تاکید رسانه‌های داخلی بر لزوم ایجاد تغییر در آموزش‌ و پرورش

تهران- ایرنا- رسانه‌های داخلی با توجه به نزدیک شدن به پایان مهلت قانونی دولت برای معرفی وزیر جدید آموزش و پرورش، بر لزوم ایجاد تغییرات در این وزارتخانه تاکید کرده و به گمانه‌زنی درباره انتخاب یک زن به عنوان وزیر این نهاد پرداخته‌اند.

به گزارش گروه نشریات خبری؛ بررسی امروز سه شنبه ۲۲ مرداد رسانه های داخلی نشان می دهد که موضوع ضرورت تعیین وزیر برای وزارت آموزش و پرورش، مورد توجه رسانه های منتسب به جریان اصلاح طلب قرار گرفته اما رسانه های منسوب به جریان اصولگرا توجهی به این موضوع نشان نداده اند.

به گزارش رسانه های اصلاح طلب "سیدجواد حسینی" از خردادماه با استعفای "سید محمد بطحایی" از جایگاه وزارت، از سوی دولت به عنوان جانشین موقت او معرفی شد. وی در روزهای پایانی مهلت قانونی برای معرفی وزیر جدید به مجلس، و در روزهایی که خبرهایی هم از احتمال انتخاب وزیر زن برای این جایگاه منتشر می‌شود، به روزنامه «اعتماد» می‌گوید که آمدنش انتخاب حسن روحانی بوده و ماندن یا نماندنش هم بسته به نظر او است.

این رسانه ها در مطالب خود به لزوم اصلاح در آموزش و پرورش پرداخته و آوردند: اصلاح و اداره آموزش و پرورش ساده نیست و نیاز به یک عزم ملی و اراده عمومی دارد که یک ‌بار برای همیشه خود را از شر مسائل مزمن و ملالت‌بار خلاص کند.

رسانه های منتسب به جریان اصلاح طلب معتقدند:انتظار حل مشکلات در این وزارتخانه توسط یک وزیر، بسیار خوش خیالی است. اگر واقعا مجلس و دولت به صرافت آن افتاده‌اند تا فکری برای نهاد آموزش و پرورش کنند باید قبل از هر چیز زمینه را برای یک مشارکت عمومی فراهم آورند و مردم را در اصناف مختلف تحریض کنند تا در سایه عزم و اراده ملی طرحی نو درافکنند. ...امروز کسی نیست که نداند، دولت با چه مشکلات کمرشکنی روبه‌روست. ترس ما این است که در بین این همه صنم تحریم و بحران معیشت و معضل اقتصاد، یاسمن آموزش و پرورش گم شود.

همچنین رسانه های نزدیک به جریان اصلاح طلب به "جای خالی یک وزیر زن در کابینه" اشاره کرده و آورده اند: باتوجه به شعار انتخاباتی دولت مبنی بر انتخاب وزرای زن در کابینه، ماهیت زنانه داشتن آموزش و پرورش و فرصت کمی که به پایان دولت دوازدهم مانده است لزوم انتخاب یک زن شایسته، توانمند و باتجربه برای وزارت آموزش و پرورش بیش از پیش احساس می‌شود.

 لزوم اصلاح آموزش و پرورش 

روزنامه اعتماد در ستون سرمقاله خود یادداشتی با عنوان "معضلات مزمن" به قلم "سیدعلی ‌میرفتاح" منتشر کرده است.در بخشی از آن می خوانیم:باور کنید این ‌طور نبوده که وزرای آموزش و پرورش و مدیران عالی‌مقامش نخواسته باشند بر مشکلات قدیمی غلبه کنند و بیماری‌های مزمن را یک ‌بار برای همیشه درمان کنند. خطاست اگر فکر کنید همین که خر وزیر از پل رای اعتماد بگذرد همه قول و قرارهایش را از یاد می‌برد. نه. کسی چیزی را از یاد نمی‌برد بلکه عرصه عمل سخت و صعب است،.... اصلاح و اداره آموزش و پرورش ساده نیست، نیاز به یک عزم ملی و اراده عمومی دارد که یک ‌بار برای همیشه خود را از شر مسائل مزمن و ملالت‌بار خلاص کنیم. اما اگر فکر کنیم وزیری به تنهایی می‌تواند از پس همه معضلات آموزش و پرورش برآید، سخت در اشتباهیم. یا خوش‌خیالیم یا چیزی از معضلات آموزش و پرورش نمی‌دانیم.

اگر واقعا مجلس و دولت به صرافت آن افتاده‌اند تا فکری برای نهاد آموزش و پرورش کنند باید قبل از هر چیز زمینه را برای یک مشارکت عمومی فراهم آورند و مردم را در اصناف مختلف تحریض کنند تا در سایه عزم و اراده ملی طرحی نو درافکنند و حقیقتا- شما بخوانید بالاغیرتا- یک بار برای همیشه پیله ناکامی‌ها و مضیقه‌ها و نداری‌ها و معضلات مزمن را از کالبد آموزش و پرورش دور کنند و به دنیای مدرن با اقتضائات مدرن، اما متناسب با تاریخ و جغرافیای خودمان، پا بگذارند. ...امروز کسی نیست که نداند، دولت با چه مشکلات کمرشکنی روبه‌روست. ترس ما این است که در بین این همه صنم تحریم و بحران معیشت و معضل اقتصاد، یاسمن آموزش و پرورش گم شود. چون نیک نگاه کنیم اتفاقا حل و فصل بسیاری از معضلات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی امروز بسته به حل و فصل معضلات مزمن آموزش و پرورش است. قطعا اصلاح آموزش و پرورش یک شب و دو شب اتفاق نمی‌افتد چنین ماموریت سنگینی را هم یک وزیر و دو وزیر از عهده برنخواهند آمد. مهم این است که دولت، به تبع دولت ملت نگاهشان را به این نهاد بزرگ و فراگیر تغییر دهند و اصلاح آن را در اولویت قرار دهند.

" گفتمان ملی آموزش و پرورش" عنوان یادداشتی است که در روزنامه اعتماد منتشر شده است. در بخشی از این یادداشت آمده است: گفتمان‌سازی مساله «آموزش» در سطح جامعه دارای الزاماتی است که در وهله اول باید آموزش و پرورش از قالب یک وزارتخانه در مقایسه با سایر دستگاه‌های اجرایی و حاکمیتی فراتر رفته و تبدیل به یک نهاد فرا وزارتخانه‌ای شود، به‌گونه‌ای که «آموزش و پرورش» دغدغه اساسی جامعه و مساله‌محوری نظام و دولت باشد، چراکه هرگونه گشایشی در این بخش، گره‌گشای مشکلات در دیگر بخش‌های جامعه را به دنبال خواهد داشت.... آنچه باعث شده مساله «آموزش و پرورش» در قریب به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز به صورت یک مشکل باقی بماند این است که بین حاکمیت، برنامه‌ریزان دولتی و عامه مردم از یک طرف و بازیگران این عرصه یعنی معلمان و صاحب‌نظران علوم تربیتی، مساله «آموزش و پرورش» به صورت یک مساله بغرنج موهوم باقی مانده و تبدیل مساله «آموزش و پرورش» به یک گفتمان ملی و دغدغه کلی از این جهت که می‌تواند بین طرفین موضوع، همگرایی نسبی و...تقریب نگرش در مساله «آموزش» و حل آن پیدا کند را به امری لازم و ضروری در جامعه تبدیل کرده است......آموزش و پرورش در طول شش سال فعالیت دولت تدبیر و امید با تلاش و همت همه ارکان نهاد تعلیم و تربیت و به‌دلیل شرایط بحرانی کشور، نتوانست در اولویت قرار گیرد و اکنون که سکاندار چهاردهم این نهاد تا چند روز آینده برای اخذ رای نمایندگان مردم به مجلس معرفی می‌شود، باید در اولین گام با بهره‌گیری از ظرفیت همه ارکان کشور، قطار توسعه کشور را در ریل آموزش و پرورش قرار دهد و ضرورت دارد سکاندار نظام تعلیم و تربیت، ضمن التزام نظری و عملی به ابزار توسعه با دامن زدن به یک «گفتمان ملی» در حوزه آموزش و پرورش شتاب‌دهنده برنامه‌های کلان دولت در بخش توسعه پایدار و عدالت آموزشی در دولت دوازدهم باشد.

 انتظارها از واگذاری وزارت آموزش و پرورش به یک وزیر زن

"جای خالی یک وزیر زن در کابینه"  عنوان یادداشتی است که در روزنامه مردم سالار منتشر شده است.در بخشی از آن آمده است:از آنجا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز حق برابری سیاسی و اجتماعی به مردان و زنان داده شده و حضور زنان در کابینه دولتها همواره یکی از وعده‌های انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری بوده است، در نهایت تاسف باید گفت که به دلیل موانع متعدد از جمله تفاسیر بی‌اساس و بدور از منطق در مورد توانایی و ویژگی‌های زنان، حاکمیت مرد سالارانه، عدم خودباوری زنان، عدم حمایت صحیح احزاب و گروه‌های فعال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و ... حضور زنان در عرصه مدیریت کشور بسیار کمرنگ و نامتناسب با توانایی‌ها و نیازمندی‌های جامعه به تخصص و حضور آنها بوده بطوریکه با گذشت ٤٠ سال از انقلاب اسلامی، در هیچ یک از نهادهای قدرت از جمله در میان اعضای حقوقدان شورای نگهبان ، اعضای حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعضای هیات رئیسه مجلس، روسا و نواب رئیس کمیسیون‌های ١٥ گانه تخصصی مجلس و اعضای دولت فعلی حتی نام یک زن هم به چشم نمی‌خورد و این در حالیست که در برنامه ششم توسعه در ماده ١٠١ به صراحت بر ایجاد فرصت‌های برابر و حضور و مشارکت موثر زنان و افزایش ٣٠ درصدی مدیران زن تا پایان برنامه تاکید شده است.

بسیار جای تأمل است که چرا زنان هنوز نتوانسته‌اند سهم شایسته‌ای از پست‌های مدیریتی را به خود اختصاص دهند؟ در این راستا بخصوص در سال ١٣٩٨ نیاز به یک تحول اساسی در این زمینه احساس می‌شود برای اینکه امید حداقل ٥٠ درصد از جمعیت جامعه تامین شود بخصوص در فضایی مثل آموزش و پرورش.باتوجه به شعار انتخاباتی دولت مبنی بر انتخاب وزرای زن در کابینه، ماهیت زنانه داشتن آموزش و پرورش و فرصت کمی که به پایان دولت دوازدهم مانده است لزوم انتخاب یک زن شایسته، توانمند و باتجربه برای وزارت آموزش و پرورش بیش از پیش احساس می‌شود. امید است که با اتخاذ تصمیمی درست، زمینه‌های ارتقاء مشارکت بیش از پیش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زنان و به تبع آن اعتلای اعتماد عمومی به عنوان سرمایه اجتماعی فراهم شود تا امید و احساس برابری و عدالت در سطح جامعه گسترش پیدا کند.

همچنین روزنامه اعتماد تیتر نخست خود را به گفت و گو با "سید جواد حسینی" سرپرست وزارت آموزش و پرورش اختصاص داده است. به گزارش این روزنامه وی درخصوص انتخاب وزیر زن برای آموزش و پرورش گفت: من معتقدم باید به کسی مدیریت بدهیم که توان رسیدن به اهداف سازمانی را داشته باشد. ممکن است یک زن چنین توانی را داشته باشد باید زن انتخاب شود، ممکن است مرد چنین توانی داشته باشد باید مرد انتخاب شود. اما اگر از منظر تاریخی این سوال را مطرح کنید خب بالاخره در طول تاریخ زنان آن گونه که باید به جایگاهی که باید می‌رسیدند، نرسیدند. از این نظر درست می‌گویید. این هم از اختیارات آقای رییس‌جمهور است و من خودم شخصا استقبال می‌کنم اگر آقای رییس‌جمهور وزیر زن انتخاب کنند.

سخنان اخیر سرپرست آموزش و پرورش

"سخت‌ترین دوران وزارت" عنوانی است که روزنامه اعتماد برای تیتر نخست خود به کار برده است. اعتماد در این گزارش به گفت و گو با «سید جواد حسینی» سرپرست آموزش و پرورش پرداخته است. در بخشی از این گفت و گو به نقل از وی آمده است: [با توجه به این ] که اتفاقا دولت در سخت‌ترین دوران بودجه‌ای قرار دارد، ۲ هزار میلیارد تومان برای رتبه‌بندی معلمان اختصاص پیدا کرده است. در همین سخت‌ترین دوران است که می‌گویم پرداخت پاداش بازنشستگان، می‌گویم پایان دوره بخاری‌های نفتی، در همین سخت‌ترین دوران حقوق دانشجو معلمان از ۸۰۰ هزار تومان به ۱ میلیون و ۵۶۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده. اینکه می‌گویند اولویت دولت آموزش و پرورش نیست، مقداری ظلم به دولت است. با عدد و رقم می‌گویم ظلم است که بدانید. سال ۱۳۹۲ که این دولت کار را تحویل گرفته، بودجه آموزش و پرورش ۱۵ هزار میلیارد تومان بود. الان بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان است. در همین دولت برای اولین‌بار مرحله اول رتبه‌بندی با ۴ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان خارج از بودجه سنواتی اجرا شد. در سال ۹۲ سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه ملی ۹ درصد بود و الان به بالای ۱۳ درصد رسیده است. بنابراین دولت با همه محدودیت‌ها و همه تنگناها به آموزش و پرورش نگاه داشته است و این ظلم است که بگوییم نداشته. اما اگر بگوییم دولت‌ها پس از انقلاب اسلامی آن‌گونه که شایسته و بایسته بوده است آموزش و پرورش را در مرکز توجه‌شان نداشته‌اند این حرف درستی است؛ به عبارت دیگر ما می‌گوییم که حق آموزش و پرورش و حق جامعه بسیار بیشتر از این است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =