گونه ممانعت از بیان دلایل و اهداف، زبان خشونت ادغام شده با کج فهمی  به گویش و ترجمان تروریسم تبدیل شده و تصویر برجا مانده از این افسار گسیختگی طبیعت انسانی، انبوهی از اجساد قربانیان تروریسم از جمله زنان و کودکان بی گناه خواهد بود.

امروز ترویج سازماندهی شده خشونت میان ملتها و جوامع انسانی متعلق به آنها در قالب تروریسم، اقدامی ضد صلح است که متضمن نقض یا سلب حقوق بنیادین و آزادی های اساسی افراد انسانی محسوب می شود به گونه ای که شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام می کند که تروریسم نوین همه انواع حقوق بشر را مورد تعرض و تجاوز قرار داده است. آثار مخرب و ماندگار تروریسم، امروز از مرزهای بین المللی تثبیت یافته فراتر رفته، و حق  حیات و کرامت انسانها را فاق از جنسیت، نژاد، مذهب، ملیت و وابستگی های سیاسی و فرهنگی مورد تعرض قرار داده است.

محور تولید هر اقدام خشونت بار تروریستی اعم از داخلی و یا بین المللی " بر هم زدن نظم عمومی مستقر" و "جایگزین کردن خواست و اراده مورد نظر تروریست ها" می باشد. بنابراین، اثر بخشی تروریسم در تضعیف صلح و روابط دوستانه بین المللی آنچنان آشکار بوده است که بر همین اساس حفظ صلح بعنوان وظیفه محوری هر نظام حقوقی، تدارک قواعد آمرانه برای صیانت از صلح و پرهیز از خشونت میان جوامع را ضروری می داند. تروریسم نیز نوع پیشرفته و سازماندهی شده  خشونت و افراط گرایی است که امروزه در سراسر دنیا به عنوان ابزاری برای تحمیل خواست و اراده نظامی و سیاسی به کار گرفته می شود که مردم عادی، یعنی مقلدین و حامیان صاحبان قدرت و حکومت همواره هدف اصلی ولی بی اهمیت آن بوده است. ماهیت و بقای  خشونت تروریسم چیدن انسانها در هر مکانی، زمانی و با هر گویش، نژادی، قومیت، جنسیت، و سنی است.

بر اساس گزارش آمار تروریسم جهانی سال ۲۰۱۷ (Global Terrorism Index” (GTI))  منتشره از جانب موسسه اقتصاد و صلح ((Institute for Economics and Peace تعداد تلفات مربوط به حملات تروریسم در سراسرجهان حدود ۶۱۲۳ نفر بوده است. این درحالی است که مرگ و میر ناشی از تروریسم در سال ۲۰۱۶ میلادی  ۲۵۶۷۳ مورد بوده است، از جمله ۹۷۶۵ مرگ تنها در عراق بوده، یعنی کمی کمتر از ۳۱۳۲۱ مورد مرگ در سال ۲۰۱۴ است. علاوه بر این، این گزارش نشان می دهد که گروه تروریستی داعش مرگبار ترین گروه تروریستی در سال ۲۰۱۶ بوده است که مسئولیت کشته شدن ۹۱۳۲ نفر را بر عهده گرفته است، در حالی که اگر گروههای وابسته به این گروه را نیز اضافه کنیم، این رقم بیش از ۱۱۵۰۰ نفر را خواهد شد. از سوی دیگر، بوکوحرام، طالبان و القاعده که سه گروه تروریستی بعدی هستند، مسئول مرگ و میر ۶۰۱۱ نفر در سال ۲۰۱۶ یعنی تعداد کمتری نسبت به سال ۲۰۱۵  هستند. این نوع خشونت و افراط گرایی، رعب و وحشت را در اذهان عمومی جهان نهادینه و قربانیان را نسبت به رسالت انسانی ایجاد صلح و پرهیز از خشونت نا امید و هراسان می کند.

تاکید منشور یونسکو بر این که جنگ ها از اذهان و فکرهای انسان ها آغاز می شود، تداعی کننده نگاه عمیق مدافعان حقوق قربانیان تروریسم می باشد که پرهیز از خشونت را نخست از درون قربانیان فارق از کینه و انتقام می جویند و بر این اساس ترویج صلح را از ذهن ها و اعتقادات درونی در قالب " حق حیات و کرامت انسانی" آغاز می کنند.

رویکرد نادرست به مقوله صلح است که ما را به این بیغوله کشانده است تا تصور کنیم، صلح همان نبود جنگ است که اتفاقا باید از مجرای جنگ و شاید گسیل نیروهای نیابتی حاصل شود. این "صلح منفی" که منطق محتوای فصل هفتم منشور و به طور خاص ماده ۴۲ آن است، راهکاری نه چندان مطلوب است که گاهی دستمایه سیاسی جنگ افروزان تاریخ بوده و خواهد بود. جنگ و تروریسم راه صلح نیست و آنچه از جنگ و تروریسم به وجود می آید هر چه باشد، متکی بر زور و خشونت بوده است و دوام آن صرفا تا زمان تداوم و برتری همان زور خواهد بود. شورای امنیت سالها پیش در سال ۱۹۹۲ بیان کرد، صلح و امنیت بین المللی دیگر از نبود جنگ نیست بلکه وجود فقر، گرسنگی، تبعیض، نقض حقوق بشر، فقدان یک نظام دمکراتیک در روابط بین المللی مبتنی بر منافع مشترک خود بیانگر نبود صلح است. حقوق بین الملل، جنگ و تروریسم را دیگر یگانه علت نگون بختی بشریت نمی داند بلکه هر گونه تعدی به برابری و عدالت مبتنی بر نوع انسانی  و عدم حمایت و پشتیبانی از قربانیان جنگ و تروریسم را ضعف در حفظ صلح می داند.

قربانیان تروریسم با تمکین بر اعتقاد "پطرس غالی" دبیر کل فقید سازمان ملل متحد، تمکین به صلح و پرهیز از خشونت را منوط به شناسایی و حمایت از ساختارهایی می داند که حس اعتماد و خودباوری را در میان مردمان درگیر در جنگ و تروریسم ترویج کند و عدالت و رفاه اجتماعی را پس از منازعات برای قربانیان تضمین کرده و به ارمغان بیاورد. امروز قربانیان تروریسم در سراسر دنیا در هر جمعیت و مکانی نیازمند تولید سند حقوقی جهانی  و ممارست و حراست از آن در "سازمان جهانی حمایت از قربانیان تروریسم" هستند و این همان پیام پطرس است.

تحرک قربانیان تروریسم در دعوت از همگان به دیپلماسی پیشگیرانه از افراطگرایی خشونت بار و تروریسم  همراه با تلاش در تخفیف آلام آسیب دیده گان از بحرانهای انسانی رسالتی دائمی است که همواره در ندای دعوت به صلح و پرهیز از خشونت آنان جلوه گر بوده است. صادقی ها، سبحانی ها علیمحمدی ها، نوری ها، حق پناهی ها، اسکندری ها، نیکنام ها، مطهری ها، لواسانی ها، مرادی ها، لاجوردی ها و نواب ها هرگز نمی میرند و در گماردن نمایندگانِ صادق خود در این دنیا برای نجات انسانهای بی گناه از شرارت و  قساوت جنگ و تروریسم، صدا و نگاه آنان را مزین  به ندای الهی کرده اند و این همان پیام "بسم رب الشهدا و الصدیقین" است.   

امروز بیش از هر اقدام نظامی یا سرکوبگرایانه، تاسیس بنیادهای مقابله با افراطگرایی و تروریسم ضرورت دارد. هدف از این مراکز و کارگروههای تخصصی ارائه کمک به دولتها و سازمانهای مردم نهاد در راستای شناسایی چگونگی گرایش افراد به افراط گرایی و تروریسم و همچنین ارائه راهکارهایی با هدف کنار نهادن تحریک خشونت و روایت گری نفرت انگیز میان جمعیتها و جذب جوانان به سمت تروریسم است. مطالعه و تحقیق پیرامون حمایت و توانبخشی قربانیان تروریسم از طریق به اشتراک گذاری بهترین رویه های حمایت گرایانه از قربانیان تروریسم میان کنشگران مربوطه، ایجاد محافل به منظور گفتمان سازنده میان قربانیان و دولتهای متعلق به آنها، ایجاد همبستگی میان خانواده های قربانیان تروریسم چند ملیتی و دولتهای قربانی تروریسم ضروری است.

بذر افراط گرایی و تروریسم و در مقابل آن پرهیز از خشونت و صلح در قالب آموزش کاشته می شود، لذا نظام آموزش و اطلاع رسانی شکلی و محتوایی مبتنی بر هدف کمک به رشد کامل شخصیت انسانی، تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی، شناسایی عدالت و برابری میان جوامع متنوع، مدارا و همزیستی مسالمت آمیز در میان همه ملتها و گروههای نژادی، مذهبی و ملی موثر خواهد بود، آموزشی که تنها در آن دولت را مسئول ندانسته بلکه سهم همه کنشگران مدافع صلح، کرامت انسانی و عدالت و پرهیز از خشونت و تروریسم شامل سازمانهای مدافع حقوق قربانیان تروریسم، بنیادهای مقابله با افراگرایی و تروریسم و حتی پژوهشگران فعال در این عرصه را نیز ترسیم کرد. در این مورد میتوان به دیباچه اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان سند مادر در عرصه حقوق بین الملل بشر و مروج صلح و دوستی میان انسانها اشاره کرد که تصریح می کند: "شناسایی کرامت ذاتی و حقوق یکسان و جدایی ناپذیر همه اعضای خانواده بشری اساس آزادی و عدالت و صلح جهانی است".

قربانیان ترورسم به عنوان متولی سازمانهای مردم نهاد در این حوزه، در تلاش برای استقرار دنیایی بدون خشونت و تحکیم صلح و گرایش به توصیه های علمی- فرهنگی ملل متحد همواره در صدد ترویج گفت و گو میان تمدن ها، فرهنگ ها و مردمان بوده اند و همراه با بهره گیری از UNESCO Cultural Peace Program این مهم را از طریق آموزش میانجیگری میان فرهنگها و ترویج گفت و گو میان پیروان مذهب و آیین های متفاوت، در سطوح مختلف جامعه انجام داده اند چرا که این اقدامِ قربانیان تروریسم منجر به ارتقاء صلح میان جمعیتهای انسانی و افزایش بردباری و در نهایت تقبیح افراگرایی و فعالیتهای تروریستی خواهد شد.

قربانیان تروریسم ترویج علمی صلح را در تولید و ترویج "منشور اخلاقی دانشمندان" و نخبگان علمی جهت جلوگیری از بکارگیری نتایج علمی در راستای تشویق و تحریک مقاصد و فعالیتهای تروریستی مهم میدانند. سهم پژوهشگران آگاه و تطمیع نشده حوزه حمایت از قربانیان تروریسم به قدری اهمیت دارد که گاه خود به واسطه حفاظت از کرامت و حقوق انسانی آسیب دیده گان از تروریسم، قربانی تهدید، اجبار و خسارت  از حامیان تروریسم هستند.

با نگاهی به گزارش اخیر "دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد" در امر توفیق اکثر کشورهای اروپایی در امر ترویج صلح و همزیستی مسالمت آمیز متوجه خواهیم شد که آنها هزینه انسانی و مالی خود را صرف تحقیق و تفحص پیرامون علل و عوامل افراط گرایی و تروریسم کرده اند تا مبارزه و سرکوب تروریسم، و این رویکرد در وهله اول صلح سازی، و سپس تحکیم صلح و در نهایت  توسعه پایدار است. این بررسی ها منجر به بهبود مهارت ها به منظور بیشینه سازی استفاده از اطلاعات دریافتی از شهود مطابق با حق دفاع و ترویج روش های مناسب استقامت برای قربانیان تروریسم و هدایت و کنترل تروریستها به انصراف و ندامت از هر گونه اقدام خشونت بار خواهد بود.

تلاش قربانیان تروریسم بر صلح سازی میان ملتها و جوامع انسانی متعلق به آن در پی آموزش و هدایت افکار و اعتقادات مبتنی بر آموزه های الهی و کرامت انسانی، ایده صلح بانی ملی و بین المللی با اسلحه را کنار می نهد.


پژوهشگر حوزه قربانیان تروریسم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =