نائینی، نظریه پرداز سیاسی ایران در دوره مشروطه

تهران-ایرنا- میرزا محمدحسین نائینی از برجسته ترین علمای مشروطه و نظریه‌پرداز سیاسی ایران در دوره قاجار بود که در اثر معروف خود به نام تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، کوشید تصویر روشنی از نظام حکومت مشروطه ارائه دهد و به پرسش های مختلف درباره مشروطیت در قالبی استدلال پاسخ دهد.

میرزا محمدحسین نائینی غروی از مهمترین چهره های ضد استبداد در دوره مشروطه بود. وی تحصیلات نخستین را در نائین انجام داد و سپس برای ادامه تحصیل به مدت هفت سال اصفهان رفت، سپس در ۱۳۰۳ هجری عازم عراق شد و تا ۱۳۱۳ هجری در سامرا نزد میرزای شیرازی مجتهد بزرگ شیعه و دیگر مجتهدان به تحصیل پرداخت. در همین دوران وی با اندیشه های سیاسی میرزای شیرازی و سید جمال الدین اسدآبادی آشنا شد. پس از مرگ میرزای شیرازی، نائینی درس و تحقیقات خود را زیر نظر آیت الله سید اسماعیل صدر دنبال کرد و در۱۳۱۴ هجری همراه او به کربلا رفت و پس از ۲ سال به نجف بازگشت و تا پیروزی مشروطه در آنجا ماند.

پس از پیروزی مشروطه، شبهاتی در مورد اصل مشروطه و ارکان سه‌گانه و دیگر امور آن در میان برخی از علماء و مردم ایجاد شد به همین دلیل نائینی برای پاسخگویی به آن شبهات و توضیح مبانی دینی مشروطه رساله خود را به نگارش درآورد و همان طور که خود در مقدمه تنبیه الامه و تنزیه المله یادآوری می کند آن را با هدف آگاه ساختن مردم از ضروریات شریعت و پاک کردن شریعت از لوث الحاد و بدعت نگاشت. سلطنت استبدادی محمدعلی شاه در ۱۳۲۷­ هجری با به توپ بستن مجلس به پایان عمر خود رسید و مشروطه‌خواهان پس از فتح تهران حکومت را به دست گرفتند. این در حالی بود که بیشتر علمای بزرگ نجف از مشروطه خواهان حمایت کردند از جمله آنها می توان ملا محمد کاظم خراسانی را نام برد. در این زمان نزدیک ترین مشاور آخوند خراسانی در جریان جنبش مشروطه محمد حسین نائینی بود که به خاطر بینش سیاسی خاص وی، آخوند خراسانی و دیگر رهبران نهضت در نجف، متن تلگراف ها و بیانیه‌های عمومی درباره انقلاب مشروطیت را به او می دادند که انشا کند.

پس از پیروزی مشروطه، شبهاتی در مورد اصل مشروطه و ارکان سه‌گانه و دیگر امور آن در میان برخی از علماء و مردم ایجاد شد به همین دلیل نائینی برای پاسخگویی به آن شبهات و توضیح مبانی دینی مشروطه رساله خود را به نگارش درآورد و همان طور که خود در مقدمه تنبیه الامه و تنزیه المله یادآوری می کند آن را با هدف آگاه ساختن مردم از ضروریات شریعت و پاک کردن شریعت از لوث الحاد و بدعت نگاشت.

سرانجام این عالم پس از عمری تلاش و خدمت در پرورش شاگردان گرانمایه و تعالی اسلام در ۱۳۵۵ هجری دیده از جهان فروبست. پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت این عالم برجسته به بررسی کتاب تنبیه الامه وی پرداخته است.

هدف از نگارش تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة

مهم ترین اثر میرزای نائینی که شهرت سیاسی و اجتماعی وی به دلیل نگارش آن است. تنیه الامه و تنزیه المله به شمار می رود. وی این کتاب را در ۱۳۲۷ هجری در دوران استبداد صغیر نوشت. تنبیه الامه به معنای آگاه کردن امت اسلام به ضروریات شریعت بوده و تنزیه المله یعنی منزه دانستن دین اسلام از بدعت استبداد است.

این کتاب یکی از معروف ترین رساله ها درباره مبانی فکری و ابعاد گوناگون حکومت مشروطه بر اساس نگرش شیعی است. در واقع انگیزه نائینی از نگارش این کتاب دفاع از مشروطه و توجیه شرعی آن و اثبات تخالف ذاتی استبداد با اسلام، احکام و آموزه های آن بود. وجه تسمیه آن کتاب نیز این بود که می خواست ساحت اسلام را از این تهمت که با استبداد موافق و با مشروطه مخالف است منزه و مبرا سازد و امت را از خواب غفلت بیدار و به وجوب شرعی ستیز با استبداد و تبدیل نظام استبدادی به مشروطه آگاه کند.

نائینی در این رساله، مشروط بودن حکومت را از ضروریات اسلام می شمارد و بـه دفـاع از مـفاهیم جـدید که در مشروطه مطرح شد، پرداخت. مفاهیمی که او آنها را با ترازوی شریعت، ارزیابی و تفسیر می کرد و از طرف دیگر در این رساله وی به شبهات مشروعه خواهان که به نـظر او مـفاهیم یـادشده را بـه صورتی تحریف شده در جامعه مطرح می کردند، پاسخ داد.

آیت الله سیدمحمد طالقانی در ارتباط با رساله نائینی می نویسد: نائینی با نوشتن رساله تنبیه الامّه وتنزیه الملّه در تحریر و تبیین مشروطیت و حکومت اسلامی، رسالت عالمانه خود را به اتمام رساند و کتاب جامعی در اصول سیاست اسلامی و آیین کشورداری، به رشته تحریر درآورد.

اندیشه سیاسی میرزا حسین نائینی

استبداد عامل عقب ماندگی مسلمانان

در زمان مشروطه این اندیشه که استبداد، عامل انحطاط و عقب ماندگی ایران است در فضای فکری ایران موج می زد و برخی از متجددان، اسلام را دینی استبدادی و مخالف آزادی و دموکراسی و بنابراین علت و عامل انحطاط و عقب ماندگی می پنداشتند و این چیزی بود که بر نائینی گران آمد. او ضمن پذیرش این باور که استبداد عامل اصلی عقب ماندگی و انحطاط ایران و جهان اسلام بوده و هست، تلاش کرد تا بر این نظر که اسلام دینی استبداد پذیر و مخالف آزادی و مشروطه است خط بطلان بکشد. حتی از این پا فراتر می نهد و می گوید که حکومت صدر اسلام نیز مبتنی بر ۲ اصل مصلحت مردم و آزادی مردم بوده که اصول اساسی مشروطیت هستند. بنابراین تلاش می کند تا ثابت کند که سیره و سنت پیامبر(ص) و ائمه و آموزه های قرآن همه موافق با اصول حکومت شورایی و در جهت نفی و نابودی حکومت استبدادی بوده و حتی اروپاییان حکومت عملی، احکام سیاسی و علوم مدنی خود را از اسلام و مسلمانان پس از جنگ های صلیبی گرفته اند.

نائینی راز ترقی سریع و خارق العاده اسلام و مسلمانان اولیه را در نوع حکومت غیر استبدادی می داند که با شهادت حضرت علی(ع) و روی کار آمدن معاویه حکومت مسلمانان به استبداد تغییر کرد و از آن پس رو به انحطاط رفتند.

نائینی معتقد بود استبداد، باعث اوضاع نابسامان کشور شده است و تنها راه حل برای خروج از این بن‌بست را تأیید مشروطه می‌دانست. نائینی، استبداد دینی را یکی دیگر از عوامل عقب ماندگی جوامع می داند و پیدایش شعبه استبداد دینی را نیز به سیاست معاویه مربوط می کند و می نویسد که شعبه استبداد دینی دو رشته است: سکوت در برابر ظلم و استبداد و معاونت به استبداد. بنابراین وی استبداد را به استبداد سیاسی و دینی تقسیم می کند و معتقد است هر دو می تواند باعث عقب ماندگی جوامع شوند.

بنابراین نائینی معتقد بود استبداد، باعث اوضاع نابسامان کشور شده است و تنها راه حل برای خروج از این بن‌بست را تأیید مشروطه می‌دانست. وی در رساله خود حاکمیت اسلام را با دلیل و برهان قاطع اثبات کرد و پرده از چهره حکومت‌های استبدادی برداشت و همچنین زندگی در زیر سلطه استبداد را مساوی با برده بودن اعلام کرد.

مفهوم آزادی و برابری در بینش نائینی

یکی از دلایل  مخالفت برخی از روحانیان و علما از جمله شیخ فضل الله نوری با مشروطه این بود که آنها معتقد بودند: مشروطه برآمده از تاریخ و تمدن غرب است و نمی توان آن را به مسلمانان تعمیم داد زیرا آزادی از آن جنس که در اروپاست، باعث بی بند و باری می شود. اما نائینی معتقد بود که آزادی یعنی از اسارت حکومت های غاصب آزاد شدن و این نوع آزادی شعار تمام پیامبران و ائمه بود و کاملاً با معنای بی بند و باری مغایرت دارد.

بنابراین نائینی برخلاف شیخ فضل الله نوری معتقد است که گوهر آزادی در دین اسلام و حکومت پیامبر(ص) و امام اول شیعیان(ع) بوده است و غربی محسوب نمی شود. وی معنا و مفهوم آزادی و مساوات را در چارچوب ارتباط شریعت و مشروطیت تفسیر و تبیین می‌کند و معتقد است آزادی به معنای رهایی از موانع رشد آدمی است که در کنار برابری می توانند باعث ترقی و ایجاد تمدن اسلامی شوند.

نائینی  و بیداری مردم

نائینی در رساله خود وظیفه حکومت را محدود می کند به حفظ نظم، رساندن حق به حق دار، حفظ امنیت مردم و جلوگیری از تجاوز بیگانگان. وی برخی امور را به عنوان حقوق شهروندان در یک جامعه غیر استبدادی معرفی می‌کند که عبارتند از آزادی، مساوات، مشارکت، نظارت، امنیت مالی، امنیت بر عرض و ناموس، ‌امنیت بر مسکن، عدم تجسس از خفایای افراد، عدم نفی انسان ها از تصرف در مال و... بنابراین نائینی با طرح این نظریات در برابر فضای استبداد زده جامعه، باعث آگاهی و بیداری جامعه اسلامی شد.

نائینی معتقد است ۲ نوع حکومت بیشتر وجود ندارد یکی حکومت تملیکیه و دیگری ولایتیه است. حکومت تملیکه همان استبدادی است که شاه هر چه می خواهد انجام می دهد و مملکت، مردم، جان، مال و ناموس خلایق از اموال شاه محسوب می شود. نائینی این حکومت را استبدادی و شرک آمیز می داند و آن را بدعتی در اسلام می شمارد.

اما در حکومت ولایتیه، قدرت امانتی است نزد حاکمان، امانتی که هر یک از مردم در آن سهمی دارند و می توانند حاکم را بازخواست کنند در واقع در حکومت ولایتیه این خواست مردم است که اجرا می شود و حاکم تنها در محدوده ای که در قانون اساسی تعیین شده، اختیار دارد.

منابع

محمد حسین نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۱

تاریخ علت شناسی انحطاط و عقب ماندگی ایرانیان و مسلمین، داریوش رحمانیان، تبریز، انتشارات دانشگاه تبریز، ۱۳۸۲

ایران و دو جنبش در نیم قرن، سهراب صلاحی، تهران، سازمان بسیج اساتید دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، ۱۳۸۴

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =