علت یابی ترورهای کمیته مجازات

تهران- ایرنا- پس از انقلاب مشروطه و هنگامی که ایران در آتش جنگ جهانی اول می سوخت کمیته ای تشکیل شد تا افرادی که بنابر ادعاها در مسئله کمبود نان و مراوده با خارجی ها باعث برباد رفتن کشور و قحطی بودند، مجازات شوند. در چنین شرایطی داس مرگ از آستین قحطی بیرون آمد و عده ای را درو کرد.

کمیته یک جمعیت آشوب‌طلب نیست که علاقه‌مند به امنیت و آسایش‌خاطر هموطنان خود نباشد یعنی اگر خائنین مملکت واقعا دست از خیانت کشیده و باور کنند که دیگر بازی‌کردن با رل اجنبی پیشرفتی ندارد ممکن است کمیته عملیات خود را تعطیل و کیفر اعمال گذشته اشخاص را به وظیفه ملت و حکمیت دولت محول دارد. این بخشی از مانیفست کمیته مجازات بود که با مشی قهرآمیز در ۱۰ شهریور ۱۲۹۵ خورشیدی توسط میرزا ابراهیم‌خان منشی‌زاده، اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده، رشیدالسلطان، احسان الله خان، محمدنظرخان مشکوه‌الممالک، بهادرالسلطنه، عمادالکتاب و علی‌اکبر قاضی ارداقی و تعدادی دیگر تاسیس شد تا از طریق خشونت به آرمان های خود دست پیدا کند.

در این دروه از حیث ناامنی اجتماعی یکی از سیاه‌ترین ادوار تاریخ کشور به شمار می‌آمد تا آنجایی که داس مرگ از آستین قحطی بیرون می‌آمد و مردم را درو می‌کرد زیرا بنابه گفته حسین آبادیان استاد تاریخ عده‌ای آدمکش در کمیته مجازات دور هم گرد آمده‌اند تا به قول خودشان با خائنینی که باعث برباد رفتن کشور و قحطی بودند، مبارزه نمایند اما واقعیت این است در پشت این ماجرا سیمای یک مافیای سیاسی به وضوح قابل تشخیص بود. اگرچه تأسیس جوخه‌های ترور فقط متعلق به کمیته مجازات نبود، بسیاری اشخاص دیگر هم برای پیشبرد منظور خود از اسلحه استفاده می‌کردند اما هیچ‌کدام تشکیلاتی مثل کمیته مجازات نداشتند.

اختلاف در دیدگاه

شیخ فضل الله نوری روحانی مشروعه طلب سنتی یکی از افرادی بود که به دلیل اختلاف در دیدگاه در دوران استبداد صغیر طرح ترورش توسط برخی مشروطه خواهان تندرو پی‌ریزی شد تا کریم دواتگر فردی که بعدها در کمیته مجازات هم عضویت پیدا کرد به عنوان گزینه حذف نوری دست به کار شود. به این صورت که بنابه گفته احمد کسروی نویسنده تاریخ مشروطه جمعه‌شب بود و شیخ از دیدن کسی برمی‌گشت که هنگام پیاده شدن از درشکه توسط شخصی که بعد معلوم شد کریم دواتگر است به وسیله ششلولی هدف قرار گرفت. گلوله‌ها به همراهان شیخ اصابت کرد و شیخ مجروح شد ولی جان سالم به در برد. کریم که خود را گرفتار اطرافیان دید، زیر گلوی خود گلوله‌ای شلیک کرد که از گونه‌اش بیرون پرید. مجروحان را به خانه شیخ بردند و به مداوایشان پرداختند. کریم نیز مانند بقیه مجروحان بهبود یافت و به جرم این اقدام به زندان افتاد. او در زندان بود که مشروطه‌خواهان بر محمدعلی‌شاه و دشمنان مشروطه پیروز شدند.

اگرچه ترور ناموفق شیخ فضل الله هنگامی انجام شد که هنوز کمیته مجازات تشکیل نشده بود اما کریم دواتگر فردی بود که بعدها در تشکیل این کمیته نقش مهمی داشت.

مسئله نان و توزیع آرد

مسئله نان و بحران های ناشی از آن یکی از مهمترین تراژدی های تاریخ ایران به شمار می رود که در دوره قاجار دامنه ای وسیع پیدا می کند به گونه ای که اعتراض های شدیدی به خاطر کمبود نان به ویژه در دوره ناصرالدین شاه اتفاق می افتاد اما بعد از انقلاب مشروطه هم این کمبود نان همچنان در دوره هایی وجود داشت و این شرایط باعث می شد تا وضعیت مملکت بنابه گفته ناظم الاسلام کرمانی اینگونه می شود که روزی هزار تومان از نانواخانه‌ها می‌گیرند و در عوض نان مخلوط به خاکه نجاری به ما می‌دهند و می‌گویند آرد حاج ترخان است. نانی که در سابق یک من دو عباسی منتها سه عباسی بود حالا باید یک من سه هزار بخریم... این شرایط چنان پیش می رود که در سلخ صفر(۱۳۲۳) که شاه به زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام رفت زن ها از طهران و از آنجا جلو شاه را نزدیک زنجیر بست به اجماع گرفتند و فحش زیاد به او دادند و گفتند نان و گوشت و سایر نرخ‌ها گران و نایاب است.

یکی از سخت ترین دوره های تاریخ اجتماعی ایران در زمان جنگ جهانی اول رخ می دهد تا آنجایی که قحطی جان بسیاری از مردم را می گیرد. در چنین شرایطی که مردم به لحاظ تهیه نان در وضعیت بسیار سختی به سر می بردند کمیته مجازات شکل گرفته و بنابه قول خودشان درصدد عاملان این وضعیت فلاکت بار هستند. به همین دلیل نیز تصمیم می گیرند که میرزا اسماعیل خان که جز کارکنان و جاسوس انگلیس در ایران به شمار می رفت و در زمان نخست وزیر وثوق الدوله در ۱۲۹۵ خورشیدی رئیس انبار غله تهران شده بود، ترور کنند زیرا بنابه گفته منشی زاده هنگامی که به اطراف خود نظر انداخته اجتماع را از لحاظ تشخیص عناصر جاسوس و خائن مورد بررسی قرار دادیم به نام (میرزا اسماعیل) مدیر انبار غله برخوردیم و با اکثریت آراء تصویب کردیم که وی از طرف قوه مجریه کمیته مجازات ترور بشود زیرا به‌دلیل شهرت‌داشتن به رابطه با بریتانیا و مهم‌تر از آن قحطی ناشی از جنگ و احتمال فروش آذوقه تهران به نیروهای روس و بریتانیا، مورد خشم کمیته مجازات بود.

به این ترتیب برای او نامه ای فرستادند و ضرب الاجلی تعیین کردند و سرانجام در هنگامی که با درشکه از انبار بیرون می آمد ساعت چهار و ۴۵ دقیقه بعداز ظهر میرزا اسماعیل خان مدیر انبار غله هنگام مراجعت از انبار در نزدیکی ایستگاه راه آهن عبدالعظیم در درشکه خود مورد سوء قصد قرار گرفت و کشته شد. قتل اسماعیل خان سر و صدای عجیبی در تهران به پا کرد و باعث استقبال آن نزد مردم و حتی کارمندان دولت شد.

متهم به سوءاستفاده

کریم دواتگر که توسط ابوالفتح زاده به کمیته مجازات معرفی شده بود، وظیفه مشخصی داشت و آن هم قتل بود زیرا سابقه اش در دوره مشروطه نشان می داد که آدم این کار است چراکه او ضارب شیخ فضل‌الله نوری و یکی از عوامل کمیته جهانگیر بود که توسط مستعان‌الملک اداره می‌شد. بنابراین اگرچه گردانندگان اصلی کمیته مجازات اهداف خاصی را دنبال می کردند اما فردی همچون کریم دواتگر که فردی عامی بود و به خاطر پول به این تشکیلات پیوست او جز ماجراجویی از امور سررشته‌ای نداشت و خواسته و یا ناخواسته وارد بازی مرگباری شد که سرانجامی جز معدوم ساختن خودش توسط همان تصمیم‌گیرندگان اصلی جوخه ترور نداشت.

دواتگر جوانی عیاش بود در میگساری‌های شبانه شرکت می کرد و آنگاه که از خود بیخود می‌شد، شروع به سخن گفتن می‌کرد و ناخواسته اسرار کمیته مجازات را فاش می کرد و اینها به دلیل این بود که هیچ اطلاعی از کارهای تشکیلاتی هم نداست اما بهانه اصلی برای حذف چنین گزینه ای توسط خود افراد کمیته، متهم به سوء استفاده شدن بود. به این نحو که کریم دواتگر سر ناسازگاری با رهبران کمیته گذاشته و برای دریافت پول بیشتر سران کمیته را تحت فشار قرار داد و زیاده‌خواهی وی از آنان در قبال ترور میرزا اسماعیل‌خان، مشکلاتی بر سر راه کمیته به وجود آورد و نیز گفته شد که بخشی از هزینه‌ای که بابت عملیات ترور میرزا اسماعیل مقرر شده بود به‌نفع خود تصرف کرده است. همچنین پیش از مرگ نیز اقدام به ترور نافرجام شیخ فضل‌الله‌نوری کرده بود که عدم موفقیت در آن عملیات و امکان افشای هویت وی باعث شد تا مهر تاییدی بر حذف کریم دواتگر زده شود و به این صورت وی ۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۶خورشیدی ساعت ۹ بعد از ظهر مقابل کلیسای ارامنه واقع در محله سنگلج به دست رشیدالسلطان، سید مرتضی و میرزاعبدالحسین ساعت ساز به قتل رسید.

این ترور کریم دواتگر نشان ‌داد کمیته مجازات حتی برای اصلاح اعضای خود راهی جز خشونت و برخورد قهرآمیز نمی‌شناسند.

مراوده و حمایت از روس و انگلیس

در دوره ای که ایران در جنگ جهانی می سوخت کمیته مجازات یکی از عوامل این بدبختی را کشورهای خارجی به ویژه انگلیس می دانست از این رو افرادی که به هر نحو با این کشور مراوده داشتند می خواست که حذف کند. به همین دلیل هم عبدالحمیدخان ثقفی ملقب به متین السلطنه متهم شد که از اسماعیل‌خان دفاع کرده و با خارجی‌ها مراوداتی دارد تا همین بهانه کافی باشد تا طرح قتل او توسط کمیته کشیده شود.

متین السلطنه در آکسفورد دوره عالی حقوق و علوم سیاسی را گذرانده بود. وی روزنامه نگاری برجسته، مدیر روزنامه عصر جدید و از نزدیکان وثوق الدوله به شمار می رفت و مطالبی در حمایت از بریتانیا در جنگ منتشر می کرد. منشی زاده درباره انتخاب متین السلطنه به عنوان یکی از قربانیان کمیته مجازات می گوید: متین السلطنه جز کسانی بود که به وابستگی شهرت داشت و در این ایام لیست عجیبی با اسامی یکایک کسانی که کمیته محرمانه ای به نام کمیته همکاری ایرران و روس تشکیل داده بودند و به نفع اجانب فعالیت می کردند. به این ترتیب ساعت هشت‌ونیم بعدازظهر متین‌السلطنه نویسنده و سردبیر روزنامه عصر جدید در اتاق کار خود به‌وسیله شخص ناشناسی به قتل رسید؛ شخص ناشناسی که خود را در عبا پیچیده بود در محل کار متین‌السلطنه (در خیابان قوام‌السلطنه) حاضر شده اظهار می‌دارد که کاغذی به نام او دارد.

نخستین بیانیه کمیته نیز پس از قتل صادر شد که با این عبارت آغاز شده بود: هموطنان متین السلطنه کشته شد در حالی که با خود بار سنگینی از خیانت و بی شرفی را به همراه برد. ما جامعه را از این عنصر بی حیثیت پاک کردیم تا سرمشقی باشد برای سایر اشخاص خیانت پیشه.

پس از این قتل شایع هایی در شهر پیچید که افرادی مانند وثوق الدوله، نصرت الدوله، سردار معظم خراسانی، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، سیدضیاءالدین طباطبایی و عده ای دیگر در لیست ترور کمیته مجازات قرار دارند.

صحبت کردن راجع به نفوذ آمریکایی ها در مملکت

کمیته مجازات همانگونه که در ترور اسماعیل خان نیز خودشان به آن اشاره می کنند در وهله نخست دست به تهدید می زدند و با نامه و نوشته تهدید آمیز فرد مورد نظر خود را تهدید می کردند که این اتفاق برای شیخ عباس قمی نیز اتفاق افتاد و توسط این کمیته تهدید به قتل شد.

شیخ عباس قمی محدث و صاحب تالیفات متعددی مانند مفاتیح الجنان، سفینه‌البحار، منتهی‌الآمال، هدیه الاحباب و ... است. وی یک سال پیش از آغاز انقلاب مشروطه به ایران آمد و در طی همین سال‌ها سخنرانی‌های وی و نیز کلاس‌های درس اخلاق او که در هر پنج شنبه و جمعه در مدرسه میرزا جعفر مشهد برگزار می‌شد اما به دلیل اینکه سخنان وی خوشامد کمیته مجازات نبود مورد تهدید قرار گرفت.

شیخ عباس قمی در منبرهای خود در مورد نفوذ آمریکایی ها در ایران سخن می گفت اما کمیته مجازات مشهد در نامه‌ای بی‌ادبانه و توهین‌آمیز نوشتند که آقای شیخ عباس قمی، پدرسوخته! شنیدم که در منبر از آمریکایی‌ها حرف بد می‌زنید، اگر شنیده شد که دومرتبه از این گونه مزخرفات بگویید و تکذیب نکنید، همین دوشنبه به ضرب گلوله شکمت را مثل سگ پاره و پردود خواهیم کرد.

در ذیل این نامه که در میان مکتوبات و اسناد خطی شیخ عباس قمی پیدا شده است، دست‌خطی از وی هم در توضیح نامه و مندرجات آن و وضعیت آن روزگار به چشم می‌خورد که نوشته شده در چند سال قبل در ماه رمضان  منبر می‌رفتم. در اواخر ماه این کاغذ را برای من فرستادند و آن روز دوشنبه که موعد بود، روز یکشنبه آن، من به دیدن حاجی‌ها رفتم ... تومان دفعةً برای من رسید از حاجی‌ها، همان وقت من هم به حج مشرف شدم و دموکرات هم از بین رفت.

عدم لیاقت و مراوده با بلژیکی ها

منتخب‌الدوله خزانه‌دار کل و داماد وثوق الدوله نخست وزیر بود که بهانه کمیته مجازات برای ترور او عدم لیاقت در احراز مقام و مراوده با انگلیسی ها بود. منشی زاده در اعتراف های خود می گوید: در جلسات صحبت از اصلاح ادارات بودو ابوالفتح زاده هم در شمیران بود و گاهی هم به شهر آمده در جلسات کمیته شرکت می کرد و درباره اشخاصی که اعمالشان امیدبخش نبود خوب نمی گفتند، خیلی ها بودند که اسمشان به خاطرم نیست ولی اسم منتخب الدوله هم ذکر می شد و هم از برای اشخاصی... مساعدت می نماید ولی صحبت از اینکه به این زودی ها ترور شود در میان نبود اما  ۹ تیر ۱۲۹۶ خورشیدی پایان زندگی منتخب الدوله با دستور کمیته مجازات رقم خورد و در خیابان امیریه تهران به قتل رسید تا پس از آن این قتل برای کمیته مشکل‌ساز و سرانجام به انهدام تشکیلات آنها منجر شود.

منابع

کسروی، احمد(۱۳۶۳).تاریخ مشروطه، تهران: امیرکبیر.

کرمانی، ناظم‌الاسلام(۱۳۴۷). تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام: سعیدی سیرجانی، تهران، ‌انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ‌۱۳۴۷.

سپهر، عبدالحسین خان(۱۳۶۸). یادداشت های ملک‌المورخین، به اهتمام: دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، ‌زرین.

عاقلی، باقر(۱۳۸۰). شرح حال رجال ایران، تهران: علم ارمغان، گفتار.

سپهر، مورخ الدوله (۱۳۳۶). ایران در جنگ بزرگ، تهران: بی نا.

متولی، عبدالله(۱۳۷۸). کمیته مجازات، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر؛ وزارت امور خارجه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =