۲۶ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۱۸:۲۵
کد خبرنگار: 1338
کد خبر: 83440422
۰ نفر
نگاهی به فروش گیشه

تهران-ایرنا-نگاهی به جدول فروش فیلم های سینمای از ابتدای سال تا به امروز نشان می دهد که لزوما فیلم هایی که حرفی برای گفتن و دغدغه ای برای مطرح ساختن دارند، مورد توجه و اقبال جامعه واقع نمی شوند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، در حالی به نیمه سال 98 نزدیک می شویم که جدول و آمار فروش فیلم های سینمایی در کشور حاکی بر توفق عددی و ریالی فیلم های به اصطلاح کمدی است؛ به این علت از لفظ به اصطلاح استفاده شد که فیلم های حال حاضر سینمای ایران که به نام کمدی شناخته می شوند، فاصله زیادی از آنچه که باید باشند، دارند؛ عمده ترین تفاوت در جنس محتوا است و اگرچه قرار است که کمدی در لفافه ای از خنده و شاید تمسخر (یا مسخرگی) به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفِ انتقال مفهوم و معنا باشد اما در کمدی های حال حاضر خود این خنده و مسخرگی به هدف تبدیل شده و فیلم هایی با محتواهایی کم عمق و بعضا بدون محتوا تولید می شود.

نگاهی به سه فیلم پرفروش امسال متری شیش و نیم با ۲۷٬۵، تگزاس 2 با ۲۳٬۹ و رحمان 1400 با ۲۲٬۵ میلیارد فروش و مقایسه آن با عناوین سال گذشته «هزارپا» ۳۸ میلیارد، «مصادره» ۱۵,۷ میلیارد و «لاتاری» ۱۴,۸ نشان از استمرار برتری فیلم های به ظاهر کمدی در سینما، فروش گیشه و اقبال مردمی دارد.

این در حالی است که فیلمی چون رحمان 1400 تنها در 29 روز به چنین فروشی دست یافته است (پخش این فیلم که از ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ در سینماهای ایران روی پرده اکران قرار گرفته بود، به دلیل آنچه عدم تطابق نسخه مجوز گرفته و اکران شده عنوان شد، در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۹۸ در سراسر کشور متوقف شد).

این موضوع البته در کنه خود مشکلی نیست و این که مردم اقبال بیشتری به فیلم های شاد و فضای کمدی داشته باشند طبیعی است؛ نکته اینجاست که در سال های اخیر انتقاداتی از سوی صاحبنظران مبنی بر حذف دیدگاه های انتقادی و روشنگرانه مطرح شده است؛ به صورتی که این گونه از فیلم ها (انتقادی) به حاشیه رفته یا با لغو مجوز و لغو اکران و حواشی این چنینی درگیر شده اند که این مساله خود مسبب دلزدگی و کناره گیری برخی از کارگردانان از سویی و تغییر جهت و اقبال برخی دیگر به ساخت آثار بی محتوا اما بی حاشیه شده است؛ این ها در حالی است که در خلا این بخش، ساخت و تولید فیلم های به اصطلاح کمدی در فضای اجتماعی و سیاسی شکل گرفته و رشد یافته است که در نهایت  این مساله مسبب اصلی به انحراف کشیده شدن ذائقه مخاطبان شده است.

تاثیر این روند را با مقایسه دو فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر (بهمن 97) می توان به خوبی مشاهده کرد: قصر شیرین به کارگردانی رضامیرکریمی و زهرمار به کارگردانی جواد رضویان.

زهرمار که اولین تجربه کارگردانی جواد رضویان در سینمای اکران بود (پس از کارگردانی فیلم «کمی شیرین، بسی فرهاد» که هرگز اکران نشد)، در همان ایام جشنواره هم انتقاداتی را از این بابت برانگیخت که به دلیل مضمون و محتوا اصلا نباید در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر که جایی برای رقابت فیلم هایی جدی تر است حضور می یافت. این فیلم سوژه تکراری مواجهه یک آدم مذهبی و معتقد (یک مداح اهل بیت) با بازی سیامک انصاری با آدم های بی اخلاق را به کار گرفته بود تا در این مواجهه و جمع ضدین بخنداند. اگرچه بازخوردها در جشنواره خیلی پراقبال نبودند و خیلی استقبالی از این فیلم نشد اما ظاهرا در فضای عمومی جامعه و پیرو مباحث مطرح شده (بحث تغییر ذائقه و...) این فیلم همچنان برای مردم پراقبال بوده و توانسته است تا در رقابت با فیلم های دیگر در اولویت تماشا قرار گیرد؛ چنانچه زهرمار که از اوایل تیرماه به اکران درآمده توانسته است تا به فروش ۵٬۴ میلیارد دست یابد.

این در حالی است که فیلم قصر شیرین آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است و در حالی که از اوایل مرداد ماه به اکران درآمده تنها به فروشی 2 میلیاردی دست یافته است. قصر شیرین که با نامزدی در هشت رشته در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، برنده دو سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن شد؛ و پس از آن در بیست و دومین جشنواره فیلم شانگهای برنده ۳ جام طلایی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد از این فستیوال شد،  علاوه بر تحسین مخاطبان در جشنواره فیلم فجر، به عنوان فیلم محبوب منتقدان در مجله فیلم انتخاب شده است.

بر این اساس به نظر می رسد که نگاهی آسیب شناسانه و انتقادی نسبت به روند موجود و تعیین کنندگی آن بر مسیر آینده (تغییر ذائقه و منش فیلمسازی) بیش از پیش ضروری می نماید. اگرچه در شرایط نامساعد تحریم ها و نوسانات اقتصادی و شرایط اجتماعی سختی که متعاقب آن گریبانگیر مردم شده است نیاز داریم تا بخندیم و چنانچه باب شده است «دو ساعتی را در قبال پولی که می پردازیم ز غوغای جهان فارغ باشیم» اما در عین حال لازم است تا فکر کردن، اندیشیدن و فیلم های جدی را از یاد نبریم چرا که اهمیت دسته دوم هرگز از دسته اول کمتر نبوده است. ضمن این که لزوم بازاندیشی و بازتعریف سینمای کمدی و مولفه های آن نیز یکی از مهمترین مباحثی است که باید به آن توجهی جدی شده و فیلم ها کمدی را از فیلم های به اصلاح کمدی تمیز دهیم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =